موادمخدر در همه زندان های دنیا مصرف می شود؛ به طوری که دولت ها را به چالش و مبارزه با این پدیده خطرناک فرامیخواند. پژوهش حاضر در پی تعیین میزان شیوع سوء مصرف مواد مخدر در بین زندانیان در زندان های کشور است. به علاوه، تفکیک ویژگی های دموگرافیک مصرف کنندگان، تعیین توزیع نوع مواد و روش مصرف در زندانیان، بررسی وجود رفتارهای پرخطر و میزان آن در بین زندانیان و بررسی شیوع اختلالات روانی همراه با سوء مصرف مواد مخدر از اهداف دیگر این پژوهش است . این پژوهش به صورت مطالعه کمی و کیفی و به روش مقطعی انجام گرفته است. جمع آوری اطلاعات مورد نیاز در مطالعه کیفی با استفاده از پرسشنامه های تفصیلی و با مصاحبه در چهار گروه شامل مردان، زنان زندانی (با جرایم موادمخدر و سایر جرایم)، مراقبان زندان ها و افراد کلیدی از مسؤولان زندان ها انجام گرفت. در مطالعه کمی که بر روی زندانیان مرد اجرا شد پرسشنامه های مشخصات عمومی و دموگرافیک، بررسی وضعیت سوء مصرف موادمخدر، بررسی آگاهی و نگرش افراد نسبت به سوء مصرف مواد مخدر و SCL - 90 - R مورد استفاده قرار گرفت.
جامعه مورد بررسی تمام زندانیان، مراقبان و مسؤولان کلیدی زندان های ایران را در بر می گیرد. افراد مورد مطالعه با روش نمونه گیری چند مرحله ای (خوشه ای) و تصادفی منظم از زندان های 5 استان کشور انتخاب شدند و حجم کل نمونه مورد بررسی 1436 نفر بوده است. به منظور توصیف نتایج از جداول فراوانی، نما، میانه، میانگین، انحراف معیار، آزمون های X وZ استفاده شد.
نتایج این پژوهش نشان میدهد که مقایسه سوء مصرف مواد افیونی در قبل و بعد از ورود به زندان رابطه معنیداری را نشان میدهد، همچنین، تفاوت معنی داری بین گروه های سنی مشاهده نشد. درباره سلامت روانی مصرف کنندگان نیز 5/12 درصد افراد سالم و 5/87 درصد مشکوک به اختلال روانی بودند. همچنین، بین سوء مصرف مواد در زندان و اختلالات، شکایات جسمانی، وسواس و اجبار، افسردگی و روانپریشی رابطه معنی داری دیده شد. بر اساس نتایج حاصله، مهمترین ماده مصرفی در زندان تریاک بوده است. به علاوه رفتارهای پرخطر در بین زندانیان نیز مشاهده شده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطة افسردگی با نگرش دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران به سوء مصرف مواد مخدر در بین انجام یافته است بدین منظور، با استفاده از روش تحقیق همبستگی، 195 نفر از دانش آموزان پایه های اول، دوم و سوم دبیرستان های شهر تهران، با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و آزمون افسردگی بک و نگرش سنج سوء مصرف مواد مخدر (موسوی و همکاران) مورد ارزیابی قرار گرفتند. پس از جمع آوری داده ها و تحلیل آنها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس دو متغیره نتایج به دست آمد زیر:
ـ نوجوانان افسرده (صرف نظر از جنسیت و پایه های تحصیلی آنان،) نگرش مثبت تری به سوء مصرف مواد مخدر دارند.
ـ بین نمرات افسردگی و نگرش نوجوانان به سوء مصرف مواد مخدردر گروه عادی، همبستگی مثبت وجود دارد.
ـ شیوع افسردگی در بین دانش آموزان دختر پایة اول و پسران پایة سوم متوسطه، بالاتر از سایر پایه های تحصیلی است.
هدف اساسی این پژوهش، ساخت مقیاسی برای سنجش فشارزاهای روانی دانشجویی در دانشگاه پیامنور اهواز بود. بدینمنظور، پرسشنامه مقدماتی حاوی 68 ماده مربوط به فشارزاهای روانی تهیه شد و بر روی 500 دانشجوی دانشگاه پیام نور اهواز که به روش تصادفی چند مرحلهای انتخاب شده بودند اجرا گردید. سپس دادههای جمعآوری شده مورد تحلیل عاملی قرار گرفت و بدینوسیله یک مقیاس کوتاه 28 مادهای دو عاملی با عنوان "مقیاس فشارزاهای روانی دانشجویان دانشگاه پیام نور اهواز(APN-SSI) استخراج گردید، که 17 ماده روی عامل اول (شرایط فشارزای تحصیلی) و 11 ماده روی عامل دوم (شرایط فشارزای غیر تحصیلی) قرار داشت. نتایج بررسی پایایی مقیاس APN-SSI به روش همسانی درونی (87/0 =r) رضایت بخش بود. اعتبار همزمان این مقیاس با دو مقیاس استاندارد دیگر بررسی شد که نتایج بیانگر اعتبار بالای مقیاس است.
"هدف از اجرای پژوهشی که مبنای نگارش مقاله حاضر است، مطالعه و مقایسه سبک های یادگیری در دانش آموزان دوزبانه (ترک زبان و کردزبان) و یک زبانه (فارس زبان) و بررسی احتمال وجود رابطه بین سبک های یادگیری با عوامل پیشرفت تحصیلی و جنسیت بود. به این منظور پرسش نامه سبک های یادگیری فلدر ـ سولومان در مورد 720 دانش آموز دختر و پسر پایه های اول، دوم، و سوم دوره راهنمایی مدارس دولتی در سال تحصیلی 81 ـ 80 ، شامل 240 دانش آموز دختر و پسر دو زبانه کردزبان، 240 دانش آموز دختر و پسر دو زبانه ترک زبان، و 240 دانش آموز دختر و پسر یک زبانه فارس زبان، به ترتیب، در شهرهای سنندج، تبریز، و تهران اجرا شد و نتایج حاصل با استفاده از آمارهای تحلیل واریانس چندمتغیری و روش همبستگی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. این پژوهش نشان داد که:
الف) بین سبک های یادگیری دانش آموزان دو زبانه (ترک زبان و کردزبان) و دانش آموزان یک زبانه (فارس زبان) تفاوت وجود دارد، این گونه که دانش آموزان یک زبانه، در مقایسه با دانش آموزان دوزبانه، از سبک یادگیری شهودی و دیداری برخوردارند؛ در حالی که دانش آموزان دو زبانه، در مقایسه با دانش آموزان یک زبانه، سبک یادگیری حسی و کلامی دارند.
ب) بین سبک های یادگیری و پیشرفت تحصیلی رابطه معنی دار وجود ندارد.
پ) بین سبک های یادگیری دانش آموزان دختر و پسر تفاوت وجود دارد؛ به گونه ای که سبک یادگیری پسران از نوع دیداری و کلی است؛ در حالی که سبک یادگیری دختران از نوع کلامی و متوالی است.
"