یکی از ایرادهای نظام آموزشی ما این است که دانش آموزان یک کلاس را نسبت به یک دیگر ارزیابی می کنند. عیب این سنجش آن است که افراد پس از مدتی کوتاه در کلاس در دسته های قوی، ضعیف و متوسط طبقه بندی می شودند و گروه ضعیف به زودی احساس می کند که قدرت مطرح کردن خود را در کلاس ندارد؛ بنابراین، انگیزه ای برای کار و تلاش در اعضای آن گروه وجود نمی آید. بر این اساس، ارایه راهبردهای موثر جهت پیش گیری از افت تحصیلی دانش آموزان از طریق توجه به تفاوت های فردی و ایجاد انگیزش در کلاس درس، ضروری به نظر می رسد.
پژوهش حاضر به منظور مقایسه تاثیر روش های رقابت فردی، تلاش فردی و رقابت گروهی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان صورت گرفته است. 195 دانش آموز دختر پایه اول دبیرستان از منطقه 11 آموزش و پرورش شهر تهران به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و از طریق آزمون های معلم ساخته مستمر و پایانی مورد بررسی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد.
نتایج پژوهش نشان می دهد که
1.اثر بخشی روش تلاش فردی بیشتر از روش رقابت فردی است؛ زیرا هر فرد نسبت به خودش سنجیده می شود پس، امیدواری او برای تلاش و کوشش و این امید و تشویق، او را به برداشتن گام های استوار و فعالیت مستمر وادار می کند.
2.اثر بخشی روش رقابت فردی کمتر از روش رقابت گروهی است؛ زیرا در روش رقابت فردی، نمره های درسی و پیشرفت های تحصیلی دانش آموزان نسبت به دیگران ارزش یابی می شود و به تفاوت های فردی که امری کاملا طبیعی است، توجه نمی شود. از سوی دیگر، در روش رقابت گروهی بین اعضای گروه همکاری و تعاون وجود دارد و در صورت شکست گروه، ناراحتی های ناشی از آن به جای تحمیل به یک فرد، در بین اعضای گروه تقسیم می شود.
3.بین میزان اثر بخشی روش رقابت گروهی و روش تلاش فردی اختلاف معناداری وجود ندارد ولی روش تلاش فردی به دلیل اهمیت دادن به علایق و رغبت های دانش آموز و تامین بهداشت روانی او، بر روش رقابت گروهی ارجحیت دارد. در عین حال، در صورت استفاده از رقابت، دست کم، باید روش رقابت گروهی جایگزین روش رقابت فردی شود.
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر بخشی هیپنوتیزم درمانی در درمان مبتلایان به سردرد تنشی مزمن و تأثیر آن بر اضطراب بیماران فوق به صورت تک موردی (طرح خط پایه چندگانه در بین آزمودنی ها) صورت گرفته است. بدین منظور، سه بیمار مبتلا به سردرد تنشی مزمن از بین مراجعه کنندگان به یک مطب مغز و اعصاب انتخاب و خط پایه آنها به وسیله مقیاس درجه بندی دیداری درد و پرسشنامه اضطراب بک تعیین گردید (نمونه های در دسترس). آنگاه بیمار اول پس از یک هفته خط پایه، بیمار دوم پس از دو هفته خط پایه و بیمار سوم پس از سه هفته خط پایه در نه جلسه یک ساعته مورد مداخله هیپنوتیزم درمانی قرار گرفتند. ارزیابی اثرات مداخله در پایان هر جلسه به وسیله ابزارهای پژوهش مورد سنجش قرار گرفت. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که شدت درد و نمرات اضطراب هر سه بیمار در مرحله مداخله نسبت به خط پایه کاهش قابل توجهی داشته و پس از یکماه پیگیری برای هر سه بیمار پایدار بوده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رویکرد خانواده درمانی ساختاری در کاهش تعارضات زناشویی و والدینی، افزایش رضایت زناشویی و بهبود عملکرد خانواده کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی انجام شد. جامعه پژوهش شامل خانواده های دارای اختلال عملکرد و فرزند مبتلا به اختلال اضطراب جدایی و نمونه شامل 38 خانواده با حداقل یک فرزند مبتلا به اختلال اضطراب جدایی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از روش تحقیق شبه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و اندازه گیری مکرر استفاده شد. نمونه ها به دو گروه آزمایشی (خانواده های کم سواد و باسواد) و دو گروه کنترل با ترکیب مشابه (جمعاً 4 گروه) تقسیم شدند. خانواده های گروه های آزمایشی، با حضور کلیه اعضای خانواده، طی 9 جلسه در معرض مداخلات درمانی با طرح درمانی یکسان قرار گرفتند. شش هفته پس از آخرین جلسه درمان نیز در یک جلسه پی گیری شرکت نمودند. برنامه مداخله ای از پیش طراحی شده به گروه های آزمایشی ارائه و نتایج اثرات مداخله با گروه کنترل در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری مورد مقایسه قرار گرفت. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس ارزیابی عملکرد خانواده، پرسشنامه رضامندی زناشویی انریچ و مصاحبه بالینی بود. از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و همچنین آمار استنباطی (تکرار سنجش و روش تعقیبی توکی) برای مقایسه میانگین ها استفاده شد. نتایج حاکی از اثربخشی خانواده درمانی ساختاری در تقویت رضایت زناشویی و بهبود عملکرد خانـواده در سطـح (001/0< p) بود. ولی تفاوت بین گروه های باسواد و کم سواد معنی دار نبود.
"برای بررسی وضعیت روانشناختی دانشجویان پسر و دختر دانشگاه اصفهان، تعداد 550 دانشجو ( 281 پسر و 269 دختر) در گروه سنی 19 تا 28 سال با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از دانشکده های مختلف در سال تحصیلی 84-1383 انتخاب شدند.
داده ها با استفاده از آزمون پنج عاملی شخصیت (NEO-PI) و اطلاعات شخصی جمع آوری شد و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متدغیری و همبستگی مورد تحلیل قرارگرفت.
در ارتباط با وضعیت روانشناختی دانشجویان مشخص شد که 1/9 درصد دانشجویان در ویژگی دلپذیر بودن، 5/12 درصد در ویژگی انعطاف پذیری، 3/15 درصد در ویژگی با وجدان بودن و 1/17 درصد در ویژگی برونگرایی و 5/11 درصد در ویژگی روان نژندی در سطح بالایی قرار دارند. بین ویژگی های شخصیتی و متغیرهای جمعیت شناختی دانشجویان ( جنس، سن، محل سکونت و تاهل) رابطه معنی داری بدست نیام."
در سطح نظری روانشناسان برجسته جهت گیری های نسبتا متفاوتی در برابر مذهب داشته اند. افرادی چون فروید بنیانگذار مکتب روان تحلیل گری و الیس بنیانگذار درمانگری عقلانی-هیجانی نوعی ارزیابی منفی از نقش و تاثیر مذهب بر سلامت روان و رفتار انسان ها داشته اند. اما افراد دیگری چون جیمز، یونگ، آلپورت، مازلو، آدلر، فرام، با نگرشی مثبت به مذهب از تاثیرات سودمند اعتقادات مذهبی سخن گفته اند. در سطح پژوهشی نیز نتایج نسبتا متناقضی ارائه شده است. هر چند در اکثریت مطالعات پژوهشی به نقش سودمند اعتقادات بر رفتار انسان ها اذعان شده است در مواردی نیز به آثار منفی مذهب بر زندگی اشاره شده است؛ اما آنچه در مجموع از مرور تحقیقات مختلف حاصل می شود حاکی از نقش مثبت مذهب بر ابعاد مختلف زندگی انسان ها است. در این مقاله پس از مروری بر دیدگاه های روانشناسان برجسته، کارکردها و نقش مذهب در گستره پژوهش مطمح نظر قرار گرفته و آنگاه به فرضیاتی اشاره شده است که برای سودمندی تاثیرات مذهبی قابل طرح هستند.
سالمندی موفق، الگوی مناسبی از سالمندی است که طی سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به این که جمعیت جهان رو به پیری می رود و امید به زندگی در کشورهای مختلف، از جمله کشور ما سیر افزایشی نشان می دهد، موضوع کیفیت زندگی در دوره سالمندی مورد علاقه همگان است. به همین سبب، شناسایی مولفه های اساسی سالمندی موفق حائز اهمیت است. یکی از متغیرهایی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته، گرایش های مذهبی سالمندان و نقش آن بر سالمندی موفق بوده است. با توجه به تعاریفی که صاحبنظران از سالمندی موفق ارائه داده اند، در این تحقیق، سالمندی موفق با استفاده از دو مقیاس رضایتمندی از زندگی و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-12)، شناسایی و نقش گرایش های مذهبی با استفاده از آزمون جهت گیری مذهبی اندازه گیری شد. نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون های آماری "t"، F و رگرسیون لاجیستیک تجزیه و تحلیل شد. نتایج گویای آن است که سالمندان موفق به طور معناداری گرایش بیش تری به مذهب نشان داده اند.
پژوهش حاضر با هدف آموزش رویکرد شناختی- رفتاری و مهارت های مطالعه در جهت کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان اجرا شد. در این پژوهش 33 نفر از دانش آموزان پسر مقطع اول متوسط (تحت پوشش کمیته امداد خراسان) ساکن در مجتمع شبانه روزی دستجردی شهر مشهد، بر اساس نمونه گیری در دسترس از جامعه 60 نفری انتخاب و به شیوه داوطلبانه در یکی از گروه های چهارگانه (درمان شناختی- رفتاری، آموزش مهارت های مطالعه، ترکیب دو شیوه مذکور و یک گروه کنترل) گمارده شدند. با استفاده از تحلیل واریانس یک طرفه برای مقایسه میانگین ها و در سطح معناداری 0.05 درصد، داده ها تحلیل شدند. یافته ها نشان داد هر سه گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل در نمرات اضطراب امتحان کاهش معناداری از لحاظ آماری داشتند. اما کاربرد هم زمان گروه درمانی شناختی- رفتاری و آموزش مهارت های مطالعه در مقایسه با کاربرد تفکیکی این دو باعث کاهش معناداری در نمرات اضطراب امتحان دانش آموزان نشد. در بخش نتیجه گیری به دلایل آن اشاره شده است.
"هدف از این بررسی تعیین میزان اثر بخشی ارتباطات، میزان منطقی بودن رفتار و شناسایی همبستگی بین دو متغیر مذکور می باشد. همچنین از جمله اهداف دیگر این تحقیق ، بررسی میزان همبستگی ارتباطات و رفتارهای منطقی با سن، جنس و میزان تحصیلات می باشد. روش تحقیق توصیفی بوده و جامعه آماری (آزمودنیها) تمامی اعضای هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه باهنر کرمان در سال 1383 هستند. تعداد اعضای مذکور40 نفر بوده است که کلیه آنها با روش سرشماری (تمام شماری ) انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات در مورد ارتباطات از طریق پرسشنامه شناسایی ارتباطات سوسمان و کریونوس و در مورد رفتار منطقی از طریق پرسشنامه شرکی و وایتمن استفاده شده است. تعداد 38 پرسشنامه بوسیله اعضای هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی تکمیل شده و عودت داده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نمودار پراکنش، ضریب همبستگی پیرسون و شاخصهای مرکزی (میانگین و میانه) و نمودار جعبه ای انجام گردید . نتیجه این پژوهش نشان داد که 8/83% آزمودنیهای از نظر ارتباطات خیلی مؤثر و مؤثر ، 5/10% تا حدی مؤثر بودند و همچنین از نظر میزان اثر بخشی ارتباطات اعضاء هیئت علمی با زیردستان 1/42% بسیار مؤثر ، 7/44% مؤثر ، 2/13% تا حدی مؤثر و با مافوقها 6/31% بسیار موثر، 8/36% مؤثر و7/23 % تا حدی موثر و همچنین با همکاران 6/31% بسیار موثر، 8/36% مؤثر و 7/23% تا حدی مؤثر بودند. در مورد رفتار منطقی 1/71% نسبتاً مناسب و نامناسب و 29% مناسب و کاملاً مناسب بودند و بین رفتار منطقی و تأثیر پذیری ارتباطات همبستگی منفی ضعیفی مشاهده شد.
"
افسردگی یکی از رایجترین اختلالات روانشناختی است که بـسیاری از رواندرمانگران به آن تـوجه ویـژه داشتهاند. در سالهای اخـیـر روشهای گونـاگونـی بـرای درمان اختلالات افـسردگی بهکار گرفته شده است. یافتههای پژوهشی، مبین نقش خانواده در بروز، نگهداری، و درمان نشانگان افسردگی است. همچنین در پژوهشهای مختلف، درمانهای شناختی _ رفتاری یکی از روشهای مناسب در درمـان اخـتلالات افـسردگـی تـشخیص داده شدهانـد. از ایـن رو، به کارگیری درمان شناختی _ رفتاری با تأکید بر خانواده به منزله روش درمانی مؤثری در درمان اختلالات افسردگی مطرح شده است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر مطالعة تأثیر درمان شناختی _ رفتاری با تأکید بر خانواده بر درمان اختلال افسردگی است. روش پژوهش حاضر مطالعة موردی است و دادهها از طریق مصاحبة بالینی و آزمونهای روانشناختی جمع آوری شده اند. در این پژوهش یـک آزمودنی 17 سالة افسرده شدید با روش ترکیبی فنون شناختی _ رفتاری با تـأکید بر خانواده درمانـی درمان شد. نـتایج مبین کارآیی این روشها در درمان افسردگی است. همسویی و عدم همسویی یـافته ها بـا نـتایج سایر پـژوهشها در پـایـان مـورد بـحث واقـع شده است.
هدف اصلی پژوهش حاضر، شناختن رابطة سلامت روانی با میزان و نوع تفکرات غیرمنطقی در دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی بود. پژوهشهای پیشین نشان داده اند که سلامت روانی با میزان و نوع تفکرات غیرمنطقی رابطه دارد. 385 دانشجو با روش تصادفی طبقهای نسبی به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. در مورد آنها SCL-90-R و IBT جونز اجرا شد. در تجزیه و تحلیل یافته ها از روشهای ضریب همبستگی پیرسن، تی برای دو گروه مستقل، تحلیل واریانس یکراهه، و مجذور کای استفاده شد. نتایج نشان دادند که سطح سلامت روانی آزمودنیها با میزان تفکرات غیرمنطقی آنها به طور کلی، و با انواع توقع تأیید از دیگران، انتظار بیش از حد از خود، واکنش به نـاکامـی، بی مسؤولیتـی هیجانـی، بـیش دلواپسـی اضطرابی، اجتناب از مشکل، و درماندگـی برای تغییر رابطه مـعکوس معنـادار (P<0.000)، و بـا کمالگرایـی، رابـطة مـستقیم معنـادار (P<0.000) دارد. نتایج اصلی این پژوهش با یافتههای پژوهشهای پیشین هم خوانند.