"پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناخت زیرساخت های آموزشی نظام آموزش از راه دور به ویژه چگونگی توزیع امکانات و خدمات آموزشی در مراکز و واحدهای آموزشی دانشگاه پیام نور در سطح کشور و در پیوند با ساختار آموزشی به روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است.
جامعه آماری از دو گروه اساتید و دانشجویان در مراکز و واحدهای آموزشی در 30 استان کشور (70 مرکز و واحد آموزشی) انتخاب شده است. سپس با شیوه اسنادی و پیمایشی با استفاده از دو پرسشنامه محقق ساخته (پرسشنامه دانشجویان، پرسشنامه اساتید) اجرا شده است که پایایی آنها از طریق اجرای آزمون مجدد و محاسبه الفای کرونباخ برای دانشجویان 82? و اساتید 80? به دست آمد. آنگاه برای پردازش اطلاعات از نرم افزار (Excel) و برای تجزیه و تحلیل آماری از نرم افزار (SPSS) استفاده شد. سپس برای هر دانشگاه استان نیاز سنجی آموزشی و خدماتی بررسی و مقایسه شد. و یافته های پژوهش نشان داد که :
1.بین امکانات و خدمات آموزشی در مراکز و واحدهای آموزشی دانشگاه پیام نور با نیاز های آموزشی دانشجویان همخوانی وجود ندارد. به طوری که در اکثر مراکز آموزشی امکانات و خدمات آموزشی متناسب پاسخ گوی نیاز های آموزشی دانشجویان نبوده است.
2.توزیع امکانات وخدمات آموزشی در مراکز و واحدهای آموزشی دانشگاه پیام نور از دیدگاه اعضاء هیات علمی متناسب نیست به عبارت دیگر وضعیت امکانات و خدمات آموزشی در مراکز آموزشی از دیدگاه اعضاء هیات علمی پایین تر از متوسط قرار دارد.
3.توزیع امکانات و خدمات آموزشی با نوع مراکز و واحدهای آموزشی دانشگاه پیام نور متناسب نیست. به طوری که در مراکز بزرگ آموزشی توزیع امکانات و خدمات آموزشی نسبت به مراکز متوسط و کوچک در سطح پایین تری ارائه می شود.
4.توزیع امکانات و خدمات آموزشی در مراکز و واحدهای آموزشی دانشگاه پیام نور از نظر اعضاء هیات علمی و دانشجویان این دانشگاه متناسب نیست.
"
پژوهش حاضر با هدف ساخت مقیاس سنجش دنیاگرایی (مسد) از دیدگاه اسلام انجام گرفته است. در این پژوهش با استفاده از آموزه های اسلام، پرسش نامه ای معتبر تهیه شده تا به منزله یک مقیاس علمی، دنیاگرایی افراد را سنجده شود. در این زمینه، پرسش نامه 60 ماده ای براساس مؤلفه های دنیاگراییِ استخراج شده از قرآن و روایات، تهیه و در سطح محدود به صورت پیش آزمون اجرا شد. ابتدا رَوایی محتوایی این مقیاس را ده تن از کارشناسان علوم اسلامی تایید کردند و سپس پرسش نامه یاد شده، در جامعه آماری (دانشگاه علامه طباطبایی، مؤسسه امام خمینی و دفتر تبلیغات اسلامی) در نمونه آماری 276 نفری اجرا شد. اعتبار آن با روش آلفای کرونباخ 892/. و با روش دوباره سنجی از هم بستگی پیرسون برابر 99/. و با روش تنصیفی از همبستگی955/. برخوردار است. نتایج پژوهش در گروه نمونه نیز نشان می دهد که دنیاگرایی در افراد مجرد، بیش از افراد متاهل و در افراد دانشگاهی، بیش از افراد حوزوی است.
درمان یکپارچه توحیدی، یکی از رویکردهای درمانی است که ضمن اصل قرار دادن معنویت، به دنبال آن است که با یکپارچه سازی شخصیت و وحدت بخشیدن به آن در سایه توحید، زمینه انجام جرم و ارتکاب مجدد آن را از بین ببرد و راهی برای بازگشت سعادتمندانه مجرمان به جامعه فراهم آورد.
در این تحقیق، اثربخشی درمان یکپارچه توحیدی بر مؤلفه های شخصیت و بالینی مددجویان زندان مرکزی قم بررسی شده است. جامعه آماری، از میان 112 نفری که مراحل درمان را پشت سرگذاشته اند، 42 نفر به صورت تصادفی برگزیده شدند و نتایج پیش آزمون و پس آزمون حاصل از اجرای پرسش نامه تحلیل بالینی کتل، در این افراد مقایسه شد.
در پنج مورد از مؤلفه های شخصیت، یعنی ثبات عاطفی، سازگاری، جسارت، ناایمنی روانی و اضطراب، و همچنین ده مورد از مؤلفه های بالینی یعنی خود بیمارانگاری، افسردگی با افکار خودتخریبی، افسردگی همراه با اضطراب، افسردگی با کمبود انرژی، احساس گناه و رنجش، بی حوصلگی و گوشه گیری، پارانویا، اسکیزوفرنیا، ضعف روانی، و بی کفایتی روانی، این روش درمانی اثربخشی معناداری داشته است.
این مطالعه با هدف بررسی روابط بین هدف های تسلط، هدف های عملکردی گرایش-اجتناب، راهبردهای یادگیری و توانایی حل مساله ریاضی دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی استان کرمان انجام گرفت. دادهای مورد نیاز با استفاده ار پرسشنامه های هدف پیشرفت، الیوت و چرچ و فرایندهای مطالعه، بیگز از427 نفر از دانشجویان با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی جمع آوری شد. نتایج نشان داد اثر هدف های تسلط بر راهبردهای عمیق یادگیری مثبت و معنادار و بر توانایی حل مساله ریاضی مثبت اما معنادار نمی باشد. همچنین اثر آن بر راهبردهای سطحی یادگیری منفی و معنادار می باشد. اثر هدف های عملکرد-گرایش بر راهبردهای عمیق و بر راهبردهای سطحی مثبت و معنادار و بر توانایی حل مساله ریاضی منفی اما معنادار نمی باشد. اثر هدف های عملکرد- اجتناب بر راهبردهای سطحی مثبت و معنادار و بر راهبردهای عمیق و توانایی حل مساله ریاضی معنادار نمی باشد. بنابراین نتایج نشان دهنده رابطه قوی هدف های تسلط با راهبردهای عمیق یادگیری و توانایی حل مساله ریاضی بالا و هدف های عملکرد گرایش-اجتناب رابطه قوی با راهبردهای سطحی و توانایی حل مساله ریاضی پائین می باشد.
هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر بازی های رایانه ای بر بهرة هوشی، زمان واکنش و زمان حرکت نوجوانان بود. روش پژوهش، علی – مقایسه ای و جامعة آماری، متشکل از دانش آموزان پسر دبیرستان های منطقة یک شهرستان تبریز (دامنة سنی 18-14 سال) بود. دو نمونة 25 نفری به صورت هدفدار انتخاب و در قالب دو گروه تجربی و کنترل همگن سازماندهی شدند. ملاک انتخاب گروه تجربی، تجربة انجام بازی رایانه ای حداقل سه روز در هفته، در شش ماه گذشته بود. گروه کنترل در مدت زمان مشابه هیچ گونه تجربه ای در این زمینه نداشتند، یا تجربة آنها ناچیز بود. پس از آشنایی آزمودنی ها با فرایند تحقیق، ابتدا زمان های واکنش و حرکت ساده و سپس زمان های واکنش و حرکت تشخیصی افراد با استفاده از دستگاه الکترونیکی ارزیاب زمان واکنش و زمان حرکت اندازه گیری شد. برای تعیین بهرة هوشی افراد، از سومین مقیاس آزمون هوشی فرهنگی – ناوابسته کتل و جداول هنجاری مربوط به آن استفاده شد. نتایج نشان داد بازی های رایانه ای بر بهرة هوشی (031/0 = P)، زمان واکنش ساده (017/0=P)، زمان حرکت ساده (019/0= P)، زمان واکنش تشخیصی (04/0= P) و زمان حرکت تشخیصی (036/0= P) تاثیر معنی داری داشته است. به طور کلی، نتایج پژوهش حاضر حاکی از بهبود بهرة هوشی، زمان واکنش و زمان حرکت نوجوانان در نتیجة انجام بازی های رایانه ای بود.
مقدمه: پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی ـ رفتاری کنترل تکانه بر کاهش تکانشگری، ولع مصرف و شدت اعتیاد در معتادان مصرف کننده کراک بود. روش: در یک پژوهش نیمه آزمایشی30 نفر از معتادان مصرف کننده کراک که در یکی از مراکز ترک اعتیاد(تهران) دوره درمان نگهدارنده با داروی متادون را سپری می کردند، با اجرای مصاحبه اولیه و در نظر گرفتن معیارهای ورود انتخاب شدند. سپس این تعداد به طور تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش هم از داروی متادون، و هم از درمان کنترل تکانه به شیوه گروهی به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای بهره بردند. اما گروه کنترل تنها داروی متادون را استفاده کرده و مداخله دیگری را دریافت نکردند. همه شرکت کنندگان در پژوهش در مرحله پیش از مداخله و بلافاصله پس از آن، هر سه مقیاس تکانشگری بارت، ولع مصرف تیفانی و شاخص شدت اعتیاد را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چند متغیره استفاده شد.
یافته ها: نتایج گویای معنا داری تفاوت دو گروه در زیرمقیاس های تکانشگری، ولع مصرف و شدت اعتیاد (به غیر از زیرمقیاس وضعیت طبی، وضعیت شغلی، وضعیت حقوقی و وضعیت خانوادگی) بود.
نتیجه گیری: می توان بیان کرد درمان گروهی کنترل تکانه بر کاهش تکانشگری، ولع مصرف و شدت اعتیاد در معتادان مصرف کننده کراک مؤثر بوده است.
مقدمه: پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی ـ رفتاری کنترل تکانه بر کاهش تکانشگری، ولع مصرف و شدت اعتیاد در معتادان مصرف کننده کراک بود. روش: در یک پژوهش نیمه آزمایشی30 نفر از معتادان مصرف کننده کراک که در یکی از مراکز ترک اعتیاد(تهران) دوره درمان نگهدارنده با داروی متادون را سپری می کردند، با اجرای مصاحبه اولیه و در نظر گرفتن معیارهای ورود انتخاب شدند. سپس این تعداد به طور تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش هم از داروی متادون، و هم از درمان کنترل تکانه به شیوه گروهی به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای بهره بردند. اما گروه کنترل تنها داروی متادون را استفاده کرده و مداخله دیگری را دریافت نکردند. همه شرکت کنندگان در پژوهش در مرحله پیش از مداخله و بلافاصله پس از آن، هر سه مقیاس تکانشگری بارت، ولع مصرف تیفانی و شاخص شدت اعتیاد را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چند متغیره استفاده شد.
یافته ها: نتایج گویای معنا داری تفاوت دو گروه در زیرمقیاس های تکانشگری، ولع مصرف و شدت اعتیاد (به غیر از زیرمقیاس وضعیت طبی، وضعیت شغلی، وضعیت حقوقی و وضعیت خانوادگی) بود.
نتیجه گیری: می توان بیان کرد درمان گروهی کنترل تکانه بر کاهش تکانشگری، ولع مصرف و شدت اعتیاد در معتادان مصرف کننده کراک مؤثر بوده است.
کلیدواژگان: زمان کنترل تکانه، تکانشگری، ولع مصرف، شدت اعتیاد، درمان نگهدارنده با متادون
مقدمه: افراد دارای سوء مصرف مواد نشانه هایی از راهبردهای تنظیم هیجان منفی و رفتار بین فردی مختل را از خود نشان می دهند. هدف مطالعه حاضر تعیین ارتباط راهبردهای تنظیم هیجان و رفتار بین فردی در سوء مصرف کنندگان مواد بود.
روش: این پژوهش یک مطالعه همبستگی است. آزمودنی های پژوهش شامل 100 نفر بود که از میان سوء مصرف کنندگان مواد ارجاع شده به مراکز ترک اعتیاد شهرستان اردبیل از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس تنظیم شناختی هیجان و شاخص واکنش پذیری بین فردی استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که راهبردهای مثبت تنظیم هیجان و راهبردهای منفی تنظیم هیجان با رفتار بین فردی رابطه معنی داری دارند. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که راهبردهای مثبت و منفی تنظیم هیجان شانزده درصد از واریانس رفتار بین فردی را تبیین می کنند. قوی ترین متغیر پیش بینی کننده رفتار بین فردی «در جای حقیقی خود قراردادن» بود.
نتیجه گیری: این نتایج تلویحات مهمی در آسیب شناسی سوء مصرف مواد دارد. بر این اساس متخصصان بالینی می توانند از راهبردها ی تنظیم هیجان برای مقابله با سوء مصرف مواد استفاده نمایند.
" مقدمه: هدف از پیریزی این پژوهش، بررسی مهمترین عوامل شخصیتی مؤثر در رضایتمندی زناشویی زوجین بود.
روش: 600 نفر (300 زوج) بهروش نمونهگیری تصادفی (چندمرحلهای) از میان دانشجویان 3 دانشگاه بهعنوان گروه نمونه انتخاب شده و پرسشنامههای NEO-FFI و رضایت زناشویی ENRICH را تکمیل کردند . دادهها به کمک رگرسیون چندگانه، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون T مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها : چهار عامل مسئولیتپذیری، روانآزردهخویی و سازگاری مردان و مسئولیتپذیری زنان، 2/29% واریانس رضایتمندی زناشویی مردان را بهطور معنیداری تبیین کردند (03/0>p). همچنین، مسئولیتپذیری و روانآزردهخویی زنان و روانآزردهخویی مردان، 27% از تغییرات رضایتمندی زناشویی زنان را تبیین نمودند (002/0>p).
نتیجهگیری: از میان ویژگیهای شخصیتی، دو عامل مسئولیتپذیری و روانآزردهخویی بیشترین نقش را در تبیین تغییرات رضایتمندی زناشویی زوجین به خود اختصاص میدهند. ."
هدف پژوهش حاضر آزمون این فرضیه است که آیا می توان بر اساس منابع اسلامی ابزاری ساخت که شادکامی افراد را بسنجد؟ آیا بین آموزه های دینی (اگر به صورت شاخص های قابل اندازه گیری تبدیل شوند) در حوزه شادکامی، با شادکامی روان شناختی رابطه ای وجود دارد؟ این پژوهش به بررسی این رابطه در 143 نفر از دانشجویان مرد و زن مشغول به تحصیل در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه قم پرداخته است. بدین منظور، پرسش نامه ای از مؤلفه های شادکامی در آیات و روایات معصومین(علیهم السلام) تهیه، اعتباریابی و همراه با پرسش نامه شادکامی فوردایس در گروه نمونه اجرا شد. داده ها با استفاده از روش همبستگی گشتاوری پیرسون، آزمون لوین و تی مستقل، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان دادند بین شادکامی اسلامی و شادکامی روان شناختی رابطه معنادار مثبت وجود دارد. بنابراین، این نتایج، می توان بر اساس منابع معتبر اسلامی ابزاری ساخت که شادکامی افراد مذهبی و غیرمذهبی را بسنجد. همچنین می توان مداخله هایی ترتیب داد تا سبک زندگی افراد افسرده به شکلی با تمرین مؤلفه های شادکامی دینی تغییر کند.
زمینه و هدف: احتکار وسواسی یکی از انواع فرعی اختلال وسواس فکری - عملی است. اسکیزوتایپی با اختلال وسواس فکری - عملی نیز رابطه دارد. هدف پژوهش انجام شده بررسی احتکار وسواسی در افراد با صفات اسکیزوتایپی بالا با توجه به عامل جنسیت بود. مواد و روش ها: این تحقیق از نوع پس رویدادی است. نمونه ای به حجم 454 نفر با مقیاس شخصیت اسکیزوتایپی غربال شده، از بین آنها 31 نفر به عنوان گروه اسکیزوتایپی و 31 نفر هم به عنوان گروه شاهد انتخاب و با پرسشنامه رفتار ذخیره ای مورد آزمون قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس دو عاملی تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد گروه اسکیزوتایپی در مقایسه با گروه شاهد نمرات بیشتری در مقیاس احتکار وسواسی کسب می کنند. نتایج بیانگر تاثیرگزاری جنسیت در تفاوت مشاهده شده بود و افراد اسکیزوتایپی مونث در مقیاس احتکار وسواسی نمرات بیشتری کسب کردند.