این پژوهش در پی ارائه درمان خودیابی اسلامی در زمینه وسواس در آلودگی، طهارت و نجاست می باشد. برای بررسی، 15 نفر( شامل 9مرد و 6 زن) به صورت نمونه در دسترس، برگزیده شدند. آزمون وسواس مادزلی، افسردگی بک و اضطراب کتل به عنوان پیش آزمون به اجرا درآمد. در پایان درمان خودیابی اسلامی، پس آزمون اجرا شد. پی گیری نیز بین شش ماه تا یک سال بعد از درمان به انجام رسید و نتایج با نمرات پیش آزمون و پس آزمون مقایسه گردید.
با استفاده از آزمون t، گروه های وابسته در هر سه متغیر، به ویژه میزان وسواس، نتایج با سطح اطمینان 99٪ معنادار می باشد. در مرحله پیش آزمون و پی گیری نیز تفاوت ها با همین سطح اطمینان، معنادار است. در نتیجه، درمان خودیابی اسلامی در درمان وسواس، افسردگی و اضطراب اثر معنادار دارد، و برخی از آزمودنی ها را می توان برای به کارگیری آن درمان نهایی نمود.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین تصور از خدا و سلامت روان در دانشجویان دانشگاه های پیام نور و آزاد اسلامی شهر میناب، با رویکرد تحلیلی و نظری به شیوه همبستگی صورت گرفته است. با نمونه مورد بررسی، 100 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور و دانشگاه آزاد بودند که، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به وسیله پرسش نامه 25 سؤالی سلامت روان و پرسش نامه 27 سؤالی تصور از خدای بک مورد آزمون قرار گرفتند. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی گروه های مستقل، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد. که، بین تصور مثبت از خدا و سلامت روان دانشجویان دو دانشگاه مزبور و بین تصور منفی از خدا وعدم سلامت روان و همچنین میان تصور مثبت از خدا در دانشجویان دو دانشگاه تفاوت وجود دارد. همچنین بین تصور منفی از خدا بین دانشجویان دو دانشگاه تفاوت وجود ندارد. به علاوه، بین میزان سلامت روان در دو دانشگاه در سطح 05/0p< و 036/2=T تفاوت معنا داری وجود دارد.
هدف این پژوهش، بررسی نتایج آموزش های حدیثی بر رضایت زناشویی بیست همسر (ده زوج) مراجعه کننده به مرکز مشاوره مؤسسه مطالعاتی مشاوره اسلامی در قم است که حاضر به فراگیری این آموزش ها شده اند.
روش تحقیق، آزمایشی با گروه گواه و از نوع پیش آزمون ـ پس آزمون بوده است. گروه آزمایش، متشکل از بیست زوج دارای مشکلات زناشویی بود که آموزش های روان شناختی مبتنی بر آیات و روایات اسلامی را دریافت کردند و گروه گواه نیز متشکل از بیست زوج دارای مشکلات زناشویی بودند که هیچ آموزشی دریافت نکردند. پس از مصاحبه تشخیصی و پیش آزمون، هریک از زوجین گروه آزمایش، در شش جلسه به صورت گروهی و یا انفرادی آموزش دیدند و به فاصله دو هفته پس از پایان آموزش، پس آزمون از آنها به عمل آمد.
مقایسه یافته های دو گروه نشان داد که آموزش های روان شناختی یاد شده در بهبود روابط همسران و در نتیجه، رضایتمندی زناشویی آنها مؤثر است؛ و نیز به دست آمد که آموزش ها تاثیرات ماندگاری (در طول زمان) بر بهبود رضایتمندی زناشویی زوجین داشته است. همچنین، نتایج، گویای عدم تاثیر جنسیت بر اثربخشی آموزش های روان شناختی یاد شده است.
هدف این پژوهش تبیین رابطه دنیاگرایی و سلامت روان است. برای سنجش سلامت روانی از پرسش نامه (GHQ-28) که گلدبرگ و همکاران برای اولین بار آن را تنظیم کرده بودند، استفاده شد. برای سنجش دنیاگرایی با استفاده از منابع اسلامی یک پرسش نامه شصت سؤالی تهیه کردیم که روایی و اعتبار هر دو پرسش نامه در سطح بالا و قابل قبولی است. این دو پرسش نامه در جامعه طلاب و دانشجویان، و در یک نمونه 276 نفری اجرا شد. نتایج حاصل از پژوهش نشانگر رابطه منفی و معنادار بین دنیاگرایی و سلامت عمومی است. همچنین بین دنیاگرایی و نوع تحصیلات (حوزوی، دانشگاهی) رابطه مثبت و معنادار به دست آمد که از بالاتر بودن سطح دنیاگرایی در دانشجویان در مقایسه با طلاب حکایت دارد. بین دنیاگرایی و وضعیت تاهل (متاهل، مجرد) نیز رابطه مثبت و معنادار به دست آمد؛ به این معنا که دنیاگرایی در افراد مجرد بیش از افراد متاهل است. نمونه آماری از طریق روش تصادفی خوشه ای برگزیده شد. برای بررسی فرضیههای پژوهش و تجزیه و تحلیل دادههای به دست آمده، از روش های آماری آزمون t همبستگی پیرسن، محاسبه واریانس و محاسبه ضریب اعتبار با استفاده از برنامه نرم افزاری SPSS استفاده شد.