مقدمه: پژوهش حاضر، به منظوربررسی تغییرات شاخص های پردازش هیجانی مبتنی برشناخت واره های مزاحم نگرانی، کمال گرایی ونوع اختلال انجام شده است.
روش: آزمودنی های پژوهش 45 نفر از بیماران مرد و زن مبتلا به اختلال وسواس وارسی، شستشو و اضطراب فراگیر بودند، که در یک پژوهش شبه آزمایشی با روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شده بودند. پس از مصاحبه بالینی و تهیه سلسله مراتب اضطراب، رویارویی انجام گرفت و در دو مرحله میزان اضطراب و تپش قلب بیماران سنجیده شد. برای بررسی شناخت واره های مزاحم از پرسشنامه افکار ناکارآمد و نگرانی استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون آماری رگرسیون تحلیل گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که نگرانی،کمال گرایی و نوع اختلال سهم قابل توجهی درپیش بینی تغییرات شاخص های پردازش هیجانی (ضربان قلب و تشویش) دارند.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که در موقعیتهای رویارویی، نگرانی وکمال گرایی در گروههای مورد مطالعه مانع پردازش هیجانی می شود و ممکن است به دلیل عدم وقوع پردازش هیجانی، رویارویی در بیمارانی که نگرانی و کمال گرایی دارند مٌوثر واقع نشود.
هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی درمان های شناختی رفتاری فردی و گروهی در کاهش نشانگان روان شناختی زندانیان رجایی شهر و ارتقاء سطح وضعیت روان شناختی آنان بود. بدین منظور 180 نفر از زندانیان مرد زندان رجایی شهر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی نظامدار انتخاب و در سه گروه تصادفی (گروهِ درمان ترکیبی، گروهِ درمان فردی و گروهِ کنترل) با حجم مساوی (60 نفر) قرار گرفتند. با بهر ه گیری از آزمون های GHQ-28 و SCL-90-R و مصاحبه تشخیصی توسط روان پزشک، وضعیت روان شناختی شرکت کنندگان اندازه گیری شد. تحلیل واریانس چندمتغیری انجام یافته روی داده ها نشان داد اثربخشی درمان ترکیبی و فردی بیشتر از گروه کنترل است. پیگیری این گروه از افراد پس از آزادی حدود دوازده ماه، هیچ گونه بازگشتی را در گروه های درمانی ترکیبی و فردی نشان نداد؛ درحالی که در گروه کنترل حدود 15 درصد بازگشت مشاهده شد. این مداخله ها با جایگزین کردن الگوهای سازگاری رفتاری و شناختی در فرد، به وی امکان می دهد که از خزانه رفتاری گسترده تر و مناسب تر در مواجهه با موقعیت برخوردار باشد و در واکنش به مسائل با برنامه ریزی و آینده نگری عمل کند. بنابراین، با استفاده از مداخلات روان شناختی به ویژه مداخلات گروهی می توان از مشکلات روان شناختی زندانیان کاسته و از بازگشت مجدد آنها به زندان جلوگیری کرد.
در تحقیق حاضر نقش عوامل شخصیتی، محیطی و سبک حل مساله موثر بر فرار دختران از منزل مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور 60 نفر از دختران 18 ـ 12 ساله در دو گروه 30 نفری فراری و عادی از نظر عوامل شخصیتی، سبک حل مساله و عوامل محیطی مورد مقایسه قرار گرفتند. دخـتران فراری با مراجـعه بـه مرکز مداخله در بحران و خانه ی سلامت از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و دختران عادی از طریق نمونه-گیری تصادفی خوشـه ای از بین مدارس راهنمـایی و دبیرستـان انتخـاب شـدند. آزمودنی ها پرسشنامه های شخصیت نوجوان آیزنگ وسبک حل مساله کسیدی و محقق ساخته جهت بررسی عوامل محیطی را تکمیل کردند نتایج پژوهش نشان داد که دختران فراری در بعد برون گرایی ـ درون گرایی و روان پریش خویی ـ کنترل تکانه تفاوت معنی داری با دختران عادی دارند. دختران فراری در سبک حل مساله خلاق تفاوت معنی داری با دختران عادی دارند. عوامل محیطی در فرار دختران از منزل موثر است. بین شخصیت و سبک حل مساله دختران فراری رابطه وجود دارد و برون گرایی و روان پریش-خویی حدود 33/0 از مولفه ی مهارگری حل مساله را تبیین کرد و برون گرایی حدود 10/0 از متغیر اعتماد در حل مساله را تبیین کرد.