فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷٬۲۶۱ تا ۲۷٬۲۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
نقش خودکار آمدی تحصیلی و اهداف پیشرفت در تنیدگی، اضطراب و افسردگی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
هنجاریابی و بررسی ویژگی های روانسنجی سیاهه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درمان حُزن و باور به قضا و قدر(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
حزن و افسردگی در روح و نفس انسان، می تواند مانعی در مسیر حرکت و پیشرفت دنیوی و سلوک اخروی فرد باشد. از این رو، باید برای از بین بردن آن تدبیری اندیشید. اعتقاد به قضا و قدر، راه کاری است در همین جهت که با ایجاد رضامندی، این مانع را از مسیر بر خواهد داشت. این نگاشته، شرحی بر روایت امام صادق است که با استفاده از روایات هم مضمون و هم خانواده دو عنوان حزن، و قضا و قدر، به دنبال آن هستیم تا به تبیین این دو رکن اصلی حدیث شریف و رابطه آنها بپردازیم.
بررسی تاثیر شن درمانی برکاهش پرخاشگری دانش آموزان پسر ناشنوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیرشن درمانی برکاهش پرخاشگری دانش آموزان پسر ناشنوا8 - 11ساله شهر تهران بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پسر ناشنوا 8 - 11 سال شهر تهران و روش نمونه گیری از نوع دردسترس بود، بدین صورت که از بین مدارس ابتدایی پسرانه ناشنوا که در شهر تهران وجود داشت. مدرسه امام جعفر صادق (ع) انتخاب شد که بیشترین تعداد دانش آموز را داشت و از میان دانش آموزان این مدرسه با اجرای پرسشنامه سنجش پرخاشگری آخن باخ 24 دانش آموز که بالاترین نمره پرخاشگری را داشتند به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند که به صورت تصادفی 12 نفر در گروه آزمایش و 12 نفر در گروه کنترل جایگزین شدند. طرح پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه کنترل بود و از آمار توصیفی و آمار استنباطی تحلیل کوواریانس برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها ونتایج حاصل ازمقایسه نمره های پیش آزمون وپس آزمون دوگروه آزمایش وگواه، نشان دهنده تاثیرگذاری تکنیک شن درمانی برکاهش پرخاشگری گروه آزمایش بود. ونتایج آماری نشان داد. که فرضیه تحقیق درسطح ( 005/0 (P< معناداراست وتکنیک شن درمانی برکاهش پرخاشگری دانش آموزان پسر ناشنوا مؤثر بود.
رابطه سبک های هویت، تعهد هویت و جنسیت با سازگاری دانشجویان با دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مطالعه رابطه سبک های هویت و سازگاری با دانشگاه و تعیین نقش تعهد به عنوان متغیر میانجی بین آن ها بود. برای رسیدن به این مهم 332 نفر دانشجو(182 دختر و 150 پسر) از رشته های تحصیلی مختلف دانشگاه ارومیه انتخاب و با استفاده از آزمون سبک های هویت(ISI_G6) و پرسشنامه سازگاری دانشجویان با دانشگاه (SACQ) مطالعه شدند. به منظور تحلیل نتایج از آزمون T گروه های مستقل و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد سبک های هویت به شکل معناداری قادر است تمام مؤلفه های سازگاری با دانشگاه را پیش بینی و تبیین کند. متغیر جنسیت با ورود به تحلیل توانست ضریب تعیین را در پیش بینی مؤلفه های سازگاری تحصیلی، اجتماعی، شخصی- هیجانی و سازگاری کلی به شکل معناداری افزایش دهد و فقط در مؤلفه دلبستگی به دانشگاه جنسیت نقش میانجی گرانه معناداری نداشت. تعهد هویتی برای همه مؤلفه ها و نمره کلی سازگاری نقش میانجی معناداری داشت.
بررسی رابطه بین گفتار خصوصی و خلاقیت در کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین گفتار خصوصی و خلاقیت در میان کودکان 6-4 ساله شهر تهران انجام شد. بدین منظور 111کودک (55 پسر و 56 دختر) 6-4 ساله، براساس روش نمونه گیری خوشهای چند مرحلهای از بین مهد کودکهای خصوصی شهر تهران انتخاب شدند. خلاقیت با استفاده از آزمون تفکر خلاق در عمل و حرکت (TCAM) سنجیده شد. گفتارخصوصی هر کودک بر اساس طرح رمز گردانی مانینگ به چهار طبقه گفتار نامربوط به تکلیف، گفتار مربوط به تکلیف غیر تسهیل گر، گفتار تقویتی/ مقابله ای و گفتار راه حلی طبقه بندی شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش با استفاده از آزمون خی دو نشان داد که بین گفتارخصوصی و خلاقیت رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین، بین دو جنس از نظر گفتار خصوصی تفاوت معناداری مشاهده نشد، اما پسران درمقیاس خلاقیت نمرات بالاتری به دست آوردند. براساس نتایج به دست آمده از این پژوهش، به نظر می رسد، متغیرهای دیگری غیر از گفتار خصوصی در پدیدآیی خلاقیت نقش دارند.
مقایسه میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبستانی دیرآموز و عادی شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی رابطه دین داری و اضطراب مرگ در بین دانشجویان و طلاب شهر قم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه دل بستگی به خدا و میزان اضطراب مرگ در بین طلاب حوزه علمیه قم و دانشجویان دانشگاه آزاداسلامی واحد قم انجام شده است. برای انجام این بررسی 342 نفر از دانشجویان و طلاب به روش نمونه برداری احتمالی تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و پس از اجرای آزمون های دل بستگی به خدا (روات و کرک پاتریک،2002) و اضطراب مرگ (تمپلر،1970) نتیجه گرفته شد که اضطراب مرگ با دل بستگی ایمن به خدا رابطه منفی معنادار داشت و با افزایش میزان دل بستگی ایمن به خدا، سطح اضطراب از مرگ کاهش یافت و بر عکس آن، بین دل بستگی نوع اجتنابی و دوسوگرا به خدا و اضطراب از مرگ رابطه مثبت معنادار دیده شد. بنابراین می توان ادعا کرد که دل بستگی ایمن به خدا، در کنترل برخی مشکلات روانی از جمله اضطراب مرگ و بیماری هایی که به هر نحو با آن رابطه دارند، مؤثر است.
رابطه ی بین مولفههای هوش هیجانی و نشانهشناسی اختلال شخصیت مرزی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : هدف این پژوهش بررسی رابطه ی بین هوش هیجانی و مولفههای آن با علایم نشانهشناسی اختلال شخصیت مرزی در یک جمعیت غیربالینی از دانشجویان بود.
روش کار: در این پژوهش توصیفی همبستگی طی سالهای 88-1387، تعداد 358 نفر از دانشجویان دختر و پسر از دانشکدههای مختلف دانشگاه شیراز به صورت تصادفی انتخاب شدند. به منظور اندازهگیری هوش هیجانی از مقیاس رگه ی فراخلقی TMMS و برای اندازهگیری علایم آسیبشناختی اختلال شخصیت مرزی از مقیاس شخصیت مرزی STB استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین نمره ی کلی هوش هیجانی و نمره ی کلی مقیاس شخصیت مرزی رابطه ی معکوس و معنی داری وجود دارد (001/0P<). هم چنین بین مولفههای هوشهیجانی (توجه، وضوح و اصلاح) و عوامل نشانهشناسی این اختلال (ناامیدی، تکانشگری، علایم تجزیهای و پارانوییدی وابسته به استرس) رابطه ی معکوس و معناداری وجود دارد (001/0P<). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که تنها مولفه ی وضوح احساسات، توان لازم برای پیش بینی عوامل آسیبشناختی این اختلال را چه به صورت کلی و چه به صورت خاص در مورد هر یک از عوامل ناامیدی، تکانشگری و علایم تجزیهای و پارانوییدی وابسته به استرس دارد.
نتیجه گیری: بین مولفههای هوش هیجانی و عوامل نشانه شناسی اختلال شخصیت مرزی رابطه ی معکوسی وجود داشته و مولفه ی وضوح احساسات توان لازم برای پیش بینی عوامل مربوط اختلال شخصیت مرزی را دارد.
آلکسی تایمیا وابعاد آن با افسردگی و اضطراب در اختلالات روان پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:آلکسی تایمیا به معنای ناتوانی در ابراز هیجانات است که در طیف وسیعی از اختلالات روان پزشکی و پزشکی گزارش می گردد. در این پژوهش ارتباط آلکسی تایمیا و ابعاد آن با افسردگی و اضطراب در بیماران روان پزشکی بررسی شده است.
روش کار:این مطالعه از نوع توصیفی همبستگی است. در این پژوهش 81 بیمار (62 زن و 19 مرد) از بین بیماران مراجعه کننده به یکی از درمانگاه های روان پزشکی دولتی در شهر اصفهان در سال 1387 در طی 5 ماه انتخاب شده و با استفاده از مقیاس آلکسی تایمیای تورنتو و معیار بیمارستانی اضطراب و افسردگی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های پژوهش به کمک روش های آماری توصیفی، ضریب همبستگی و رگرسیون تحلیل شدند.
یافته ها:نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین آلکسی تایمیا و دو بعد دشواری در شناسایی احساسات و دشواری در توصیف احساسات آن با افسردگی و اضطراب همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد(به ترتیب با 001/0=P و 014/0=P) در حالی که همبستگی بین بعد تمرکز بر تجارب بیرونی با افسردگی و اضطراب معنی
دار نبود (96/0=P). نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که آلکسی تایمیا و ابعاد آن توانایی پیش بینی تغییرات مربوط به افسردگی و اضطراب را ندارند.
نتیجه گیری:یافته های این پژوهش بر وجود رابطه ی بین آلکسی تایمیا و ابعاد آن با افسردگی و اضطراب تاکید دارد. بین دو بعد دشواری در شناسایی احساسات و دشواری در توصیف احساسات آلکسی تایمیا با افسردگی و اضطراب ارتباط وجود دارد.
بررسی تاثیر زوجدرمانی مبتنی بر نظریهی دلبستگی بر رضایت و صمیمیت جنسی زوجین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تلاش درجهت جستجو و حفظ رابطه با افراد مهم زندگی یک اصل انگیزشی بوده و در تمام طول زندگی با فرد همراه است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر زوجدرمانی مبتنی بر نظریهی دلبستگی بر افزایش رضایت و صمیمیت جنسی زوجین شهر اصفهان بوده است.
روشکار: این پژوهش نیمهتجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه شاهد همراه با پیگیری بود. نمونه این پژوهش، 30 زوج از زوجین مراجعهکننده به فرهنگسرای شهر اصفهان بود که بهصورت تصادفی در دو گروه آزمون (15زوج) و شاهد (15زوج) تقسیم شدند. پرسشنامهی رضایت جنسی و پرسشنامهی صمیمیت جنسی بهعنوان پیشآزمون اجرا و سپس برای گروه آزمون جلسات زوجدرمانی بر اساس نظریهی دلبستگی برگزار گردید. بعد از دو هفته از اتمام جلسات، از دو گروه آزمون و شاهد، پسآزمون بهعمل آمد. دو ماه بعد، آزمون پیگیری از دو گروه آزمون و شاهد انجام گرفت. برای تحلیل دادهها از نرم افزار آماری SPSS نسخهی 13 و روشهای آمار توصیفی (جداول میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) استفاده شد.
یافتهها: زوجدرمانی مبتنی بر نظریهی دلبستگی، رضایت جنسی زوجین (001/0>P، 211/512=F) در پسآزمون و در پیگیری (001/0>P، 405/789=F) و صمیمیت جنسی زوجین (001/0>P، 63/818=F) در پسآزمون و در پیگیری (001/0>P، 63/1706=F) را بهطور معنی داری افزایش داده است.
نتیجهگیری: استفاده از این طرح درمانی می تواند به افزایش رضایت جنسی زوجین و همچنین صمیمیت جنسی میان آنها، کمک کند و روابط کلی زوجین را بهبود بخشد.
بررسی ارتباط تناوب دعا با سلامت معنوی در بیماران تحت درمان با همودیالیز مراجعهکننده به مراکز همودیالیز وابسته به دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان در سال 1388(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: فقدان سلامت معنوی زمینهساز بسیاری از مشکلات روانی، عوارض جسمی و اجتماعی خصوصا در بیماریهای مزمن خواهد بود. معنویت به همراه نیروهای مذهبی مثل دعا، نقش مهمی را در قبول بیماریها ایفا میکنند. لذا این مطالعه با هدف بررسی ارتباط تناوب دعا با سلامت معنوی بیماران همودیالیزی انجام گرفت.
روشکار: در این پژوهش توصیفیتحلیلی 245 بیمار که جهت انجام همودیالیز در سال 1388 به بیمارستانهای استان گلستان مراجعه نموده بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. اطلاعات از طریق پرسشنامهی تناوب دعای مراویگلیا و سلامت معنوی پولوتزین و الیسون جمعآوری شد. دادهها در نرمافزار آماری SPSS نسخهی 16 توسط آمار توصیفی و آمار استنباطی (کروسکال والیس، ضریب همبستگی اسپیرمن و آنالیز واریانس و آزمون تعقیبی توکی) تحلیل گردیدند.
یافتهها: میزان تناوب دعا در 98 درصد آزمودنیها در سطح بالا گزارش گردید. اکثر بیماران دعا را در ابعاد نگرش (78%)، تجربهی دعا (81 %) و آداب دعا (98%) در سطح بالایی بیان داشتند. سلامت معنوی 72 درصد بیماران در سطح بالا بود. همچنین بین تناوب دعا با سلامت معنوی، قومیت، سطح تحصیلات و شغل ارتباط معنیداری وجود داشت (05/0P<).
نتیجهگیری: بیماران همودیالیزی که تناوب دعای بیشتری داشتند از سلامت معنوی بالاتری برخوردار بودند. لذا با توجه به فرهنگ غالب مذهبی در جامعهی ایرانی، توجه به بعد معنوی و مذهبی بیماران ضروری به نظر میرسد.
پیش بینی رضامندی زناشویی برمبنای ویژگیهای شخصیتی: مقایسه مدل شبکه عصبی مصنوعی و روش رگرسیون(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
ضرور ی است که با بررسی دقیق مدل های پیش بینیکننده جدید و دارای قابلیت های مضاعف، ضمن مقایسه با روش های آماری متداول و یافتن نقاط قوت و ضعف هر یکاز آنها، بتوان در پژوهش های آتی مدلی که محققان را به بهترین پیش بینی رهنمون سازد، پیشنهاد نمود. هدف از پیریزی این پژوهش، مقایسه توانایی مدل شبکه عصبی و رگرسیون در پیش بینی رضامندی زناشویی براساس ویژگیهای شخصیتی بود.
روش: ا ین پژوهش همبستگی، روی 300 زوج که به روش نمونهگیری تصادفی چندمرحله ای از میان دانشجویان متاهل 3 دانشگاه شهر تهران در سال 1387 انتخاب شدند، به انجام رسید. آزمودنیها پرسشنامه های NEO-FFI و رضایت زناشویی ENRICH را تکمیل کردند . داده ها به کمکشبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چندلایه ، رگرسیون چندگانه، آزمون معنی داری ضریب همبستگی پیرسون و آزمون T مستقل با نرمافزار MATLAB 6.5 و SPSS 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: شبکه عصبی پرسپترون چندلایه به طور معنی داری موفق تر از رگرسیون چندگانه توانست رضایت زناشویی را پیش بینی نماید (05/0>p). سه عامل روان آزرده گرایی مرد، مسئولیت پذیری مرد و مسئولیت پذیری زن توانستند 4/24% واریانس رضامندی زناشویی مردان را به طور معنی داری تبیین نمایند (037/0> p ).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش زمینه را برای طراحی شبکه عصبی با قابلیت پیش بینی رضامندی زناشویی فراهم میآورد که تاثیر شایانی در کیفیت مشاوره های خانواده در ا ی ران خواهد داشت
مقایسه سوگیری توجه نسبت به چهره های هیجانی در بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی، اضطراب منتشر و افراد عادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
در دو دهه اخیر انبوهی از پژوهشهای بالینی انجام شده تا به فهم زیربناهای اصلی اختلال اضطراب اجتماعی کمکنمایند. نقش شناخت در ایجاد و تداوم بیماریهای اضطرابی، از دیرباز در کانون توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه سوگیری توجه نسبت به چهرههای هیجانی در مبتلایان به اختلال اضطراب اجتماعی با بیماران مبتلا به اضطراب منتشر و افراد عادی انجام شد.
روش: این مطالعه علی- مقایسهای روی 15 نفر بیمار اضطراب اجتماعی، ١٠ نفر بیمار اضطراب منتشر و 2٠ نفر از افراد عادی که بهروش نمونهگیری در دسترس از بین مراجعان مراکز و درمانگاههای روانپزشکی شهر شیراز در سال 1388 انجام شد. آزمودنیها چهرهها را با الگوی تکلیف کامپیوتری در دو حالت هیجانی مثبت و منفی از بین چهرههای خنثی شناسایی نمودند. دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر با نرمافزار SPSS 17 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: مبتلایان به اضطراب اجتماعی در مقایسه با افراد عادی، در تشخیص چهرههای مثبت روگردانی بیشتر و در تشخیص چهرههای منفی سوگیری بیشتری نشان دادند. تعداد چهرههای ارایهشده برحسب نوع چهره، تفاوتهای معنیداری در تمایز بین نوع چهرهها و زمان واکنش ایجاد نمود.
نتیجهگیری: مبتلایان به اضطراب اجتماعی چهرههای حاوی لبخند را بهعنوان محرکتهدیدکننده تفسیر نموده و از آنها اجتناب میکنند، بنابراین بهعنوان راهکاری اجتنابی، محل صحیح چهرههای منفی را در مقایسه با چهرههای مثبت، بیشتر تشخیص می دهند.
عملکرد حافظه بیماران مبتلاء به اختلال استرس پس از سانحه ناشی از جنگ(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
جنگ به عنوان یکرویداد تنیدگی زا دارای پیامد های درازمدت بسیار، از جمله بروز اختلالات روان شناختی نظیر اختلال استرس پس ازسانحه (PTSD) می باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه عملکرد حافظه بازماندگان دفاع مقدس مبتلا به PTSD انجام شده است.
روش: تعداد 30 نفر از بازماندگان جنگ مبتلا به اختلال استرس پس ازسانحه و 30 نفر از بازماندگان جنگ بدون اختلال استرس پس از سانحه و 30 نفر از افراد بهنجار که در متغیرهای سن، هوش و جنس همتا شده بودند، به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و در این مطالعه شرکت کردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه اضطراب بک، مقیاس تجدیدنظرشده اثر رویداد و آزمون حافظه وکسلر بود. داده های به دست آمده با روش های آماری تحلیل واریانس یکراهه، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر تفاوت معنادار بین بازماندگان جنگ با اختلال PTSD ، با دو گروه دیگر در متغیر حافظه بود و افراد مبتلا به اختلال استرس پس ازسانحه از عملکرد ضعیف تری برخوردار بودند.
نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر در راستای یافته های سایر پژوهش ها می باشد که نشان می دهند افراد مبتلاء به PTSD علاوه بر داشتن مشکلات در بخشهای مختلف حافظه مانند حافظه شرح حال، حافظه مربوط به آینده، حافظه کاری در حافظه کلی نیز از نقص برخوردار است که در بازتوانی ها و درمان باید مد نظر قرار گیرد.
بررسی رابطه جو سازمانی با استرس شغلی و خلاقیت کارکنان (مرد و زن) اداری آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: آموزش و پرورش سهم عمده ای از بودجه هر کشور را به خود اختصاص میدهد. لازم است در آموزش و پرورش، جو سازمانی مناسبی حاکم باشد و کارکنان در فضایی آرام و عاری از فشار روانی و استرس به کار مشغول باشند تا کارآیی و اثربخشی سازمانی افزایش یابد و در نهایت به خلاقیت کارکنان منجر شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه جو سازمانی با استرس شغلی و خلاقیت کارکنان اداری آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی بود.
مواد و روش ها: این تحقیق توصیفی- تحلیلی، به شیوه همبستگی در سال تحصیلی 88-1387 انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان اداری آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی 1569 نفر (1469 مرد و 80 زن) بود. تعداد نمونه 478 نفر (409 مرد و 69 زن) بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای- چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه جو سازمانی Halpin و Croft، استرس شغلی Rice، آزمون مداد- کاغذی خلاقیت عابدی است. برای تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و تحلیلی از آزمون t دو نمونه ای مستقل و رگرسیون چند متغیره برای آزمون فرضیه ها استفاده شد.
یافته ها: نتایج رگرسیون چند متغیره تأثیر جو سازمانی به طور کلی (به طور همزمان) بر استرس شغلی و خلاقیت کارکنان در سطح 01/0 و به تفکیک در مردان در سطح 01/0 و در زنان در سطح 05/0 معنیدار بود. تفاوت بین جو سازمانی و جنسیت در سطح 01/0 معنی دار بود، اما بین خلاقیت و استرس با جنسیت تفاوت معنی داری وجود نداشت.
نتیجه گیری: در جو باز پارامترهایی چون صمیمیت، ملاحظه گری، نفوذ و پویایی و ... باعث خلاقیت کارکنان و کاهش استرس آنان شد و در جو بسته عواملی چون فاصله گیری، بیعلاقگی و فقدان تعهد شغلی، تأکید بر تولید، مزاحمت، انگیزه خلاقیت کارکنان را پایین و استرس آنان را افزایش داد.