این پژوهش با هدف بررسی اعتبار و روایی پرسشنامه استرس شغلی مؤسسه سلامت و ایمنی انگلستان (HSE) در راستای ایجاد ابزار مناسب برای اندازه گیری استرس شغلی انجام شده است.
روش: 749 نفر از کارکنان نظامی در طی نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از کل کشور انتخاب گردیدند. نمونه ها به پرسشنامه های HSE و GHQ پاسخ دادند. در این مطالعه پس از بررسی روایی محتوا، جهت بررسی روایی سازه و همزمان به ترتیب از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، ضریب همبستگی پیرسون، آلفای کرونباخ و جهت تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 15 و Amos نسخه 16 استفاده گردید.
یافته ها: ضریب همبستگی پرسشنامه HSE و GHQ برابر 48/0- = r بود. نتایج همچنین نشان دهنده همبستگی قوی بین عامل های استخراج شده از تحلیل عاملی و گویه های پرسشنامه HSE (92/0، 73/0، 75/0، 63/0، 87/0، 85/0، 22/0 به ترتیب برای حیطه های نقش، ارتباط، حمایت مسئولین، حمایت همکاران، کنترل، تقاضا، تغییرات) بود. اعتبار پرسشنامه نیز توسط روش آلفای کرونباخ و روش دو نیمه کردن به ترتیب 78/0 و 65/0 بود.
نتیجه گیری: پرسشنامه استرس شغلی HSE، پرسشنامه ای روا و معتبر برای بررسی استرس شغلی می باشد.
مقدمه: این پژوهش با هدف تعیین میانگین ابعاد مختلف صفات شخصیتی والدین کودکان و نوجوانان 15-5 سالهی مبتلا به اختلالهای رفتاری و ارتباط آن با نوع اختلال رفتاری کودک انجام شد .
روشکار: مطالعهی حاضر، توصیفیتحلیلی و جامعهی پژوهشی آن از بین مراجعان مراکز درمانی خصوصی و دولتی سرپایی شهر اصفهان در سال 88-1387 به روش آسان انتخاب شد. تعداد نمونهها 200 نفر و در دامنهی سنی 15-5 سال بودند و تشخیص بالینی برای آنها توسط روانپزشک گذاشته شده بود. دادهها از طریق فرم بلند پرسشنامهی شخصیتی نئو جمعآوری و سپس با آزمونهای آماری t مستقل و ANCOVA و ANOVAمورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: صفتهای پرخاشگری والدین با اختلالهای اضطرابی و خلقی، افسردگی با اختلال نقصتوجهبیشفعالی و اعمال با اختلالهای اضطرابی و تخیل و احساسات و نمرهی کل پرسشنامه با اختلالهای رفتار آشفته و نوعدوستی با اختلالهای خلقی و تواضع با اختلالهای اضطرابی، اعتماد و نمرهی کل با اختلال نقصتوجه بیشفعالی و هیجانهای مثبت والدین با اختلالهای رفتار آشفته و تلاش برای موفقیت، خویشتنداری، احتیاط در تصمیمگیری و نمرهی کل با اختلالهای اضطرابی، تلاش برای موفقیت والدین با اختلالهای رفتار آشفته و وظیفهشناسی والدین با اختلال نقصتوجه بیشفعالی و خویشتنداری والدین با اختلالهای دفعی و نظموترتیب و احتیاط در تصمیمگیری والدین با اختلالهای خلقی در کودکان رابطهی معنیداری داشت (05/0>P).
نتیجهگیری: با توجه به رابطهی متقابل آسیبشناسی روانی مبتنی بر مزاج والدین با خلقوخو و رفتار کودک باید به چیزی بیش از یک رابطهی خطی بین متغیرها توجه داشت.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر شیوه واقعیت درمانی گروهی برکاهش بحران هویت در دانش آموزان دوره ی راهنمایی تحصیلی شهر خرم آباد است.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع شبه تجربی (طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه شاهد و انتخاب تصادفی) می باشد. در سال تحصیلی 87-1386 از میان کلیه دانش آموزان پایه ی سوم راهنمایی شهر خرم آباد 418 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و پرسش نامه ی هویت شخصی برای آن ها تکمیل شد. 32 نفر از کسانی که نمره ی بالاتری در این آزمون داشتند انتخاب و به صورت تصادفی به 2 گروه تقسیم شدند. بعد از اجرای 10 جلسه مشاوره ی گروهی با استفاده از روش واقعیت درمانی در یک گروه تمام آزمون ها مجددا آزمون هویت شخصی را تکمیل نمودند. به منظور تحلیل داده ها از محاسبه ی میانگین و انحراف معیار، رگرکسیون چند متغیره و تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافته ها: استفاده از مشاوره ی گروهی با رویکرد واقعیت درمانی به طور معنی داری باعث کاهش بحران هویت در دانش آموزان می شود . علاوه بر این، در بین دو گروه دختران و پسران از لحاظ میزان اثربخشی مشاوره به روش واقعیت درمانی گروهی تفاوت معنی داری وجود ندارد.
بحث: برای کاهش بحران هویت در نوجوانان و جوانان (صرف نظر از تفاوت های جنسیتی آنان) از روش مشاوره ای واقعیت درمانی گروهی می توان استفاده نمود.