هدف: مقایسه اثربخشی آموزش مصون سازی در برابر استرس(SIT) و آموزش ابراز وجود بر میزان رضایت و فرسودگی شغلی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن بود. روش: از نوع آزمایشی دو گروهیِ پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بوده و در سه مرحله پیش آزمون، مداخله آموزشی و پس آزمون اجرا شده است. پرسشنامه20گویه ایِ رضایت شغلی ویس و همچنین پرسشنامه 40 گویه ای فرسودگی شغلی دراختیار200 نفر از کارکنان قرارگرفت واز میان آنها 60 نفر که دارای رضایت شغلی پایین و فرسودگی شغلی بالا بودند انتخاب شدند و بصورت تصادفی درسه گروه 20 نفری جای گرفتند. یک گروه تحت آموزش ابراز وجود، گروه دوم تحتSIT قرار گرفته و گروه سوم( به عنوان گروه کنترل ) هیچگونه آموزشی دریافت نکردند.یافته ها و نتیجه گیری: SIT و آموزش ابراز وجود باعث افزایش رضایت شغلی و کاهش فرسودگی شغلی زنان و مردان شده است. همچنین، تأثیر SIT بر افزایش رضایت شغلی وکاهش فرسودگی شغلی، بیشتر از آموزش ابراز وجود بوده و تفاوتی در میزان افزایش رضایت شغلی وکاهش فرسودگی شغلی در زنان و مردان مشاهده نشد.
مقدمه: هدف اصلی از پژوهش فعلی شناسایی ساختار عاملی مقیاس علائم مثبت و منفی در اختلالات طیف اسکیزوفرنی بود.
روش: به همین منظور 150 بیمار مبتلا به اختلال های طیف اسکیزوفرنی (84 اسکیزوفرنی و 66 اسکیزوافکتیو) بستری در بیمارستانهای فاطمی و ایثار شهرستان اردبیل به شیوه در دسترس انتخاب شدند و با مقیاس نشانه های مثبت و منفی (PANSS) مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور تحلیل اطلاعات از دو آزمون تحلیل عامل و تحلیل تشخیصی استفاده شد.
یافته ها: نتیجه تحلیل عامل روی مقیاس نشانه های مثبت و منفی (PANSS) در گروه بیماران مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی شش عامل تنش بالا، نقص ارتباطی، هذیان، کندی عاطفی، اختلال در مفهوم سازی و بی ارادگی، در گروه اختلال اسکیزوافکتیو شش عامل کندی عاطفی، حواس پرتی، از هم گسیختگی، تنش بالا، تحریک پذیری و هذیان استخراج گردید. نتیجه تحلیل تشخیصی نشان داد که در 1/47% از موارد اختلال های مورد بررسی با استفاده از مقیاس نشانه های مثبت و منفی (PANSS) درست طبقه بندی شده است.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که ساختار عاملی اکتشافی مقیاس نشانه های مثبت و منفی (PANSS) در دو گروه بیماران مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی و اسکیزوافکتیو متفاوت است. بنابر این، این ابزار در پژوهش ها و تشخیص های بالینی دارای روایی سازه قابل قبولی است.
مقدمه: یکی از موضوعاتی که اخیراً در روان شناسی شناختی مورد توجه قرار گرفته، مفهوم استعاره است. خصوصیات شناختی استعاره ها سبب شده تا در درمان های شناختی نیز به کار گرفته شوند. با توجه به آن که استعاره ها در زبان های مختلف زاییده همان فرهنگ و اجتماع هستند، این پژوهش قصد دارد تا تفاوت اثربخشی استعاره های زبان اول و دوم در فرآیند استعاره درمانی افراد دو زبانه افسرده را مورد مقایسه قرار دهد.
روش: 19 بیمار دو زبانه آذری زبان از بین مراجعه کنندگان به سه مرکز درمانی در شهر تهران، با در نظر گرفتن معیارهای گروه نمونه و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده های خط پایه شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، آزمون افسردگی بکBDI-II ، آزمون ماتریس های پیشرونده ریون وپرسشنامه توانشهای کاربردی زبان بود. سپس این افراد در دو گروه تحت 12 جلسه استعاره درمانی قرار گرفتند که درمان در گروه اول (تعداد=8) تنها با استعاره هایی به زبان فارسی و در گروه دوم (تعداد=11) تنها با استعاره هایی به زبان آذری صورت پذیرفت. افسردگی افراد پس از طی دوره درمان مجدداً با آزمون بک ارزیابی شد. میزان افسردگی قبل و بعد از درمان، با آزمون آماری تجزیه و تحلیل کواریانس مقایسه گردید.
یافته ها: نتایج نشان دادند که رویکرد استعاره درمانی در هر دو گروه منجر به کاهش نمرات افراد در آزمون افسردگی بک شده است. به علاوه نتایج آزمون تجزیه و تحلیل کواریانس نشان داد که بین دو گروه در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری: با توجه به این یافته ها می توان چنین نتیجه گیری نمود که استفاده از استعاره های متناسب با زبان و فرهنگ بومی مراجعین، به نحو قابل توجهی اثربخشی درمان های شناختی را تحت تاثیر قرار داده و موجب افزایش آن می گردد
توجه به احساس بهزیستی یا رضامندی افراد و رابطه آن با خلاقیت امری ضروری است. موفقیت فعالیتهای دانشجویان نیز میتواند تا حد زیادی به دارابودن احساس رضامندی از کیفیت زندگیشان و نیز خلاقیت آنها بستگی داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین خلاقیت و بهزیستی ذهنی در دانشجویان دانشگاه الزهرا(س) انجام شد.
روش: این پژوهش همبستگی روی 300 نفر از دانشجویان دانشگاه الزهرا(س) که در سال 1388 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. برای ارزیابی خلاقیت از پرسشنامه خلاقیت عابدی و برای سنجش بهزیستی ذهنی از پرسشنامه بهزیستی ذهنی بزرگسالان که ابعاد هیجانی، روانشناختی و اجتماعی بهزیستی ذهنی را ارزیابی میکند، استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گامبهگام با نرمافزار SPSS 13 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: میان خلاقیت و بهزیستی ذهنی (46/0= r ؛ 01/0>p) رابطه معنیداری در جهت مثبت وجود داشت. در تحلیل رگرسیون گامبهگام از میان مولفههای خلاقیت، سیالی به همراه انعطافپذیری در مجموع 25% واریانس بهزیستی ذهنی را به خود اختصاص دادند. سایر مولفههای خلاقیت نقش مهمی در پیشبینی بهزیستی ذهنی و ابعاد آن نداشتند.
نتیجهگیری: داشتن روحیهای شاد و رضایت از شرایط زندگی میتواند بر ایجاد اعمال و بینشهای نو و اصیل تاثیر مهمی داشته باشد. همچنین هیجانهای مثبت خود میتوانند از همین اعمال و بینشهای نو خلق شوند.
در این مقاله استفاده از ساختار منفی در زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی از دو دیدگاه مورد بررسی قرار می گیرد. بر اساس دیدگاه دسترسی کامل / انتقال کامل، فراگیران زبان دوم در مرحله اول فراگیری به طور بالقوه تمام ساختارهای واژگان و کارکردی را از زبان اول به زبان دوم انتقال می دهند. دیدگاه دوم به نام ساختارهای درختی کوچک ادعا می کند که در مرحله ابتدایی تنها ساختارهای واژگانی از زبان اول منتقل می شود ولی ساختارهای کارکردی از زبان اول منتقل نمی شود.در این تحقیق داده هایی به صورت فلش کارد، قضاوت دستوری و مصاحبه شفاهی از سه سطح بسندگی زبانی جمع آوری شد. نتایج این داده ها به طور معنی داری ساختارهای درختی کوچک را ردکرد و دیدگاه دسترسی کامل / انتقال کامل را مورد تایید قرار داد.
چکیده: هدف اصلی این پژوهش، بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه قدردانی است. پس از اطمینان از اعتبار ترجمه، با روش نمونه گیری در دسترس 335 پاسخ دهنده، شامل 240 دانشجو و 95 طلبه (163 زن و 172 مرد) در این پژوهش شرکت داده شدند. شرکت کنندگان به چهار مقیاس «پرسش نامه قدردانی»، «مقیاس خودارزیابی معنویت»، «مقیاس شادی فاعلی» و «مقیاس رضایت از زندگی» پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از شاخص ها و روش های آماری، شامل فراوانی، میانگین، انحراف معیار، آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون و تحلیل عامل اکتشافی استفاده شد. تحلیل عامل اکتشافی با چرخش متعامد نشان داد که پرسش نامه قدردانی از یک عامل اشباع شده است. ضریب پایایی مقیاس 81/0 به دست آمد. جهت و میزان همبستگی قدردانی با این مقیاس در راستای پژوهش های قبلی و تأییدکننده روایی همگرای آن است. مقایسه نمره های قدردانی گروه ها نشان داد که نمره های طلاب به طور معناداری بالاتر از دانشجویان است. با توجه به یافته های این پژوهش، پرسش نامه قدردانی (GQ-6) قابلیت اجرا برای سنجش قدردانی در ایران را دارد.
مطالعه حاضر برای بررسی و تعیین رابطه هوش هیجانی و مهارت های اجتماعی
با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع دوم متوسطه انجام شده است. مطالعه از نوع پیمایشی و همبستگی است. بدین منظور 385 دانش آموز دختر و پسر مقطع دوم دبیرستان که در سال تحصیلی 89-1388 در شهر تبریز مشغول به تحصیل بودند به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از 2 پرسش نامه ی هوش هیجانی شات و همکاران(1998) و مهارت های اجتماعی ماتسون(1983) استفاده شد. پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نیز براساس معدل آنان برآورد گردید. داده ها با آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل نشان داد که بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، همبستگی مستقیم معنی دار وجود داشت ولی بین مهارتهای اجتماعی و پیشرفت تحصیلی، همبستگی معنی دار نبود. در نهایت نتایج تحلیل رگرسیون به منظور تبیین سهم هر یک از متغیرهای هوش هیجانی، مهارت های اجتماعی به تفکیک در پیش بینی پیشرفت تحصیلی
نش ان داد ک ه از بی ن دو متغیر م ورد مطالعه، متغیر هوش هیجانی بیشترین سهم را در تبیین
پیشرفت تحصیلی دانش آموزان داشت.
پژوهش حاضر، به منظور بررسی اثر تعاملی بین ابعاد فشار روانی و رضایت شغلی مدیران انجام شد. به این دلیل از میان مدیران سطوح مختلف از سه شرکت مواد نفتی در سه شهر ایران، 140 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای اندازگیری متغیرهای پژوهش(فشار روانی شغلی و رضایت شغلی) از پرسشنامه نشانگان استرس و منابع فشار روانی شغلی دیویس، رابینز و مک لی و شاخص توصیف شغلی(JDI) اسمیت، کندال و هیولین استفاده شد. یافته ها نشان داد که میزان رضایت شغلی در ابعاد مختلف آن با ابعاد مختلف فشار روانی شغلی رابطه تعاملی دارد و رضایت شغلی 49% واریانس فشار روانی و همچنین فشار روانی 52% واریانس رضایت شغلی مدیران و سرپرستان را تبیین می کند. با توجه به یافته های تحقیق می توان پیشنهاد کرد که نقش و وظایف مدیران شفا ف سازی شود و از ایجاد بیگانگی و سبک باری نقش جلوگیری شود تا میزان فشار روانی مدیران کاهش یابد.
این پژوهش روابط بین ویژگیهای روان شناختی مدیران را ارزیابی کرد. پنجاه مدیر مرد از دانشگاه آزاد اسلامی با میانگین سنی 40 سال، برای اندازه گیری سـرسختی به مقیاس زمینه یابی دیدگاههای شخصی کوباسا (1986)، فرم کوتاه پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1998) و زیرمقیاس بهزیستی از پـرسشنامه روان شناختی کالیفرنیا (گاف، 1987) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین سـرسختی، کیفیت زندگی و بهزیستی مدیران همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد. عاملهای سرسختی (تعهد، مهار و چالش) توانستـند به ترتیب 2/18، 5/28 و 1/10 درصد از واریانس کیفیت زندگی را تبیین کنند. یافته ها در ارتباط با نقش سرسختی در سلامت مدیران مورد بحث قرار گرفتند.
بـه منظور بررسی رابطه هوش هیجانی با سبکهای دلبستگی، 262 دانشجوی زن (با میانگین سنی 21 سال) و 238 دانشجوی مرد (با میانگین سنی 22 سال) فهرست هوش هیجانی بارـ ان (1997) و پرسشنامه سبک دلبستگی (هازان و شیور، 1987) را تکمیل کردند. یافته ها نشان دادند که در هر دو جنس، هوش هیجانی با سبک دلبستـگی ایمن رابطه مثبت و با سبک دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا رابطه منفی داشت. تحلیل رگرسیون چندمتغیری نشان داد که سبکهـای دلبستگی ایمن، دوسوگرا و اجتنابی می توانند در زنان 25 درصد و در مردان 17 درصد از واریانس هوش هیجانی را تبیین کنند.