فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۵٬۴۶۱ تا ۲۵٬۴۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
رابطه سبک های شناختی مستقل از زمینه و وابسته به زمینه با عملکرد دانشجویان در آزمون های پاسخ نگار و پاسخ گزین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک شناختی بیشتر خاص توصیفات آکادمیک و نظری بوده است و از ویژگی های سبک شناختی دو قطبی بودن ابعاد آن است. این سبک ها شامل سبک های شناختی مستقل از زمینه و وابسته به زمینه است که نه تنها ثابت نیستند، بلکه سیالند. هدف مقاله حاضر روشن ساختن رابطه بین سبک های شناختی و عملکرد دانشجویان در آزمون های مختلف پاسخ نگار و پاسخ گزین است. روش پژوهش این مطالعه، بر حسب هدف، کاربردی و بر اساس شیوه گردآوری داده ها، توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیة دانشجویان شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 88-1387 دانشگاه آزاد اسلامی مهاباد بود که از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای، تعداد 280 نفر بر اساس دانشکده و جنسیت به عنوان نمونه انتخاب شد. برای جمع آوری اطلاعات در مورد با سبک های شناختی از آزمون شکل های نهفته (EFT)، پرسشنامه سبک های یادگیری و برای سنجش عملکرد دانشجویان در ارزشیابی پاسخ نگار و پاسخ گزین از دو فرم موازی: یکی از فرم ها به صورت چهار گزینه ای و دیگری به صورت تشریحی که با توجه به اجرای مقدماتی آنها پایایی برای آزمون تشریحی 87/0 و برای آزمون چهار گزینه ای 79/0 بدست آمد. محتوای آزمون ها در هر دو فرم در ارتباط با درس عمومی (ادبیات فارسی) بود. برای تحلیل داده ها ی به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS از آزمون ها ی تحلیل واریانس یک راهه، آزمون T مستقل و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها ی این پژوهش حاکی است، بین سبک شناختی مستقل از زمینه و عملکرد در ارزشیابی پاسخ نگار رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد و همچنین بین سبک شناختی وابسته به زمینه و عملکرد در ارزشیابی پاسخ گزین رابطه وجود ندارد. از یافته ها ی دیگر این تحقیق، دانشجویان رشته ها ی علوم انسانی، علوم پایه، کشاورزی و فنی به لحاظ سبک یادگیری تفاوت معناداری با هم دارند. بالاخره بین سبک ها ی یادگیری مردان و زنان رابطه مثبت وجود دارد.
بررسی اثر بخشی دو روش آموزشی شناختی- رفتاری و مهارت های تنظیم هیجان بر خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان دارای اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اضطراب امتحان شامل تجربه ناخوشایند نگرانی و هیجان پذیری در موقعیت های ی است که فرد امتحان و یا ارزیابی را احساس می کند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی دو روش آموزشی شناختی– رفتاری و مهارت های تنظیم هیجان بر خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اضطراب امتحان بود. این مطالعه از نوع آزمایش میدانی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه است. نمونه این پژوهش 60 دانش آموز دارای اضطراب امتحان بود که به طور تصادفی از میان دانش آموزانی که به عنوان مبتلا به اضطراب امتحان تشخیص داده شده بودند، انتخاب گردیدند. آزمودنی ها به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارده شدند. دو تکنیک برای آموزش دانش آموزان بکار برده شد: آموزش شناختی- رفتاری و آموزش مهارت های تنظیم هیجان. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه بالینی، پرسشنامه اضطراب امتحان، مقیاس خودکارآمدی و آزمون شخصیتی کالیفرنیا استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که هر دو روش شناختی- رفتاری و مهارت های تنظیم هیجان، در کاهش اضطراب امتحان و افزایش خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان به طور معنی داری مؤثر بوده اند. این نتایج تلویحات مهمی در زمینه آموزش راهبردهای شناختی- رفتاری و مهارت های مقابله با هیجان ها در پیشگیری از اضطراب امتحان و ارتقاء سلامت روان دانش آموزان دارد.
بررسی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و کیفیت زندگی دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و کیفیت زندگی دانشجویان دختر دانشگاه شهید چمران اهواز بود. آزمودنی ها با استفاده از طرح پیش آزمون– پس آزمون با گروه کنترل انتخاب و به پرسشنامه ی کیفیت خواب پیتزبورگ و پرسشنامه ی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی پاسخ دادند. در دو گروه (آزمایشی و کنترل) 15 نفر گماشته شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت گروه درمانی قرار گرفت در حالی که گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکرد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی به صورت معنی داری کیفیت خواب را بهبود بخشیده است اما بر کیفیت زندگی تأثیر نداشته است. این یافته ها نشان می دهد که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند برای افراد دارای کیفیت خواب نامطلوب مفید باشد.
گزارش بازدید از یک خانه اسکان حمایتی بیماران روانی (اسفند 1388)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
خدمات حمایتی نمونه نوعی مداخله بهبودی محور 1 است که هدف آن، قرار دادن بیمار در محیطی رقابتی (مانند شغل، آموزش یا اسکان) و دلخواه بیمار است تا در صورت لزوم خدماتی برای افزایش موفقیت او ارایه شود. این برنامه نقطه مقابل خدماتی است که بیمار را در کارهای غیررقابتی به کار می گمارد و یا در برنامه ها و محیط های مخصوص بیماران روانی قرار می دهد، محیط هایی که پیشرفت چندانی دربر نداشته، رضایت مندی کمتری به همراه دارد. در مداخله های بهبودی محور افزون بر اشتغال، آموزش و اسکان، اجتماعی کردن حمایتی 2 نیز مورد توجه قرار گرفته است (کاپلاویز 3 ، لیبرمن 4 و سیلورستین 5 ، 2009) . هر انسانی به محلی برای زندگی نیاز دارد (شپرد 6 و مورای 7 ، 2001). اسکان ایمن و قابل قبول یک جز اساسی در مجموعه خدمات پیچیده و پایه ای لازم برای نگهداری بیماران مبتلا به بیماری شدید و ناتوان کننده روانی در جامعه است (کاپلاویز و همکاران، 2009)، این امر کانون تلاش سیستم های مراقبت جامعه محور است (شپرد و مورای، 2001) که بدون آن درمان ها به شکست خواهد انجامید (کاپلاویز و همکاران، 2009). نکته درخور توجه و تعجب برانگیز این است که خدمات بهداشت روان و نیز متخصصان بهداشت روان علاقه کمی به موضوع اسکان نشان داده اند (شپرد و مورای، 2001). موانعی که بیماران روانی را از داشتن سرپناه های ایمن و رضایت بخش بازمی دارد، عبارتند از: نارسایی در مهارت های زندگی مستقل و اجتماعی، نشانه های شدید و اختلال های شناختی، عوامل اجتماعی مانند انگ، فقر، تبعیض و نیز نارسایی های سامانه خدماتی. پیامدهای این بی توجهی مواردی مانند استفاده نامناسب از خدمات بیمارستان های عمومی و روان پزشکی، ایجاد بار برای خانواده و درگیری بیشتر بیماران با سامانه قانونی و کیفری است (کاپلاویز و همکاران، 2009). یکی از اصلی ترین نیازهای بیماران مبتلا به اختلال های شدید روان پزشکی، کمک به آن ها برای بازگشت از بیمارستان به خانه است. ترخیص از بیمارستان یا اماکن اقامتی بازتوانی درصورتی که به خوبی انجام نشود، می تواند بر کل زندگی آینده بیماران تأثیر منفی بگذارد (سالتر 8 و ترنر 9 ، 2008). در این مورد کارهای گوناگونی انجام شده است؛ در ابتدا تلاش شد تا با به کارگیری محیط های زندگی انتقالی، بیماران از محیط های با نظارت زیاد به محیط های با نظارت کم منتقل شوند. مشکل محیط های انتقالی این بود که به گونه ای برنامه ریزی شده بودند که منجر به اقامت به مدت ثابت در هر مرحله از مراحل اسکان می شد و بیماران بیشتر برپایه نیازهای سامانه از مرحله ای به مرحله دیگر انتقال می یافتند، نه برپایه نیاز های متغیر خودشان و تغییرهای به وجودآمده در توانایی های شخصی شان. چیزی که در این سامانه وجود نداشت، توجه به تمایل شخصی بیمار برای اسکان بود، سامانه ای که به صورت فعال خواسته های بیماران را مدنظر قرار دهد و مهارت های مورد نیاز برای یافتن اسکان مستقل را به آنان بیاموزد. یکی از پیشرفت های سال های اخیر، تأکید بر اسکان حمایتی است (کارلینگ 1 ، 1993)، که در آن میزان حمایت انجام شده برپایه نیازهای بیماران است. موضوع اصلی در مراقبت اقامتی، حرکت از مراقبت بیمارستانی تک مراقبی 2 به سوی ارایه دهندگان گوناگون انتفاعی و غیرانتفاعی در جامعه بود. در سال 1955 بیش از 155000 تخت بیمارستانی طولانی مدت در انگلیس و ولز وجود داشت که تا سال 1988 به 36000 مورد کاهش یافت. در این سال ها به تدریج نقش بخش خصوصی و عمومی و داوطلبان در ارایه خدمات اقامت به افراد زیر 65 سال (غیر از مراکز نگهداری سالمندان) افزایش یافت (شپرد و مورای، 2001). در سال های اخیر مشارکت سامانه بهداشت روان و نهادهای اسکان عمومی بیشتر شده است، برای نمونه نهادهای ارایه دهنده درمان های جرأت مدار اجتماعی 3 به صورت تزایدی یک جزء اقامتی را به عنوان جایگزین بستری در بیمارستان، در برنامه های خود گنجانده اند. در برخی نواحی ایالات متحده آمریکا مشارکت میان ارایه دهندگان خدمات اسکان و مراکز خدمات بهداشت روان دانشگاهی، به تربیت و آموزش نیروهای اسکان در مورد روش های مؤثر آموزش مهارت ها و مقابله با رفتارها منجر شده است. هدف این طرح ها استمرار بیشتر خدمات و انجام مداخله های مؤثر برای بیماران، میان بیمارستان و جامعه محل زندگی بیماران است. در ایتالیا یافته های موفقی از تعاونی های انسان دوستانه 4 گزارش شده است که یک برنامه تلفیق محیط های اقامتی شبه خانواده با روش های بازتوانی روان پزشکی مبتنی بر شواهد است. در سال های اخیر اسکان حمایتی بیشتر به کار برده شده است. نکته مهم در کاربرد اسکان حمایتی، حرکت از محیط های اقامتی- درمانی دانشگاهی و محیط های تخصصی متمرکز بر درمان و بازتوانی به خانه ای ایمن، مطمئن و متعلق به خود فرد، به عنوان پایه ای ب
آگاهی و نگرش افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی مراجعه کننده به انستیتو روانپزشکی تهران نسبت به ایدز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان آگاهی و نگرش بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی ( GID ) مراجعه کننده به انستیتو روانپزشکی تهران نسبت به ایدز بود. روش : 58 بیمار مبتلا به اختلال هویت جنسی (41 تبدل خواه زن به مرد و 17 تبدل خواه مرد به زن) به روش نمونه گیری دردسترس به پرسش نامه تنظیم شده با توجه به پرسش نامه پیشنهادی مؤسسه سلامت خانواده پاسخ دادند. داده ها به کمک آزمون های پارامتریک و ناپارامتریک متناسب برای مقایسه گروه ها (پس از تعیین نوع توزیع با روش های آماری) تحلیل شدند. یافته ها : حدود 70% آزمودنی ها بر این باور بودند که ممکن است یک فرد به ظاهر سالم نیز به ویروس نقص ایمنی انسانی ( HIV ) آلوده باشد. تنها پنج نفر (6/8%) خود را در معرض خطر آلودگی با HIV می دانستند و در مورد راه های انتقال ایدز 70% بر این باور بودند که شانس انتقال ایدز در تماس جنسی مقعدی کمتر از آمیزش واژینال است. نتیجه گیری : آزمودنی ها در مورد عفونت های آمیزشی، از سطح آگاهی پایینی برخوردار بودند. بنابراین باید به تمامی مبتلایان به GID اطلاعات کافی در مورد ایدز و عفونت های آمیزشی ارایه شود.
بهداشت روان صنعتی در یک کارخانه: گزارش موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه دستیاران پزشکی محیطی- شغلی 1 در دوره آموزشی دستیاری، در مورد بیماری های مرتبط با محیط کار آموزش می بینند و ازجمله مهم ترین این دوره های آموزشی، آموزش یک ماهه در بخش روانپزشکی است. مقاله حاضر با تأکید بر اهمیت بهداشت صنعتی 2 ، گزارشی است از بازدید از کارخانه نیک کالا. در این کارخانه سعی می شود بهداشت روان صنعتی به صورت علمی، با هدایت انستیتو روانپزشکی تهران و کمک انجمن ارتقای بهداشت روان 3 یا «ابر» تأمین شود. تاریخچه از سال 1974 میلادی، کشورهای عضو سازمان جهانی بهداشت 4 (WHO) به عوامل روانی- اجتماعی مؤثر در امر سلامت توجه بیشتری کردند. در آن تاریخ WHO به مدیرکل این سازمان مأموریت داد که به منظور بررسی نقش عوامل روانی- اجتماعی و ارایه پیشنهادهایی برای تقویت فعالیت های سازمان در این زمینه، برخی برنامه های میان رشته ای را سازمان دهی کند (البطوی 5 ، کالیمو 6 و کوپر 7 ، 1987). از جمله این برنامه های میان رشته ای می توان به همکاری میان متخصصان روانپزشکی و متخصصان پزشکی کار، برای تأمین بهداشت روان صنعتی در محیط های کاری اشاره کرد. امروزه نقش عوامل روانی- اجتماعی در ایجاد بیماری ها و پیرو آن در امر پیش گیری و تأمین سلامت بسیار جدی است. این عوامل به دلیل اثرگذاری بر سلامت کلی جمعیت شاغل، در علوم بهداشتی به طور عام و در بهداشت صنعتی به طور خاص نقش اساسی دارند. متأسفانه شناسایی و مهار عوامل روانی- اجتماعی محیط کار که آثاری ناخوشایند بر سلامت دارند، در همه دنیا از سوی مسئولان بهداشت شغلی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است،گرچه به تدریج توجه به این موضوع افزایش می یابد. گزارش بازدید ازکارخانه نیک کالا کارخانه نیک کالا یک کارخانه خصوصی تولید بخاری های گازسوز است. سلامت جسمانی و روانی کارکنان این کارخانه برای مدیریت آن بسیار مهم است و این امر از شعارها و تابلوهای نصب شده روی دیوارها (برای نمونه «فکر کن» یا «خوشبختی یعنی تسلیم نشدن در برابر بدبختی») آشکار است. انجمن ارتقای بهداشت روان (ابر) در این کارخانه از سال 1387 درباره بهداشت روان کارکنان فعالیت می کند و یک روانپزشک از سوی این انجمن، به صورت هفتگی در کارخانه حضور دارد. ابر انجمن غیردولتی و مستقلی است که با هدف ارتقای سلامت روان از وزارت کشور مجوز گرفته است. از جمله فعالیت های این انجمن، راه اندازی درمانگاه روانپزشکی، مشاوره و بهداشت روان، مشاوره فردی و گروهی برای کارکنان و خانواده های آنان، برگزاری کارگاه های گوناگون در زمینه بهداشت روان، تنظیم بروشور برای آموزش غیرحضوری کارکنان و خانواده های ایشان و تلاش برای کاهش مصرف سیگار و مواد مخدر در میان کارکنان است. در این کارخانه شیفت کاری 8 وجود ندارد. ساعت کار ثابت و از 7:45 تا 16:30 است. یافته های پژوهشی نشان داده است شیفت کاری باعث ایجاد مشکلات جسمانی و روانی گوناگونی مانند فشار خون بالا، مشکلات گوارشی و اعتیاد به مواد مخدر می شود (روزنشتاک 1 ، کولن 2 ، برودکین 3 و ردلیچ 4 ، 2005). بنابراین مشکلات یادشده در این کارخانه می تواند نسبت به دیگر محیط های صنعتی کمتر باشد. اقداماتی مانند دادن پاداش و بن کارگری، دو هفته مرخصی سالانه در مردادماه و دو هفته در نوروز، افزون بر مرخصی استحقاقی، سرویس رفت و برگشت برای کارکنان و خانواده ها برای شرکت در کارگاه های بهداشت روان و... نیز می توانند در ارتقای سلامت روان کارکنان کارخانه مؤثر باشند. به گفته روان پزشک کارخانه، بیشتر کارکنان از فضای کارخانه راضی هستند؛ البته درصدکمی از نارضایتی در محیط های کاری طبیعی است، زیرا اگرچه شخصیت نقش چندانی در رضایت شغلی ندارد، در افراد با شخصیت ناراضی ممکن است نارضایتی شغلی نیز وجود داشته باشد (فارنهام 5 ، پتریدس 6 ، جکسون 7 وکوتر 8 ، 2002). آمار اعتیاد به مواد مخدر در این کارخانه بسیار پایین است و برای کاهش آن تلاش های زیادی شده است؛ برای نمونه در این کارخانه اعتیاد نوعی بیماری در نظر گرفته می شود، بنابراین افراد معتاد اخراج نمی شوند، بلکه برای درمان ارجاع می شوند. موهر 9 ، هی 10 و لنکستر 11 (2005) بر این باورند که مشاوره روانپزشکی (فردی و گروهی)، پرداخت پاداش برای ترک سیگار و درمان دارویی برای کاهش اعتیاد به نیکوتین، در سازمان های صنعتی کارآمد است. فعالیت باارزش دیگر در این کارخانه، سرند و بررسی استرس و رضایت مندی کارکنان است؛ پرسش نامه های مربوط نیز در پرونده ها موجود است. ابتدای تشکیل درمانگاه در این کارخانه، مراجعه کارکنان وخانواده ایشان به روانپزشک کم و همراه با پنهان کاری و نگرانی بوده است، ولی با بالارفتن آگاهی و تغییر نگرش آنها در این مورد که مراجعه به روانپزشک، لزوماً به معنی بیماری روانی نیست، در حال حاضر مراجعه به روان پزشک بسیار زیاد شده است، به طوری که بی
الگوی ارتباط عدم تناسب فرد – شغل با فرسودگی هیجانی و تمایل به ترک خدمت : شواهدی برای الگوی استرس – نامتعادلی - جبران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین الگوی ارتباط عدم تناسب فرد- شغل با فرسودگی هیجانی و تمایل به ترک خدمت به عنوان شواهدی برای الگوی استرس-نامتعادلی-جبران بود.روش: روش پژوهش همبستگی(تحلیل واریانس و کوواریانس) و جامعه آماری 800 نفر کارکنان مرد دوشیفت کاری شرکت لاستیک دنا در پاییز 1388 بودند که از بین آنها 300 نفر به شیوه سها الوصول انتخاب شدند و به پرسشنامه های تمایل به ترک خدمت تک لیب و همکاران(2005) عدم تناسب فرد- شغل و فرسودگی هیجانی مولکی و همکاران(2006) پاسخ دادند.داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون،الگوسازی معادله ساختاری و تحلیل میانجی تحلیل شد.یافته ها: یافته ها نشان داد رابطه عدم تناسب فرد- شغل با فرسودگی هیجانی و تمایل به خدمت مثبت و معنادار است.الگوی ساختاری پژوهش نیز مشتمل بر پیوند مستقیم میان عدم تناسب فرد- شغل با فرسودگی هیجانی و تمایل به ترک خدمتو پیوند مستقیم فرسودگی هیجانی با تمایل به ترک خدمت بود. تحلیل میانجی،در رابطه با عدم تناسب فرد-شغل با تمایل به ترک خدمت از نقش میانجیگر پاره ای فرسودگی هیجانی حمایت نمود.نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش در مورد تایید نسبی الگوی استرس-نامتعادلی-جبران، لازم است برای پیشگیری از فرسودگی هیجانی و ترک خدمت، تناسب فرد-شغل محور برنامه ریزیها قرار گیرد.
اثربخشی زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی بر سلامت روان و افسردگی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین میزان تأثیر زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی بر سلامت روان و افسردگی زوجین بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با دو گروه آزمایش و گواه و استفاده از طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 3 ماهه بود. 30 زوج از میان 60 زوج مراجعه کننده به کانون فرهنگی صاحب الزمان شهر اصفهان در سال 1389 به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی 15 زوج در گروه آزمایش و 15 زوج در گروه گواه جایگزین شدند. پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (1972) و افسردگی بک (1961) در هر دو گروه در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پس از 3 ماه اجرا شد. گروه آزمایش هفته ای دو بار در 8 جلسه به مدت 2 ساعت، در جلسات زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی شرکت نمودند ولی در گروه گواه مداخله ای صورت نگرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی سلامت روان زوجین را افزایش و افسردگی آن ها را کاهش داده است. تأثیر این رویکرد بر سلامت روان و افسردگی بر حسب جنس تفاوت نداشت. این نتایج در پیگیری 3 ماهه نیز تأیید شد. نتیجه گیری: می توان زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی را به عنوان روش مؤثری برای افزایش سلامت روان و کاهش افسردگی و بهبود کیفیت زندگی زوجین در نظر گرفت و از آن در مراکز آموزشی و مشاوره استفاده کرد.
اثربخشی آزمون بخشایش بر میزان خشم و مؤلفه های آن در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین میزان تأثیر زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی بر سلامت روان و افسردگی زوجین بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با دو گروه آزمایش و گواه و استفاده از طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری 3ماهه بود. 30زوج از میان 60 زوج مراجعه کننده به کانون فرهنگ صاحب الزمان شهر اصفهان در سال 1389 به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی 15 زوج در گروه آزمایش و 15 زوج در گروه گواه جایگزین شدند. پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ(1972) و افسردگی بک(1961) در هر گروه در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پس از 3 ماه اجرا شد. گروه آزمایش هفته ای 2بار در 8 جلسه به مدت 2 ساعت، در جلسات زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی شرکت نمودند ولی در گروه گواه مداخله ای صورت نگرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که زوج درمانی به شیوه خودتنظیمی سلامت روان زوجین را افزایش و افسردگی آن ها را کاهش داده است. تأثیر این رویکرد بر سلامت روان و افسردگی برحسب جنس تفاوت نداشت. این نتایج در پیگیری 3 ماهه نیز تأیید شد. نتیجه گیری: می توان زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی را به عنوان روش مؤثری برای افزایش سلامت روان و کاهش افسردگی و بهبود کیفیت زندگی زوجین در نظر گرفت و از آن در مراکز آموزشی و مشاوره استفاده کرد.
پیش بینی بیماری های جسمی در کارکنان اداره آموزش و پرورش مرودشت براساس کیفیت زندگی کاری و استرس شغلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روانشناسی صنعتی/سازمانی سال سوم زمستان ۱۳۹۰ شماره ۹
55 - 62
حوزههای تخصصی:
روابط بین سبک های حل تعارض و رغبت های شغلی شخصیتی با همدلی در دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بررسی اثربخشی روان درمانی شناختی - رفتاری مذهب محور برافسردگی زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: طلاق از استرس زاترین فقدان ها می باشد و موجب آشفتگی های هیجانی و مشکلات رفتاری در افراد می شود،دراین میان آسیب پذیری زنان از پیامد های طلاق بیشتر از مردان است. هدف از پزوهش حاضر بررسی اثربخشی شناخت درمانی مذهب محور برافسردگی زنان مطلقه بوده است. روش: پژوهش حاضراز نوع آزمایشی با پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل و دوره ی پیگیری بوده است.جامعه ی آماری این پژوهش شامل 30 زن مطلقه است که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به طور همتاسازی انتخاب شدند. این افراد از نظر سن ، وضعیت اقتصادی- اجتماعی، عدم ابتلا به بیماریهای جسمانی ، دارا بودن یک انحراف معیار بالاتر از میانگین در پرسشنامه افسردگی بک وسایر متغیرهای مورد نظر در پژوهش کاملاً همگون بودند. سپس آزمودنی ها به طورتصادفی به دو گروه آزمایش وکنترل تقسیم شدند. در مورد گروه آزمایش 12 جلسه 45 دقیقه ای روان درمانی شناختی- رفتاری مذهب محور اجرا گردید اما در مورد گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه ی افسردگی بک ویراست دوم بود. یافته ها: نتایج حاصل آشکار ساخت که بین گروه آزمایش و کنترل پس ازاجرای روان درمانی شناختی- رفتاری مذهب محور تفاوت معنی داری وجود داشت) 001/0(p#,
رابطه ی صله ی رحم به پدر و مادر و خویشاوندان با کیفیت دلبستگی به پدر و مادر و افراد بزرگسال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ی بین صله ی رحم و دلبستگی به پدر و مادر و افراد بزرگسال میXباشد. روش: برای انجام تحقیق حاضر 120 دانشجوی رشته ی تحصیلی روانXشناسی و علوم تربیتی از دانشگاه تهران به شیوه نمونه گیری تصادفی از بین گروهXهای آموزشی دانشکده انتخاب شده، پرسشنامه های سبک های دلبستگی به والدین، مقیاس دلبستگی بزرگسالان و مقیاس صله ی رحم به آنان داده شد تا تکمیل نمایند. برای تحلیل داد Xها از روش تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه نشان داد که مابین ابعاد چهارگانه ی صله ی رحم (ارائه صله ی رحم، دریافت صله ی رحم، کیفیت و کمیّت صله ی رحم) با سبک های دلبستگی به والدین و بزرگسالان همبستگی معناداری وجود دارد. سبک دلبستگی ایمن رابطه ی مثبت و معنی دار و سبک های اجتنابی و اضطرابی (نسبت به والدین) همبستگی منفی با صله ی رحم نشان دادند. همچنین ابعاد صله ی رحم با سبک دلبستگی صمیمی و نزدیک افراد بزرگسال رابطه ی مثبت و معنی دار داشته است. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که بُعد کمّی صله ی رحم را می توان از دلبستگی قابل اتکاء نسبت به بزرگسالان پیش بینی نمود، داشتن رابطه ی نزدیک و صمیمی با بزرگسالان و شریک زندگی پیشXبینیXکننده ی مهمی برای بُعد کیفی صله ی رحم به شمار می رود. در بُعد دریافت صله ی رحم، داشتن رابطه ی نزدیک و صمیمی با افراد بزرگسال و شریک زندگی پیشXبینیXکننده ی معناداری بود. نتیجه گیری: کیفیت دلبستگی و شکلXگیری آن در طول زندگی در روند ارتباط با دیگران از جمله صله ی رحم تأثیر معناداری میXگذارد.
بررسی رابطه شیوه های فرزندپروری و سبک های دلبستگی با نشانه های افسردگی نوجوانان
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط سبک های دلبستگی و شیوه های فرزندپروری با نشانه های افسردگی می باشد. از میان دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر تبریز تعداد 375 نفر با دامنه سنی
17-16 سال به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. برای انتخاب آزمودنی ها از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان استفاده شد. آزمودنی ها پرسشنامه های سبک های دلبستگی، شیوه های فرزندپروری و پرسشنامه نشانه های افسردگی را تکمیل نمودند.
یافته های این مطالعه نشان داد که نوجوانان با سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی سطوح بالاتری از نشانه های افسردگی را نشان می دهند. اما هیچ ارتباطی بین سبک دلبستگی ایمن و دلبستگی ناایمن دوسوگرا با نشانه های افسردگی مشاهده نشد. همچنین یافته های این مطالعه نشان دادند که افسردگی ارتباط منفی معنی داری با شیوه ی فرزندپروری اقتدار منطقی و نیز ارتباط مثبت معنی داری با شیوه ی فرزندپروری استبدادی دارد. درحالی که ارتباطی بین افسردگی و شیوه ی فرزندپروری سهل گیر مشاهده نشد. یافته های بدست آمده از این مطالعه تا حدودی با این ایده که عامل های محیطی مانند سبک های دلبستگی و شیوه های فرزندپروری نقش مهمی در بروز نشانه های افسردگی نوجوانان دارند، هماهنگ است.
در جستجوی الگوی نوین یادگیری زدایی سازمانی
حوزههای تخصصی:
باوجود توجه روزافزون به مفاهیم یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده، ایده ی یادگیری زدایی سازمانی نیازمند توجه و تأمل بیشتر است. این مفهوم با ناتوانی سازمان در یادگیری یا فراموشی سازمانی متفاوت است و اشاره به فرآیند رها کردن و کنار گذاشتن آگاهانه باورها، قواعد و رویه های قدیمی غیرمفید سازمانی دارد. در مطالعه حاضر که با رویکرد تحلیلی و استدلالی صورت گرفته است ضمن مرور ادبیات مفهومی به مواردی از جمله ماهیت، محتوا، سطوح و ابعاد یادگیری زدایی توجه شده است در ادامه با تحلیل مدل های نوین یادگیری زدایی، رابطه مفهومی یادگیری زدایی و یادگیری سازمانی در قالب الگویی یکپارچه پیشنهاد شده است. مقاله با ارائه پیشنهادهایی کاربردی و پژوهشی خاتمه می یابد.
بررسی رابطه ی بین هوش فرهنگی با بهره وری مدیران در مدارس شاهد استان آذربایجان غربی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطه ی بین هوش فرهنگی با بهره وری مدیران در مدارس شاهد استان آذربایجان غربی بوده است. روش تحقیق حاضر از نوع همبستگی می باشد. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران و معلمان مدارس شاهد استان آذربایجان غربی است. حجم نمونه در این پژوهش تعداد 41 نفر مدیر و 246 نفر معلم می باشد که به ازای هر مدیر، به طور تصادفی پرسشنامه ی بهره وری در اختیار 6 معلم قرار گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه های هوش فرهنگی و بهره وری می باشد. برای جمع آوری داده های هوش فرهنگی مدیران از پرسشنامه ی استاندارد و برای تعیین میزان بهره وری مدیران از پرسشنامه ی محقق ساخته، استفاده گردید. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که بین هوش فرهنگی و مؤلفه های آن (فراشناختی، شناختی، انگیزشی و رفتاری) با بهره وری مدیران، رابطه ی مثبت و معنی دار وجود دارد. یافته های دیگر پژوهش حاکی از آن است که بین متغیرهای هوش فرهنگی و هم چنین بهره وری با توجه به عوامل دموگرافیک شامل سابقه ی خدمت، سطح تحصیلات، جنسیت و مقاطع تحصیلی رابطه ی معنی داری وجود ندارد.
بررسی شیوه های فرزند پروری و جو عاطفی خانواده کودکان مبتلا به اضطراب فراگیر و کودکان فاقد اضطراب
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه شیوه های فرزند پروری و جو عاطفی خانواده کودکان مبتلا به اضطراب فراگیر و کودکان فاقد اضطراب در کودکان پیش دبستانی بود. در این راستا 200 کودک پایه پیش دبستانی که با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند، که از این بین102 کودک دارای اضطراب فراگیر و 98 نفر باقیمانده فاقد اضطراب بودند. فرضیه های تحقیق به طور کلی عبارت از این بودندکه بین دو گروه از کودکان سالم و مضطرب از لحاظ سبک های فرزندپروری (مستبدانه، سهل گیر، مقتدرانه) والدینشان تفاوت وجود دارد. و همچنین بررسی تفاوت بین دو گروه از کودکان سالم و مضطرب از لحاظ جو عاطفی خانواده. برای سنجش فرضیه ها از سه مقیاس پرسشنامه علائم مرضی کودکان (CSI4)، پرسشنامه جو عاطفی و پرسشنامه فرزند پروری دیاناباوم استفاده گردید و یافته ها اکثر فرضیه های تحقیق و همچنین سؤال تحقیق را تأیید کردند و بر یافته های پژوهش های پیشین صحه گذاشتند.
تحول حافظه کاذب در کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ه دف پژوهش حاضر بررسی روند تحوّلی حافظة کاذب کودک ان 7 تا 12 ساله بود. 117 دانش آموز پایه های اول، سوم و پنجم دورة ابتدایی ب ا روش نمون ه برداری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انت خاب شدند. شرکت کنندگان با استفاده از فهرستهای اصلی و فهرستهای متناسب با سن برنامة دی س رودی گر مک درمت (رودیگر و مک درمت، 1995) مورد سنجش قرار گرفتند. داده ها با بهره گیری از روش تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شدند. نتایج نش ان دادند ک ه با افزایش سن، یادآوری و بازشناسی صحیح و بازشن اسی کاذب فهرستهای اصلی و یادآوری صحیح، یادآوری و بازشناسی کاذب فهرستهای مت ناسب با سن، افزایش می یابند. همچن ین، نتایج حاک ی از آن بودندکه فهرستهای متناسب با سن نسبت به فهرستهای اص لی برنامة دیس رودیگ ر مک درمت ابزار مناسب تری برای بررسی تحولی حافظه کاذب اند.
رابطه ی علّی سرمایه روان شناختی با هیجان های مثبت، بهزیستی روان شناختی، عملکرد شغلی و التزام شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی علّی سرمایه روان شناختی با هیجان های مثبت، بهزیستی روان شناختی، عملکرد شغلی و التزام شغلی از طریق طراحی و آزمودن یک الگو بود. نمونه ی این پژوهش، شامل 263 (228 زن و 35 مرد) بود. که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از میان پرستاران بیمارستان های دولتی شیراز انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، شامل پرسشنامه های سرمایه روان شناختی، عملکرد شغلی، رفتارهای مدنی سازمانی، التزام شغلی، بهزیستی روان شناختی و هیجانات مثبت بودند. ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و بر اساس نرم افزار AMOS ویراست 18 انجام گرفت. جهت آزمودن اثر واسطه ای از روش بوت استراپ استفاده شد. یافته های پژوهش نشان دادند که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است. برازش بهتر از طریق همبسته کردن خطاهای دو مسیر به دست آمد. به طور کلی 7 فرضیه مستقیم و یک فرضیه غیرمستقیم مورد تأیید قرار گرفتند.