فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۰۴۱ تا ۲۳٬۰۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
Effectiveness of Cognitive Behavioural Therapy and Eye Movement Desensitization and Reprocessing Among Iranian Children With Post Traumatic Stress Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to compare the effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy (CBT) and Eye Movement Desensiti zation and Reprocessing (EMDR) in reducing PTSD symptoms severity among Iranian children 20 months after the 2008 Qeshm earthquake. This study follows an experimental design with randomized pre-test post-test to control the internal and external validity of the study. In this study, 26 students from 7 to 12 years old who received PTSD diagnosis due to earthquake based on the clinical interview were randomly assigned to CBT, EMDR, and wait-list control groups. All the participants completed UCLA-PTSD DSM-IV Index as pre-test and post-test. The respondents in the treatment groups were also required tocomplete The Youth Client Satisfaction Questionnaire (YCSQ). According to the results of ANCOVA, after participating in 8-12 sessions of psychotherapy, the participants of CBT and EMDR groups showed a significant reduction in overall PTSD symptoms compared to the wait-list group between the pre and the post-intervention. Although in comparison to EMDR, CBT was more effective in reduction of PTSD symptoms, the difference was not statistically significant. Post-treatment therapeutic outcomes were maintained during six weeks follow-up; however, the effects of EMDR were improved during this period. The results also showed no significant difference between the respondents' satisfaction from CBT and EMDR.
Both CBT and EMDR appeared to be feasible and acceptable to PTSD children survived from natural disasters.
بررسی ساختار عاملی و کفایت روان سنجی پرسشنامه سبک پردازش هویت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه سبک پردازش هویت بود. بدین منظور تعداد 539 نفر از دانش آموزان دبیرستانی شهر شیراز به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. از این تعداد 253 دختر و 286 پسر در پژوهش شرکت داشتند. برای بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ی سبک پردازش هویت از پرسشنامه وایت و همکاران(ISI-6G) استفاده شد. جهت بررسی روایی پرسشنامه از دو شیوه ی تحلیل عاملی و روایی همگرا استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که پرسشنامه از سه عامل سبک پردازش هویت اطلاعاتی، سبک هنجاری و سبک سردرگم- اجتنابی تشکیل شده که دارای روایی مطلوبی است. همچنین برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش همسانی درونی(آلفای کرونباخ) استفاده شد.
کالبدشکافی سبک زندگی در جامعه سرمایه داری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن نظام سرمایه داری منجر به گسترش، نهادینه شدن و بازتولید ارزش های فرهنگی- اجتماعی این نظام در عرصه جهانی شده، که یکی از نتایج آن رسوخ و هنجار شدن مؤلفه های «زندگی روزمره» و «سبک زندگی»، براساس اصول و جامعه مطلوب نظام سرمایه داری است.به عبارت دیگر، نظام مذکور، صرفاً در یک مکانیسم تولید و شیوه مدیریت اقتصاد جامعه، تعریف و خلاصه نمی شود،بلکه به مثابه یک نظام فراگیر، شامل هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی، اقتصاد، سیاست، امنیت و نیز فرهنگ خاص و مطلوب خود است،که در نتیجه حاکمیت آن، طبیعتاً و الزاماً، سبک زندگی خاصی را توصیه، تبلیغ، نهادینه و بازتولید می کند. به عبارت دیگر، نظام سرمایه داری، انسان سازی و جامعه سازی می کند. هر چند به تعبیر «اسپیواک»، در تلاش برای انکار و اختفای تار و پود بافته خود و عدم افشای ابعاد فرهنگی- اجتماعی خویش است. دغدغه کنونی کشور در لزوم طراحی و تدوین سبک زندگی بومی و اسلامی، ابتدا ضرورت شناخت مؤلفه های سبک زندگی هژمون (سرمایه داری) را نشان می دهد. لذا مقاله حاضر،در نظر دارد با طرح این پرسش اصلی که مؤلفه های سبک زندگی مطلوب نظام سرمایه داری کدامند و چه ارتباط معنادار و مفصل بندی با هم دارند؟ به دنبال فهم و کالبدشکافی این مؤلفه ها کنکاش کند. در پاسخ و فرضیه نیز نگارندگان بر این عقیده اند که، لزوم بیشینه سازی و اصالت سود و رفاه و انباشت سرمایه در این نظام، مؤلفه هایی را در حوزه فرهنگ عمومی، جامعه سازی، شهرسازی، معماری و نهایتاً سبک زندگی در جامعه سرمایه داری ایجاد و بازتولید می کند که از جمله آنها می توان به: «سرعت»، «مصرف زدگی»، «کالایی شدن»، «ماتریس زیبایی شناختی سرمایه داری»، «نظام نشانه شناسی معنایی سرمایه داری»، «آرایش تکنولوژیکی»، «اصالت سود» و ... اشاره نمود.برای فهم و ارزیابی این مؤلفه ها، نگارندگان از چارچوب تئوریک ترکیبی شامل: مکتب فرانکفورت، مکتب گرامشی و نظریات مطالعات فرهنگی بهره جسته اند.
اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش شذت علائم افسردگی و اختلال شخصیت وسواسی-جبری: پژوهش مورد منفرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: طرحواره درمانی که توسط یانگ و همکارانش به وجود آمده، درمانی نوین و یکپارچه است که عمدتاً بر اساس بسط و گسترش مفاهیم و روش های درمان شناختی- رفتاری کلاسیک برای درمان اختلالات منش شناختی بنا شده است. هدف این مطالعه تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر علائم اختلال شخصیت وسواسی- جبری و افسردگی در یک مورد مبتلا به شخصیت وسواسی- جبری بود. روش: شرکت کننده این پژوهش یک زن مجرد 32 ساله مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی- جبری بود که با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته SCID برای اختلالات محور یک و دو تشخیص داده شد. برای سنجش علائم شخصیت وسواسی- جبری از پرسشنامه سنجش اختلال شخصیت وسواسی- جبری مارتوکویچ و برای سنجش علائم افسردگی از پرسشنامه افسردگی بک استفاده شد. در این پژوهش از روش پژوهش مورد منفرد با طرح A-B استفاده شد. در این روش پس از موقعیت خط پایه، مداخله آغاز شد و 16 جلسه طرحواره درمانی برای این بیمار اجرا شد. دو جلسه پیگیری، یک ماه و دو ماه بعد از جلسه شانزدهم اجرا گردید. یافته ها: یافته های این پژوهش که طی تحلیل دیداری نمودار داده ها بر اساس شاخص های آمار توصیفی و تحلیل دیداری، در مرحله پیگیری نسبت به خط پایه مداخله در کاهش افسردگی و علائم شخصیت وسواسی شرکت کننده مؤثر بوده است. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه همسو با پژوهش های قبلی نشان داد که طرحواره درمانی باعث کاهش علائم افسردگی و شخصیت وسواسی- جبری در افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی- جبری می شود.
مدل های سبب شناسی اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
طی دهه های اخیر مطالعات گسترده ای در مورد آسیب شناسی و درمان اختلال اضطراب اجتماعی انجام شده است. بر اساس این پژوهش ها، مدل های سبب شناسی متعددی برای این اختلال ارایه شده است. مفاهیمی که در این رابطه مطالعه شده اند عبارتند: از عوامل ژنتیکی و سرشتی، عوامل محیطی و تجربه های یادگیری، نقص در مهارت های اجتماعی، عوامل شناختی، تأثیرات فرهنگی و تکاملی. مدل های سبب شناسی با رویکردهای مختلف مفاهیم فوق را در شکل گیری و تداوم اختلال اضطراب اجتماعی به کار برده اند. در این مقاله مدل های سبب شناسی که تاکنون در خصوص اختلال اضطراب اجتماعی مطرح شدهاند معرفی می شود. ارزیابی این مدل ها و کاربردهای بالینی آن ها در پایان ارایه شده است.
تأثیر ماساژ درمانی بر کاهش اضطراب و افسردگی زنان معتاد زندان مرکزی اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر ماساژ درمانی بر کاهش اضطراب و افسردگی زنان معتاد زندانی شهرستان اصفهان بود.
مواد و روش ها: تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی و طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. آزمودنی های این تحقیق را 30 نفر از زنان معتاد زندان مرکزی اصفهان را تشکیل می دادند که بصورت تصادفی در دو گروه تجربی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. گروه تجربی در جلسات ماساژ درمانی به مدت 8 هفته (3جلسه در هفته) هر جلسه 30 دقیقه، شرکت کردند، در حالی که برای گروه کنترل فقط 3 جلسه در هفته جلسات مذاکره و بحث در مورد مسائل روز مره انجام شد. در ابتدا و پایان دوره ی مداخله نمرات اضطراب و افسردگی آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه ی بک ارزیابی شد. داده ها با استفاده از آزمون کوواریانس در سطح کمتر از 5/0 تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: پس از کنترل نمرات پیش آزمون اضطراب و افسردگی، هشت هفته ماساژ درمانی اثر معناداری بر سطوح اضطراب (921/0; Partial ƞ2= 001/0P<) و افسردگی (881/0; Partial ƞ2= 001/0P<) زنان معتاد در مقایسه با گروه کنترل داشت.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ماساژ درمانی به عنوان یکی از مدالیته های درمانی می تواند نقش بسزایی در بهبود علائم اضطرب و افسردگی زنان معتاد زندانی را ایفا کند.
پیش بینی هوش هیجانی بر مبنای ابعاد شوخ طبعی در میان دانشجویان سرآمد دانشگاه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: توجه به شوخ طبعی و رابطه آن با هوش هیجانی امری ضروری است، چرا که عملکرد هیجانی می تواند متأثر از شوخ طبعی افراد باشد. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی هوش هیجانی بر مبنای شوخ طبعی و ابعاد آن در میان دانشجویان سرآمد دانشگاه انجام شد.
مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی بر روی 115 نفر (71 دختر و 44 پسر) دانشجوی سرآمد مشتمل بر دانشجویان استعداد درخشان و ممتاز دانشگاه شیراز انجام شد که در سال 1390 به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای ارزیابی هوش هیجانی از پرسش نامه ویژگی های هوش هیجانی Petrides و Furnham و برای سنجش شوخ طبعی از پرسش نامه شوخ طبعی خشوعی استفاده گردید. داده ها با محاسبه ضریب همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان با به کارگیری نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بین هوش هیجانی و شوخ طبعی و ابعاد آن (لذت از شوخی، خنده، شوخی کلامی، شوخ طبعی در روابط اجتماعی و شوخ طبعی در شرایط استرس آور) رابطه معنی دار و مثبت وجــود داشت. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که شوخ طبعی در روابط اجتماعی و شوخ طبعی در شرایط استرس آور هوش هیجانی را پیش بینی می کند.
نتیجه گیری: رابطه ای مثبت بین هوش هیجانی و ابعاد شوخ طبعی برقرار است. از میان ابعاد شوخ طبعی، مهم ترین پیش بینی کننده هوش هیجانی در میان دانشجویان سرآمد دانشگاه، شوخ طبعی در روابط اجتماعی است.
مقایسه اثربخشی آموزش گروهی مدیریت خشم و مهارت های ارتباطی بر میزان پرخاشگری معتادان به حشیش زندان شهر همدان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش، با هدف مقایسه اثربخشی آموزش گروهی مدیریت خشم و مهارت های ارتباطی بر میزان پرخاشگری معتادان به حشیش زندان شهر همدان انجام شد.
مواد و روش ها: پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی همراه با طرح پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. جامعه آماری شامل 700 نفر از زندانیان اردوگاه کار درمانی همدان بودند که سابقه مصرف حشیش و رفتار پرخاشگرانه داشتند که با استفاده از فرمول حجم نمونه Krejcie و Morgan به صورت تصادفی ساده 248 نفر انتخاب شدند و بعد از اجرای پرسش نامه پرخاشگری Buss-Perry AGQ (Aggression questionnaire)، 63 نفر از این افراد که پرخاشگری بالایی داشتند، انتخاب و از بین آن ها نیز به طور تصادفی 45 نفر انتخاب نهایی شدند که در سه گروه 15 نفری جای گرفتند.
15 نفر در گروه آموزشی مدیریت خشم (مهارت های زندگی، Kling و Chris 1998) 15 نفر در گروه آموزش مهارت های ارتباطی (روان شناسی روابط انسانی، Bulletin 1994) و 15 نفر در گروه شاهد جایگزین شدند. گروه آزمایش اول در 8 جلسه 60 دقیقه ای به مدت 1 ماه تحت آموزش مدیریت خشم قرار گرفتند و گروه آزمایش دوم نیز در 8 جلسه 60 دقیقه ای به مدت 1 ماه تحت آموزش مهارت های ارتباطی قرار گرفتند و گروه شاهد هیچ آموزشی دریافت نکردند و پس از اتمام برنامه آموزشی پس آزمون برای هر سه گروه اجرا شد.
یافته ها: نتایج به دست آمده با استفاده از شاخص آماری تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مدیریت خشم و مهارت های ارتباطی بر کاهش پرخاشگری مؤثر بوده اند.
نتیجه گیری: آموزش مهارت های ارتباطی در مقایسه با مدیریت خشم در کاهش پرخاشگری مؤثرتر بود.
پیگیری سیر 6 ماهه شدت علایم وکیفیت زندگی بیماران دوقطبیI پس از ترخیص از بیمارستان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف پیگیری سیر شدت علایم و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی I انجام شد.
مواد و روش ها: این پژوهش به صورت طولی و آینده نگر بر روی 20 بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی I بستری شده در بیمارستان نور اصفهان انجام شد. ارزیابی ها در آغاز بستری، ترخیص، 3 و 6 ماه بعد انجام شد. شدت علایم خلقی و کیفیت زندگی بیماران به ترتیب به کمک مقیاس درجه بندی Young (YMRS) یا Young mania rating scale) و پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی سنجیده شد.
یافته ها: نتایج تحلیل واریانس تکراری نشان داد که میانگین شدت علایم خلقی در هنگام بستری شدن بیماران، به طور معنی داری بیشتر از میانگین شدت علایم در هنگام ترخیص از بیمارستان، 3 و 6 ماه پس از ترخیص می باشد (001/0 > P)، اما بین نمرات کیفیت زندگی در مقاطع ترخیص از بیمارستان، 3 و 6 ماه پس از ترخیص به صورت کلی در بیماران تفاوت معنی داری وجود ندارد (17/0 = P).
نتیجه گیری: می توان اذعان داشت که بستری شدن بیماران در کاهش شدت علایم و افزایش کیفیت زندگی آن ها در موقع ترخیص مؤثر بوده است و در مقاطع بعدی به همان حال باقی مانده است.
بررسی سوگیری حافظه آشکار و ضمنی و ادراک پیامد مخاطره آمیز در دانشجویان افسرده، مضطرب، ترکیبی و سالم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش به منظور بررسی سوگیری حافظه آشکار و ضمنی در دانشجویان افسرده، مضطرب، اختلال ترکیبی و سالم انجام گرفت.
مواد و روش ها: این تحقیق از نوع علی- مقایسه ای بود. برای دستیابی به هدف پژوهشی، 100 دانشجو از میان دانشجویان دانشگاه های الزهرا و تهران به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. روش اجرای پژوهش به صورت گروهی بوده است. بدین ترتیب که ابتدا آزمودنی ها به پرسش نامه اضطراب Beck (Anxiety inventory Beck)، پرسش نامه افسردگی Beck (Depression inventory Beck)، مصاحبه ساختار یافته MMPI-2 (Minnesota multiphasic personality inventory-2) ارایه و ازآنان خواسته شد تا لغات را رمزگردانی کنند و به یاد آورند. سپس داده Free recall پاسخ گفتند. بعد به آزمودنی ها تکلیف یادآوری آزاد گروه های مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به وسیله آزمون آماری، تحلیل واریانس چند متغیره، t و آزمون MANOVA (Multivariate analysis of variance) نمره گذاری شد.
یافته ها: گروه ها از لحاظ یادآوری کلمات (بار عاطفی مثبت، منفی و تهدید کننده) در حافظه ضمنی تحت شرایط آسان و دشوار با حافظه آشکار تفاوت معنی دار داشتند (001/0 > P).
نتیجه گیری: در نهایت، بر اساس نتایج پژوهشی، سوگیری گروه های افسرده، مضطرب و ترکیبی در حافظه ضمنی بیشتر از حافظه آشکار بود، آن ها کلمات با بار عاطفی منفی و تهدید کننده را تحت شرایط دشوار کمتر به خاطر آوردند. نتایج تحقیق نشان داد که یادآوری گروه ترکیبی بیشتر شبیه گروه افسرده است تا افراد مضطرب.
تأثیر ادراک افراد از نوع تکلیف بر انتخاب سطوح تداخل زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این تحقیق، بررسی میزان تداخل حاصل از شیوة تمرینی خودتنظیم با توجه به نوع تکلیف بر اکتساب و یادداری تکالیف ردیابی موقعیتی، با تاکید بر آزمون نظریه های فراشناختی (پدیده های شناختی و فراشناختی) است. به این منظور 24 دانشجوی راست دست دختر و پسر دانشگاه یزد که به لحاظ مقیاس پرسشنامة ظرفیت خودتنظیمی (SRQ)، از ظرفیت بالای خودتنظیمی برخوردار بودند، به صورت تصادفی به 2 گروه تکالیف ردیابی موقعیتی ساده و پیچیده با مشخصات تجربی 12 نفر (در هر گروه) با میانگین سنی 7/1± 22 سال تقسیم شدند. روش تحقیق، نیمه تجربی بود. تکلیف مورد استفاده در این تحقیق، نوعی تکلیف ردیابی موقعیتی است که به صورت نرم افزاری طراحی شده و هدف از اجرای آن ردیابی موقعیتی مسیر با سرعت ممکن و حداقل خطاست. معیارهای اکتساب تکلیف زمان حرکت، خطای حرکت و تعداد تغییر الگو منظور شد. آزمودنی ها در مرحلة اکتساب 8 بلوک 16 کوششی را تمرین کردند، سپس در مرحلة یادداری فوری و مرحلة یادداری تأخیری (پس از 72 ساعت) یک بلوک 16 کوششی را تمرین کردند. داده ها از طریق آزمون تحلیل واریانس با اندازه های تکراری و t مستقل به ترتیب برای مرحلة اکتساب و آزمون های یادداری استفاده شد. نتایج نشان داد تفاوت معنی داری بین گروه های تمرینی خودتنظیم در دو نوع تکلیف در مرحله اکتساب و یادداری فوری و تأخیری زمان حرکت وجود ندارد. درحالی که این تفاوت در رابطه با خطای حرکت در مرحلة اکتساب مشاهده شد (05/0 P<)، در مرحلة یادداری فوری و تأخیری مشاهده نشد. بین گروه های تمرینی خودتنظیم در دو نوع تکلیف در مرحلة اکتساب در مورد تعداد تغییر الگو تفاوت معنی داری مشاهده شد؛ به عبارتی گروه تمرینی تکلیف ردیابی موقعیتی پیچیده تعداد تغییر الگوی کمتری را خواستار بودند. همچنین نتایج تحلیل آزمون t مستقل برای مقایسة تعداد تغییر الگو در بلوک اول و بلوک هشتم از تکالیف ردیابی موقعیتی ساده تفاوت معنی داری نشان داد، ولی برای تکالیف ردیابی موقعیتی پیچیده تفاوت معنی داری مشاهده نشد. این یافته نشان می دهد افراد خودتنظیم با توجه به درکی که از نوع تکلیف دارند، سطوحی از تداخل زمینه ای را ایجاد می کنند و سپس با ادامة تمرین میزان تداخل زمینه ای را کاهش می دهند.
تأثیر تمرینات فرایندی عصبی، عضلانی و اسکلتی ریتمیک بر عمق بخشی آرام سازی (ثبت شده توسط سیگنال های SCL ""جریان الکتریکی پوست"") جودوکاران تیم ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آرامسازی، یکی از مهارتهای مهم روانی در حوزة فعالیتهای تربیت بدنی و ورزش است. بررسی ارتباط بین آرامسازی و تمرینات ریتمیک، با نظر به سازوکارهای انعطافپذیری- کارکردی سیستم عصبی، از جمله موضوعاتی است که در تحقیقات اخیر به آن اشاره شده است. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر تمرینات ریتمیک بر عمقبخشی آرامسازی جودوکاران تیم ملی بود. 30 نفر از ورزشکاران مرد تیم ملی جودو، در سه گروه کنترل، تجربی 1 و تجربی 2، در این تحقیق شرکت کردند و براساس یک دورة اجرایی سهماهه بنابر پروتکل تمرینی و با استفاده از شاخص SCL، دادهها ثبت و در نهایت تجزیهوتحلیل شد. نتایج، بیانگر این بود که بین آرامسازی گروههابا توجه به آلفای 5 درصد و نمرة P(05/0P>) 061/0، اختلاف معنیداری وجود ندارد.
بهعبارتی میتوان گفت که دورههای تمرینی آرامسازی در ارتقای سطح مهارت آرامسازی، تأثیر اندکی داشته، اما تمرین ریتمیک تا حدودی موجبات عمقبخشی آرامسازی را، فراهم آورده است. یافتهها با توجه به فرضیات اخیر و نظریاتی مطرح در مورد تمرینات ریتمیک و آرامسازی، اذعان دارند که بیشتر از هر تمرینی، حرکات ریتمیک با تأثیر بر عمقبخشی آرامسازی، استرس را کاهش میدهد و شخص با آرامش بیشتر، در اجرای حرکات بهینه، موفقتر خواهد بود.
درک دختران نوجوان و والدینشان از نقش خانواده در شکل گیری رفتار فعالیت بدنی در دختران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده تأثیر بسزایی بر رفتارهای مرتبط با فعالیت بدنی در کودکان و نوجوان دارد، گرچه نحوة این تأثیر هنوز مشخص نیست. پژوهش حاضر بهمنظور شناسایی نقش خانواده در شکلگیری رفتار فعالیت بدنی در دختران نوجوان طراحی شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و به شیوة تحلیل محتوا انجام گرفته است. بهمنظور جمعآوری دادهها مشارکتکنندگان این پژوهش (شامل 16 دختر نوجوان، 2 پدر و 7 مادر) مورد مصاحبة عمیق نیمهساختاری قرار گرفتند. کلیة مصاحبهها ضبط و سپس خط به خط دستنویس شد و در نهایت از طریق تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شد. طی تجزیه و تحلیل این پژوهش، مضامینی با عنوان شروعکننده (استعدادیابی، ایجاد علاقه)، تقویتکننده (فراهم کردن، همراهی، تشویق) و نگهدارنده (تلاش بهمنظور رفع موانع، تلاش برای کسب رضایت عضو مخالف در خانواده) بهعنوان نقش خانواده در شکلگیری رفتار فعالیت بدنی در دختران نوجوان بهدست آمد. این پژوهش درک بهتری از نحوة تأثیر خانواده بر شکلگیری رفتار فعالیت بدنی دختران نوجوانان فراهم کرد. شناسایی نقش خانواده در این زمینه میتواند به طراحی مداخلات مؤثرتر مبتنیبر خانواده به کارکنان بهداشتی و مربیان تربیت بدنی کمک کند، ضمن اینکه به این وسیله حوزههای مورد نیاز برای تحقیق بیشتر آشکار میشود.
رابطه هوش هیجانی مادران با توانایی نظریة ذهن کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی: