فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۰۲۱ تا ۲۳٬۰۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
سوگیری حافظه صریح و ضمنی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی، ترک کرده و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی سوگیری حافظه صریح و ضمنی نسبت به محرک های مربوط به مواد در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی، ترک کرده و افراد بهنجار بود. روش: سه گروه 25 نفری از افراد مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی، ترک کرده و بهنجار به شیوه نمونه برداری در دسترس انتخاب شدند و پس از همتاسازی بر اساس متغیرهای سن، سطح تحصیلات و نوع ماده مصرفی، توسط آزمون ها ی بازشناسی حافظه (سوگیری حافظه صریح) و تکمیل ریشه کلمات (سوگیری حافظه ی ضمنی) مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که افراد مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی و ترک کرده در مقایسه با افراد بهنجار دارای سوگیری حافظه ضمنی هستند، در حالی که در حافظه صریح فقط افراد مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی، سوگیری نشان دادند. نتیجه گیری: شناسایی فرایندهای حافظه صریح و ضمنی حاکم بر اعتیاد می تواند تلویحات کاربردی مطلوبی در زمینه تشخیص، درمان و پیشگیری سوءمصرف مواد داشته باشد.
پیگیری سیر 6 ماهه شدت علایم وکیفیت زندگی بیماران دوقطبیI پس از ترخیص از بیمارستان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف پیگیری سیر شدت علایم و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی I انجام شد.
مواد و روش ها: این پژوهش به صورت طولی و آینده نگر بر روی 20 بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی I بستری شده در بیمارستان نور اصفهان انجام شد. ارزیابی ها در آغاز بستری، ترخیص، 3 و 6 ماه بعد انجام شد. شدت علایم خلقی و کیفیت زندگی بیماران به ترتیب به کمک مقیاس درجه بندی Young (YMRS) یا Young mania rating scale) و پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی سنجیده شد.
یافته ها: نتایج تحلیل واریانس تکراری نشان داد که میانگین شدت علایم خلقی در هنگام بستری شدن بیماران، به طور معنی داری بیشتر از میانگین شدت علایم در هنگام ترخیص از بیمارستان، 3 و 6 ماه پس از ترخیص می باشد (001/0 > P)، اما بین نمرات کیفیت زندگی در مقاطع ترخیص از بیمارستان، 3 و 6 ماه پس از ترخیص به صورت کلی در بیماران تفاوت معنی داری وجود ندارد (17/0 = P).
نتیجه گیری: می توان اذعان داشت که بستری شدن بیماران در کاهش شدت علایم و افزایش کیفیت زندگی آن ها در موقع ترخیص مؤثر بوده است و در مقاطع بعدی به همان حال باقی مانده است.
رابطه مؤلفه های فراشناخت با اضطراب و افسردگی در مادران دارای کودکان پسر مبتلا به اختلال فزون کنشی/ نارسایی توجه و مقایسه آن ها با مادران کودکان عادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: فراشناخت یکی از فرایندهای عالی شناختی است که با سایر قابلیت های شناختی رابطه مثبت دارد و از طرف دیگر به عنوان یک عامل زمینه ساز در بیشتر آسیب های روان شناختی مدنظر قرار می گیرد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه فراشناخت با اضطراب و افسردگی در مادران کودکان مبتلا به اختلال فزون کنشی/ نارسایی توجه و مقایسه آن ها با مادران کودکان عادی بود.
مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر، مقطعی از نوع تحلیلی- توصیفی و جامعه آماری پژوهش شامل مادران ساکن شهر اصفهان در سال 1390 بودند. 50 مادر دارای کودک ADHD (Attention deficit and hyperactivity disorder) و 50 مادر دارای کودک بهنجار سنین 7 تا 12 سال، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به وسیله پرسش نامه باورهای فراشناختی Wells and Cartwright-Hatton، پرسش نامه اضطراب Spielberger و پرسش نامه افسردگی Beck-II ارزیابی شدند.
یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که تفاوت معنی داری بین دو گروه مادران در میزان اضطراب و افسردگی با کنترل سن وجود داشت و میزان افسردگی مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال فزون کنشی/ نارسایی توجه بسیار بالاتر از مادران کودکان عادی بود. در میزان فراشناخت، میانگین های دو گروه مادران نزدیک به هم بود. متغیر اضطراب ضرایب معنی داری با افسردگی و فراشناخت (01/0 = P) داشت.
نتیجه گیری: سلامت روان شناختی ماداران دارای کودکان ADHD به مراتب ضعیف تر از مادران دارای فرزند سالم بود و لزوم تمرکز به حل مسایل مجموعه افراد خانواده -که برخاسته از نگرش سیستمی است- در حل اصولی تر مشکلات این قبیل خانواده ها کارساز خواهد بود.
تأثیر ماساژ درمانی بر کاهش اضطراب و افسردگی زنان معتاد زندان مرکزی اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر ماساژ درمانی بر کاهش اضطراب و افسردگی زنان معتاد زندانی شهرستان اصفهان بود.
مواد و روش ها: تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی و طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. آزمودنی های این تحقیق را 30 نفر از زنان معتاد زندان مرکزی اصفهان را تشکیل می دادند که بصورت تصادفی در دو گروه تجربی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. گروه تجربی در جلسات ماساژ درمانی به مدت 8 هفته (3جلسه در هفته) هر جلسه 30 دقیقه، شرکت کردند، در حالی که برای گروه کنترل فقط 3 جلسه در هفته جلسات مذاکره و بحث در مورد مسائل روز مره انجام شد. در ابتدا و پایان دوره ی مداخله نمرات اضطراب و افسردگی آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه ی بک ارزیابی شد. داده ها با استفاده از آزمون کوواریانس در سطح کمتر از 5/0 تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: پس از کنترل نمرات پیش آزمون اضطراب و افسردگی، هشت هفته ماساژ درمانی اثر معناداری بر سطوح اضطراب (921/0; Partial ƞ2= 001/0P<) و افسردگی (881/0; Partial ƞ2= 001/0P<) زنان معتاد در مقایسه با گروه کنترل داشت.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ماساژ درمانی به عنوان یکی از مدالیته های درمانی می تواند نقش بسزایی در بهبود علائم اضطرب و افسردگی زنان معتاد زندانی را ایفا کند.
مقایسه اثربخشی آموزش گروهی مدیریت خشم و مهارت های ارتباطی بر میزان پرخاشگری معتادان به حشیش زندان شهر همدان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش، با هدف مقایسه اثربخشی آموزش گروهی مدیریت خشم و مهارت های ارتباطی بر میزان پرخاشگری معتادان به حشیش زندان شهر همدان انجام شد.
مواد و روش ها: پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی همراه با طرح پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. جامعه آماری شامل 700 نفر از زندانیان اردوگاه کار درمانی همدان بودند که سابقه مصرف حشیش و رفتار پرخاشگرانه داشتند که با استفاده از فرمول حجم نمونه Krejcie و Morgan به صورت تصادفی ساده 248 نفر انتخاب شدند و بعد از اجرای پرسش نامه پرخاشگری Buss-Perry AGQ (Aggression questionnaire)، 63 نفر از این افراد که پرخاشگری بالایی داشتند، انتخاب و از بین آن ها نیز به طور تصادفی 45 نفر انتخاب نهایی شدند که در سه گروه 15 نفری جای گرفتند.
15 نفر در گروه آموزشی مدیریت خشم (مهارت های زندگی، Kling و Chris 1998) 15 نفر در گروه آموزش مهارت های ارتباطی (روان شناسی روابط انسانی، Bulletin 1994) و 15 نفر در گروه شاهد جایگزین شدند. گروه آزمایش اول در 8 جلسه 60 دقیقه ای به مدت 1 ماه تحت آموزش مدیریت خشم قرار گرفتند و گروه آزمایش دوم نیز در 8 جلسه 60 دقیقه ای به مدت 1 ماه تحت آموزش مهارت های ارتباطی قرار گرفتند و گروه شاهد هیچ آموزشی دریافت نکردند و پس از اتمام برنامه آموزشی پس آزمون برای هر سه گروه اجرا شد.
یافته ها: نتایج به دست آمده با استفاده از شاخص آماری تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مدیریت خشم و مهارت های ارتباطی بر کاهش پرخاشگری مؤثر بوده اند.
نتیجه گیری: آموزش مهارت های ارتباطی در مقایسه با مدیریت خشم در کاهش پرخاشگری مؤثرتر بود.
مدل ادراک و نگرش معلمان نسبت به توسعه حرفه ای در مراکز تربیت معلم: مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: هدف پژوهش حاضر، بررسی ادراک و نگرش معلمان نسبت به ابعاد متنوع توسعه حرفه ای ارائه شده در مراکز تربیت معلم بود. این پژوهش بر مبنای رویکرد ترکیبی اکتشافی با مشارکت 368 نفر از معلمان دوره ابتدایی و راهنمایی که به¬صورت ضمن خدمت مشغول گذاراندن دوره توسعه حرفه ای در مراکز تربیت معلم هستند و 11 نفر از مدرسان این مراکز در شش مرکز تربیت معلم انجام شد. هدف مرحله کیفی کاوش مقوله های مرتبط با توسعه حرفه ای و فراهم نمودن مبنای برای طراحی پرسشنامه و مدل مفهومی برای استفاده در مرحله کمی بود. تجزیه و تحلیل مدل معادلات ساختاری در مرحله کمی یک مدل ده عاملی فراهم نمود که روابط بین عوامل متمایز توسعه حرفه ای معلمان در مراکز تربیت معلم را نشان می دهد. یافته های پژوهش، مدلی اکتشافی برای توصیف روابط بین انگیزه ها و مشارکت معلمان در توسعه حرفه ای، راهبردهای توسعه حرفه ای، ابعاد زمینه ای و محیطی مراکز تربیت معلم و نتایج مثبت و منفی حاصل از آن ارائه می دهد.
بررسی ارتباط ابعاد شخصیتی با امید به زندگی در افراد مبتلا به HIV(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ایدز یکی از بیماری های مزمن و ناتوان کننده عفونی می باشد. پژوهش های پیشین نشان می دهد که ناامیدی در نسبت بالایی از بیماران مبتلا به HIV وجود دارد. دریافت برچسب رسوایی و باور اشتباهی که آلودگی را برابر مرگ می داند، می تواند به کاهش امید در این افراد دامن بزند. شناسایی ویژگی های شخصیتی و میزان امیدواری افراد مبتلا به این بیماری خدمات رسانی به آنان را بهبود می بخشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی و امید به زندگی در افراد مبتلا به HIV می باشد.
روش: نمونه این تحقیق ۴۲ نفر مبتلا به این بیماری هستند. که به روش نمومنه گیری در دسترس انتخاب شدند. پرسش نامه ی امیدواری اشنایدر و مقیاس پنج عاملی شخصیت (NEO-PI-R) کاستا و مک کری برای سنجش متغیر ها استفاده شدند و جهت تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده گردید.
نتایج: تحلیل داده ها نشان داد که بین روان رنجورخویی و امید به زندگی همبستگی منفی و معنادار وجود دارد، و فقط براساس همین بعد امید به زندگی به طور مستقل پیش بینی می شود. بین بعد برون گرایی و امید به زندگی همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد اما به طور مستقل نمی توانند میزان امید را پیش بینی نمایند.
بحث و نتیجه گیری: تنها بعد روان جور خویی به طور مستقل امید را در افراد مبتلا به HIV پیش بینی می کند. افراد روان رنجور، مضطرب، افسرده، تنیده و غیر منطقی هستند و مستعد احساس گناه می باشند. افراد مبتلا به HIVبا صفات روان رنجورخویی، امیدواری کمی در زندگی دارند، و نمرات بالا در این بعد کاهش امید به زندگی را تبیین می کند.
بررسی مدل علی رضایت جنسی بر اساس متغیرهای کیفیت زناشویی، رضایت از رابطه، اضطراب ارتباط جنسی، احقاق جنسی و دفعات آمیزش در دانشجویان زن متأهل بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف تدوین یک مدل علی رضایت جنسی براساس متغیرهای رضایت از رابطه، کیفیت زناشویی، اضطراب ارتباط جنسی، احقاق جنسی و فراوانی آمیزش در میان دانشجویان زن متاهل انجام شد. روش: جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش کلیه دانشجویان زن متاهل دانشگاه های بندرعباسدر سالتحصیلی 93-92 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای ، تعداد 115 نفر انتخاب شدند و داده ها از طریق پرسشنامه های رضایت جنسی پینی، احقاق جنسی هالبرت، کیفیت زناشویی شه، اضطراب ارتباط جنسی دیویس و همکاران، رضایت از رابطه برنز و سایرس و مقیاس فراوانی رابطه جنسی جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر و ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید. یافته ها: براساس نتایج بدست آمده مدل معنی داری به دست آمد و متغیرهای دفعات آمیزش جنسی و تعاملات جنسی و ابراز نیازها به عنوان متغیرهای میانجی که قادر به پیش بینی رضایت جنسی می باشند عمل کردند. سایر متغیرها با وجود داشتن همبستگی با رضایت جنسی قادر به پیش بینی نبودند. نتیجه گیری: همان طور که مطالعه حاضر نشان می دهد داشتن تعاملات کلامی جنسی و ابراز نیازها و خواسته ها از همسر، به طور مستقیم و غیرمستقیم رضایت جنسی را افزایش می دهد، بنابراین لازم است در این زمینه فرهنگ سازی لازم صورت گیرد.
ارتباط عامل های شخصیت، تنظیم و بازشناسی هیجان با کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین ارتباط ابعاد شخصیت، تنظیم و بازشناسی هیجان با کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن می باشد.
روش: این پژوهش از نوع همبستگی است. نمونه ی پژوهش شامل 80 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن بود که از میان بیماران مراجعه کننده به کلینیکهای شهر اردبیل انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه مقیاس تنظیم شناختی هیجان، آزمون بازشناسی حالات چهرهای، فرم کوتاه پرسشنامه ی شخصیتی نثو و فرم کوتاه پرسشنامه کیفیت زندگی (SF -36) استفاده شد. دادههای پژوهش با روشهای ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند گانه تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان میدهد که بین تنظیم هیجانی مثبت (459/0r= - )، تنظیم هیجانی منفی (374/0r= )، برونگرایی (251/0r= )، گشودگی (226/0r= )، با وجدان بودن (221/0r= ) و بازشناسی هیجانی (240/0-r= ) با کیفیت زندگی رابطه دارند (01/0pنتیجهگیری: نتایج تحلیل گرسیون چندگانه نشان داد که حدود 22 درصد واریانس کیفیت زندگی توسط متغیرهای مورد مطالعه تبیین می شود. این یافتهها نشان می دهند که عاملهای شخصیتی و هیجانی نقش مهمی در پیش بینی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن دارند.
بررسی رابطه بین میزان استفاده از اینترنت با مشارکت اجتماعی دانشجویان دانشگاه های پیام نور استان کرمانشاه
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی رابطه بین استفاده از اینترنت با مشارکت اجتماعی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان کرمانشاه می باشد. روش تحقیق در این مطالعه توصیفی به روش پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را 28834 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور استان کرمانشاه در سال 1389 تشکیل می دهند. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 380 نفر است که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری اطلاعات یک پرسشنامه ی استاندارد شده می باشد که روایی آن با اعمال نظر صاحب نظران و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ (89/.) تعیین گردیده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل همبستگی پیرسون استفاده شده است. این پژوهش دارای یک سوال کلی و پنج سوال جزیی می باشد که عبارتند از: سوال کلی: آیا بین میزان استفاده از اینترنت با مشارکت اجتماعی دانشجویان رابطه وجود دارد؟ و سوالات جزیی: 1-آیا بین میزان مهارت استفاده از اینترنت با مشارکت اجتماعی دانشجویان رابطه وجود دارد؟ 2-آیا بین مکان و میزان استفاده از اینترنت با مشارکت اجتماعی دانشجویان رابطه وجود دارد؟ 3- آیا بین قابلیت و پتانسیل اینترنت به عنوان حـوزه عمومی با مشارکت اجتماعی دانشجویان رابطه وجود دارد؟ 4- آیا بین کیفیت و منابع اطلاعات اجتماعی با مشارکت اجتماعی دانشجویان رابطه وجود دارد؟ 5- آیا بین میزان استفاده از اینترنت با سطوح مشارکت اجتماعی رابطه وجود دارد؟ نتایج این پژوهش بیانگر آن است که در جواب سؤال اول بین میزان مهارت استفاده از اینترنت با مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود ندارد. در جواب سؤال دوم بین مکان و میزان استفاده از اینترنت با مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. در جواب سؤال سوم بین قابلیت و پتانسیل اینترنت به عنوان حوزه عمومی با مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. در جواب سؤال چهارم بین کیفیت و منابع اطلاعات اجتماعی با مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. در جواب سؤال پنجم بین میزان استفاده از اینترنت با سطوح مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. در مجموع یافتهها نشان میدهد بین اینترنت و مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.
مقایسه اثربخشی برنامه غنی سازی و ارتقاء زندگی و واقعیت درمانی بر بهبود شاخص های درمانی اعتیاد سوء مصرف کنندگان مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درمان افراد وابسته یا سوء مصرف کننده مواد چه به صورت سرپایی یا بستری مستلزم مشاوره و درمان گروهی و شرکت در فعالیت های گروهی دیگر، مثل شرکت در گروه های سوء مصرف کنندگان مواد بی-نام می باشد. هدف پژوهش حاضر عبارت بود از مقایسه اثربخشی برنامه های آموزش گروهی غنی سازی و ارتقاء زندگی و واقعیت درمانی بر بهبود شاخص های درمانی اعتیاد سوء مصرف کنندگان مواد. شرکت کنندگان (30= N) که همگی به دلیل سوء مصرف مواد تحت درمان بودند، به طور تصادفی به یکی از سه گروه برنامه غنی سازی و ارتقاء زندگی، واقعیت درمانی، و کنترل نما گمارده شدند و بر روی همه آنها پیش آزمون، پس آزمون و آزمون پیگیری با استفاده از ابزار یکسانی، انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل نما، برنامه های آموزشی غنی سازی و ارتقاء زندگی LEAP و واقعیت درمانی RT با بهبود شاخص های اعتیاد در پس آزمون و آزمون پیگیری همراه بودند. گروه آموزشی RT در شاخص های منبع کنترل، میزان وسوسه، احساس کنترل مثبت و رضایت از زندگی موثرتر از گروه کنترل نما بود. برنامه LEAP در شاخص های، افزایش شادکامی، کاهش احساس کنترل منفی، اطمینان موقعیتی، کاهش میزان داروی مصرفی، کاهش میزان وسوسه و میزان رضایت از زندگی برتری داشت.
اثربخشی مداخله التقاطی (رویکردهای بازسازی شناختی، مهارت های مقابله ای شناختی- رفتاری) برابر از وجود و خود کارامدی بین فردی در دانشجویان دختر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افراد دارای ابراز وجود پایین در موقعیت های اجتماعی خودکارامدی بین فردی لازم را نشان نمی دهند. به همین منظور پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان التقاطی (با رویکردهای بازساخت دهی شناختی و مهارت های مقابله ای شناختی- رفتاری) بر ابراز وجود و خودکارامدی بین فردی دانشجویان انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع آزمایشی(طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. نمونه هدف 32 نفر از دانشجویان بود که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از بین 278 نفر از دانشجویان دانشگاه اصفهان انتخاب شدند. ابتدا دو پرسش نامه خودکارامدی بین فردی و ابراز وجود بین دانشجویان توزیع شد سپس از بین آن هادانشجویانی که دارای خودکارامدی بین فردی و ابراز وجود پایین بودند به طور تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. درمان التقاطی در بهار 1390 طی ده جلسه بر روی گروه آزمایش اجرا شد. پرسش نامه ابراز وجود و خودکارامدی بین فردی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه تکمیل شدند. برای تحلیل داده ها از شیوه تحلیل کواریانس تکراری استفاده گردید.
یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس تکراری بیانگرتفاوت معنی دار میزان ابراز وجود و نیز خودکارامدی بین فردی در دو گروه آزمایش و کنترل و تفاوت معنی دار بین ابراز وجود و خودکارامدی بین فردی در سه مرحله (پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری) بود. نتایج آزمون LSD (کمترین تفاوت معنی دار) تفاوت معنی داری را بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون، و نیزبین پیش آزمون و پیگیری نشان داد. هم چنین این نتایج بیانگر ثبات تغییرات در مرحله پیگیری بود.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که درمان التقاطی (بازساخت دهی شناختی و مهارت های مقابله ای شناختی- رفتاری) برای افزایش ابراز وجود و خودکارامدی بین فردی دانشجویان مؤثر است.
بررسی روند تحولی چگونگی کاربری از تلفن همراه در دانش آموزان دبستانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی روند تحولی چگونگی کاربری از تلفن همراه در کودکان دبستانی بود. روش پژوهش کیفی، از نوع داده بنیاد است. نمونه مورد مطالعه 115 دختر و پسر دبستانی کاربر تلفن همراه بود که در کلاس های اول تا ششم دبستان مشغول تحصیل بودند. نمونه گیری پژوهش هدف مند بود. نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که کاربران دختر و پسر تلفن همراه در سال های اول دبستان، پس از آشنایی با کاربری های تلفن همراه، برخی از کاربری های مثبت از تلفن همراه (مانند: استفاده های ارتباطی، تفریحی، آموزشی، خدماتی) را دارند، اما در سال های آخر دبستان به دلیل عدم بسترسازی فرهنگی لازم برای کاربری مناسب از تلفن همراه در جامعه، مدرسه و خانواده، رفته رفته کاربری آنان به سمت کاربری نامناسب (مانند اتلاف وقت، مزاحمت های تلفنی، مردم آزاری، تفاخرجویی، تسهیل روابط دختر و پسر، عشق پیامکی، شارژ کشیدن، بلوتوث بازی، افشای اطلاعات شخصی افراد، کاربری از عکس ها و فیلم های نامناسب و هرزه نگار، پرخاشگری الکترونیکی، یافتن هویت پنهان، سردرگمی هویتی، اعتیاد به تلفن همراه) سوق پیدا می کند.
مراقبت، تجارب روزانه و بهزیستی معنوی در پرستاران بیمارستان های شهر تهران(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین رابطه مراقبت، تجارب روزانه و بهزیستی معنوی در پرستاران شهر تهران بود. با استفاه از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، نمونه ای شامل 250 نفر از پرستاران (188 نفر زن و 66 نفر مرد) بیمارستان های شهر تهران انتخاب شدند و به سه پرسش نامه مراقبت معنوی، تجارب روزانه معنوی و بهزیستی معنوی پاسخ دادند. نتایج نشان داد که ادراک پرستاران از میزان مراقبت، تجارب روزانه و بهزیستی معنوی خود بالا است (001/ 0>p). نتایج ضرایب همبستگی و تحلیل رگرسیون نشان داد که مراقبت معنوی با تجارب روزانه معنوی و بهزیستی معنوی رابطه مثبت و معناداری دارد (001/ 0>P و F=16.3) و تجارب روزانه معنوی و بهزیستی معنوی به طور مشترک 42 درصد از تغییرات مراقبت معنوی را تبیین می کند. بنابراین، نتایج این پژوهش نشان می دهد که توانمندی درونی پرستاران همچون ارتقاء بهزیستی معنوی ایشان و آماده کردن بستری برای تجربه معنوی، زمینه را برای مراقبت معنوی در ایشان فراهم می کند.
کارایی بالینی مقیاس های اعتباری و بالینی پرسش نامه ی شخصیتی چندوجهی مینه سوتا نوجوانی ( MMPI-A ): مقایسه ی نیم رخ روانی در گروه بالینی با هنجار و تعیین نمره ی برش(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسهی نیمرخ گروههای هنجار و بالینی در مقیاس های اعتباری و بالینی پرسشنامهی شخصیتی چندوجهی مینهسوتا-نوجوانی (MMPI-A)، فرم حوادث ناگوار زندگی و تعیین نمرهی برش برای نوجوانان ایرانی انجام شده است.
روشکار: در این مطالعهی پیمایشی-کاربردی نسخهی نهایی پرسشنامه روی نمونهی هنجاری 2018 نفر (975 پسر و 1043 دختر نوجوان) به روش خوشهای چندمرحلهای در مراکز استانهای تهران، خراسان رضوی، فارس، اصفهان و آذربایجان شرقی در سال تحصیلی 89-1388 اجرا شد. نمونهی بالینی 73 بیمار 18-14 ساله بودند که با مصاحبهی بالینی با پرسشنامهی اختلالات عاطفی و اسکیزوفرنیا برای کودکان سنین مدرسه و بر اساس چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی تشخیصگذاری شدند. دادهها با تحلیل واریانس چندمتغیره و روش منحنی ویژگی عملیاتی تحلیل شدند.
یافتهها: بین گروه هنجار و بالینی در مقیاسهای اعتباری ناهماهنگی پاسخ متغیر، ناهماهنگی پاسخ صحیح، نابسامدی نوع یک و دو، نابسامدی، دروغگویی و در مقیاسهای بالینی خودبیمارانگاری، افسردگی، هیستری، سایکوپاتی، مردانگی-زنانگی، پارانویا، ضعف روانی، اسکیزوفرنیا، مانیک و درونگرایی اجتماعی و فرم حوادث ناگوار زندگی، تفاوت معنیداری مشاهده شد (P>0.01). برای تفکیک دو گروه بالینی و هنجار به روش منحنی ویژگی عملیاتی برای هر یک از مقیاسهای اعتباری و بالینی بین دو گروه هنجار و بالینی، نمرهی برش بهینهای تعیین شد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج، روایی تشخیصی مقیاسهای اعتباری و بالینی MMPI-A و فرم حوادث ناگوار زندگی در گروه بالینی و هنجار در حد رضایتبخشی است. نمرهی برش برابر با نمرهی استاندارد تی 65، دارای حساسیت و ویژگی بهینه برای تمییز دو گروه و کارایی بالینی قابل قبول است.
بررسی تأثیر فضای مجازی بر هویت دینی جوانان روستایی (مطالعه موردی: دهستان بالارخ تربت حیدریه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی رسانهها به عنوان عاملان تغییر و تحول در ارزشها و هنجارها و نقشهای سازگار فرهنگی – محیطی مطرح هستند. همین امر میتواند منجر به بحران هویت جوانان و متعاقب آن سبب دگرگونی نقشهای سازگار فرهنگی و محیطی، به انفعال کشاندن جوانان و بسیاری از مسائل دیگر در جغرافیای زیست اجتماعی روستاشود. پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل آثار و پیامدهای به کارگیری فناوریهای نوین ارتباطی بر هویت دینی جوانان روستایی در جغرافیای زیست اجتماعی دهستان بالارخ از توابع شهرستان تربت حیدریه می پردازد. جامعه آماری پژوهش را جوانان 29-18 سال تشکیل می دهد. حجم نمونه شامل 283 نفر در سطح 12روستا از روستاهای دهستان بالارخ شهرستان تربت حیدریه است که بر اساس روش نمونهگیری خوشهای - مکانی انتخاب شده اند. روش انجام پژوهش مبتنی بر شیوه توصیفی - تحلیلی بوده و داده های پژوهش با استفاده از آزمون همبستگی اسپیرمن و آزمون t تک متغیره مورد تحلیل قرار گرفته است. یافتههای تحقیق نشان از تأثیرگذاری بالای فضاهای مجازی شبکههای ماهوارهای بر هویت دینی جوانان روستایی، تغییر نقشها، باورها و ارزش های سازگار فرهنگی و محیطی و به انفعال کشاندن جوانان در کارکردهای دینی و فرهنگی در جغرافیای زیست اجتماعی روستا دارد.
تفاوت های جنسیتی و تغییرات تحولی در رفتار کمک خواهی دانش آموزان در درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تفاوت های جنسیتی و تغییرات تحولی در رفتار کمک خواهی دانش آموزان دختر و پسر مقاطع راهنمایی و متوسطه در درس ریاضی بود. آزمودنی های پژوهش شامل 346 نفر از دانش آموزان دختر و پسر مقاطع راهنمایی و متوسطه شهر اهر در سال 90-1389 بودند که به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای اندازه گیری رفتار کمک خواهی و فعالیت های مرتبط با پیشرفت تحصیلی از پرسشنامه های حبیبی و سرمد (1385) استفاده شد و دلایل عدم کمک خواهی نیز به وسیله پرسشنامه محقق ساخته مورد اندازه گیری قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از آزمون های tمستقل و رگرسیون چندگانه استفاده شد و نتایج نشان داد که دانش آموزان به هنگام مواجه شدن با مشکل درسی در ریاضیات، بیشتر از کمک خواهی رسمی از معلم استفاده می کنند. همچنین دانش آموزان دارای پیشرفت تحصیلی بالا و دانش آموزان دختر به هنگام نیاز بیشتر از سایر دانش آموزان از کمک دیگران استفاده می کنند. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که عامل کمرویی، نقش تعیین کننده تری در پیش بینی رفتار اجتناب از کمک خواهی دانش آموزان دارد. پژوهش حاضر کاربرد هایی برای والدین و معلمان ریاضی دارد که می توانند از نتایج آن برای پیشرفت درس ریاضی بهره ببرند.
شیوع مصرف مواد در دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به منظور برآورد میزان شیوع مصرف مواد در بین دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران انجام شد. روش: در این پ ژوهش مقطعی،4000 نفر از دانشجویان دختر و پسر مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکترای حرفه ای و دکترای تخصصی سال تحصیلی 89-1388 دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران به صورت طبقه ای تصادفی از سه دانشگاه علوم پزشکی تهران، ایران و شهید بهشتی به تفکیک جنس و مقطع تحصیلی انتخاب شدند و پرسشنامه شیوع مصرف مواد بر روی نمونه انتخابی اجرا شد. یافته ها: بیشترین میزان مصرف مواد در طول عمر متعلق به مصرف قلیان و پس از آن به ترتیب متعلق به مصرف سیگار و مشروبات الکلی بود. مصرف شیشه و کراک هروئین نیز به ترتیب دارای کمترین میزان مصرف بودند. مصرف داروهایی مانند مورفین، ریتالین، ترامادول به ترتیب رتبه های چهارم، پنجم و ششم مصرف مواد را در دانشجویان علوم پزشکی دارند. در همه انواع مواد میزان مصرف در پسران بیشتر از دختران بود. نتیجه گیری: مصرف مواد سبک (قلیان، سیگار و مشروبات الکلی) در دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران بیشتر از مصرف مواد سنگین (حشیش، تریاک، کراک هروئین و ...) است. مصرف همه انواع مواد در دانشجویان مذکر بیشتر از دانشجویان مونث است. مصرف داروها و موادی نظیر ترامادول، ریتالین، پتدین و مورفین قابل توجه است.