ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۷۲۱.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر پیروی از درمان در بیماران مبتلا به ام اس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۰۳
زمینه: پیروی از درمان پایین در بیماران مبتلا به ام اس، پیامدهای درمانی ضعیف و هزینه های مراقبتی بیشتر را در پی دارد. پژوهش ها نشان داده اند که هر دو شیوه طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر پیروی از درمان موثراست، اما در زمینه کاربرد این درمان ها و مقایسه آن ها در پیروی از درمان در جامعه مورد پژوهش، شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر پیروی از درمان در بیماران مبتلا به ام اس انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه همراه با پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به ام اس بود که در نیمه دوم سال 1399 جهت دریافت خدمات به انجمن ام اس ایران در شهر تهران مراجعه کردند. روش نمونه گیری از نوع هدفمند و شامل 60 نفر (شامل دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) بود. ابزارهای پژوهش شامل؛ آزمون پیروی از درمان در بیماری های مزمن (سیدفاطمی و همکاران، 1397)، خلاصه جلسات طرحواره درمانی (یانگ و همکاران، 2006) و خلاصه جلسات درمان درمان هیجان مدار (گرینبرگ و گلدمن، (2019) بود. هر دو درمان به مدت 60 دقیقه در هر جلسه ارایه شد و داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته و نسخه 26 برنامه SPSS تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر نمرات پیروی از درمان، در پس آزمون اثر معنی دار داشتند. پیگیری سه ماهه هم پایداری این اثر را نشان داد. مداخله آزمایشی منجر به تغییر در گروه آزمایش شده است و نمرات پیروی از درمان اقزایش یافته است (01/0 p<). همچنین میانگین پیروی از درمان در گروه طرحواره درمانی از گروه درمان هیجان مدار بیشتر بود. نتیجه گیری: با دو شیوه طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار، می توان پیروی از درمان را در در بیماران مبتلا به ام اس بهبود داد. یافته های مذکور می تواند در انتخاب نوع درمان در این بیماران، یاریگر درمانگران باشد.
۱۷۲۲.

امکان سنجی بسته آموزشی مبتنی بر توانمندسازی دانش آموزان بر بهبود مهارت های پنج گانه اجتماعی نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی بسته آموزشی مبتنی بر توانمندسازی دانش آموزان بر مهارت های پنج گانه اجتماعی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود.. جامعه پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر متوسطه ناحیه 2 آموزش و پرورش شهر سنندج در سال 1403-1402 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت خوشه ای چندمرحله ای 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده و به طور تصادفی در گروه آزمایشی و گروه کنترل جایگذاری شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه مهارت های اجتماعی (MESSY، ماتسون و همکاران، 1983) و بسته آموزشی مبتنی بر توانمندسازی دانش آموزان بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین مولفه های مهارت اجتماعی مناسب، رفتارهای غیر اجتماعی، پرخاشگری، برتری طلبی و روابط با همسالان در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>p). با توجه به نتایج به دست آمده می توان از این بسته آموزشی به عنوان ابزاری جهت ارتقای مهارت های پنج گانه اجتماعی در مراکز آموزشی بهره برد.
۱۷۲۳.

رابطه ی سیستم های مغزی رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند در دانشجویان: نقش میانجی سبک دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۰
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین رابطه سیستم های مغزی رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند در دانشجویان با نقش میانجی سبک دلبستگی بود. روش تحقیق مطالعه حاضر توصیفی همبستگی (از نوع معادلات ساختاری) بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان در سال 1403 بود. از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شده و نمونه ای به حجم 344 نفر براساس جدول مورگان انتخاب گردید. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس سیستم های مغزی/ رفتاری کارور و وایت ( BIS, BAS )، پرسشنامه اعتیاد به تلفن همراه ژائو و پرسشنامه سبک دلبستگی کولینز و رید ( RAAS ) است که توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. برای تحلیل داده ها ازطریق نرم افزارهای SPSS نسخه 25 و AMOS نسخه 25 با استفاده از آزمون های نرمالیتی، همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان دادند که سیستم بازداری رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند رابطه مثبت و سیستم فعال ساز رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند رابطه ی منفی دارد. همچنین، سبک های دلبستگی نزدیکی ( Closeness ) و اضطرابی ( Anxiety ) به ترتیب با اعتیاد به گوشی های هوشمند رابطه منفی و مثبت داشتند. مدل ساختاری پژوهش تأیید کرد که سبک های دلبستگی به عنوان میانجی در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و اعتیاد به گوشی های هوشمند عمل می کنند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سیستم های مغزی رفتاری و سبک های دلبستگی نقش مهمی در اعتیاد به گوشی های هوشمند ایفا می کنند. این یافته ها می توانند به توسعه مداخلات روان شناختی برای کاهش اعتیاد به گوشی های هوشمند و بهبود سلامت روان دانشجویان کمک کنند.
۱۷۲۴.

مقایسه اثربخشی هنر درمانی مبتنی بر تئاتر و درمان راه حل محور بر مشکلات رفتاری در دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۳۷
هدف از انجام این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش هنر درمانی مبتنی بر تئاتر ودرمان راه حل محور بر مشکلات رفتاری دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی پایین بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل نا معادل بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی پایین (نمره معدل کم تر از 15) متوسطه اول پایه نهم دختر مدارس دولتی شهر تهران در مناطق 5 و 7 در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل داده اند. تعداد 45 نفر به صورت دردسترس با توجه به معیارهای ورود به پژوهش انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش 15 نفره و یک گروه کنترل 15 نفره جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه مشکلات رفتاری کوای و پیترسون (1987) استفاده شد. خلاصه بسته هنردرمانی مبتنی بر تئاتر بر گرفته از جونز (1997) در 10 جلسه 60 دقیقه ای و خلاصه جلسات درمان راه حل محور بر گرفته از ﮔﺮاﻧﺖ (2011) در 8 جلسه 60 دقیقه ای بر روی گروه های آزمایش انجام شد و برای گروه کنترل مداخله ای صورت نگرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS18 استفاده شد. یافته ها نشان داد که آموزش هنر درمانی مبتنی بر تئاتر ودرمان راه حل محور بر مشکلات رفتاری اثر دارد. درمان راه حل محور بر مشکلات رفتاری اثربخش تر از هنر درمانی مبتنی بر تئاتر بود.
۱۷۲۵.

رابطه اعتیاد به شبکه های اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان با پرخاشگری در افراد مبتلا به میگرن: نقش میانجی کیفیت خواب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۸۱
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه اعتیاد به شبکه های اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان با پرخاشگری در افراد مبتلا به میگرن با میانجی گری کیفیت خواب بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آم اری شامل افراد مراجعه کننده دارای میگرن به کلینیک های نورولوژی استان گیلان در سال 1402-1403 بود. 200 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل خواجه احمدی و همکاران (1394)، دشواری در تنظیم هیجان (DERS) گراتز و رومر (2004)، کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI) بویس و همکاران (1989)، پرخاشگری (BPAQ) باس و پری (1992) استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. اعتیاد به شبکه های اجتماعی بر پرخاشگری و کیفیت خواب اثر مستقیم دارد (05/0>P). دشواری در تنظیم هیجان بر پرخاشگری و کیفیت خواب اثر مستقیم دارد (05/0>P). کیفیت خواب بر پرخاشگری اثر مستقیم دارد (05/0>P). کیفیت خواب در رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان با پرخاشگری اثر غیر مستقیم دارد (05/0>P). در نتیجه کیفیت خواب می تواند در رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان با پرخاشگری در افراد مبتلا به میگرن نقش میانجی ایفا کند.
۱۷۲۶.

Predicting burnout based on work-family conflict with the mediation of perceived social support and psychological capital

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۶۷
The present study aimed to predict job burnout in employed men and women based on work-family conflict mediated by perceived social support and psychological capital. This study is applied in terms of its purpose and descriptive in terms of its method and is of the correlation type. The statistical population of this study consists of all men and women employed in governmental and non-governmental offices and organizations in Tehran in the spring of 2024, of which 237 people were selected through available sampling. The research tools included the Job Burnout Questionnaire by Maslach et al. (2001), Multidimensional Measure of Work–Family Conflict by Carlson et al. (2000), Multidimensional Scale of Perceived Social Support by Zimet et al. (1990), and the Psychological Capital Questionnaire by Luthans et al. (2007). The structural model fit was examined using structural equation modeling and SPSS and AMOS software. The results showed that burnout in employed women and men is predicted based on work-family conflict (P=0.001, β=0.500). Burnout in employed women and men is predicted based on work-family conflict with the mediation of perceived social support (P=0.001, Z=5.33). Burnout in employed women and men is predicted based on work-family conflict with the mediation of psychological capital (P=0.001, Z=5.07).
۱۷۲۷.

الگوی پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس شیوه فرزندپروری و کنترل روان شناختی و نقش میانجی سواد رسانه ای و تنظیم شناختی هیجان بر دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۲۴۱
زمینه: اعتیاد به اینترنت، معضلی است که سلامت روانی و اجتماعی نوجوانان را تهدید می کند. شناسایی و درک عواملی که منجر به اعتیاد به اینترنت می شود، بسیار حائز اهمیت است. در مورد نقش سواد رسانه ای و تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس شیوه فرزندپروری و کنترل روانشناختی دانش آموزان دوره متوسطه، خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، تدوین الگوی پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس شیوه فرزندپروری و کنترل روانشناختی و نقش میانجی گر سواد رسانه ای و تنظیم شناختی هیجان در دانش آموزان دوره متوسطه شهر کرمانشاه بود. روش: روش این پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. برای انتخاب نمونه آماری با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 384 نفر از دانش آموزان مدارس دوره متوسطه شهر کرمانشاه انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش شامل پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1998)، شیوه های فرزندپروری (بامریند، 1991)، کنترل روانشناختی وابسته مدار و پیشرفت مدار (سوننز و همکاران، 2010)، سواد رسانه ای (تامن، 1995) و تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و کرایج، 2006) بود. هم چنین داده های این پژوهش از طریق روش تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار SMARTPLS مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که اعتیاد به اینترنت از طریق شیوه های فرزندپروری به طور مستقیم و با نقش میانجی گر سواد رسانه ای و تنظیم شناختی هیجان قابل پیش بینی است (05/0 >P)، ولی از طریق کنترل روانشناختی به طور مستقیم و با نقش میانجی گر تفسیر نمی شود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی در مدارس جهت آگاهی بیشتر والدین نسبت به تأثیرات مخرب استفاده زیاد از اینترنت بر فرزندان شان در نظر گرفته شود. هم چنین با توجه تأیید تأثیر شیوه فرزندپروری بر وضعیت اعتیاد به اینترنت در این پژوهش، این آموزش ها می تواند به والدین در شیوه های مؤثر فرزندپروری کمک کند.
۱۷۲۸.

Investigating the relationship between parental phubbing and children's academic adjustment with the mediating role of loneliness in students(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۳
Aim: Issues related to academic adjustment are a major concern among students, because academic adjustment or non-adjustment has broad effects on students' overall development. Therefore, the present study aimed to investigate the relationship between parental phubbing and children's academic adjustment with the mediating role of loneliness in students. Method: The research method was correlational and, more precisely, structural equation modeling. The statistical population of the study included all ninth-grade male and female students in the academic year 2024-2025 in Yazd city. The sample consisted of 342 students (171 female students and 171 male students) who were selected through multi-stage random sampling method. To collect data, the University of California, Los Angeles Loneliness Scale , the Academic Adjustment Scale, and the Parental Phubbing Scale were used. The evaluation of the proposed model was carried out using AMOS software. Results: The results showed that parental phubbing has a direct, positive, and significant relationship with loneliness and a direct, negative, and significant relationship with academic adjustment. The results also showed that loneliness has a direct, negative, and significant relationship with academic adjustment. Finally, the results of the bootstrap test showed that loneliness plays a mediating role in the relationship between parental phubbing and children's academic adjustment. Conclusion: The model demonstrated a strong fit. The mediating role of loneliness in the relationship between parental phubbing and academic adjustment is a good model for explaining mental injuries of phubbing and applying it in the field of preventing academic adjustment problems in students
۱۷۲۹.

اثربخشی شن بازی درمانی بر پریشانی روان شناختی و تعامل بین فردی کودکان بی سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۵
زمینه و هدف: پریشانی روان شناختی و مشکلات در تعامل بین فردی از کشاکش های اساسی کودکان بی سرپرست است که می تواند بر تحول شناختی، اجتماعی، و عاطفی آنها اثرات عمیقی بگذارد. با توجه به اهمیت مداخلات درمانی مبتنی بر بازی در بهبود وضعیت روان شناختی این گروه، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شن بازی درمانی بر پریشانی روان شناختی و تعامل بین فردی کودکان بی سرپرست انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کودکان بی سرپرست 7 تا 10 سال تحت نظر بهزیستی استان تهران در سال ۱۴۰3-۱۴۰2 بود که از بین آنها ۳۰ کودک به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به روش تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه شن بازی درمانی دریافت کردند، درحالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند و در فهرست انتظار باقی ماندند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه پریشانی روان شناختی (کسلر و همکاران، ۲۰۰2) و تعامل بین فردی (کیم و موتیو، ۲۰۰۶) بود که قبل و بعد از مداخله تکمیل شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 26 و آزمون کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله شن بازی درمانی به طور معنا داری موجب کاهش پریشانی روان شناختی و بهبود عملکرد روانی کودکان بی سرپرست شد (01/0>P ،86/5 =F) و تعامل بین فردی آنها را بهبود داد (01/0>P ،67/8 =F). نتیجه گیری: شن بازی درمانی به عنوان یک مداخله کارآمد می تواند در کاهش مشکلات روان شناختی و بهبود مهارت های بین فردی کودکان بی سرپرست مؤثر باشد. پیشنهاد می شود این روی آورد، به عنوان بخشی از برنامه های حمایتی و درمانی برای این کودکان مورد استفاده قرار گیرد.
۱۷۳۰.

پیش بینی سلامت روان بر اساس سبک های دلبستگی و حمایت اجتماعی خانواده در دانش آموزان دوره متوسطه دوم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۲۰۶
هدف: دوره متوسطه دوم یکی از حساس ترین مراحل رشد نوجوانان است که سلامت روان آن ها می تواند تحت تأثیر عوامل گوناگون قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک های دلبستگی (ایمن، اجتنابی، دوسوگرا) و حمایت اجتماعی خانواده در پیش بینی سلامت روان دانش آموزان انجام شد. روش: این مطالعه به شیوه توصیفی-همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری شامل ۲۹۶ دانش آموز متوسطه دوم در شهر اردبیل بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سبک های دلبستگی هازن و شیور، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) و پرسشنامه حمایت اجتماعی زیمت بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک های دلبستگی و حمایت اجتماعی خانواده به طور معناداری قادر به پیش بینی سلامت روان دانش آموزان هستند. سبک دلبستگی ایمن رابطه ای مثبت و معنادار با سلامت روان داشت، در حالی که سبک های اجتنابی و دوسوگرا با کاهش سلامت روان مرتبط بودند. همچنین، حمایت اجتماعی خانواده مهم ترین و قوی ترین متغیر پیش بینی کننده سلامت روان در میان متغیرهای مورد بررسی بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بر اهمیت تقویت سبک دلبستگی ایمن و افزایش حمایت اجتماعی خانواده برای ارتقاء سلامت روان نوجوانان تأکید دارد. این نتایج می تواند راهنمایی برای طراحی مداخلات روانی- اجتماعی در مدارس باشد.
۱۷۳۱.

شناسایی عوامل بهبود سازگاری کارکنان با کار هیبریدی به روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۹
اهداف: با رشد سریع شیوه های کار هیبریدی در دوران پساکرونا، سازگاری کارکنان با این شیوه به یکی از دغدغه های اصلی سازمان ها تبدیل شده است. براین اساس این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر بهبود سازگاری کارکنان با کار هیبریدی انجام شده است روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش در هر دو بخش کیفی و کمی، مدیران و کارکنان سازمان های دولتی(0دانشگاه لرستان، اداره آموزش و پرورش خرم آباد) می باشند که 23 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و براساس اصل اشباع نظری، انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده در بخش کیفی، مصاحبه و در بخش کمی پرسش نامه نقشه شناخت فازی است. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از رویکرد تحلیل محتوا و روش کدگذاری با بهره گیری از نرم افزار مکس کیو دی ای و در بخش کمی از روش نقشه شناخت فازی استفاده شده است. روایی و پایایی مصاحبه با استفاده از روش روایی محتوایی و روایی نظری و پایایی درون کدگذار میان کدگذار تایید شدوهمچنین روایی و پایایی پرسشنامه بااستفاده از روایی محتوایی و بازآزمون سنجیده شد. یافته ها: نتایج پژوهش مشتمل شناسایی عوامل بهبود سازگاری کارکنان با کار هیبریدی در سازمان های دولتی(دانشگاه لرستان،اداره آموزش و پرورش خرم آباد) می باشد. نتیجه گیری:. یافته ها حاکی از آن است ک مهمترین عوامل به ترتیب میزان اهمیت، نهادینه سازی مکانیسم های اکوسیستم شغلی(28.23)، کارآمدی سیستم دورکاری سازمان(27.56)، حکمرانی دیجیتال و راهبرد کارهیبریدی(27.52)، تقسیم بندی صحیح و اصولی کارهای مرتبط با دورکاری با کار حضوری(27.22)، سیاست های منابع انسانی(26.90)، ارایه مشوق های انگیزشی و مکان
۱۷۳۲.

اثربخشی آموزش گروهی ذهن آگاهی بر بهزیستی روانشناختی در دانشجویان روانشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۷۹
زمینه و هدف: بررسی وضعیت سلامت و بهزیستی دانشجویان و تلاش برای ارتقای آن به ویژه در دانشجویان روانشناسی اهمیت زیادی دارد. در نتیجه، این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش گروهی ذهن آگاهی بر بهزیستی روانشناختی در دانشجویان روانشناسی انجام شد. روش و مواد: مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه های آزمایش و کنترل بود. جامعه پژوهش دانشجویان روانشناسی موسسه آموزش عالی تابران در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. نمونه این پژوهش 40 دانشجو بود که پس از بررسی ملاک های ورود به مطالعه با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای با پروتکل آموزش ذهن آگاهی (گالانت و همکاران، 2016) آموزش دید و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده های این پژوهش با پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (ریف، 1989) گردآوری و با آزمون های کای دو و تحلیل کوواریانس تک متغیری در نرم افزار SPSS نسخه 27 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان که دانشجویان روانشناسی گروه های آزمایش و کنترل از نظر جنسیت و سن تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند (05/0P>). همچنین، آموزش گروهی ذهن آگاهی باعث افزایش معنادار بهزیستی روانشناختی در دانشجویان روانشناسی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد (001/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، مشاوران، روانشناسان و درمانگران می توانند از روش آموزش گروهی ذهن آگاهی در کنار سایر روش های آموزشی موثر برای بهبود و ارتقای بهزیستی روانشناختی استفاده نمایند.
۱۷۳۳.

Parental Anxiety and Parental Criticism as Predictors of Child Internalizing Symptoms(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۴۴
Objective: This study aimed to examine the predictive roles of parental anxiety and parental criticism on child internalizing symptoms in a South African sample. Methods: The research employed a correlational descriptive design with a sample of 470 parents of children aged 6 to 12 years, selected based on the Morgan and Krejcie sample size table. Participants were recruited from various regions of South Africa. Standardized instruments were used, including the Child Behavior Checklist (CBCL) for child internalizing symptoms, the Beck Anxiety Inventory (BAI) for parental anxiety, and the Perceived Criticism Measure (PCM) for parental criticism. Data were analyzed using SPSS version 27, applying Pearson correlation coefficients to examine the relationships between variables and multiple linear regression to determine the predictive power of parental anxiety and criticism on child internalizing symptoms. Findings: Pearson correlation analysis showed significant positive relationships between child internalizing symptoms and both parental anxiety (r = .61, p < .01) and parental criticism (r = .53, p < .01). Multiple linear regression analysis revealed that both parental anxiety (β = .49, t = 12.67, p < .001) and parental criticism (β = .33, t = 8.82, p < .001) significantly predicted child internalizing symptoms. The overall model was statistically significant (F(2, 467) = 183.19, p < .001), with an R² of .44, indicating that 44% of the variance in child internalizing symptoms was explained by the two predictors. Conclusion: The findings demonstrate that higher levels of parental anxiety and criticism are associated with increased internalizing symptoms in children. These results highlight the importance of addressing both emotional and behavioral aspects of parenting in preventive and therapeutic interventions aimed at supporting child mental health.
۱۷۳۴.

مقایسه ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی در دانش آموزان تیزهوش و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۶۰
مقدمه: در جوامع امروزی، تفاوت های فردی در میان دانش آموزان تیزهوش و عادی به موضوعی مهم در زمینه های آموزشی و روان شناختی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی در دانش آموزان تیزهوش و عادی انجام شد. روش: روش پژوهش ، توصیفی و از نوع علی – مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1403- 1402 به تعداد 5936 دانش آموز بود که از این تعداد 5543 نفر دانش آموز عادی و 393 نفر دانش آموز تیزهوش می باشد. تعداد نمونه آماری پژوهش با استفاده از فرمول کوکران برای دانش آموزان عادی 360 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و برای دانش آموزان تیزهوش 195 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه نیازهای بنیادین روان شناختی (لی گاردیا و همکاران، 2000)، پرسشنامه کیفیت دوستی (حجازی و ظهره وند، 1380) و پرسشنامه سازگاری فردی – اجتماعی کالیفرنیا (کلارک و همکاران، 1953) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین میانگین ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانش آموزان تیزهوش و دانش آموزان عادی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0P<). به این صورت که نمرات ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانش آموزان تیزهوش بیشتر از دانش آموزان عادی بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش لزوم توجه به ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانش آموزان را از طرف خانواده، برنام ه ریزان آم وزش و پرورش، روان شناسان و مشاوران مدرسه و معلمان مورد تأکید قرار می دهد.
۱۷۳۵.

The Effects of Innovative Organizational Climate on Job Performance in Private-sector Employees: Mediating Role of Job Motivation and Self-Efficacy

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۳
Objective : The purpose of the present research was to investigate the impact of innovative organizational climate on the job performance of private sector employees, taking into account the mediating role of job motivation and self-efficacy. Methods : A descriptive-correlation approach was employed in the current investigation, utilizing structural equation modeling. The population of the study consisted of 384 employees from the private sector, aged between 21 and 49 years (with a mean age of 35.11±8.17 years), who willingly participated in the present study. The research was conducted in Tehran, Iran, in the year 2023. The participants were selected through a convenience sampling method, adhering to the guidelines outlined by Krejci and Morgan. Standard questionnaires were used for data collection. Pearson correlation test and structural equation modeling were used for data analysis. Results : Results revealed that innovative organizational climate significantly affected job performance (T=6.284). Moreover, innovative organizational climate significantly affected job motivation (T=11.594). Furthermore, innovative organizational climate significantly affected self-efficacy (T=9.509). In addition, job motivation had significantly mediated the relationship between innovative organizational climate and job performance (P<0.001). Finally, self-efficacy had significantly mediated the relationship between innovative organizational climate and job performance (P<0.001). Conclusion: Based on the findings of this research, it is recommended that market holders focus on promoting and enhancing the factors and components that contribute to the innovative organizational climate of private-sector employees. Additionally, greater emphasis should be placed on job motivation and self-efficacy of the private-sector employees. 
۱۷۳۶.

پیش بینی نشخوار فکری، بر اساس فراشناخت، تنظیم هیجان و تمایز یافتگی خود در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۴
زمینه: نشخوارفکری به عنوان یک فرآیند افکار تکراری تعریف می شود، پژوهش حاضر براین ادعا است که فراشناخت مجموعه ای از توانایی های فکری است که به درک پدیده ها کمک نموده و فرد می تواند منبع رنجش خود را شناسایی کند و فرض این پژوهش براینست که توانایی برای شناسایی حالات فکری و ذهنی خود و درک تأثیر فرآیندهای فکری بر رفتار، عمل و استدلال و مدیریت هیجانات با درک منبع هیجانات می توانند نشخوار فکری را کاهش دهند. بنابراین مطالعه نشخوار فکری در زنان متأهل با توجه به متغیرهای فراشناخت، تنظیم هیجان و تمایز یافتگی خود، برای ارتقای کیفیت زندگی افراد و بالطبع جامعه امری ضروری است. هدف: هدف از پژوهش حاضر، پیش بینی نشخوار فکری بر اساس فراشناخت، تنظیم هیجان و تمایزیافتگی خود در زنان متأهل شهر تهران بود. روش: پژوهش حاضر با توجه به هدف از نوع تحقیقات کاربردی، از لحاظ روش، پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری را زنان متأهل شهر تهران در سال (۱۴۰۳-۱۴۰۲)، تشکیل دادند. تعداد 400 زن متأهل براساس نظر استیونس (1995)، با روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه آماری تعیین و انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس نشخوار فکری تراپنل (1999)، فراشناخت ولز (2004)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و تمایز یافتگی خود اسکورن و فریدلندر (1989) استفاده گردید. داده ها از طریق روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS22 و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از لیزرل 5/8 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که نشخوار فکری براساس فراشناخت، تنظیم هیجان، تمایزیافتگی خود قابل پیش بینی است و 29% نشخوارفکری با این سه متغیر تبیین می شود (545/0 R=). بین نشخوارفکری و فراشناخت همبستگی منفی (31/0-)، بین نشخوارفکری و تنظیم هیجان همبستگی منفی (336/0-) و بین تمایزیافتگی خود و نشخوارفکری همبستگی منفی وجود دارد (365/0-). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، نتیجه گیری می شود، که متغیرهای فراشناخت، تنظیم هیجان و تمایز یافتگی خود می توانند در پیشگیری یا کاهش نشخوار فکری مؤثر واقع شوند.
۱۷۳۷.

رابطه غنی سازی کار- خانواده و ساختار خانواده با شادکامی زناشویی در معلمان: نقش میانجی انسجام خود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی انسجام خود در رابطه بین غنی سازی کار–خانواده و ساختار خانواده با شادکامی زناشویی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان زن متأهل ناحیه ۴ آموزش وپرورش مشهد در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از میان آن ها ۳۰۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های شادکامی زناشویی، انسجام روانی، غنی سازی کار–خانواده و ساختار خانواده بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS22 و Smart PLS3 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد همبستگی و انطباق پذیری ساختار خانواده تأثیر مستقیم معناداری بر شادکامی زناشویی دارند، اما غنی سازی کار–خانواده فاقد تأثیر مستقیم معنادار است. همچنین، انسجام خود نقش میانجی معناداری در رابطه میان غنی سازی کار–خانواده و همبستگی خانواده با شادکامی زناشویی ایفا کرد، اما در رابطه انطباق پذیری خانواده با شادکامی زناشویی نقش میانجی نداشت. نتیجه گیری: با توجه به نقش انسجام روانی در ارتقای شادکامی زناشویی، پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی برای تقویت مهارت های روان شناختی و حمایت از همبستگی خانواده و غنی سازی کار–خانواده طراحی و اجرا شود.
۱۷۳۸.

طراحی مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس محرومیت هیجانی با میانجی گری ناگویی خلقی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۱۹۱
زمینه: خشونت خانگی و خیانت زناشویی از جمله رخدادهایی است که ضمن متأثر کردن روابط زوجین به صورت منفی، می توانند باعث از هم گسیختگی خانواده و جدایی زوجین از یکدیگر شوند. مطالعات پیشین به بررسی روبط بین محرومیت هیجانی و ناگویی خلقی با خشونت خانگی و خیانت زناشویی پرداخته اند، اما تا کنون پژوهشی که گرایش به خشونت خانگی را بر اساس محرومیت هیجانی با میانجی گری ناگویی خلقی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بررسی کند، انجام نشده است. هدف: هدف از انجام این پژوهش، طراحی مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس محرومیت هیجانی با میانجی گری ناگویی خلقی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش: روش مطالعه حاضر توصیفی-همبستگی بود که با روش تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی زنان درگیر با مسئله خیانت زناشویی همسر بودند که در سال 1401 به مراکز مشاوره منطقه 5 شهر تهران مراجعه کرده بودند. 323 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد و با روش در دسترس از بین مراجعان درگیر در خیانت زناشویی مراکز مذکور انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در پژوهش شامل چهار پرسشنامه خیانت زناشویی (ینیسری و کوکدمیر، 2006)، ناگویی خلقی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994) خشونت خانگی (محسنی تبریزی و همکاران، 1391) و محرومیت هیجانی (یانگ، 1998) بود. هم چنین برای تحلیل داده های پژوهش از نسخه 26 نرم افزار SPSS و نسخه 3 نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که بین محرومیت هیجانی با گرایش به خشونت خانگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی رابطه مستقیم وجود دارد (05/0 P<). بین محرومیت هیجانی با گرایش به خشونت خانگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی به واسطه ناگویی خلقی رابطه غیرمستقیم وجود دارد (05/0 P<). هم چنین مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس محرومیت هیجانی با میانجی گری ناگویی خلقی دارای برازش مطلوب است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده پیشنهاد می شود زوج درمانگران در جهت پیشگیری از خشونت خانگی و متعاقب آن خیانت زناشویی، از راهکارهای لازم جهت کاهش اثرات محرومیت هیجانی و تعدیل ناگویی خلقی استفاده کنند.
۱۷۳۹.

مقایسه اثربخشی مداخله های شناختی-رفتاری و روانی-آموزشی بر تکانشگری و خود-ارزشمندی در دانشجویان دختر دارای اعتیاد به عشق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۰
  مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی مداخلات شناختی- رفتاری و روانی- آموزشی بر تکانشگری و خود - ارزشمندی در دانشجویان دختردارای اعتیاد به عشق انجام شد. روش: روش تحقیق شامل طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل به همراه پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی دانشجویان کارشناسی دانشگاه گیلان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. از بین 120 دانشجوی دختری که نمره بالاتر از 16 در پرسشنامه اعتیاد به عشق داشتند، 30 نفر به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه آزمایشی (هر کدام 10 نفر) و یک گروه کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های اعتیاد به عشق پی بادی (2005)، تکانشگری بارت (2004) و خود- ارزشمندی کروکر (2003) بود. گروه آزمایشی اول تحت 10 جلسه 45 دقیقه ای مداخله شناختی- رفتاری و گروه آزمایشی دوم تحت 10 جلسه 45 دقیقه ای مداخله روانی- آموزشی قرار گرفتند. گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد . یافته ها: نتایج نشان داد هر دو مداخله به طور معناداری تکانشگری را کاهش داده و خود- ارزشمندی را افزایش دادند (05/0 > p ). آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که تفاوت معناداری بین اثربخشی مداخله شناختی- رفتاری و روانی- آموزشی بر تکانشگری و خود- ارزشمندی وجود ندارد (05/0 > p ). نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که مداخلات شناختی- رفتاری و روانی- آموزشی هر دو به طور مؤثری در بهبود تکانشگری و خود- ارزشمندی در افراد مبتلا به اعتیاد به عشق تأثیرگذار هستند و از لحاظ اثرگذاری تفاوتی با هم ندارند .
۱۷۴۰.

تدوین و اعتباریابی بستۀ آموزشی یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریۀ کاین و اثربخشی آن بر مجذوبیّت تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۹۳
این پژوهش با هدف تدوین و اعتباریابی بسته آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریه کاین و اثربخشی آن بر مجذوبیّت تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی انجام شد. نمونه آماری به منظور اعتباریابی بسته آموزشی تولید شده شامل 15 نفر از صاحب نظرانی بود که در موضوع یادگیری سازگار با مغز دارای تخصص بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. نمونه آماری در بخش کمی 4۰ نفر از دانش آموزان دوره مقطع ابتدایی منطقه 2 تهران بود که با روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مجذوبیّت تحصیلی (ریو،2013) بود. این پرسش نامه پیش و پس از اجرای بسته آموزشی، از دو گروه آزمایش و کنترل به عنوان پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پس از 3 ماه گرفته شد. تجزیه و تحلیل آماری در بخش کمّی، با استفاده از تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS25 انجام شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که که بسته آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریه کاین از روایی مناسبی برخوردار است. در بخش کمّی، نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که میانگین مجذوبیّت تحصیلی گروه دریافت کننده آموزش یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریه کاین از دانش آموزان در گروه کنترل بیشتر بود (001/0sig = ). تأثیر این مداخله آموزشی پس از گذشت سه ماه نیز پایدار بود. بنابراین بسته آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریه کاین بر مجذوبیّت تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی مؤثّر بود.این بسته آموزشی می تواند ابزار مؤثّر و کاربردی در راستای ایجاد یادگیری معنی دار و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان