"این مقاله ضمن بررسی انتقادی بینشهای کهنگرایان و ابزارگرایان در مطالعات قومی سعی کرده است تا مدلی برای مطالعات قومی در ایران ارائه دهد و این مدل را درمطالعه مسائل قومی در سیستان و بلوچستان به کار بندد. با توجه به اهمیت یافتن مسایل قومیت و مناقشات قومی، این مدل می تواند در حل مسایل قومی یاری رساند. مطالعات تجربی این مقاله که در سیستان و بلوچستان انجام شده است، بیانگر تغییرات شگرفی است که درامر آگاهی یافتن از مسایل قومی به وقوع پیوسته است. آگاهی از خود و دیگری از اهم این مسایل است.
"
"برنامه توسعه سازمان ملل متحد هر ساله گزارشی به نام گزارش توسعه انسانی منتشر می کند که در بخشی از آن، با استفاده از شاخصی ترکیبی به نام شاخص توسعه انسانی، وضعیت کشورهای مختلف از نظر موفقیت در فراهم آوردن امکان زندگی سالم توام با دانش و رفاه اقتصادی مقایسه می شود . گزارش توسعه انسانی سال 2003 اخیرا منتشر شده است و این مقاله، بر اساس این گزارش، به بررسی وضعیت ایران در چند سال اخیر می پردازد.
در سال 2003، ایران در جایگاه 106 قرار گرفته است که نسبت به سال 2001، که در جایگاه 90 قرار داشت، سقوط بارزی کرده است. این سقوط در حالی است که در بین همسایگان ایران، غیر از عراق و افغانستان، تنها پاکستان است که از نظر توسعه انسانی پایینتر از ایران قرار گرفته است. امتیاز توسعه انسانی ایران نیز در این سال 0.719 بوده است که در مقایسه با سال گذشته کاهش و در مقایسه با سالهای پیشتر افزایش اندکی را نشان می دهد. این در حالی است که میزان افزایش امتیاز توسعه انسانی در بسیاری از کشورهای همسایه مانندعمان، ترکمنستان و آذربایجان بیشتر از ایران بوده است . کاهش نسبت ناخالصی ثبت نام از 73 درصد در سال 2001 به 64 درصد در سال 2003علت اصلی سقوط رتبه ایران بوده است.
شاخص توسعه انسانی، سنجه ای مناسب و یکدست برای مقایسه میزان موفقیت کشورها در دستیابی به اهداف توسعه است و لازم است که برنامه های توسعه ای کشورمان با در نظر داشتن عوامل این شاخص طراحی شود. همچنین میزان پراکندگی این شاخص در سطح کشور نیز از اهمیت بالایی برخوردار است که باید در اجرای برنامه های سنجش شاخص توسعه انسانی در سطح کشور مورد توجه قرار گیرد."
"بد رفتاری با کودک یک مشکل بهداشتی-روانی است که مورد بی توجهی زیادی قرار گرفته است. در ایران به دلیل فراوانی عوامل مستعد کننده و همچنین وجود شواهد گوناگون، به نظر می رسد میزان شیوع بدرفتاری با کودکان بالا باشد، ولی میزان گزارش قانونی آن بسیار کم است. هدف از این مطالعه، تعیین شیوع بدرفتاری جسمی با کودک در دو منطقه کاملا متفاوت تهران از نظر وضعیت اقتصادی اجتماعی و بررسی برخی از عوامل مخاطره آمیز بوده است .
در این پژوهش مقطعی که در دو منطقه 20 و 3 آموزش و پرورش تهران در سال 1375 انجام شد، مجموعا 840 کودک با نسبت مساوی از دو منطقه، دو جنس و سه مقطع دبستان، راهنمایی و دبیرستان، با روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. کودکان دو منطقه از نظر بعد خانوار ،تحصیلات پدر و میزان اشتغال مادر تفاوت قابل ملاحظه ای داشتند اما از نظر سن پدر و مادر و میزان مهاجرت محسوسی نشان نمی داد.
میزان شیوع بدرفتاری جسمی با کودک با اطمینان 95 درصد در منطقه 20 ،با شیوع 37 تا 46 درصد و در منطقه 3 با شیوع 16 تا 24 درصد بوده است. عاملان بدرفتاری را در منطقه 20 بیشتر مادران و در منطقه 3 به نسبت مساوی مادران و پدران تشکیل می داند. مهمترین کودکان در معرض خطر بدرفتاری جسمی در منطقه 20، کودکان سنین راهنمایی (ابتدای سنین نوجوانی) و کودکان دارای پدر بیکار بوده اند. در منطقه 3، دختران دبیرستانی و کودکانی که تحصیلات پدرشان در حد دیپلم یا کمتر بود، بیشتر در معرض خطر بوده اند. این تحقیق با حمایت مالی ستاد ""شهر سالم"" و معاونت پیشگیری سازمان بهزیستی کشور انجام شده است.
"
"این مقاله با استفاده از نظریه توسعه ""برینگتون مور"" و نظریه اهداف و وسایل ""رابرت مرتون""، به بررسی ایدئولوژی های حاکم بر برنامه اول و دوم توسعه، برای نشان دادن میزان ناهمخوانی میان اهداف و وسایل و تناقض ایدئولوژیک در این دو برنامه می پردازد. برای این منظور، ابتدا اصول سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ایدئولوژی های لیبرالیسم و سوسیالیسم بیان شده و پس از آن، تحلیل محتوای هدف های کلی (اهداف غایی)، خط مشی ها (اهداف واسط) و تبصره ها (وسایل) در دو برنامه، با روش تمام شماری، انجام شده است. نتایج نشان می دهند که در دو برنامه، اهداف، بیشتر سوسیالیستی و وسایل بیشتر لیبرالیستی بوده اند. همچنین میزان ناهمخوانی بین اهداف و وسایل در برنامه دوم، کمتر از برنامه اول بوده است.
"
"نگارندة این مقاله، با اشاره به نقش مهم رسانههای گروهی به عنوان رکن چهارم دموکراسی، به تشریح چگونگی پوشش ناقص و یک جانبه اخبار مربوط به تهاجم نیروهای امریکایی و انگلیسی به عراق و کوتاهی رسانههای گروهی غرب به ویژه نیوزیلند در انعکاس صحیح این رویداد میپردازد و موضوعاتی چون حمله مستقیم به خبرنگاران، ترتیب نمایش موهوم تبلیغاتی از سرنگونی مجسمه صدام در بغداد، سرپوش گذاردن بر تلفات غیرنظامی و جنگ رسانهای را مورد بررسی قرار میدهد.
وی در پایان، با طرح برخی پرسشهای بدون پاسخ درباره جنگ عراق، بر لزوم تلاش رسانههای گروهی جهان در عمل به رسالت واقعی خود در تبیین دموکراسی و یافتن پاسخ مناسب برای این پرسشها تأکید میورزد.
"
"این مقاله به بررسی عملکرد رسانه در جنگهای دهههای 60 ، 70، 80 و پس از آن میپردازد و به این نکته اشاره دارد که از آغاز توسعة مطبوعات در پایان قرن نوزدهم و از طریق رشد سایر رسانههای گروهی و ارتباطی در صد سال بعد (رادیو، فیلم، تلویزیون و اینترنت)، رسانهها نقشی بحثبرانگیز در طول جنگ بازی کردهاند. کارکرد رسانه را در این دوران میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
1ـ دهههای 60 و 70، دهههایی هستند که رسانه آزادانه به فعالیت خود میپردازد و در انتقال اخبار جنگ، هیچ گونه سانسوری اعمال نمیکند. در واقع رسانهها به خصوص تلویزیون با نوعی انفعال نسبت به ارزشهای سیاسی نظام حاکم، تصاویر واقعی و عینی جنگ را در معرض دید مخاطبان قرار میدهند.
2ـ پس از گذشت دهههای 60 و 70 با شکست کشورهایی مانند امریکا در مقابل ویتنام و… دولتمردان سیاسی رژیمهای خودکامه و رژیمهای دموکرات به دلیل اثرگذاری رسانهها بر افکار عمومی آزادیهای رسانهای را محدود کردند.
بررسی این کارکردها نشان میدهد که به هر ترتیب نقش رسانه در طول دهه 90 و پس از آن به نقشی پراهمیت برای نظامهای حاکم تبدیل شده است.
"
"در زمان جنگ، بیشترین خطر هنگامی متوجه خبرنگاران است که در منطقهای پر از اسلحه، بمب، مین، راکت و… فعالیت میکنند. بهترین وسیلة دفاعی خبرنگار آگاهی اوست. یک خبرنگار جنگی باید آگاهیهای اولیه را در مورد انواع مختلف سلاحها، بیانیههای نظامی، نقشههای جغرافیایی و سریعترین راه خروج از منطقة خطر داشته باشد.
خبرنگاران قبل از اعزام به مناطق جنگی باید آموزش کامل ببینند. برای مثال، هنگام عبور از ایستگاههای بازرسی بهتر است با حفظ آرامش و ادب و با بهرهگیری از مهارتهای ارتباطی امنیت خود را تضمین کنند. خبرنگاران برای حفظ جان خود باید نکاتی را مد نظر داشته باشند که مشروح آن در مقاله حاضر آمده است.
در درگیریهای طولانی مدت و عمیق که تصاویر آن به تمام نقاط فرستاده میشود، احتمال خطر بالاتر میرود. تخمین زده شده است که در 25 ماه اول قیام فلسطینیان علیه اشغالگران اسرائیلی (سپتامبر 2000 تا نوامبر 2002) 2645 نفر کشته شدهاند که در میان آنان تعداد زیادی از خبرنگاران نیز دیده میشود. محدودیتهای بیشمار مناطق جنگی و شرایط دشوار آن بر کیفیت پوشش خبری و موثق بودن گزارش خبرنگاران لطمة زیادی وارد میکند.
"
"رابرت جنسن نویسندة Progressive میگوید: «اگر پوشش خبری دو هفتة اول جنگ نشانة چیزی باشد، در حقیقت نشانة به شکست انجامیدن موفقیتهای خبرگزاری ایالات متحده امریکاست. در طول جنگ هیچ بحث و مناظرة مهمی در برنامه های اصلی شبکههای CBS، ABC، NBC یا PBS جریان نداشت و رسانهها حتی اطلاعات واقعی را نیز به خوبی بیان نمیکردند».
تحلیلهای جانبدارانة ژنرالهای اسبق ارتش از جنگ، گزارشهای غیرواقعی در مورد خواستههای مردم عراق و تلفات آنها، تروریسم قلمداد کردن دفاع نیروهای عراقی و نام بردن از بمباران غیرنظامیان عراقی به عنوان درمان ظلم و بیداد، عمده مطالبی بود که طی جنگ امریکا و عراق از رسانههای امریکا پخش میشد.
عملکرد نامطلوب رسانههای امریکا خشم مردم عراق از نحوة توصیف وقایع جنگ و بیاعتمادی جهانیان نسبت به این رسانهها را در پی داشت. این بیاعتمادی، منتقدان رسانهای را به این باور رساند که مطبوعات و دولت نسبت به یکدیگر وفادارند زیرا هر دو در زمرة ثروتمندان و نخبگان قرار دارند. در حقیقت رسانهها شرکتهای بزرگی محسوب میشوند که منافع اقتصادی و سیاسی را با نخبگان کوچکی که دولت ایالات متحده را در دست دارند تقسیم میکنند و همواره این سؤال را بیجواب میگذارند: چرا هیچ گاه مردم به عنوان عامل موازنه در بحث و گفتگوها شرکت داده نمیشوند؟
ماریلن دیامند در مقالة حاضر میکوشد تا گوشهای از تحریفات خبری رسانههای امریکا را در جنگ اخیر با عراق بازگو کند و نقش مطبوعات و سایر رسانهها را در ارائه اخبار ناعادلانه و غیرمنصفانه مورد بررسی قرار دهد.
"
"پیروزی انقلاب اسلامی، از یک سو گامی عملی برای دینی شدن رسانهها در ایران و از سوی دیگر اقدامی تأثیرگذار در بازنگری نظریههای ارتباطات و توسعه به شمار میرود. برخلاف دیدگاههای سابق که صاحبنظران همواره دین را عاملی بازدارنده در برابر توسعه جوامع جهان سوم تلقی میکردند، پس از انقلاب اسلامی اهمیت دین در سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مورد توجه قرار گرفت و تحولی بنیادین را در مکاتب نظریههای توسعه شکل داد. این تحول باعث شد تا صاحبنظران به «سنت» و «دین» در به کارگیری وسایل ارتباط جمعی در توسعه توجه کنند.
در این مقاله، برای بررسی تحول نظریههای توسعه به «مکتب مطالعات نوسازی جدید» که بر نقش مذهب در توسعه تأکید دارد، توجه شده است. از این رهگذر دیدگاههای محققان نواندیش نظریههای توسعه ارتباطات، مورد بررسی قرار گرفته است. تجربه استفاده از رسانههای سنتی در انقلاب اسلامی ایران (1979) برای صاحبنظران درسهای تازهای داشته است.
"
" مقاله ابتدا به توضیح مفهوم فیلم تاریخ مقدس میپردازد و سپس چهار مقوله تحقیق، تخیل، رویکرد و دیدگاه کلامی را مورد بحث قرار میدهد.
در مقوله تحقیق مطالبی چون دستیابی به «خلوص وقایع تاریخی، زمانبندی حوادث، جغرافیای طبیعی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و «تحلیل» مطرح شده است. خلوص وقایع به دنیای رسیدن به ماجراهای واقعی تحقیقی تاریخ است. زمانبندی حوادث، زمان رویدادها را به دست میدهد. جغرافیا مجموعة عوامل طبیعی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را به منزله علل یا دست کم بسترهایی در روایت در نظر میگیرد و تحلیل به دنبال ترسیم تحلیلی جامع از حرکت معصوم است.
در مقوله تخیل، ارتباط بین تخیل هنرمند و عناصر تاریخی در حیطههای زمان، مکان، ماجراها، شخصیتها و صحنهپردازی مورد بحث قرار میگیرد و یگانه معیار حاکم در روا بودن به کارگیری تخیل، معارض نبودن با تاریخ و از بین نبردن روح حاکم بر تاریخی تلقی میشود.
در مقوله رویکرد توضیح داده میشود که رویکرد فیلم تاریخ مقدس یعنی نقطه دید هنرمند و نحوة رجوع او به تاریخ مقدس میتواند برخاسته از ضرورتها و نیازهای امروزین باشد. سرانجام در مقوله دیدگاه کلامی به لزوم آشنایی هنرمند بلکه اعتقاد و سلوک او در مباحثی چون ضرورت ولایت، ابعاد و شئون آن پرداخته میشود و جمع کردن بین وجهه قدسی و زمینی امام و رسول مورد توجه قرار میگیرد.
"
"مقاله حاضر به بررسی پارهای از قوانین ملی و بینالمللی در زمینه حدود و اختیارات وسایل ارتباط جمعی و برخی تأثیرات آموزههای دینی بر کارکرد رسانهها میپردازد.
در بخش اول پس از تشریح نظریه هنجاری رسانهها لزوم سازگاری آنها با ارزشهای خاص هر جامعه در دو حوزة علوم ارتباطات و حقوق بررسی شده است.
به نظر نویسنده، ابداع نظریة بیطرفی ذاتی رسانهها نسبت به ارائه اخبار و اطلاعات مشکوک و دارای انگیزههای سیاسی است زیرا هدفمند بودن فعالیتهای رسانهای و تلاش برای ایجاد نظام فکری و ارزشی از وظایفی است که در علوم ارتباطات بر آن تأکید شده است. همان گونه که مخاطبان برای گزینش رسانة مورد علاقه و رضایت خویش ذیحق هستند، رسانهها نیز حق دارند برای اشاعه و انتشار افکار و اطلاعات مورد قبول خود تلاش کنند.
همچنین وظیفة «آموزش» و «رهبری و راهنمایی» افراد جامعه، رسالتمند بودن فعالیت رسانهها را تأیید میکند.
در حقوق ایران نیز قانونگذاران، مسئولیت اجتماعی و الهی برای رسانهها قائل شده و متذکر شدهاند که رسانة جمهوری اسلامی باید در خدمت اشاعة فرهنگ اسلامی، برخورد سالم اندیشهها، ارائه آگاهیهای مکتبی، سیاسی و اجتماعی، ایجاد احساس مسئولیت، امید و اعتماد در مردم، افشای توطئههای دشمنان داخلی و خارجی و فراهم آوردن زمینه رشد انسان تا مرحلة خلیفهالهی باشند. از دیدگاه قانون اساسی آزادی رسانهها تا جایی پذیرفته میشود که در چهارچوب قابل قبول شرعی باشد. از سوی دیگر امام خمینی، رسانهها را معلم جامعه و انتشاردهندة تقوا میدانند.
در بخش دوم مقاله، تأثیر دین بر محتوا و کارکرد رسانهها مورد بررسی قرار گرفته است. در این بخش نویسنده ثابت میکند که التزام به آموزههای اخلاقی و دینی، مسئولیتزا و موجب پیدایش تعهداتی است که به تحرک بیشتر رسانهها میانجامد.
عدالتطلبی، امر به معروف، نهی از منکر، دفاع از ستمدیدگان و نصیحت و خیرخواهی برای مؤمنان و ائمه مسلمین به رسانهها و خبرنگارانِ متعهد اجازة سکوت و مماشات نمیدهد بلکه جستجو، تبلیغ، فریاد و تشویق جامعه به اقدام را وظیفة حتمی آنان میداند.
"
"موضوع تحقیق حاضر، بررسی کارکردهای دینی تلویزیون است. مسئلة اصلی تحقیق این است که آیا تلویزیون میتواند به محتوای دینی بپردازد؟ تلویزیون جمهوری اسلامی تاکنون در این زمینه چگونه عمل کرده است و وضعیت مطلوب چیست؟
این تحقیق با روش پیمایشی (survey) و با استفاده از پرسشنامه، به صورت مصاحبه حضوری با مخاطبان برنامههای دینی (939 نفر از افراد 7 سال به بالا)، سازندگان (تهیهکنندگان، کارگردانان) و کارشناسان (استادان آشنا به دین و رسانه) انجام شده است. شایان ذکر است منظور از برنامه های دینی برنامه های خاصی است که برای نمونه از میان برنامه هایی که تاکنون از تلویزیون پخش شده انتخاب شده است . برخی از مهم ترین یافته های این تحقیق عبارتند از : مهم ترین انگیزه بینندگان از تماشای تلویزیون سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت است.
اصول دین ( اعتقادات) مهم ترین موضوع دینی مورد علاقه بینندگان است.
سریال امام علی (ع) و برنامه درس هایی از قرآن پر بیننده ترین برنامه های دینی ( مورد مطالعه) بوده اند
در مجموع 77 درصد بینندگان از برنامه های دینی تلویزیون رضایت دارند.
حدود 30 درصد بینندگان عقیده دارند برنامه های دینی تلویزیون پاسخگوی نیازهای دینی مردم نیست .
جذابیت نداشتن ، پاسخگو نبودن به نیازهای مخاطب واستفاده از قالب های نامناسب مهم ترین اشکالات برنامه های دینی تلویزیون از نظر برنامه سازان است
کمبود کارشناس دینی آشنا به رسانه و آشنا نبودن کارگردانان با مباحث دینی از مهم ترین موانع ساخت برنامه های دینی از دید برنامه سازان است.
"
"کودکان و نوجوانان، تأثیرپذیرترین مخاطبان تلویزیون به شمار میآیند. این مسئله نگرانیهای عمدهای را بین والدین، متخصصان و صاحبنظران علوم اجتماعی و رقبا برانگیخته و تحقیقات زیادی را به خود اختصاص داده است. یکی از مهمترین مباحثی که در این گستره مطرح است، تناسب محتوا و پیامهای رسانهای با ظرفیتها و تواناییهای تحولی (developmental) کودکان و نوجوانان است. پژوهشگران معتقدند کودکان در مراحل مختلف رشد و تحول شناختی و عاطفی دارای ظرفیتها و محدودیتهای ویژهای هستند، بنابراین در انتقال مفاهیم باید میزان درک کودکان از این مفاهیم به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. این مقاله با بررسی ویژگیهای شناختی کودکان و نحوة مفهومسازی آنان از پیامهای تلویزیونی، موضوع آموزش مفاهیم مذهبی را مورد واکاوی قرار میدهد. شاکله اصلی این مقاله را چکیدة دو پژوهش انجام شده در این حوزه با عناوین «نقش تلویزیون در شکلگیری و تقویت مفاهیم مذهبی و اخلاقی کودکان دورة ابتدایی» (دادستان و همکاران، 1377) و «کودک، تلویزیون و مفهوم مرگ» (رضاییبایندر، 1378) تشکیل میدهد.
"
" مقاله حاضر، خلاصه پژوهشى اجتماعى است که در زمینه علل ناهنجارى هاى رفتارى جوانان صورت گرفته است. این پژوهش به روش پیمایشى انجام گرفته، جامعه آمارى آن را جوانان شهرک رجایى شهر کرج تشکیل مى دادند. چارچوب نظرى پژوهش را نیز نظریه هاى آنومى، کنترل اجتماعى، علقه خانوادگى، ارتباطات نسبى، و برچسب زنى تشکیل مى داد. یافته هاى پژوهش حاکى از آن است که ضعف کنترل اجتماعى و علقه خانوادگى ضعیف، ارتباط با دوستان ناهنجار و سابقه برچسب منفى خوردن در بروز ناهنجارى هاى رفتارى جوانان مؤثرند.
"
" میزان بالای شیوع سوء مصرف مواد در ایران و پیامدهای روانی - اجتماعی آن ضرورت پژوهش های همه جانبه را بیش از پیش نمایان ساخته است. با توجه به ساختار جمعیتی جوان ایران، یکی از گروه های در معرض خطر دانشجویان هستند و این امر در مورد گروهی از دانشجویان که به اقتضای شغل خویش دسترسی آسان تری به مواد و داروهای مختلف دارند (دانشجویان پزشکی) اهمیت بیشتری دارد. با توجه به نکته های یاد شده، پژوهشگران فراوانی سوء مصرف مواد بین دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد را در نیمه دوم سال 1380 مطالعه کرده اند. به این منظور، پرسشنامه ای شامل سوالهایی درباره سن، جنسیت، وضعیت تاهل، محل سکونت، مقطع تحصیلی و مواد مصرفی احتمالی تهیه و بین 1126 دانشجوی پزشکی توزیع شد. از مجموع پرسشنامه ها، 433 مورد تکمیل و برگشت داده شد و همین تعداد با استفاده از روشهای آماری غیر مولفه ای و به وسیله نرم افزار spss تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که بین متعیرهای جنسیت و سن با سوء مصرف مواد ارتباط معنا داری وجود دارد و این امر در مردان شایعتر است، اما ارتباطی بین مقطع تحصیلی و محل سکونت دانشجویان با سوء مصرف مواد به دست نیامد. علاوه بر این، ارتباط معناداری بین سوء مصرف مواد و وضعیت تاهل و نیز بومی یا غیر بومی بودن دانشجویان پیدا نشد.
"
هنگامی که از آموزش رسانهای سخن به میان میآید عموماً کاربرد آن در مدارس و آموزشهای راه دور تداعی شده و مورد توجه قرار میگیرد. در حالی که رسانهها به ویژه رادیو و تلویزیون، ظرفیتها و تواناییهای بسیار گستردهتری برای آموزش در تمام سطوح و حوزهها دارند و کارکرد آموزشی آنها تمام اشکال و مواد رسانهای را در بر میگیرد. از این رو نقشی که رسانههای گروهی در شکلدهی به هنجارها، ارزشها، نگرشها و رفتارها ایفا میکنند، نوعی آموزش تلقی میشود که بسیار فراتر از آموزشهای رسمی است و کل گسترة مخاطبان رسانهها را شامل میشود. مخاطبان آموزشهای رسانهای مستقیم عموماً کسانی هستند که به صورت تعمدی برای کسب اطلاعات از رسانهها استفاده میکنند اما هنگامی که از آموزشهای غیرمستقیم یا پنهان سخن میگوییم، مخاطبان گاه به صورت منفعل و ناخودآگاه در معرض اطلاعات رسانهای قرار میگیرند و برای انجام رفتارهای خاص و کسب مهارتها، هنجارها و ارزشهای ویژه آموزش میبینند. یکی از حوزههایی که در جهان امروز به شدت تحت تأثیر درونشدها و اطلاعات رسانهای قرار دارد رفتارهای مدنی، مهارتهای شهروندی و مشارکتهای اجتماعی است. پژوهشگران بسیاری نقشهای مثبت و منفی رسانهها را در این گستره مورد بررسی قرار دادهاند. بررسی یافتهها حاکی از آن است که رسانهها میتوانند با ارائه الگوهای رفتاری، چهارچوبهای مرجع و اطلاعات مطلوب، به افزایش مهارتهای شهروندی و شکلگیری رفتارهای مدنی کمک کنند. این مسئله به خصوص در مورد رسانههای جدیدتر مانند اینترنت و تلویزیونهای تعاملی، بیشتر مورد تأکید قرار گرفته است اما در مقابل، برخی دیگر با اشاره به تسلط سرمایهداری بر رسانهها و بهرهگیری قدرتهای سلطهجو از آنها برای نیل به اهداف و اغراض ویژه، نقش رسانهها را مورد انتقاد قرار دادهاند. از نظر آنان تسلط ارزشهای تجاری و سیاسی موجب شده است که رسانهها با تحریف ارزشهای اجتماعی مانند مردمسالاری و مشارکتهای اجتماعی و با ارائه اطلاعات یک سویه و تکبعدی، جهتدهی به نگرشهای مخاطبان را بر مبنای علایق گردانندگان خود دنبال کنند. با این حال ظرفیت و توانایی رسانهها در این گستره غیرقابل انکار است. از این رو آنچه مهم است افزایش تأثیرات مثبت و کاهش آثار و پیامدهای منفی درونشدهای رسانهای است. پژوهشگران مفهوم سواد رسانهای را برای نیل به این هدف پیشنهاد کردهاند. بر این مبنا، مخاطبان به مهارتهایی دست مییابند که از طریق آنها میتوانند با رویکردی انتقادی به درونشدها و اطلاعات رسانهای و با کشف اغراض، اهداف، ساز و کارها و محرکهای مورد استفاده رسانهها، آثار مثبت را جذب کرده و از آثار منفی اجتناب کنند.
"سازهانگاری constructivism از جدیترین مکاتب معرفتشناسی است که علیرغم ریشههای فلسفی دیرینه، در نیمه دوم دهه پایانی قرن بیستم و نیمه اول دهه نخستین قرن بیست و یکم، با رویآوری مجدد فیلسوفان، اهل تأویل و سایر اندیشمندان حیاتی دوباره یافته است. احیای مجدد این مکتب، بیش از هر چیز مدیون آشفتگیهایی است که در نتیجه هجمههای پست مدرنیستی به مدرنیسم و جوهره معرفتشناسانه آن یعنی پوزیتویسم به وجود آمد. در واقع پست مدرنیسم به نحوی بنیانهای فلسفی و علمی دانش مدرن را مورد تردید قرار داد و در این مسیر تا آنجا پیش رفت که هر گونه نقطه اتکا برای ابتنای انواع دانش بشری اعم از علم، فلسفه و عرفان را مورد انکار قرار داد. سازهانگاران به سادهترین بیان گروهی از اندیشمندانند که کوشیدهاند به نوعی برخی بنیانهای فلسفی علم را از تعرض اندیشههای پست مدرنیستی مصون بدارند و آنها را به نحوی احیا کنند. از همین رو، سازهانگاری و تحلیلهای سازهانگارانه، در سالهای اخیر به شدت مورد توجه شاخههای گوناگون علوم انسانی اعم از علوم اجتماعی، تربیتی، سیاسی و مطالعات فرهنگی قرار گرفته است. این مقاله ضمن معرفی سازهانگاری، تأثیرات تلویحی این گونه اندیشه را بر نظام تعلیم و تربیت مورد ارزیابی قرار میدهد و در این مسیر هشت اصل تعلیم و تربیت سازهانگارانه را ارائه میکند. آنگاه میکوشد نشان دهد که آموزش Online تا چه حد از استعداد تأمین و تضمین این اصول یا توصیههای سازهانگارانه برخوردار است.
نقش نوین رسانهها در ارتقای سطح آموزشی مدارس
این مقاله به بررسی جایگاه نوین رسانهها در برنامهها و فعالیتهای آموزشی مدارس میپردازد و چگونگی بهرهگیری از رسانهها را برای ارتقای سطح آموزشی مدارس تشریح میکند. در سالهای اخیر رسانهها به عنوان ابزارهای نوین آموزشی مورد توجه دستاندرکاران آموزش قرار گرفتهاند و از آنها به عنوان مکمل فرایند یادگیری انفرادی و گروهی یاد شده است. استفاده بهینه از این ابزارها مستلزم تجهیز مدارس به مراکز رسانهای و در صورت امکانپذیر نبودن دسترسی مدارس منفرد به این مراکز، استفاده از مراکز رسانهای منطقهای است. خدماتی که در این مدارس عرضه میشود فراتر از ارائه وسایل کمک آموزشی سنتی و یا کتابخانههای معمولی است که اکثر مدارس به آنها مجهز هستند.
"
"امروزه در عصری زندگی میکنیم که رسانهها و وسایل ارتباط جمعی تقریباً بر تمام شئون زندگی ما سایه افکندهاند. هیچ موضوع یا مسئلهای را اعم از اقتصادی، اجتماعی، نظامی، فرهنگی و… نمیتوان تصور کرد که رسانهها در آن نقش نداشته باشند. اگر در گذشته خانوادهها مهمترین نقش را در آموزش و پرورش افراد و ایجاد جامعهای امن و سالم برعهده داشتهاند، اکنون رسانهها با پیشرفتهای نرمافزاری، سختافزاری و به طور کلی فناورانه، این نقش را به تصرف و قبضه خود درآوردهاند. دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم بیش از آن که دنیایی واقعی، عقلانی و منطقی باشد، دنیایی مجازی، تخیلی و احساسی است که رسانهها برایمان ساختهاند. متأسفانه باید گفت تصویری که رسانهها به ویژه برای کودکان و نوجوانان از جهان ترسیم کردهاند، اغلب زشت، وحشتناک، ناامن و پر از آشوب و جنگ و نزاع است. خوبیها، زیباییها، دوستیها، ایثارگریها و... کمتر توسط رسانهها نشان داده میشود.
ای کاش وضعیت جهان و عملکرد رسانهها به گونهای بود که نام این ویژهنامة فصلنامه پژوهش و سنجش به جای «رسانه و جنگ»، «رسانه و صلح» انتخاب میشد. اما مرور و مطالعه جنگهای به وقوع پیوسته به ویژه در یک قرن اخیر نشان میدهد که بیشتر جنگها با جنگ روانی و رسانهای آغاز شده و با آن ادامه یافته و پایان گرفتهاند. لهذا پیروزی و شکست کشورها در قالب سیاستهای رسانهای رقم میخورد؛ این رسانهها هستند که پیروزی میآفرینند، مغلوب میسازند و افکار عمومی را به سمت و سویی که میخواهند هدایت میکنند. چنان که میتوان جنگ جهانی اول را جنگ روزنامهای، جنگ جهانی دوم را جنگ رادیویی، جنگ ویتنام را جنگ تلویزیونهای سیاه و سفید، جنگ اول خلیج فارس را جنگ تلویزیونهای ماهوارهای و جنگ دوم خلیجفارس را جنگ رسانههای مدرن نامید. البته باید اذعان کرد که رابطه رسانهها و جنگ یک رابطة دوطرفه و دو سویه است، یعنی، از یک طرف رسانهها در تحریک و تهییج، آمادهسازی و اقناع افکار عمومی برای آغاز، پیشبرد و پایان جنگ نقش دارند و از سوی دیگر، خود جنگ همچون میدان و آزمایشگاهی است که در پیشرفت و توسعه و رشد و تکامل و آزمون اثربخشی رسانهها نقش ایفا میکند. برای مثال، میتوان گفت همچنانکه جنگ اول خلیجفارس در سال 1991، موجبات شهرت بیشتر و تکامل شبکه تلویزیونیCNN را فراهم آورد (به طوری که برخی این جنگ را جنگCNN لقب دادند)، جنگ افغانستان بیشترین کمک را به مطرح شدن شبکه تلویزیونی الجزیره و جنگ دوم خلیجفارس بیشترین کمک را به شهرت یافتن شبکه العالم کرده است.
رسانهها علاوه برنقشهای مختلفی که در جنگ ایفا میکنند، فرماندهی نوعی از مهمترین و اثربخشترین جنگها، یعنی «جنگروانی» را نیز بر عهده دارند. جنگ روانی از جمله جدیدترین سلاحهای جنگی دوران معاصر علیه باورها، اندیشهها، اعتقادات و احساسات افراد است. این جنگ در عین حال که نوعی دفاع به شمار میرود، حالت هجومی نیز دارد، چرا که در عین تقویت روحیة ملت و سربازان خودی، به تضعیف روانی دشمن میپردازد. اهداف مهم جنگ روانی عبارتند از: الف) از بین بردن امید مخاطبان کشور مقابل، ب) ترویج بیاعتمادی نسبت به رهبران کشور مقابل و ج) ایجاد شکاف در جامعه مورد نظر. در اهمیت جنگ روانی همین بس که در سال91-1990 استفاده مناسب امریکا از ابزار اطلاعاتی جنگ روانی موجب شد که در حدود 87000 نظامی عراقی خود را تسلیم کنند.
با توجه به اهمیت و نقش بسیار مهمی که رسانهها در جنگ دارند موضوع این شماره فصلنامه پژوهش و سنجش به جنگ و رسانه اختصاص داده شد.
بیشک بدون مساعدت و همکاری بیدریغ اساتید، اندیشهورزان و پژوهشگران عزیز امکان تهیة چنین مجموعهای میسر نبود. از خوانندگان و مخاطبان فهیم و نکتهسنج انتظار میرود با ارائة پیشنهادها و انتقادهای سازندة خود به مجموعه عوامل دستاندرکار فصلنامه منت نهاده، موجبات رفع خطاها و لغزشهای احتمالی و نیز افزایش غنای فصلنامه را در شمارههای آتی فراهم سازند. توفیق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.
"