پژوهش حاضر به بررسی عوامل اقتصادی و اجتماعی موثر بر باروری در مناطق روستایی شهرستان گرمی در استان اردبیل می پردازد. نتایج به دست آمده نشان دهنده وجود رابطه بین باروری و عوامل گوناگونی مانند زن، تعداد کودکان مرده زیر 5 سال در خانواده، میزان اهمیت اقتصادی کار کودکان برای خانواده ها، عدم اشتغال زنان (خانه داری)، اختلاف سن زن و شوهر (با رابطه مثبت) و سن زن در اولین ازدواج، سطح سواد زن و مرد، سن زن در اولین زایمان، میانگین فواصل زایمان و سابقه داشتن تلویزیون (با رابطه منفی) می باشد. تحقیق حاضر براساس نتایج به دست آمده پیشنهاد می کند که موضوعاتی از قبیل:....
استان خوزستان در دهه های گذشته به دلیل تاثیر عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از جمله افزایش زیرساخت های صنعتی و کشاورزی و همچنین وقوع هشت سال جنگ تحمیلی با نقل و انتقالات شدید جمعیتی روبرو شده است. به طوری که روند مهاجرت این استان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. این استان در فاصله 40 سال گذشته از نظر مهاجرتی، مهاجرپذیر بوده و خالص مهاجرت آن حدود 173886+ نفر بوده است. و در فاصله 1345 تا 1355 همچنان روند مهاجرپذیری خود را ادامه داده است،....
درجه نفوذ رسانه در جوامع و شکلدهی روابط در آنها به حدی است که آموزش رسانه را به امری اجتنابناپذیر تبدیل کرده است. این که چه استدلالهایی را میتوان به نفع آموزش رسانه برای دانشآموزان مطرح کرد و چه رویکردهای آموزشی در این خصوص وجود دارد موضوعی است که به تفصیل در مطلب پیش رو به آن پرداخته میشود. همچنین نویسنده مطلب مثالهایی را از آموزش رسانه در عمل عرضه میکند و مشکلات و چالشهای اصلی عصر حاضر را مورد بررسی قرار میدهد. در هر حال رسانهها چنان اهمیتی دارند که نمیتوان آنها را در کنترل مطلق متخصصان و یا مالکان قرار داد.
"نویسنده این مطلب از برجستهترین متفکران حوزه بینالمللی آموزشهای رسانهای است. لنمسترمن پیش از این کتابی منتشر کرده بود که به سرعت به کتابی درسی در عرصه آموزش رسانهای تبدیل شد. این کتاب که Teaching the Media نام داشت در سال 1985 از سوی انتشارات Comedia Books به علاقهمندان مباحث مربوط به آموزش رسانهای عرضه شد. حالا او کتاب دیگری در دست دارد که انتشارات شورای اروپا آن را منتشر میکند. نام این اثر آموزش رسانهای در اروپای دهه 1990 است [Media Education in Europe in the 1990’s]. نویسنده این مقاله از جمله کسانی است که ترجیح میدهد از عبارت آموزش رسانهای (Media Education) به جای اصطلاح سواد رسانهای (Media Literacy) استفاده کند.
"
فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) و حرکت از جوامع سنتی به جوامع اطلاعاتی، تمامی ابعاد و نیازمندیهای جوامع بشری را تحت تأثیر قرار داده است. (Habermas, 1984:8) روشهای آموزشی نیز تابع چنین تغییر و تحولاتی بودهاند. مسلماً بهرهگیری از روشهای نوین که موجبات کارایی و اثربخشی بیش از پیش نظامهای آموزشی را فراهم میکند در کشور ما نیز در اجرای آموزشها، اعم از آموزشهای مدرسهای، حرفهای و تخصصی ضروری است. استفاده از چنین فنونی، با فراهم آوردن امکان افزایش کیفیت و بهرهوری آموزشی در کلیة سازمانها چشمانداز نویدبخشی در گسترش دانش به همراه خواهد آورد؛ چشماندازی که سیستم آموزش عالی با راهاندازی دانشگاههای مجازی و سازمان صداوسیما (مهدوی نور و فتحیان؛ 1382:1) با راهاندازی شبکه آموزش، نوید آن را دادهاند
"سازمان علمی ـ فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در تعریف آموزش آورده است: «تمام کنشها و اثرات، راهها و روشهایی را که برای رشد و تکامل تواناییهای مغزی و معرفتی و همچنین مهارتها، نگرشها و رفتار انسان به کار میرود (البته به طریقی که شخصیت انسان را تا حد ممکن به تعالی برساند) تعلیم و تربیت و یا آموزش و پرورش میگویند».
بر این اساس میتوان گفت آموزش یک فرایند متوالی و پیگیر است که تداوم آن تمامی ابعاد حیات انسانها را در بر میگیرد. آموزش از جمله اجزای جداییناپذیر زندگی انسان است.
در قرن حاضر وسایل ارتباط جمعی همانند مطبوعات، رادیو و تلویزیون، ماهواره و اینترنت جانشین ارتباطات رو در رو و چهره به چهره شدهاند و تأثیر بسزایی بر تکتک افراد یک جامعه به جا گذاشتهاند. این تأثیرات منجر به آموزش مستقیم و غیرمستقیم تمامی افراد میشوند.
این وسایل ارتباط جمعی با انتشار اطلاعات و آگاهیها، افزون بر نقش تکمیلی آموزش مؤسسات آموزشی و دانشگاهی بدون هیچ محدودیت زمانی، مکانی، سنی و جنسی، آموزش افراد جامعه را بر عهده دارند.
مقاله حاضر با بررسی یکی از وظایف مهم وسایل ارتباط جمعی، یعنی نقش آموزشی و تأکید بر تأثیر شدید آنها در عصر کنونی، مزایای آموزش از طریق این گونه وسایل را بیان میکند. این نوشتار به بررسی عناصر تأثیرگذار بر روند آموزشی رسانهها در فرایند جهانی شدن و همچنین نقش حواس در فرایندهای یادگیری و استفاده از فناوریهای نوین پرداخته شده است.
"
"در عصر رسانههای دیجیتال که تصور میشود هیچ محدودیتی بر سر راه دسترسی به اطلاعات و اخبار وجود ندارد، عظیمترین سانسورها و تحریفهای خبری صورت میگیرد. تز جریان آزاد اطلاعات که در چهارچوب لیبرالیسم مطرح میشود، در حقیقت آزادی یکسویة ناشران و صاحبان سرمایه را برای ارسال اطلاعات در نظر دارد نه آزادی عموم مردم برای دستیابی به اطلاعات صحیح، دقیق، مفید و متنوع.
آزادی نشر با آزادی دریافت اطلاعات و اخبار صحیح، کامل و جامع تفاوت بسیار دارد. برای مثال در کشور امریکا که دارای عظیمترین بنگاههای رسانهای جهان است، مطبوعات و رسانهها به خصوص در جریان بحرانها و جنگها، در انجام اصلیترین وظایف خود یعنی تبیین وقایع روز بر اساس حقایق تاریخی، سیاسی و اجتماعی و همچنین انتشار اخبار و عقاید متنوع کوتاهی میکنند.
در جریان حمله امریکا به افغانستان و عراق، سیاست جنگطلبانه دولت امریکا مورد حمایت بسیاری از شبکههای تلویزیونی قرار گرفت.
پروفسور مولانا در مقاله حاضر نشان میدهد که چگونه رسانههای امریکا حقیقت را فدای منفعت صاحبان سرمایه و قدرت میکنند و در زمان جنگ و کشمکشهای بینالمللی برای حفظ مخاطبان و جلب آگهی بیشتر، با تکیه بر شعارهای مردمپسند، بزرگنمایی رشادت نیروهای امریکایی، موجه جلوه دادن کنترل اخبار و استفادة تبلیغاتی از اخبار و اطلاعات با یکدیگر به رقابت میپردازند.
"
"امروزه وسایل ارتباط جمعی از طریق انتقال اطلاعات و مبادله افکار، نقش بسیار مهمی در شکلدهی به افکار عمومی مردم جهان بازی میکنند. بر این اساس میتوان گفت که در دنیای امروزی انسانها محصور در ارتباطات و اطلاعاتی هستند که با ابزار و وسایل گوناگون ذهن آنها را در راستای اهداف از پیش تعیین شده حرکت میدهند.
این نوشتار، بر حسب اهمیت و روانشناسی وسایل ارتباط جمعی در جوامع، به بررسی نقش و کارکردهای ارتباطی و اثرات آن، اقناع، تبلیغ و جنگ روانی میپردازد و در نهایت یادآور میشود که در شرایط جنگی، عملیات روانی اهمیت فزایندهای در به زانو در آوردن دشمن دارد. بر همین اساس میتوان گفت که حقیقت نخستین قربانی منازعات منطقهای و بینالمللی است و وسایل ارتباط جمعی بیشترین مسئولیت را در این فاجعه بر عهده دارند. به کمک این وسایل اطلاعرسانی، میتوان به راحتی راست را دروغ و دروغ را راست جلوه داد بدون آن که کوچکترین مسئولیتی بر عهده کسی باشد.
"
"اطلاعرسانی و انتشار سریع اخبار و نیز کاهش یا حذف فاصلة زمانی و مکانی خبر یا رویداد یکی از مهمترین ابعاد و کارکردهای وسایل ارتباطی جدید است. در این نوشتار ابتدا دیدگاههای نظری در خصوص اهداف و کارکردهای خبر به ویژه ارزشهای خبری و دروازهبانی خبر (چونان دو مقولة مهم در گسترة خبر و خبررسانی) مورد بررسی قرار گرفته و سپس سعی شده است تا با توجه به اهمیت دستیابی به دیدگاههای روشن و با ثبات در حوزة خبر، بر مبنای تعالیم و ارزشهای اسلامی، منبع بینظیر قرآن کریم، برای کشف زیرساختهای راهبردی و کاربردی حوزة خبر مورد مطالعه قرار گیرد. یافتههای این مطالعه نشان میدهد که میتوان شاخصها و معیارهایی برای «محتوای خبر» و «نحوة ارائه خبر» از دیدگاه قرآن ارائه کرد. از این منظر مفید بودن، اهمیت دادن به مخاطب، رعایت عفت و حیا و اجتناب از پخش اخبار فسادآور، مقابله با تحریف و عملیات روانی و افشای اخبار دروغ موارد مهمی هستند که در بخش «محتوا و ارزشهای خبری» مورد تأکید قرار گرفتهاند.بر مبنای تعالیم قرآن، مستند بودن، استفاده از الفاظ محترمانه و رعایت اخلاق و ادب، واقعنمایی و حفظ امانت در پخش، حقگویی، تصویری بودن، فصاحت و شفافیت، ضرورت طبقهبندی، منع تجسس و پخش اخبار خصوصی، حذف زوائد، برجستهسازی و صداقت و امانت از جمله شاخصهایی هستند که باید در «نحوة ارائه» اخبار مورد توجه قرار گیرند.
"
"مقالة حاضر مروری است بر مطالعات اندیشمندان غربی در حوزة دین و رسانهها. در این مطالعات ضمن بررسی ابعاد گوناگون تأثیر و تأثر دو نهاد دین و رسانه بر یکدیگر و بر مخاطبان، شمایی کلی از نظریات برندا ایی. براشر، ویلیامفور، پیتر هورسفیلد، استوارت ام.هوور و نیککولدری در زمینه ارتباط دین و رسانه در جهان معاصر ارائه میشود.
برندا ایی.براشر در آثار خود به ارتباط دین و رسانه نگاهی انتقادی دارد و شکلگیری عصر صنعتی و جامعة اطلاعاتی را دلایل تحول مذهب به صورت جدید میداند.
به نظر ویلیام فور خداشناسی (الهیات) تلاشی برای معنا بخشیدن به زندگی است، اما طی نیم قرن اخیر آن را چنان پیچیده کردهاند که از هستی و جریان معمول زندگی خارج شده است، در عوض رسانهها در تمام عرصههای زندگی حضور دارند تا آنجا که به نظر میرسد جای الهیات را گرفتهاند. وی میکوشد راه مواجهه با عصر انقلاب ارتباطی را به کلیسا نشان دهد.
پیترهورسفیلد به سازگاری دین و رسانه در امریکا و استرالیا میپردازد. وی استرالیای امروز را دنیایی میداند که در آن نهادهای مذهبی، بازار کالا و خدمات و رسانهها با یکدیگر ادغام شدهاند و تنها به خرسندی مشتریان میاندیشند.
از دید استوارت ام.هوور، منابع سنتی، نمادها، کلیسا، مدرسه، خانواده، جامعه و گروههای مرجع با ورود به رسانهها؛ تکمیل، جذب یا حتی دگرگون میشوند. رسانهها همزمان محل تبلیغات تجاری وسیع و خدمات امور مذهبی شدهاند. از سوی دیگر تلاش گردانندگان رسانهها در جهت توسعة روحیة کالایی و ادغام امور مذهبی و رسانهای، منجر به کالاییتر شدن رسانه و مذهب میشود.
نیککولدری در اثر خود «مناسک رسانهها» میکوشد مناسک رسانهای را با تأکید بر آثار جامعهشناسانی چون امیل دورکیم، تا درون برنامههای رسانهای به ویژه برنامههای تلویزیونی دنبال کند و اهمیت فضای مناسکی امروز را در تحول مذهبی نشان دهد. به اعتقاد کولدری گرچه نهاد دین میکوشد از ابزارهای جدید برای گسترش خود بهره گیرد برای غلبه بر آنها باید تغییراتی در خود ایجاد کند.
"
"تلویزیون را باید عامل مذهبی برای بخش وسیعی از جمعیت استرالیایی دانست. این فرض به سه شکل بررسی میشود که عبارتند از: شکل اجرای اعمال یا نظام عبادت یا مناسک؛ شکل جامعهشناختی یا نظام روابط اجتماعی و شکل نظری یا نظام اعتقادات یا فلسفی.
از نظر بیان عملی و شکل اجرای اعمال یا نظام مناسک و عبادت، مناسک زیادی وجود دارد که با کاربرد رسانهها پیوند دارند، اما ماهیت مناسکی تلویزیون در جامعة مدرن بیشتر از دیگران شناخته شده است و این شکلی از وفاداری است که تلویزیون توانسته است از طرفداران خود طلب کند و شاید فراگیرتر از هر پدیده اجتماعی دیگری در تاریخ انسان باشد.
در بیان جامعهشناختی یا نظام روابط اجتماعی و شکل نظری یا نظام اعتقادات و مربوطسازی معناداری با محیط (شکل فلسفی) نیز رسانهها حافظ وضع موجودند. عملکرد سنتی مذهب ایجاد نظامی از کنشهای متقابل اجتماعی معنادار، به ویژه در زمینة تعریف تابوها و تقویت رسومی است که بدون آنها سازمان اجتماعی متلاشی میشود. رسانهها و تلویزیون به ویژه، میکوشند با ایجاد بنیانی برای اعتقاد مشترک همچون ایمان و مذهب سنتی عمل کنند. به این ترتیب، رسانههای جمعی با کاربریها و محتواهای مشخص به جزیی مهم از نظامهای عقیدتی تبدیل میشوند.
"
"این مقاله گزارشی پیرامون وضعیت سینما و برنامههای مستند تلویزیونی با مضمون دینی است. در این مقاله ضمن ارائه توضیحاتی در مورد رویکرد دینی رسانه به ویژه در قالب ساخت برنامههای مستند تلاش شده است تا در گفتگو با تنی چند از مستندسازان عرصة سینما و تلویزیون ایران این موضوع مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در ضمن این مصاحبه، به سؤالاتی از قبیل چیستی مستند، جایگاه مستند با مضمون دینی، چگونگی طرح آن در قاب تلویزیون و اوضاع فعلی و آینده این مقوله پاسخ داده شده است، بیان تجربیات فعالان این عرصه دست کم میتواند به ترسیم خطوط وضعیت کنونی مستند با مضمون دینی کمک کند و نارساییهای موجود را باز شناساند. همچنین با طرح مباحث نظری پیرامون سینمای مستند، مستند با مضمون دینی، رسانة دینی تلاش شده است تا فضای کلی بحث اندکی روشنتر شود.
"
"نیل پستمن محقق برجسته امریکایی بر این عقیده است که فناوری تأثیرات شگرف بر ذهن و زندگی بشر میگذارد تأثیراتی که لزوماً همواره مثبت نیست. او با دقت، این تأثیرات را تحلیل و بررسی میکند و بر همین اساس به نقد جایگاه تلویزیون به ویژه در امریکا و نقش منفی آن در ذهن و عمل مردم میپردازد. او بر آن است که تلویزیون هر چیزی را در چهارچوب استراتژی سرگرمی و تفریح ارائه میکند و هنگامی خطرناک میشود که بکوشد امور مهمی چون دین و هنر و سیاست و تاریخ و علم و نظایر آنها را در قالبی تصویر محور و به شکلی سرگرمکننده عرضه کند. پستمن منتقد جدی ارائه دین در تلویزیون یا به تعبیر خودش «دین تلویزیونی» است. مقاله حاضر ابتدا به طرح کلی دیدگاه پستمن در مورد تبعات و تأثیرات فناوری میپردازد و سپس نقش تلویزیون و برنامههای مذهبی را مورد تحلیل و بررسی قرار میدهد.
وی در نهایت به این نتیجه میرسد که تلویزیون بنا به ماهیت خود تصوری این جهانی از امور ارائه میدهد و نمیتواند شرایط لازم برای ایجاد حالات معنوی و تجربیات دینی را فراهم آورد.
"