مقاله با تمرکز روی مفهوم هویت و ارایه تعریف و تبیین عناصر و ابعاد هویت ملی به عنوان یکی از اشکال هویت جمعی، نسبت تعلق خاطر و دلبستگی به مولفه های هویت ملی را به عنوان بازتاب فرایند جامعه پذیری فرد نسبت به ابعاد فرهنگی، مادی و زیستی و روانی و اجتماعی قلمداد کرده است و بر این اساس، تعلق خاطر حسین پژمان بختیاری شاعر و نویسنده معاصر به عناصر هویت (ملی) ایرانی از خلال تحلیل محتوای مجموعه شعر کویر اندیشه ایشان بررسی شده است. این بررسی نشان می دهد که پژمان در غالب ابعاد هویتی جامعه اش با دلبستگی خاص قلم زده و در فراز و نشیب های تاریخی حیاتش هم چون انقلاب مشروطه جنگ های جهانی اول و دوم، نهضت ملی شدن نفت و عرق ملی خود را در قالب چکامه های بلند سروده و منتشر ساخته است.
نظم فضایی پدیده ای تاریخی است که در نتیجه عوامل متعددی از جمله محیط طبیعی ، اقتصادی ، سیاسی و عوامل متعدد دیگر به وجود می آید . نظم فضایی تا اوایل قرن بیستم در مطالعات جغرافیایی کمتر مطالعه شده بود یا اگر مطالعه ای صورت گرفته بود بیشتر به صورت توصیفی بود . از اوایل قرن بیستم مطالعه نظم فضایی بر اساس روش شناختی کمی ، نظر جغرافیدانان را به سوی خود جلب کرد . از این دوره به بعد نظریه ها و الگوهای مختلفی برای تبین نظم فضایی به وجود آمد . از اهم بحث های نظم فضایی ، مطالعه سلسله مراتب شهری و شبکه شهری می باشد که مطالعات متنوعی در این زمینه انجام گرفته است .
"علاوه بر آنکه محققان، لغتشناسان و منتقدان تعریف جامع و کاملی از مقولة طنز ارائه ندادهاند، اکثر مطالعات و بررسیهای فرهنگی صورتگرفته در این باره نیز فارغ از مسئله جنسیت بوده است.
در این مقاله سعی شده است ضمن تلاش برای پوشش این دو خلأ، نگاهی منتقدانه به نوع حضور زن در برنامههای طنز رسانة ملی انداخته شود.
براساس تحقیقات پیشین، زنان کمتر از مردان نقشهای خندهدار را در برنامههای طنز رسانة ملی ایفا کردهاند. برای یافتن علت این امر نگارنده دو پیشفرض را مطرح کرده است. اول آنکه استفاده از زنان برای خنداندن جنس مقابل یا همجنسان خود از خطوط قرمز برنامهسازی در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است و دوم آنکه محدودیتهایی که سنت و فرهنگ ایران اسلامی بر برنامهساز تحمیل میکند، باعث شده است زنان کمتر از مردان در برنامههای طنز به ایفای نقش بپردازند. استدلالات ارائه شده در این مقاله نشان میدهد پذیرش هر دو این پیشفرضها به راحتی ممکن نیست و ریشة این مسئله را باید در علتهای دیگری جستجو کرد که اصلیترین آنها نداشتن تعریفی صحیح از مقولة طنز در رسانه ملی و کارکردهای فرهنگی، اجتماعی آن در جامعهای است که زنان نقشهای بارزی در آن ایفا میکنند.
"
"نویسنده در این مقاله درصدد تبیین ضرورت حضور فعال و مؤثر زنان در رسانه به ویژه در حوزههای تصمیمگیری و برنامهسازی است.
وی ابتدا به تعریف واژة رسانه و اهمیت رسانهها در جهان تکقطبی امروز میپردازد و سپس خاطرنشان میکند تصاویر ارائه شده از زنان در رسانهها، از دیرباز، تناسبی با روحیات، نیازها و مسائل واقعی آنان نداشته است. این امر در جهان غرب ملموستر و شدیدتر است.
وی در ادامه راهکار اساسی برای زدودن مفاهیم تبعیض جنسی از محصولات رسانهای و همچنین برنامهسازی بر اساس شخصیت و نیازهای واقعی زنان را حضور آنان در عرصة تصمیمسازی و سیاستگذاریهای کلان رسانه میداند.
نویسنده برای نشان دادن ضعف حضور زنان در چنین عرصههایی، اطلاعات و آمار مستندی از تعداد زنان شاغل در مطبوعات و رادیو و تلویزیون ایران به دست میدهد و سپس پیش زمینههای دستیابی به جایگاه مطلوب زن در رسانه را برمیشمارد.
"