منابع انسانی نقشی محوری در توسعه پایدار هر کشوری ایفا می کند و کشورهای پیشرفته با ادغام منطقی سرمایه طبیعی و انسانی است که توانسته اند به توسعه اقتصادی و اجتماعی مطلوب دست یابند. این در حالی است که نیروی انسانی ماهر کشورهای توسعه نیافته پس از اتمام دوره تحصیلی خود، ماحصل اندوخته های علمی خود را در اختیار کشورهای مادر قرار می دهند. این تحقیق در راستای تبیین جامعه شناختی پدیده جابه جایی نیروی کار ماهر در سطح بین الملل و عوامل مؤثر بر آن شکل گرفته است. رهیافت نظری مورد استفاده نگرش سیستمی است که نتیجه تلفیق تئوری های اقتصاد نئوکلاسیک، بازار دوگانه نیروی کار، اقتصاد جدید مهاجرت، نظام جهانی و تئوری های شبکه و نهادی است. در این مطالعه از دو روش پیمایش و تحلیل ثانویه در سطوح خرد و کلان استفاده گردید. برای تحلیل داده ها، تکنیک های آماری تحلیل تشخیصی و الگوسازی معادلات ساختاری مورد استفاده قرار گرفت. یافته های این تحقیق در سطح خرد نشان داد که چهار متغیر سطح کیفی زندگی، آزادی، توسعه فرهنگی و درآمد توان پیشگویی عضویت افراد را در دو گروه مهاجران و غیرمهاجران دارند. همچنین نتایج سطح کلان نشان داد که تعیین کننده های اقتصادی، دموکراسی و نابرابری بر میزان جذب و دفع نیروی کار ماهر تأثیرگذار هستند. برای مدیریت این پدیده دو استراتژی حفظ و بازیافت نیروی کار ماهر پیشنهاد می شود.
در این مقاله کوشش خواهد شد تا مفهوم طبقه از دیدگاه بوردیو معرفی شود. مفهومی که او تحت تأثیر مارکس، وبر و ساخت گرایان فرانسوی برای انجام تحقیقات تجربی و نظری به وجود آورده است. از نظر بوردیو دو مفهوم اصلی به طبقه مربوط می شوند: 1) سرمایه 2) عادت واره. در اینجا تأثیر متفکران کلاسیک مشهود است. بوردیو با خلاقیت کامل مفاهیم جدیدی ساخته است که بتوان از آن در سطح یک چارچوب نظری کلان برای هر جامعه قشربندی شده استفاده کرد. هدف او خلق یک مفهوم نیست که فقط در جامعه فرانسه قابل استفاده باشد. او یک جامعه شناس متبحر و یک نویسنده برجسته است. بوردیو کوشش کرده است تا مفهوم طبقه را در سطح تحقیقات تجربی گسترش دهد. آثار او انباشته از تحقیقات تجربی با استفاده از روش های آماری پیشرفته است. در کتاب های تمایزها و اشرافیت دولتی بحث مفصلی درباره مفاهیم سرمایه، عادت واره و شیوه زندگی و رابطه آن با طبقه مطرح می سازد که به همراه خود تحقیقات تجربی جالبی را در جامعه فرانسه ارائه می دهد. امید است که با ارائه این مفهوم راه برای تحقیقات تجربی در ایران گشاده تر شود..
"بررسی وضعیت زنان در رسانههای جهان عرب موضوع مقاله دکتر علی عبدالرحمن عواض استاد ارتباطات دانشگاه شارقه است. وی این مقاله را در کنفرانس زن و رسانه ارائه کرد که در سال 2002 در امارات متحده عربی با شرکت استادان و پژوهشگرانی از کشورهای مختلف عربی برگزار شد. نویسنده در این مقاله ابتدا به بررسی ادبیات موضوع میپردازد و طی آن نتایج پژوهشهای انجام شده را در این حوزه مرور میکند آنگاه با طرح این پرسش که آیا تصویر یکسانی از زن عرب در رسانهها وجود دارد و یا با تنوع رسانهها و مناطق این تصویر نیز متفاوت است؟ میکوشد با بهرهگیری از پژوهشهای گوناگون به بررسی رسانههای نوشتاری، دیداری و شنیداری بپردازد و نقش آنها را در بازنمایی چهره واقعی زن عرب و بلکه زن مسلمان توضیح دهد.
وی با توجه به نقش مهم تبلیغات بازرگانی، چگونگی حضور زن را در آن مورد بررسی قرار میدهد و نقش ایفاشده را در بیشتر موارد منفی میداند و خواستار تصحیح نگاه به این مقوله میشود. به نظر وی این نقش زن را تا حد یک شیء همچون لوازم منزل و دیگر کالاهای تبلیغشده تنزل میدهد و او را از هویت و شخصیت انسانی خود دور میکند. آنگاه به بحث در مورد محتوای رسانههای خاص زنان میپردازد و توجه افراطی به مسایلی مانند مد لباس، آرایش و زیبایی، تجملگرایی و … و نیز نادیده گرفتن مسایل اصلی، دیدگاهها، مشکلات و واقعیتهای مربوط به زنان را مورد بررسی قرار میدهد و نقش رسانهها را در واژگون نشان دادن چهره زنان و نیز ساختن الگوهای نامناسب برای آنان باز مینماید.
وی همچنین به بررسی وضعیت زنان شاغل در رسانهها میپردازد و نشان میدهد حضور آنان نتوانسته است به تأثیر جدی در ارائه چهره مناسب از زنان در رسانهها منتهی شود.
نویسنده در پایان پیشنهادهایی برای بهبود کار رسانهها در مورد زنان ارائه میدهد و آنها را به آشنایی بیشتر با مسایل واقعی جامعه و خودداری از نسخهبرداری صرف از رسانههای غربی فرا میخواند.
"
سال هشتاد و دو، سال اول برنامه پیش گیری از اعتیاد که در سطح اجتماعات کوچک محله ها به اجرا درآمد، سال تجربه و تجربه آموزی بود. در مقاله حاضر نخست به بررسی تجربه فعالیت های مشارکتی در شهر پورتو آلگره (Porto Alegre) در جنوب برزیل که از تجارب زبان زد برنامه های مشارکت مردمی است، پرداخته خواهد شد؛ سپس تجربیات به دست آمده از مرحله آغاز اجرای برنامه در چهار محله صفاییه، حسن آباد، نعیم آباد، و مریم آباد در سطح شهر یزد و یک روستای دو هزار نفری به نام روستای نصر آباد از توابع شهرستان تفت، در جاده یزد ـ شیراز، معرفی و بررسی خواهد شد. در بررسی این پنج تجربه، پنج الگوی مشارکتی که ماحصل تعامل خودجوش شرایط با ایده برنامه بود، استخراج و در الگوی واحدی جمع بندی شد. در بعد اجرایی نیز متغیرهای انسانی مؤثر در اجرای این تجارب کارشناس مجری برنامه، رهبران محلی، تسهیل گران و مؤسسات غیر دولتی هم کار با برنامه ـ از دو بعد ثبات و توانایی تحلیل و بررسی شدند. ماحصل این تحلیل ها و جمع بندی نحوه اجرای برنامه در سال دوم، به معرفی الگوی عملیاتی انجامید که به نظر نگارنده نه تنها قابلیت اجرا در سطح محلات مختلف با فرهنگ های مختلف و در استان های مختلف را دارد، بلکه قابلیت استفاده در محیط های کار، مدارس و خانواده ها را نیز دارا است. در این الگوی عملیاتی جدید، جاده ارتقای سلامت، از تسهیل گران آغاز شده و به سازمان های مبتنی بر اجتماعات کوچک (Community-based Organization) ختم می شود. در این راه، به منظور ایجاد قابلیت توان مند سازی مردم علیه سوء مصرف مواد مخدر و وابستگی به آن، هم چنین دست یابی به هدف "ایجاد جنبش فراگیر اجتماعی علیه سوء مصرف مواد مخدر"، تسهیل گران یا گروه مرکزی اجرای برنامه، سازمان دهی مدون مشارکت مردم را با تکیه بر سنت های بومی و فرهنگی آن ها، حول مفاهیم خانه و زندگی و توان مندسازی اجتماعات کوچک را در پیش گرفتند؛ چرا که این طریق و توان مندسازی اجتماعی در این الگوی پیشنهادی را با قابلیت بازسازی هویت اجتماعی، بهبود سرحالی (Wellbeing) و آموزش مهارت های زندگی اجتماعی، را ممکن می سازد.
مشروعیت، از لوازم ثبات و اثربخشی نظام سیاسی است. در مقاله حاضر این معنا روشن گردیده که میل به حفظ و اصلاح قواعد اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران بیش از تغییر و جایگزینی آن و از طرفی میل به اصلاح قواعد موجود بیش از حفظ آن به شکل کنونی است. در بین ابعاد چهارگانه مشروعیت سیاسی، یعنی تعلق سیاسی، تعهد سیاسی، تایید حقانیت قواعد و تایید نفع عمومی قواعد ، بعد اخیر که دلالت بر تامین حقوق شهروندی در قانون اساسی دارد، ضعیف تر از سایر ابعاد است و میانگین کلی مشروعیت سیاسی نیز بر روی یک مقیاس 1 تا 100 کمی بالاتر از حد متوسط قرار می گیرد....