مجرای طنز بستر مناسبی است تا انسان کمال یافته و اهل درد و فضل، بتواند احساسات خودرا، اعم از خشم و نفرت، تاسف، رنج و قهر، ابراز کند. از این رو، زمانی که واکنشی جدی به منظور بیان احساس مقدور نباشد، «طنز» آغاز میشود.
طنز، فریادی است که دراوج انفجار به پوزخند تبدیل میشود و گریهای است که به صورت خنده بروز میکند.
طنز، بنابه تعریف با مسخرگی متفاوت است، مسخرگی تنها میخواهد بخنداند و در تحقق این هدف از هروسیلهای استفاده میکند، دراین رهگذر، گاه هدف همان وسیله و وسیله عین هدف است و این دو از لحاظ زمانی هیچ فاصلهای با یکدیگر ندارند.
سخن طنز آمیز ممکن است ایجاد خنده نکند یا تنها تبسمی برانگیزاند اما این تازه اول کار است؛ خنده در اینجا مقدمه تفکر و تنبه است حال آن که در مسخرگی ممکن است تفکر، مقدم برخنده باشد. گاه ممکن است مدتی فکر کنیم تا منظور یا مفهوم یک شوخی را دریابیم و بعد به خنده بیفتیم ولی در طنز، بعد از خنده و احیانا قهقهه تازه به فکر فرو میرویم و اگر «طنز سیاه» درکار باشد ممکن است به گریه بیفتیم، تلقی ما از یک واقعه و عکسالعمل ما در قبال آن بین خنده و گریه در نوسان است.
غلط فاحش در نوشته فردی تحصیلکرده و بازگویی آن همه را میخنداند اما کسی از گوشهای میگوید: «آقایان به خدا این خنده ندارد، بل، گریهدارد». آنگاه انسان به فکر فرو میرود که حق با اوست.
هدف این مقاله ارایه مدلی به منظور بررسی اثرات شبکه اجتماعی کانون های فرهنگی هنری مساجد استان اصفهان بوده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظرگردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع پیمایشی و جامعه آماری آن مدیران کانون های فرهنگی هنری مساجد استان اصفهان و نخبگان فرهنگی کانون های مساجد بوده است. ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که قابلیت اعتبار آن 969/0 محاسبه و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل معادلات ساختاری و نرم افزار آماری spss و لیزرل استفاده و روش های مدل معادلات ساختاری و آزمون تی استیودنت استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد تاثیرات شبکه اجتماعی متوسط به بالاست؛ یعنی شبکه اجتماعی می تواند باعث افزایش مدیریت دانش، پیامد های محیطی، پیامد های ذهنی، پیامد های عاطفی، پیامد های آموزشی محیط شبکه گردد.
سوء مصرف مواد علاوه بر اینکه به سلامتی جسمی افراد ضرر میرساند، با تزریق مواد توسط معتادان، خطر انتقال بیماری ایدز را در جامعه بالا میبرد. هدف برنامه نگهدارنده با متادون این است که با جایگزینی ماده مخدری(متادون) که اعتیادش قابل کنترل است، بهجای موادی که اعتیادشان غیرقابل کنترل است، از سوء مصرف مواد و متعاقباً از تزریق مواد کم کند. هدف از تحقیق حاضر، سنجش تأثیر مراکز نگهدارنده با متادون بر سوء مصرف مواد بوده است. اصلیترین پرسش تحقیق حاضر این بود که: آیا مشارکت در فرآیند درمان نگهدارنده با متادون بر سوء مصرف مواد تأثیر دارد؟ روش تحقیق پژوهش حاضر، پیمایشی و از نوع مقطعی است. جمع آوری اطلاعات از طریق ابزار پرسشنامه صورت گرفت. جامعه آماری عبارت است از کلیه معتادان که در فصل بهار سال 1391 به 11 مرکز نگهدارنده با متادون بابلسر و فریدونکنار مراجعه کردند. در مجموع تعداد 405 نفر افراد مورد مطالعه با روش نمونه گیری طبقهای تصادفی متناسب با حجم انتخاب گردیدند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که مشارکت در فرآیند درمان نگهدارنده با متادون با سوء مصرف مواد رابطه معکوس و معنادار دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیونی چندگانه نشان میدهد که قویترین پیشبینیکننده سوء مصرف مواد، متغیر مشارکت در فرآیند درمان (ضریب بتا= 24/0- ) است. بعد از مشارکت در درمان، پیوند افتراقی (ضریب بتا= 15/0) و پیوستگی(ضریب بتا= 13/0-) قویترین پیش بینیکنندههای سوء مصرف مواد هستند.
هدف کلی تحقیق حاضر بررسی ارتباط بین موفقیت طرح «تسریع انتقال یافته های تحقیقاتی» و ویژگی های کشاورزان مجری طرح در استان کرمانشاه بود. جامعه آماری پژوهش کشاورزان مجری طرح در این استان (72 نفر) را دربرمی گرفت که از آن میان، پس از بررسی به روش سرشماری در 1388، سرانجام، مطالعه روی 64 نفر انجام شد؛ همچنین، گرد آوری اطلاعات با بهره گیری از پرسشنامه انجام پذیرفت. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که ویژگی های فردی و حرفه ای کشاورزان مجری طرح ترویجی «تسریع انتقال یافته های تحقیقاتی» دارای هیچ گونه رابطه معنی دار با موفقیت این طرح نیست.
مقاله حاضر نتیجه پژوهشی است که با هدف تبیین تفسیری نشانه در ساحت فضایی شهر صورت گرفته است. یکی از نشانه های مستعمل در بافت شهری اردبیل عبارت ""سبلان"" است. طیف وسیعی از مغازه ها، کالاها، دیوارنوشته ها و مؤسسات از این عنوان یا ترکیبی از آن در اسامی و یا تزئین خود استفاده می کنند. این پژوهش بر اساس روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است و ساختارهایی که از نشانه ترسیم شده بودند، از طریق تحلیل داده های حاصل از مصاحبه با دوازده نفر از شهروندان اردبیلی مورد بررسی قرار گرفته است. تحلیل پدیدارشناختی بر اساس الگوی تحلیلی موستاکاس نشان داد مردم اردبیل رمزگان به کار گرفته در نشانه را به گونه های متفاوتی تفسیر می کنند. آنها در فضای نمادین که به صورت های رمزگانی با بیان های خاص خودشان ایجاد شده است، بر اساس صورت هایی مشابه با همان بیان ها که با گونه های احساسی، وجودی و قدسی توصیف می کردند، برداشت می کنند. این رمزگان ها که در چارچوبی محدود تولید می شود، توسط مردمی که با آنها مواجه می شوند، به رغم آزادی شان در برداشت ترجیحی ، در همین چارچوب قرائت می شود.