Purpose: The aim of this study was a comparative study of media literacy curriculum policy in the educational system of leading countries and Iran. Methodology: The approach of the research was qualitative approach and the method used in it was comparative-analytical method. The research population in this study included all valid scientific documents, including books, articles in specialized journals related to media literacy, from which the works related to the subject were selected using purposive sampling method and appropriate to the research objectives of the case. Were analyzed and data were collected by documentary method, Descriptive analysis method was used in data analysis. Based on the research question, a framework for data analysis was considered. Based on this framework, the required data from available resources were selected, organized, and then their similarities and differences were identified and compared and interpreted. Findings: Based on the results of this study, the concerns and views on content, necessities and goals of media literacy in different countries are largely similar and educational planners try to maintain their cultural identity in the use of different media. . The results also showed that media literacy has been considered as one of the most effective monitoring tools in the countries. Also, according to the results of the research, the most important differences between the selected countries and Iran in this regard was that the goal of these countries is to institutionalize the media literacy curriculum in an organized manner and in the form of codified policies and long-term plans, but in Iran. Although this issue has been emphasized in the upstream documents, due to the lack of sufficient infrastructure, lack of culture appropriate to the age of technology and teachers not being familiar with this knowledge, these conditions have not been provided and implementation in schools has been unsuccessful. Several years of implementation have not yet led to a successful indigenous approach and model for implementing this skill in schools. Conclusion: The results showed that the concerns and views on the content, necessities and goals of media literacy in different countries are largely similar and educational planners try to maintain their cultural identity in the use of different media.
مقاله حاضر حاصل بررسی انبوهی از مطالعات و ادعاهای مفسرین درباره تأثیر رسانههاست و نویسنده درصدد پاسخ به این پرسش کلیدی بوده که: «چرا با وجود دهها سال تحقیق و صدها مطالعه، ارتباط بین استفاده مردم از رسانههای گروهی و رفتارهای ناشی از آن (بویژه در زمینه خشونت و رفتارهای خشونتآمیز مخاطبان)، مبهم باقی مانده است؟». وی با این فرض که تحقیق در مورد تأثیر رسانهها بدون شک، رویکرد نادرستی نسبت به رسانههای گروهی، مخاطبانش و به طور کلی جامعه اتخاذ کرده است، ده نقیصه بنیادین را در رویکرد «تأثیر رسانهها»، شرح داده است. خشونت، روششناسی، کودکان، مخاطبان
این پژوهش با هدف بررسی نقش اصول اخلاقی کارکنان پردیس شهید رجایی فارس بر میزان مسئولیت پذیری اجتماعی آنان به روش پیمایشی انجام شده است. نمونه آماری پژوهش شامل 108 نفر از کارکنان پردیس شهید رجایی فارس هستند که بر اساس اطلاعات جدول مورگان و به روش تصادفی انتخاب شده اند. نتایج نشان می دهد که مقدار ضریب همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته 565/0 است که نشان می دهد بین مجموعه متغیرهای مستقل و وابسته پژوهش همبستگی خوبی وجود دارد. اما مقدار ضریب تعیین تعدیل شده برابر با 349/0 بوده و گویای این واقعیت آماری است که 35 درصد از کل میزان مسئولیت پذیری اجتماعی کارکنان پردیس شهید رجایی فارس وابسته به 4 متغیر مستقل تعهد اجتماعی، اخلاق شخصی،تعهد سازمانی و وجدان کاری است. به عبارت دیگر متغیرهای مستقل 35 درصد واریانس متغیر وابسته میزان مسئولیت پذیری اجتماعی کارکنان را برآورد (پیش بینی) می کنند.
یکی از شاخص های اصلی به منظور ارزیابی بهبود مسیر در جهت اهداف بقای کودکان و سیاست گذاری ها در زمینه ی بهداشت و رفاه کودکان،مرگ و میر کودکان است. این مطالعه به تحلیل بقای کودکان زیر پنج سال و تعیین عوامل موثر بر آن بر پایه ی داده های ثبتی پایگاه اطلاعات جمعیت سازمان ثبت احوال کشور می پردازد. سه نوع مدل ناپارامتری، نیمه پارامتری و تمام پارامتری در نظر گرفته شده است. بر پایه نتایج به دست آمده،جنس، چند قلو بودن، محل ولادت (شهری/روستایی)،سن مادر در زمان ولادت، فاصله بین ازدواج تا ولادت فرزند و سن پدر و مادر در زمان ازدواج از عوامل تاثیر گذار بر بقای کودکان زیر پنج سال بوده است. تحلیل پارامتری زمان بقای کودکان نشان می دهد که مدل لگ نرمال نسبت به سایر مدل ها برای داده های مورد بررسی، بهترین برازش را دارا است.
هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی تأثیر روش کلیدی و ترسیم معنایی در یاد آوری واژگان تخصصی رشته محیط زیست در زبان آموزان ایران است. به همین منظور هفتاد نفر از دانشجویان سطح متوسطه پایین از دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز با استفاده از آزمون تعیین سطوح بصورت پیش آزمون انتخاب و گروه های منتخب- به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در طول دوره هشت جلسه این هر دو گروه نخست متن از یک کتاب درسی را که توسط محقق به عنوان مواد آموزشی انتخاب شدند در تدریس آن مواد آموزشی در یکی از گروه ها از روش ترسیم معنایی و در دیگری از روش کلیدی استفاده شد. بعد از هر جلسه دانشجویان باید بلافاصله در یک آزمون برای اثر کوتاه مدت آموزش شرکت می کردند. یکی از گروه های آزمایشی که از روی تدریس ترسیم معنایی برخوردار بود و بعد از خواندن هر متن تمرین انجام می داد، گروه دیگر از طریق روش کلیدی بهره مند شدند که در پایان دوره دانشجویان در امتحان پایان ترم به عنوان اثر بلند مدت آموزش شرکت کردند. برای اندازه گیری اثر آموزش آزمون تی استفاده گردید. یافته ها و نتایج حاصل نشان داد که هر دو استراتژی یادآوری واژگان بهبود می بخشند. اما آزمون تی نشان داد که ترسیم معنایی اثر بیشتری از روش کلیدی در یادآوری واژگان دانشجویان سطح متوسطه پایین ایران دارد (P<.05).
پلتفرم های آنلاین نقش مهمی در زندگی جوامع کنونی ایفا می کنند و از مزایای زیادی برخوردارند. بااین همه، ویژگی های خاص این پلتفرم ها امکان بروز برخی خطاها را در چنین فضایی تشدید کرده است. کاربران در فضای مجازی می توانند گمنام یا ناشناخته باقی بمانند و با سوءاستفاده از این وضعیت، اقدام به نقض حقوق دیگران ازجمله حق بر حریم خصوصی کنند. تردیدی نیست که با چنین فرضی، کاربر ناقض واجد مسئولیت مدنی است، اما آیا می توان پلتفرم های آنلاین را نیز به سبب ایجاد فضای تسهیل کننده نقض، مسئول دانست؟ در مقاله حاضر، تلاش شده است با استفاده از روش اسنادی و به شیوه تطبیقی، مسئولیت مدنی پلتفرم ها در قبال نقض حریم خصوصی دیگران از سوی کاربرانشان در سه نظام حقوقی امریکا، اروپا و ایران مورد مطالعه قرار گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد که اصل اولیه در هر دو نظام حقوقی امریکا و اروپا، جز در موارد استثنایی، مسئولیت نداشتن پلتفرم های آنلاین در قبال نقض حریم خصوصی از سوی کاربران است. در نظام حقوقی ایران، با عنایت به تأکید بر اصل شخصی بودن مسئولیت و نیز وجود قاعده مسئولیت مباشر در فرض اجتماع با سبب در ورود زیان، امکان تحمیل مسئولیت بر پلتفرم های آنلاین به سبب نقض حریم خصوصی اطلاعاتی از سوی کاربران وجود ندارد اما به نظر می رسد که مفاد «طرح قانون صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی» که با هدف مسئولیت پذیر کردن پلتفرم های آنلاین و حمایت از کاربران، تدوین شده و بر حراست از حریم خصوصی افراد در این فضا تأکید دارد، از این منظر با نظام های حقوقی امریکا و اروپا متفاوت است.
ایران به ویژه از یک دهه قبل در شرایط بحران اقتصادی قرار دارد. بحران های اقتصادی پیامدهای اجتماعی به دنبال دارد. از دیدگاه نظریه آنومی، آرزوها و اهداف افراد یکی از عوامل و مکانیسم هایی است که بحران های اقتصادی را به مسائل و آسیب های اجتماعی تبدیل می کند. در واقع بحران های اقتصادی، آرزوها و اهداف افراد را به ویژه آرزوی پول و ثروت را از حدود متعادل و متعارف آن خارج می کند. آرزوهای بی حَدوحَصر یا خارج از حدود متعارف نیز مسائل و آسیب های اجتماعی را در پی دارد. بر این اساس پرسش پژوهش حاضر این است که در شرایط بحران اقتصادی کشور، اهداف و آرزوهای جوانان چیست و شدت و ضعف این آرزوها به چه میزان است؟ چه نسبتی از جوانان آرزوهای بی حدوحصر یا آنومیک دارند و پیامد این آرزوها چیست؟ روش این پژوهش پیمایش و جامعه آماری آن جوانان 20 تا 35 سال شهر تهران بوده است. نتایج نشان داد آرزوی پول و ثروت آرزوی اول حدود یک چهارم از جوانان است. نتایج شاخص آرزوهای آنومیک نشان می دهد که این آرزوها در بین 9 درصد از پاسخگویان در حد زیاد و برای 21 درصد آنها در سطح متوسط بوده است. نتایج پژوهشْ چارچوب نظری را تأیید می کند. نتایج تحلیلی نشان می دهد آرزوهای آنومیک بر احساس آنومی، ناامیدی، احساس محرومیت، نارضایتی از زندگی و در نهایت کج رَوی به طور معناداری تأثیرگذار است. این یافته ها گویای اعتبار چارچوب نظری پژوهش است و نشان می دهد که آرزوها و اهداف به عنوان یک عامل تأثیرگذار بر نگرش ها و رفتارهای افراد دارای اهمیت است و می تواند شاخص مناسبی برای سنجش وضعیت آنومیک باشد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر میزان و نحوه استفاده از شبکه های اجتماعی اینترنتی با تأکید بر فیس بوک بر ازدواج و ملاکهای همسرگزینی جوانان دختر و پسر منطقه 6 تهران طراحی و اجرا شده است. روش تحقیق پیمایشی و ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته است.جامعه آماری 23500 نفر و حجم نمونه بر اساس جدول مورگان 200 نفر است. یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد، میان میزان استفاده از شبکه های اجتماعی با ملاکهای همسرگزینی جوانا ن تهرانی رابطه معناداری وجود ندارد. فرضیه ی رابطه میان نحوه استفاده از شبکه های اجتماعی با ملاکهای همسر گزینی جوانان تهرانی، به اثبات رسید. یافته ها مبین این است که معیار ازدواج در بین دو گروه جنسی دختر و پسر متفاوت نمی باشد. نتایج نشان داد میان سن و میزان استفاده از شبکه اجتماعی فیس بوک رابطه قوی وجود دارد. نتایج نشان داد میان سن و نوع استفاده از شبکه اجتماعی فیس بوک ارتباط معنی دار وجود ندارد. همچنین میان تحصیلات و میزان استفاده از شبکه اجتماعی و میان تحصیلات و نوع استفاده از شبکه اجتماعی فیس بوک رابطه معنی داری وجود ندارد.
به اعتقاد کارشناسان، کارآفرینان موتورهای قدرتمند رشد اقتصادی، تولید ثروت و بهبوددهندة حتمی کیفیت، تعداد و تنوع فرصت های شغلی برای فقرا و روستاییان هستند. دهیاران به عنوان مدیران روستایی و صاحبان منابع و اختیارات درخور توجه، در صورت داشتن مهارت ها و روحیات کارآفرینی می توانند نقش مهمی در عمران و توسعه روستایی ایفا کنند. در این راستا مطالعة حاضر با هدف سنجش مهارت های کارآفرینی دهیاران استان قزوین و شناسایی ارتباط بین مهارت های کارآفرینی دهیاران مورد مطالعه با عملکرد دهیاری ها و خصوصیات فردی آنها به اجرا در آمد. رویکرد غالب مطالعه، پیمایشی و جامعه آماری دهیاران استان قزوین 320 نفر بودند. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه از 125 نفر از دهیاران استان در سال 1389 که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه بندی شده با انتساب اپتیمم انتخاب شده بودند، گردآوری شد. برای ارزیابی روایی مقیاس از آماره آلفای کرونباخ استفاده شد که ضریب 77/0 حاکی از همسانی درونی مورد قبول گویه های مورد استفاده است. همچنین برای ارزیابی اعتبار مقیاس ها، از دیدگاه های گروهی از متخصصان استفاده شد. تحلیل داده ها در نرم افزار spss انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد که مهارت کارآفرینی دهیاران مورد مطالعه در حد متوسط (24/3) است. همچنین بین مهارت های کارآفرینی و عملکرد دهیاری ها، سطح تحصیلات، میزان مشارکت در فعالیت های اجتماعی، شرکت در دوره های آموزشی دهیاران، درآمد کارآفرین و خانوادة او و نیز میزان تعامل با نهاد ها و سازمان های مرتبط ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.