این پژوهش برای تعیین رابطه بین خودارزشیابی های محوری با اشتیاق شغلی زنان سرپرست خانوار کمیته امداد شهر اهواز طرح ریزی شده است. زنان سرپرست خانوار را می توان به عنوان یکی از ارکان اساسی هر جامعه در نظر گرفت. نمونه آماری بر اساس تناسب حجم نمونه با جمعیت مورد مطالعه و با استفاده از جدول کرجسی و مورگان [1](1970) 200 نفر برآورد شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه خودارزشیابی های محوری جاج و همکاران (2003) و اشتیاق شغلی سالانوا و شائوفیلی (2007) بوده است. پایایی بدست آمده با استفاده از آلفای کرونباخ عزت نفس 78/0، خودکارآمدی 82/0، جایگاه مهار 72/0 و ثبات هیجانی 74/0 محاسبه شده است. این پژوهش در پی پاسخ گویی به این دو فرضیه است که بین خودارزشیابی های محوری و اشتیاق شغلی زنان سرپرست خانوار رابطه دارد. مؤلفه های خودارزشیابی های محوری قدرت پیش بینی اشتیاق شغلی را در بین زنان سرپرست خانوار دارند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که بین خودارزشیابی های محوری و اشتیاق شغلی زنان سرپرست کمیته امداد رابطه مثبت و معنی دار است. با نتایج بدست آمده از تحلیل رگرسیون با روش ورود مکرر بین متغیرهای پیش بین با متغیر اشتیاق شغلی برای کل آزمودنی ها همبستگی چندگانه 441/0=R بدست آمده است که در سطح 001/0> P معنی دار است.
هدف این مقاله به دست آوردن تصویری از تشکل های دانشجویی است که آن ها را در رابطه با سیاست تعریف می کند. تشکل های سیاسی دانشجویی قبل از هر چیز شبکه ای از روابط دوستی هستند که بر اساس اهداف مشترک شکل گرفته اند. اما، این روابط دوستی در دو سطح مورد ارزیابی قرار می گیرند: اول، در سطح دور هم بودن و بدون دغدغه و هدف مشخصی ادامه دادن؛ دوم، با هم بودن و حول اهداف مشترک گرد هم آمدن. در تحقیق صورت گرفته، در نظر بسیاری از دانشجویان تشکل های سیاسی نوعی از دور هم بودن هستند چون هدف مشترکی در آن ها دیده نمی شود. اما، از طرف دیگر، سوژه های سیاسی که در تشکل ها شکل پیدا می کنند قادر به تأثیرگذاری و تغییر فضای اطراف خود هستند. بنابراین، برای بررسی این مسئله، ما سعی کردیم با خلق مفاهیم دور هم_ بودگیو با هم_ بودگیدو وضعیتی را تعریف کنیم که بر اساس آن بتوان رابطه تشکل های دانشجویی را با امر سیاست باز تعریف کرد. این تحقیق به شیوه کیفی انجام شده و با دانشجویان فعال و غیر فعال مصاحبه و مشاهده میدانی به عمل آمده است. در نتیجه گیری آمده است که سیاست به مثابه جریانی اثرپذیر و اثرگذار، که در زندگی روزمره تشکل های دانشجویی صورت می گیرد، باعث به وجود آمدن حس مشترک می شود. بنابراین پاسداری و ادامه این حس مشترک به شکل آرمان و هدف برای تشکل های سیاسی تعریف می شود
پژوهش حاضر، با هدف بررسی نقش شبکه اجتماعی اینستاگرام در توسعه برند شخصی، از منظر کاربران پرمصرف ایرانی در سال 1398 انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی پیمایشی و ابزار اندازه گیری پرسشنامه بوده است. جامعه آماری پژوهش نیز کلیه کاربران پرمصرف در اینستاگرام را شامل می شود که تعداد دنبال کنندگان آنان زیاد است. چارچوب نظری پژوهش در حوزه برند شخصی، بر اساس مدل برند شخصی جنیفر آکر (1997) مشتمل بر 5 بعد شخصیت (صداقت، هیجان، شایستگی، کمال و سرسختی) تدوین شده است و حجم نمونه را 373 نفر از کاربران پرمصرف اینستاگرام تشکیل داده اند. نمونه گیری نیز به روش غیر احتمالی و گلوله برفی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که استفاده از اینستاگرام در توسعه برند شخصی (در ابعاد صداقت، کمال، شایستگی، هیجان و سرسختی) تأثیر معناداری داشته است؛ همچنین مطابق نتایج رگرسیون چندگانه، از دیدگاه کاربران، شبکه اجتماعی اینستاگرام از میان ابعاد پنجگانه برند شخصی، بیشترین سهم را در توسعه بعد صداقت با ضریب بتای استاندارد شده (947/0) و کمترین سهم را در توسعه بعد شایستگی برند شخصی با ضریب بتای استاندارد شده (411/0) به خود اختصاص داده است.
زمینه و هدف: این پژوهش در زمینه ی کج روی و انحرافات اجتماعی و در وجه سلبی، نظم اجتماعی انجام شده است. هدف و موضوع محوریِ آن، سوءمصرف سیگار توسط جوانان و یافتن علل مؤثر بر این رفتار کج رو است؛ لذا، رویکردهای اصلی در این پژوهش، نظریه های انحرافات اجتماعی و اخلاق اجتماعی است.
روش شناسی: روش انجام تحقیق، بنا به امکانات و ماهیت، موردپژوهی چندگانه ی مبسوط و اقدام پژوهیِ درون موردی است. زمان های گردآوری اطلاعات، به عنوان نقاط محک، چهار سالِ جداگانه بوده است.
یافته ها: یافته های تحقیق، حاکی از موفقیت نسبیِ اقدام پژوهی و کاهش هفت درصدی سوءمصرف سیگار میان جوانان حوزه ی تحقیق، طی مدت پژوهش است؛ اما الگو های لجستیکیِ مبتنی بر اخلاق اجتماعی، حاکی از آن است که مسئولیت سوءمصرف سیگار توسط جوانانِ مورد مطالعه، در حال حاضر، بیش تر متوجهِ شرایط توزیع عادلانه ی مزایا و موقعیت های اجتماعی است.
نتیجه گیری: فعالیت های تربیتی در سطح خُرد و متوسط، این توانایی را دارد که کاهش قابل توجهی در مصرف سیگار در میان پسران جوانان ایجاد کند؛ اما با توجه به شیوع این نوع کج رفتاری که بیش از 30 درصد از جوانانِ مورد مطالعه را تشکیل می دهد؛ باید انتظار داشت که تمام متغیرها، در سطوح سه گانه ی خُرد، متوسط و کلان بتوانند برای مقابله با آن فعال شوند. این در حالی است که شرایطِ سوءمصرف سیگار توسط جوانانِ مورد مطالعه، عمدتاً به طور ساختاری و از سطح کلان نشئت گرفته است و این مؤید آن است که تغییرِ آن، چندان مبتنی بر شرایطِ سطوح میانه و خرد نیست.
"هدف از انجام این پژوهش، بررسی و مقایسه پیشرفت علمی و وضعیت تحصیلی دانشجویان زن و مرد دانشکده پزشکی علوم پزشکی شیراز بوده است.بدین منظور 600 نفر از دانشجویان پزشکی(300 نفر مرد، 300 نفر زن)به شکل نمونهگیری تصادفی گزینش شدند و نمرههای آزمون جامع علوم پایه و پری اینترنتی و آزمون بخشهای بالینی این دو گروه با هم مقایسه گردید.
"
با توجه به اهمیت هویت دینی و دینداری در نظام تربیتی و آموزشی جامعه ایران و ابهام درباره رابطه هویت دینی دبیران با دانش آموزان در مطالعه حاضر این رابطه مورد بررسی قرار گرفته است. ابزار سنجش پرسشنامه است که از گویه های مقیاس فرانسیس برای نوجوانان و نیز گویه های مقیاس طالبان برای دبیران اخذ شده و به منظور استفاده در میان دانش آموزان و دبیران، گویه های آنها مجدداً تغییر داده شده، طراحی شده و سپس مورد آزمون قرارگرفته است. نمونه آماری شامل 320دانش آموز و 32 دبیر در شهر تهران است و رابطه میان میانگین هویت دانش آموزان هر کلاس با هویت دینی دبیر همان کلاس بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد: هویت دینی در تمام ابعاد آن در میان دانش آموزان بالاتر از میانگین بوده و قوی است، اما رابطه معنی داری میان هویت دینی دانش آموزان و دبیران مشاهده نشد. همچنین رابطه قوی و معنی داری میان هویت دینی دانش آموزان با فرهنگ مذهبی خانواده هایشان برقرار است.
حقوق اساسی دربردارنده ملاک هایی است که اعضای جامعه را توانا می سازد تا به استناد به آن در برابر دست اندازی های دولت، مقاومت کنند اما آن چه ایجادکننده این توانایی در میان اعضای جامعه است، وجود مجموعه قوانین مصوب تحت لوای قانون اساسی نیست بلکه آگاهی از آن ها است. آگاهی به حقوق اساسی سدی در برابر تمامیت خواهی دولت است. این آگاهی در خلأ شکل نمی گیرد و نظریه پردازان متغیرهای مختلفی را به عنوان ایجاد کننده و افزایش دهنده آگاهی از حقوق معرفی کرده اند هدف این پژوهش که به روش پیمایش صورت گرفته است، سنجش میزان آگاهی از حقوق اساسی و شناسایی عوامل مؤثر بر آن است. متغیر اصلی تحقیق، سرمایه اجتماعی است که نظریه پردازان معتقدند از طریق بهبود کمیت و کیفیت اطلاعات افراد، بالا بردن سرعت گردش آن میان شبکه اجتماعی فرد و کاهش هزینه مبادله این اطلاعات، بر آگاهی افراد تأثیر می گذارد. همچنین متغیرهای تساهل سیاسی، تساهل مذهبی، حضور در حوزه عمومی، نظریه آموزش رسانه ای، در کنار متغیرهای زمینه ای سن، جنسیت، وضعیت تأهل، پایگاه اقتصادی-اجتماعی و مقطع تحصیلی، به عنوان متغیرهای مستقل انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد که آگاهی از حقوق در جامعه مورد بررسی وضعیت مناسبی ندارد. همچنین نتایج حاصل از معادله ساختاری مشخص می سازد که بیشترین سهم را در آگاهی از حقوق اساسی به ترتیب سرمایه اجتماعی با ضریب 40، تساهل مذهبی با ضریب 33 و تساهل سیاسی با ضریب 29 دارند.