"حکومتها با توجه به اهمیت رسانههای گروهی در انتقال ایدئولوژیها و سیاستهای مورد نظر خود، در استفاده از آنها تردید نمیکنند. استفاده تبلیغاتی بدین منظور میتواند نتایج متفاوتی در پی داشته باشد اما این که چنین تبلیغاتی تا چه حد مؤثر واقع میشود بستگی به عوامل متعدد دارد که از آن جمله میتوان به باورها، تعصبات و پیشفرضهای افراد هر جامعه اشاره کرد. مطلب حاضر، استفاده تبلیغاتی از رسانه را در حکومتهای شوروی و آلمان نازی به عنوان کشورهای توتالیتر مورد بررسی قرار میدهد و ضمن مطرح کردن شیوههای مختلف بهرهگیری از رسانهها، میزان کارایی آنها را ارزیابی میکند. در پایان، تبلیغات کشورهای امریکا و بریتانیا در دوران جنگ جهانی دوم مطرح میشود و دلایل استفاده از تبلیغات، نوع رویکرد و میزان موفقیت هر کشور مورد بررسی قرار میگیرد.
"
یکی از نگرانی های خانواده ها در خصوص افزایش موالید، پایین آمدن پیشرفت تحصیلی فرزندانشان است. این نگرانی مبتنی بر فرضیه ای غالب است که فرزند بیشتر، موفقیت تحصیلی آنها را کاهش می دهد. در این مقاله تلاش شده از طریق فراتحلیل مطالعات تجربی در کشورهای گوناگون، فرضیه غالب را به چالش کشیده و امکان طرح فرضیه یا فرضیه های رقیب در خصوص رابطه بعد خانوار و موفقیت تحصیلی فرزندان را مطرح کند. نتیجه نشان می دهد: برخی مطالعات با تبعیت از نظریه هایی مانند مدل رقیق شدگی منابع و مدل تلاقی، به این نتیجه رسیده اند که این دو رابطه منفی دارند. اما این تحقیقات توسط دیگران چون اللوید و کلی به نقد کشیده شده و آنها نشان داده اند که رابطه معنا دار میان بعد خانوار و موفقیت تحصیلی وجود ندارد. از نظر معتقدان به رابطه منفی، اندازه خانوار از طریق متغیرهای واسط بر موفقیت تحصیلی اثر می گذارد و اگر تحت شرایطی با افزایش تعداد فرزندان، متغیرهای واسط طور دیگری رفتار کنند، شاهد افت موفقیت تحصیلی فرزندان نخواهیم بود. از این رو فرضیه غالب در اغلب شرایط و محیط ها اعتبار خود را از دست می دهد و جای خود را به فرضیه های رقیب می دهد.
تغییر و پیشرفت در رفتارهای حرکتی فرد در نتیجه تاثیر متقابل عوامل ارثی و محیطی حادث می شود. در این میان خانواده به عنوان یک عامل محیطی که علاوه بر اینکه تعیین کننده نژاد و قومیت کودک است می تواند با انتخاب شیوه های تربیتی و نوع سبک زندگی شرایط متفاوتی را برای رشد حرکتی کودکان فراهم کند. این تحقیق سعی کرده است به بررسی رابطه بین پایگاه اجتماعی خانواده ومیزان موفقیت کودکان در اجرای مهارت های درشت و ظریف بپردازد. برای دستیابی به هدف مذکور تعداد 245کودک از شهر اصفهان با روش نمونه گیری ترکیبی احتمالی – خوشه ایی- سیستماتیک انتخاب شدند و اطلاعات لازم از طریق آزمون رشد دنور 2 در دو حیطه مهارت های حرکتی درشت و ظریف و پرسشنامه محقق ساخته مربوط به ویژگی های والدین به دست آمد. نتایج بدست آمده حاکی از رابطه بین پایگاه اجتماعی خانواده و میزان موفقیت کودکان در مهارت های حرکتی ظریف و مهارت های حرکتی درشت بود.
زمینه و هدف: یکی از مشکلات کشور روند رو به رشد آسیب های اجتماعی و تنوع آن هاست؛ مشکلی که افزایش بیش تر آن می تواند بر کاهش امنیت اجتماعی تأثیرگذار و نظم اجتماعی را مختل کند. از آن جایی که سیاست گذاری اجتماعی مناسب می تواند در این زمینه اثربخش باشد، هدف این پژوهش بررسی سیاست های اجتماعی کشور در شش برنامه توسعه بعد از انقلاب اسلامی است. <br /> روش شناسی: پژوهش از نوع تحقیقات کیفی، کاربردی – توسعه ای و توصیفی بوده که با توجه به موضوع و ماهیت آن به صورت اسنادی وکتابخانه ایی انجام شده است. در این پژوهش محتوایی کلیه سیاست های کلی ابلاغی برنامه های توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی کشور در بعد از انقلاب اسلامی ایران و احکام قوانین شش برنامه توسعه مورد بررسی قرار گرفته است.<br /> یافته ها :یافته های پژوهش نشان می دهد که در برنامه های چهارم و ششم توسعه به موضوع آسیب های اجتماعی بیش از بقیه برنامه پرداخته شده است. برنامه های اول، دوم و پنجم کم ترین توجه به این حوزه را داشته اند.<br /> نتیجه گیری: توجه کم و در برخی مواقع نامناسب به آسیب های اجتماعی در سیاست گذاری های کلان کشور موجب شده تا کشور نتواند به موقع و با استفاده از ظرفیت های موجود در جهت کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی اقدام های مؤثری انجام دهد. البته برنامه ششم فرصت مناسبی را فراهم کرده است.
با وجود سالها ناکامی در بومیکردن علوم اجتماعی در ایران، امروزه همان پروژه با عنوان اسلامیکردن علوم انسانی با لحنی شدیدتر و تسامح کمتر دوباره مطرح شده است. یکی از چالشهای تاریخی بین علوم اجتماعی و قلمرو قدرت در ایران این است که برخلاف علوم طبیعی دولت امکان تسلط کامل بر علوم انسانی و بهره برداری از آن را به عنوان ابزار مقوم سلطه نیافت. از طرف دیگر، دولت به موضوعات علوم اجتماعی مانند مسائل و آسیب های اجتماعی و انحرافات، همانند امری سیاسی نگریسته و بر دامنة چالش ها افزوده است. در این کشمکش، از طرفی قدرت سیاسی در پی کنترل فضای سیاسی با طرح «مهندسی اجتماعی – فرهنگی» است و از طرف دیگر روشنفکران حوزة علوم انسانی و اجتماعی، در پاسخ، به نظریة اجتماعی همچون مبارزهای سیاسی رجوع می کنند. در چنین شرایطی نه علوم اجتماعی در ایران توانست توسعه پیدا کند و نه قدرت سیاسی توانست بر علوم اجتماعی غربی فائق آید و انحرافات اجتماعی را کاهش دهد.
تحقیق حاضر تلاش می کند تا برخی از مهمترین زمینه ها و انگیزه های مرتبط با گرایش جوانان تحصیلکرده دانشگاهی برای مهاجرت به خارج از کشور را مورد بررسی قرار دهد. مباحث این مقاله مبتنی بر تجزیه و تحلیل های یک تحقیق پیمایشی است که جمعیت آن را مجموعا تعداد 327 نفر از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد تشکیل می دهند که با استفاده روش نمونه گیری طبقه بندی مرکب از نمونه گیری تصادفی ساده و سیستماتیک و تشکیل گروه های مشخص با صفات همگن از جامعه ی آماری و با میانگین آلفای کرونباخ حدود ۷۹/۰ انتخاب شده اند. مطابق نتایج این تحقیق، نزدیک به نیمی از افراد در این تحقیق تمایل دارند تا به خارج از کشور مهاجرت کنند. درعین حال، این میزان تمایل بطور معنی داری تابعی از ویژگیهای جمعیت شناختی مانند سن، جنس و وضعیت تاهل می باشد. تجزیه و تحلیل های رگرسیونی این تحقیق نیز نشان داده است که متغیرهایی از قبیل احساس امنیت، دینداری، هویت ملی، و بویژه انگیزه های اقتصادی و شغلی، دارای تاثیرات معنی داری بر روی تمایل به مهاجرت است. در مجموع، تحقیق حاضر شواهد تجربی جدیدی در چارچوب مدل نظری اورت لی (1966) و در تایید یافته های تحقیق سازمان ملل متحد (2002) ارائه می کند زیرا مطابق یافته های این تحقیق می توان چنین نتیجه گیری کرد که گرایش جوانان به مهاجرت عمدتا تحت تاثیر دستیابی به فرصت های شغلی و تحصیلی مناسب تر است.
سازگاری زناشویی کیفیت روابط زوجی را اندازگیری می کند بنابراین شناسایی متغییر های مرتبط با سازگاری زناشویی می تواند در پیش برد اهداف مربوط به ارتقاء سطح کیفی روابط زوجین موثر باشد. هدف تحقیق حاظر شناسایی رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و سازگاری زناشویی وهمچنین تعیین نقش واسطه ای ترس از صمیمیت در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و سازگاری زناشویی بود. پژوهش حاضر یک مطالعه غیرآزمایشی از نوع همبستگی (تحلیل مسیر) بود. جامعه آماری این پژوهش مشتمل بر تمام متاهلین( زن و مرد) بود، که در سال های 1395- 1396 در شهر کاشان مشغول به زندگی بوده و حداقل سه سال از زندگی مشترک آن ها گذشته باشد . بدین منظور 250 نفر از متاهلین به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر (DAS)، پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ(YSQ-SF)، مقیاس ترس از صمیمیت دسکاتنر و تلن (FIS) ، بود. داده ها با استفاده از نرم افزار Spss و Amos 21 تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین طرحواره های ناسازگار اولیه و سازگاری زناشویی برای مردان (31/0r=-) و زنان (53/0- r=)، رابطه منفی و معنادار وجود دارد. بین نمره کل طرحواره های ناسازگار اولیه و نمره ترس از صمیمیت برای مردان (43/0 r=) و زنان (58/0 r=)، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین ترس از صمیمیت و سازگاری زناشویی برای مردان (78/0- r=) و زنان (76/0- r=) رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین یافته های مربوط به تحلیل مسیر نشان داد که ترس از صمیمیت میانجی گر رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و سازگاری زناشویی است. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که طرحواره های ناسازگار اولیه نقش عمده ای در سازگاری زناشویی از طریق ترس از صمیمیت دارد. بنابراین لزوم توجه به متغییر هایی همچون طرحواره های ناسازگار اولیه و ترس از صمیمیت در کار با زوجین بیش از پیش احساس می شود.
تحقیق حاضر بر این هدف اصلی متمرکز است تا برخی از مهمترین الگوها و تعیین کننده های مرتبط با نگرش دینی را بررسی و شنا سایی کند. چهارچوب نظری این تحقیق براساس نظریه های جامعه پذیری دینی، نوگرایی، تغییرات بنیادین در نظام ارزش های جامعه است که برپایه رویکرد فرهنگی، اجتماعی و جمعیت شناختی به بررسی و تبیین تحولات و تغییرات جوامع معاصر در حوزه های مرتبط با دین و نگرش های دینی می پردازند. تحلیل های این مقاله مبتنی بر داده های پژوهشی پیمایشی است که جمعیت نمونه آن را 4267 نفراز مردان و زنان 15 ساله و بالاتر تشکیل داده اند که در نقاط شهری و روستایی شهرستان های منتخب ایران ساکن هستند. مطابق تحلیل های مقدماتی مبتنی بر شاخص های چهارگانه نگرش دینی در این تحقیق، گرچه سطح دین داری جمعیت نمونه تحقیق بالا و زیاد است، اما تحلیل های تفصیلی نشان داد که الگوهای کلی نگرش دینی به طور قابل ملاحظه ای متأثر از متغیرهای جمعیت شناختی نظیر سن، جنس، محل سکونت، وضعیت تأهل و تحصیلات است به طوری که روستائیان بیش از شهرنشینان، متأهلان بیش از مجردان، بزرگسالان و سالمندان بیش از نوجوانان و جوانان، کم سوادان و بی سوادان بیش از افراد با تحصیلات عالی، دارای نگرش دینی قوی تر و شدیدتری هستند. همچنین شاخص های مرتبط با گرایش افراد نسبت به نقش های جنسیتی دارای تأثیرات معنی داری بر نگرش دینی آنان است. در مجموع، نتایج تحقیق حاضر را می توان درچهارچوب نظریه های نوگرایی و تغییرات بنیادین در نظام ارزش های جامعه تبیین کرد بدین معنا که نگرش دینی به طور معنی داری متأثر ازشاخص های نوگرایانه و غیرسنتی است.