"در این مقاله به بررسی نحوه تفسیر زنان از بازنمایی هویت زنانه مجموعه های تلویزیونی پرداخته شده است. این مقاله نسبت به تعمیم دادن پژوهش هایی که مجموعه های داستانی را در بازتولید نقش همسری و مادری در زنان مؤثر می دانند، رویکردی انتقادی دارد و می کوشد با استفاده از مدل «رمزگذاری و رمزگشایی» استوارت هال، به بررسی این موضوع بپردازد که مخاطبان زن با توجه به آنکه ویژگی های متفاوتی از نظر اشتغال، تاهل و میزان تحصیلات دارند، چگونه نسبت به محتوای مجموعه های تلویزیونی که سعی در بازتولید هویت زن خانه دار دارند، به خوانشی متضاد با اهداف این مجموعه ها می پردازند.
"
بی توجهی به دانش ها و فن آوری های سنتی در جامعه ما و اغلب کشورهای جهان سوم، و از آن جمله در کشورهای همسایه، در هنگامی اتفاق می افتد که شکست های پی درپی برنامه های توسعه به سبک غربی، و نابودی محیط زیست در سطح بین المللی سبب شده، دانشمندان متأخرتر و روشن بین و آینده نگر جهان و مجامع بین المللی همچون فائو، یونسکو، کمیسیون برانتلند و بانک جهانی هر روز بیشتر متوجه خطاهای پیشین خود در امر توسعة جهان سوم، و بی توجهی به جنبه های فرهنگی و دانش ها و فن آوری ها و مدیریت و عقلانیت بومی شده اند؛ و در پی جبران اشتباهات خویش می باشند. اما اغلب شیوه روشنفکرانِ جوامعِ سنتی، همچون آن مرید اصفهانی که حاضر نبود حتی با اقرار مراد به بدخطی خویش، به این واقعیت گردن نهد! همچنان به راه خویش ادامه می دهند. در این مقاله سعی شده که به گوشه ای از دانش ها و فن آوری های سنتی ایران پرداخته شود.
"هدف این مقاله بررسی تاثیر عوامل اجتماعی - اقتصادی موثر بر رضایت مندی سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز است. در این پژوهش تلاش شده است تا از بعد روانشناسی اجتماعی، میزان و چگونگی رضایت مندی سیاسی دانشجویان و سازه های موثر بر آن شناسایی شود. برای انجام این پژوهش 384 نفر آزمودنی از میان دانشجویان شاغل به تحصیل در نیمسال دوم تحصیلی 79-80 به صورت تصادفی انتخاب و به پرسشنامه های تهیه شده پاسخ گفتند. داده های پژوهش حاضر که صرفا پیمایشی است، با بهره گیری از روش تحلیل همبستگی، تحلیل پراکنش، تحلیل عاملی و رگرسیون چند متغیره مورد ارزیابی قرار گرفته است. از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که رضایت مندی سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز در حد کم است. نتیجه تجزیه و تحلیل دو متغیره نشان می دهد که متغیرهای بیگانگی سیاسی، خانواده سیاسی، دوستان سیاسی، درجه مذهبی بودن و خاستگاه اجتماعی آزمودنی ها، با رضایت مندی سیاسی آنان ارتباطی معنادار دارد. در تحلیل رگرسیون، شش متغیر بیگانگی سیاسی، رضایت تحصیلی، درجه مذهبی بودن، میزان استفاده از رادیو، سطح سواد مادر و جنیست، پنجاه درصد از تغییرات رضایت مندی سیاسی را تبیین نموده اند. در مجموع، یافته های تحقیق نشان می دهد که رضایت مندی سیاسی پاسخگویان، بیش از هر عاملی با رابطه منفی، تحت تاثیر بیگانگی سیاسی آنان است و سپس با رابطه مثبت متاثر از رضایت تحصیلی و درجه مذهبی بودن آنان است.
"
اکنون نقش ورزش و فعالیت های ورزشی از یک فعالیت بدنی یا نوعی تفریح و سرگرمی فراتر رفته و کارکردهای مختلف بهداشتی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی و مهم تر از آن سیاسی و بین المللی پیدا کرده است. امروزه ورزش به طور گسترده در سراسر جهان رواج یافته و اسناد بین المللی جدید نیز به نوعی به ورزش توجه کرده اند. بین المللی شدن بسیاری از ورزش ها موجب شده تا کشورها به رقابت ورزشی بین المللی، میدان برای پیشبرد منافع ملی و تحقق اهداف سیاسی و بین المللی خود توجه کنند. در این چارچوب است که مفهوم دیپلماسی ورزشی در کنار انواع دیپلماسی های دیگر ظهور کرده است. این مقاله تلاش کرده است جایگاه و نقش ورزش را به ویژه در رویدادهای بزرگ ورزشی بین المللی به منظور پیشبرد اهداف دیپلماتیک کشورها بررسی کند.
چگونگی روند توسعه اقتصادی- اجتماعی هر کشور را منابع انسانی آن تعیین می کنند. منابع انسانی پایه اصلی ثروت ملت ها را تشکیل می دهد. بنابراین، بهره برداری کامل و متناسب از منابع انسانی هر کشور باید به عنوان یکی از هدف های راهبردی توسعه در نظر گرفته شود. هر چند که همه انسان ها به نوعی در فعالیت هایی که ویژگی های کار را دارد، شرکت دارند اما کسانی که به طور عمده درگیر ...
کناره گیری از شرکت در مسایل اجتماعی، دلسردی و نداشتن علاقه، عدم درگیری مدنی و بی اعتنایی نسبت به موضوعات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، بی تفاوتی اجتماعی و وضعیتی که هر فرد در رابطه با خود، دیگران و جامعه به اشکال گوناگون احساس بی قدرتی، احساس بی هنجاری، احساس بی معنایی، انزوای اجتماعی، تنفر فرهنگی و تنفر از خود را بروز می دهد، بیگانگی اجتماعی تعریف می شود. هدف کلی این پژوهش، بررسی رابطه بین بیگانگی اجتماعی و بی تفاوتی اجتماعی در بین دانشجویان دوره کارشناسی بوده است که با استفاده از روش پیمایشی و ابزار پرسش نامه، جمع آوری داده های تحقیق در سطح دانشگاه تبریز بین 8 دانشکده مطابق با روش نمونه گیری منطبق متناسب و نمونه آماری 410 نفر انجام گرفته است. دیدگاه های نظری جنبه تلفیقی بین سطح کلان و خرد داشته و بیشتر با تکیه بر نظریه های برد متوسط که می توان به دیدگاه نظری پوندس، رس، سیمن و... اشاره کرد. نتایج تفسیری از مدل سازی ساختارهای کوواریانسی دال بر وجود ارتباط معنادار بین متغیر بیگانگی و بی تفاوتی اجتماعی دارد
مطالعة حاضر به بررسی خرده فرهنگ فقر و آسیب های اجتماعی در محلة هرندی (دروازه غار سابق) تهران و در بین گروه های موسوم به «غربتی» می پردازد. داده های این تحقیق از طریق روش تحقیق کیفی و با استفاده از تکنیک های مصاحبه و مشاهده گردآوری شده است. حجم نمونه 40 نفر و تعداد این حجم با رسیدن به اشباع نظری پایان یافت. یافته های تحقیق نشان می دهد که غربتی ها «خرده فرهنگ فقر» خاصی دارند که زمینه را برای انواع مسائل و آسیب های اجتماعی فراهم کرده است. علاوه بر این، یافته ها گویای آن است که عناصر خرده فرهنگ غربتی ها مواردی هم چون فقر و ارزشمندی فقر، هیجان خواهی و لذت جویی، بی توجهی به قانون، این جا و اکنون بودن و عدم تمایل به آینده نگری، مشارکت پایین اجتماعی و عدم تعلق روحیة شهروندی را شامل می شود. هم چنین این خرده فرهنگ فقر با شکل گیری انواع آسیب های اجتماعی در بین افراد غربتی نظیر اعتیاد، خشونت، قماربازی و خرید و فروش مواد ارتباط دارد.
" زنان از قابلیت ها و امکاناتی که برای کاهش فقر لازم است، محرومند. نگرانی از پیوستن جمعی از زنان به گروه «فقیرترین فقرا» سبب طرح رویکردهای متفاوتی از جمله «توانمند سازی زنان» شده است. تحقق فرآیند توانمندسازی برای زنان فقیر نیازمند تحول در تمام نهادهایی است که آن ها را از کسب قابلیت ها محروم نموده و در معرض خطر فقر، نه تنها فقر درآمدی، قرار داده است. این مقاله که براساس یافته ای پژوهشی، در چارچوب مفهومی فقر و توانمندسازی و با ترکیب روش های کمی و کیفی در جامعه زنان سرپرست خانوار شهر اراک تدوین شده نشان می دهد که زنان به خاطر زن بودن بیشتر در معرض فقر قرار دارند. فقر زنان فقط جبنه اقتصادی ندارد و جنبه های روانی و اجتماعی فقر زنان نیز مهم است. برای مبارزه با فقر، توانمندی زنان و تحولات ساختاری لازم است.
"
تشریح چگونگی تعامل محتوا و مخاطب رسانه، هدف اصلی این مقاله است. تحلیل این تعامل با مباحث کنش و واکنش رسانه و مخاطب با یکدیگر آغاز میشود و دارای دو رویکرد است: رویکرد اول، تحقیق و نظریهپردازی در زمینه اثر رسانه و رویکرد دوم، تحقیق در زمینه مخاطب.
در رویکرد نخست، اندیشمندان در جستجوی پاسخی برای این پرسش بودهاند که رسانه با مخاطب چه میکند؟ در این دیدگاه که در قسمت اول این مقاله مورد بحث قرار گرفته است، وسعت و گستره، شدت و ضعف زمینهها و ابعاد مختلف تاثیرگذاری محتوایی رسانه در ارتباط تعاملیاش با مخاطب تشریح میشود. طرح نظریههای مختلف در موضوع تاثیر وسایل ارتباطی در عصر الکترونیک و نیز از بعد سیاسی، به ویژه برای کشورهای درحال توسعه، اثر رسانهها بر رفتار و رویکرد و نگرشهای مخاطبین و بهخصوص کودکان از دیگر قسمتهای مقاله است.
در رویکرد دوم، اندیشمندان کوشیدهاند پاسخی برای پرسش دیگری بیابند: «مخاطب با رسانه چه میکند؟» دراین بحث کنش مخاطب نسبت به رسانه باتوجه به متغیرهای استفاده و استقبال مخاطب از رسانه، اظهار خواستهها و انتظارات و نهایتا اعتماد مخاطب به رسانه بررسی میشود.
وحدت گرایان اسلامی از «ملی گرایی»، به دلیل نقش آن در ایجاد تفرقه و نزاع میان مسلمانان و تجزیه سرزمین های اسلامی، بدبین می باشند، ملی گرایان نیز به دلیل برداشت نادرست از مفهوم «وحدت اسلامی»، آن را مساوی با نادیده گرفتن وفاداری ها و منافع ملی و مذهبی ملل مسلمان به نفع تشکیل «امت واحده اسلامی» می پندارند؛ بنابراین هر دو گروه، جمع میان «ملی گرایی» و «وحدت اسلامی» را غیرممکن می دانند.در این پژوهش برآنیم که با بررسی حیات سیاسی پیامبر (ص) و امام علی (ع)، تجربه تاریخی ملل اروپایی برای تشکیل اروپای واحد، نگرش مفهوم شناسانه به مفهوم «ملی گرایی» و «وحدت اسلامی» و هم چنین توجه به دو نظریه «هویت های جمعی» در جامعه شناسی و «همگرایی» در روابط بین الملل؛ امکان جمع ملی گرایی با فراملی گرایی (وحدت اسلامی) را بیازماییم.
در این مقاله سعی شده است پاسخ علمی به این پرسش ارائه شود که بین گرایش به هویت ملی و احساس محرومیت نسبی چه نسبتی وجود دارد؟ برای ورود به بحث، از مدخل بررسی محتوای مفهومی هویت ملی وارد شده و علل و دلایل ابهام در تعریف هویت ملی را برشمرده ایم. در نوشتار حاضر هویت ملی به مثابه نوعی هویت اجتماعی تلقی شده، طوریکه در این نوع تلقی دایره اجتماع و ملت بر یکدیگر منطبق شده اند. به همین جهت برای تشریح و تبیین هویت ملی به سراغ نظریه هویت اجتماعی رفته ایم. نظریه هویت اجتماعی عمدتاً به دست تاجفل صورت بندی شده است و منظور از آن، انگاره ای است که از پیوستن فرد به یک گروه و یا طبقه اجتماعی خاص سرچشمه می گیرد. مقصود تاجفل از طرح نظریه هویت اجتماعی، صورت بندی بسیاری از فرایندهای روانشناسی اجتماعی بوده است که زمینه ساز بروز و ظهور محرومیت نسبی اند. هویت اجتماعی و احساس محرومیت نسبی با یکدیگر پیوند نزدیکی دارند. پس از واکاوی این دو نظریه، به رویکردی تلفیقی پرداخته ایم که به منظور شناخت شرایط روانی-اجتماعی است که افراد تحت آن شرایط گرایش می یابند. در اعتراضات جمعی به منظور حصول تغییرات اجتماعی وارد شوند. شایان ذکر است که این تحقیق بصورت پیمایشی و با ابزار پرسشنامه در بین دانشجویان دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 87-88 انجام شده است. روش نمونه گیری در مرحله اول نمونه گیری طبقه بندی شده و در مرحله دوم نمونه گیری سهمیه ای بوده است و حجم نمونه 490 نفر بوده است. فرضیه اصلی این است که گرایش دانشجویان به هویت ملی؛ یعنی احساس تعلق، تعهد و وفاداری آنان به سرزمین، ملت، جامعه و دولت ایران با میزان احساس محرومیت نسبی رابطه دارد. یافته های تجربی نشان می دهد که فرضیه اصلی تحقیق قابل تایید در جامعه آماری است و احساس محرومیت نسبی با گرایش به هویت ملی، همبستگی معکوس و نسبتاً قوی دارد.
"مقاله حاضر معضل بیکاری دانش آموختگان و مهاجرت نخبگان را با کاربرد نظریه توسعه ناموزون آموزش عالی تحت بحث و بررسی قرار می دهد. نظریه پردازان آموزش عالی در غرب توسعه آموزش عالی را با استفاده از مفهوم توده ای شدن آموزش عالی توضیح می دهند. افزایش مشارکت مردم در آموزش دانشگاهی بعد از جنگ جهانی دوم به گسترش کمی آموزش عالی در غرب انجامید و با توجه به چرخش های ده گانه تنوع کارکردها، تغییر نیم رخ اجتماعی جمعیت های دانشجویی، آموزش حرفه ای، تنش بین آموزش و پژوهش، هم چنین تنوع منابع تأمین اعتبارات آموزش عالی، و پیدایش دیوان سالاری اثربخش در اداره دانشگاه ها، یک شیوه پویا و جدید تولید دانش شکل گرفت که از حیث شاخص های اجتماعی (جنسیتی، طبقاتی، جغرافیایی، سازمانی، بخشی و …) توزیع یافته بود. بدین ترتیب توسعه آموزش عالی و نظام تولید دانش در غرب از ویژگی توزیع متعادل اجتماعی برخوردار است. این مقاله با بررسی آمارهای آموزش عالی ایران نشان می دهد که در دو دهه اخیر آموزش عالی از حیث کمی به طور شتابانی گسترش یافته است؛ در حالی که از حیث شاخص های توزیع اجتماعی دارای وضعیت نامطلوبی است. الگوی ویژه توسعه آموزش عالی در ایران، با ابداع مفهوم ""توده ای شدن متراکم آموزش عالی"" بیان می شود و به عنوان یک الگوی ناموزون توضیح داده می شود. توسعه ناموزون نظام دانش به نوبه خود از الگوی ناموزون توسعه کشور تاثیر پذیرفته است. این مقاله علاوه بر توصیف ویژگی های توسعه آموزش عالی و نظام دانش در ایران، تاثیر ویژگی عدم توزیع اجتماعی دانش را در ناتوانی بخش های اقتصادی ـ اجتماعی (به منظور جذب سرمایه های انسانی)، تجزیه و تحلیل می کند. بخش پایانی این مقاله ضمن نتیجه گیری از مباحث نظری و بررسی های آماری، برای رفع ناموزونی های موجود، راه کارهایی را برای پیوند آموزش عالی با فرآیندهای توسعه اجتماعی ـ اقتصادی کشور پیشنهاد می کند.
"
به موازات تغییر در اصول و مفاهیم تئوریهای جریان عمده توسعه (بهویژه نوسازی) در دهههای اخیر از جمله تغییر؛ از اصلکارکردگرایی به سرزمین گرایی، ازاصل نوسازی استاندارد به تکثرگرایی فرهنگی و ازاصل رشد اقتصادی به پایداری اکولوژیکی، شیوه تحلیل جمعیت و تعاملات آن با پدیدههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متحول شد. فرایند این تغییرات را میتوان از تئوری انتقال جمیعت به رژیمهای جمعیتی، ازتبیینهای ساختاری به تحلیلهاینهادی و ازتحلیل در قالب نظریههای رفتارمنطقی و عقلانیت آگاهانه به تأکید برهویت و عقلانیت ناآگاهانه مشاهده و تشریح کرد. این نوشتار به بیان فرآیند مذکور در حوزه جمعیت و توسعه روستایی و عمدتاً به تشریح اهمیت عناصر و شرائط نهادی در شکلگیری چارچوبهای نظری به منظور تحلیل جمعیت و توسعه روستایی میپردازد
مساله محوری این مقاله بررسی رابطه بین تغییرات اجتماعی جامعه روستایی با آثار سینمایی ایران از زمان شکل گیری این هنر تا سال 1357 است. در این رهگذر بررسی چگونگی این رابطه و نیز کیفیت بازتاب واقعیات جامعه روستایی مطمح نظر است. چارچوب نظری این مقاله بر نظریه بازتاب استوار است. مطابق این رویکرد، هنر آینه و انعکاسی از جامعه است و به واسطه جامعه مشروط شده و تعیین می یابد. در این مقاله از روش اسنادی برای مشخص کردن تغییرات عمده جامعه روستایی و نیز تفکیک تاریخی سالهای مورد بحث استفاده کرده ایم. برای درک ساختار و کارکرد آثار سینمایی در روند این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که تنها 9 درصد از فیلمهای سینمای روستایی، ذیل کارکرد نشان دادن واقعیت ساخته شده اند. همچنین بررسی ما نشان داد که میان برنامه های حکومت و تغییر کارکردهای سینما در طول دوره مورد بحث رابطه معناداری وجود دارد. اجرای مهم ترین برنامه دولت در روستاها (اصلاحات ارضی) در سال 1341 نقطه عطف مشترک تغییرات اجتماعی جامعه روستایی و تغییر مضامین و کارکردهای سینمایی روستایی در طول دوره مورد بحث است.
واقعیت گریزی، تبلیغ برای حکومت و اقناع مردم برای پذیرفتن فرهنگ جدید و نگرشهای نو، از مهم ترین کارکردهای سینمای روستایی قبل از انقلاب است. نقد مناسبات ارباب و رعیت در سینمای بعد از اصلاحات ارضی، روشن ترین نمود همبستگی تغییرات اجتماعی، اقتصادی جامعه روستایی با محتوای فیلمهای سینمایی به شمار می رود.