هدف اصلی این تحقیق بررسی جامعه شناختی گونه شناسی خانواده و فرزندمداری در خانواده های ایرانی بر حسب حوزه ی قدرت، مشارکت، سرمایه ی اجتماعی، سرمایه ی فرهنگی، جنسیت، تحصیلات والدین، میزان دموکراتیک بودن، مستبد بودن و تعداد فرزندان است. روش تحقیق در این پژوهش پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ی دارای قابلیت اعتماد و اعتبار است. جامعه ی آماری تمام خانواده ها در مناطق 22گانه مناطق شهری تهران است و حجم نمونه 386 خانواده است که با روش خوشه ای به دست آمده است. روش اصلی در تحلیل داده ها پیرسون، رگرسیون، و مدل سازی معادله ی ساختاری با نرم افزار Amos است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که وجود فرزندمداری در خانواده های مورد بررسی تأیید گردید، اما این به معنی حذف مردمحوری در فضای خانواده نیست بلکه می توان گفت، هرم قدرت تا حدی تغییر شکل پیدا کرده است، به نحوی که هنوز هم پدر به معنی اصلی ترین تصمیم گیرنده و مشارکت کننده در امور کلان خانه ایفای نقش می کند، اما عامل هسته ای شدن و مشارکت در خانه بیشترین تأثیر را در پیش بینی فرزندمداری دارد.
مقاله حاضر براساس پژوهشی کیفی انجام شده و تلاش شده است چالش های زندگی زنان پس از آزادی از زندان و همچنین، شیوه مدیریت این چالش ها بنا بر روایت ایشان، تجزیه و تحلیل شود. بر این اساس، با 38 زن 68-19ساله آزادشده، مصاحبه های عمیق کیفی و پدیدارشناسانه انجام شده و تجربه زیسته آنها از دوران حبس و پس از آزادی ارزیابی و تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد بسیاری از این زنان، درزمینه مسائلی مانند پذیرش در خانواده و اتصال به شبکه های اجتماعی با چالش مواجه اند. همچنین، مطابق نتایج به دست آمده سرزنش و تحقیر، احساس تنهابودن، احساس محرومیت و عقب ماندگی، از دست دادن سرمایه های اجتماعی- اقتصادی و... مشکلاتی را در زندگی آنها به وجود آورده و آنان را مجبور کرده است به کمک این شیوه ها این چالش ها را در زندگی خود مدیریت کنند: سرپوش گذاشتن بر هویت مجرمانه، گمنامی و ناشناختگی، قطع شبکه های جرم زا و خلق شبکه های جدید، درگیری در فعالیت های روزانه مانند اشتغال و مراقبت از فرزندان و مواردی نظیر اینها.
پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه نقش سبک های دلبستگی و راهبردهای تنظیم هیجان در پیش بینی مشکلات رفتاری هیجانی نوجوانان شبه خانواده و نوجوانان غیر شبه ه خانواده انجام گردید. مطالعه حاضر یک پژوهش علّی مقایسه ای بوده و جامعه پژوهش را تمامی نوجوانان مراکز شبه خانواده و نوجوانان ساکن استان اردبیل بودند. 30 نفر از نوجوانان شبه خانواده به شیوه داوطلبانه و 30 نفر از ن وجوانان غیر شبه خانواده به شی وه تصادفی انتخاب شدند و به فرم کوتاه پرسشنامه راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، فهرست مشکلات رفتاری و پرسشنامه سبک های دلبستگی پاسخ دادند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد دلبستگی اضطرابی، اجتنابی و نشخوارگری در نوجوانان شبه خانواده و دلبستگی اضطرابی و فاجعه پنداری در نوجوانان غیرشبه خانواده درونی سازی رفتاری را پیش بینی نمودند. در نوجوانان شبه خانواده، نشخوارگری و دلبستگی اضطرابی و در نوجوانان غیر شبه خانواده راهبرد ملامت دیگران، دلبستگی اضطرابی، ارزیابی مجدد مثبت، فاجعه پنداری و نشخوارگری برونی سازی رفتاری را پیش بینی نمودند. همچنین نوجوانان شبه خانواده بیشتر دارای سبک دلبستگی اجتنابی و اضطرابی هستند و کمتر از سبک دلبستگی ایمن برخوردارند و از راهبردهای ناسازگارانه ملامت خویش، نشخوارگری، فاجعه پنداری و ملامت دیگران بیشتر استفاده کرده و نشانگان درونی سازی در آنان بیشتر از نوجوانان عادی است. بنابراین نوجوانان شبه خانواده بیشتر از راهبردهای هیجانی ناسازگارانه و سبک های دلبستگی نا ایمن برخوردارند.
امروزه تلفن همراه، به عنوان یکی از مظاهر فناوری ارتباطی نوین، در زندگی فردی و اجتماعی بشر جایگاهی قدرتمند دارد و جزء لاینفک مناسبات روزمره محسوب می شود؛ به طوری که می توان ادعا کرد برای بسیاری از افراد، زندگی بدون آن امکان پذیر نیست یا دست کم مطلوبیتی ندارد. نفوذ کاربرد تلفن همراه در شئون زندگی، پدیده ای جهانی است و در جامعه ما، با وجود فروکش کردن تب اولیة استفاده از آن، مقبولیتش به حدی رسیده است که مضرات جدی و اساسی این فناوری مدرن را مخفی و نادیده نگه می دارد. به طورکلی، هدف پژوهش حاضر، بررسی فضای عاطفی خانواده و کنترل والدین بر کاربردهای مطلوب و نامطلوب تلفن همراه است. روش پژوهش، پیمایش است که با استفاده از تکنیک پرسشنامه در میان 380 نفر از نوجوانان 12 تا 18 ساله در شهر تهران انجام گرفت. چارچوب های مفهومی این پژوهش، براساس بررسی دیدگاه های جامعه شناسی انحرافات، ارتباطات و روان شناسی و مرور منابع تجربی، تنظیم و در قالب آن، فرضیه های اصلی مطرح شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که پسران بیشتر از دختران، از تلفن همراه به صورت نامطلوب استفاده می کنند. همچنین مشخص شد عواملی از قبیل فضای عاطفی خانواده، کنترل والدین و زمینه ویژة کاربری، بر استفاده نوجوانان از تلفن همراه تأثیر دارد. درحقیقت، فضای عاطفی خانواده و کنترل والدین، عامل بازدارنده نوجوان از کاربرد نامطلوب و گرایش به سمت کاربرد مطلوب تلفن همراه است.
بهنظر آقای آذرنگ، جهان گستری دور تازهای است در تمدن رایج کنونی حاکم برجهان که براثر انقلابها و تحولات در عرصه اطلاعات و ارتباطات پیش آمده است. او براین عقیده است که هر بحرانی الزاما نگران کننده نیست، باید آن را درست شناخت و راه حل مناسب در پیش گرفت.
وی پیشنهاد میکند که در ماجرای جهانی شدن تصمیمگیریها را برپایه بررسیها و دیدگاههای کارشناسی - تخصصی استوارکنیم. به زعم او، برخی پدیده جهانی شدن را حتی با پدیده اطلاعات یکی دانستهاند. از این دیدگاه، چنانچه اطلاع را در اختیار داشته باشیم، میتوانیم روند امور را در مسیر دلخواه به شکل دلخواه تغییر دهیم.