توسعه فرهنگ، فرایند رشد سرمایه ذهنی انسان برای غلبه بر مسائل و مشکلات خویش است. این فرایند دارای دو بعد کیفی و کمّی است. توسعه کمّی فرهنگ، زمانی سودمند است که پیش از آن فرایند توسعه کیفی آغاز شده باشد؛ چرا که در توسعه کیفی، مصداق توسعه و توسعه نیافتگی فرهنگ مشخص می شود و توسعه کمی، فرایند گسترش عینی مصادیق توسعه کیفی فرهنگ است. با این چارچوب نظری، کوشش این مقاله معطوف به یافتن پاسخ این پرسش است که با کدامین راهبرد می توان به توسعه کیفی فرهنگ دست یافت؟ در مسیر یافتن پاسخ علمی این سؤال، فرضیه ای، که راهنمای کار بوده است، عبارت از این است که راهبرد مناسب برای رسیدن به توسعه کیفی فرهنگ، راهبرد رشد متوازن فرهنگ است. در عین حال دو فرضیه رقیب نیز برای فرضیه فوق ارائه شده است که یکی از آنها ناظر بر کارآمدی راهبرد رشد عقلی فرهنگ بوده و دیگری سودمندی راهبرد رشد سنتی فرهنگ را پیش میکشد. این سه فرضیه با بهره گیری از روشهای استدلال منطقی و سنجش تاریخی بررسی شده است و نتایج حاصل، اعتبار فرضیه اصلی و کاستی اعتبار دو فرضیه رقیب را نشان می دهد.
مقاله حاضر، با نگاه به ارتباطات و رسانههای جمعی در هند نگاشته شده اما بخش اعظم آن به بررسی تعاریف ارائه شده از مفهوم ارتباطات در دو بعد فرایند ارتباطی و وسائل و ابزار فنی انتقال پیام اختصاص یافته است.
در این جهت نگارنده به مفاهیم کلیدی ارتباطات و وسائل ارتباط جمعی نظیر «پیام»، «وسائل ارتباط جمعی به مثابه ابزار منعکسکننده ویژگیهای پیام»، تأثیر اجتماع در رسانههای جمعی و سپس تأثیر رسانههای جمعی در اجتماع اشاره کرده است. این اشارت با ذکر منابع متعددی همراه است که به ارزش مقاله مزبور میافزاید و امکان پیگیری مطلب را برای خواننده فراهم میآورد.
در پایان مقاله، نویسنده با ذکر دو نمونه از تحقیقات صورت گرفته در زمینه ارتباطات جمعی در هند که از اهمیت خاصی برخوردار است این نکته مهم را یادآور میشود که در این گونه پژوهشها میبایست به خصوصیات اجتماعی جوامع مزبور با نظر به فرایند ارتباطات توجه شود.
امروزه یکی از مسائل اساسی در حوزه مطالعات اجتماعی، بروز رفتارهای جمعی در میان قشر جوان جامعه است. رفتارهای جمعی در جامعه می توانند خود را در قالب ناآرامی هایی از قبیل شورش ها، درگیری-ها، اعتراض های سیاسی و غیره نشان دهند. رفتار جمعی شامل واکنش های مرتبط، بی ساختار و کم و بیش خودجوش جمعی از افراد به یک محرّک است (درسلر، 1388: 456). مطالعه و شناخت عناصر و مؤلفه های تشکیل دهنده این رفتارها برای عالمان علوم اجتماعی حایز اهمیت است. بر این اساس، هدف اصلی این مقاله، اثر از خودبیگانگی در ایجاد و شکل گیری رفتارهای اعتراضی جمعی جوانان شهر کرمانشاه است. این پژوهش با استفاده از روش پیمایش و از طریق ابزار پرسش نامه انجام شده است. جامعه آماری مورد مطالعه جوانان بین سنین 19 تا 35 سال شهر کرمانشاه است. تعداد 400 نفر جوان، از جامعه آماری به شیوه تصادفی سیستماتیک برای مطالعه انتخاب شدند. برای سنجش فرضیه های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی گروه های مستقل و آزمون تحلیل واریانس و برای آزمون مدل تجربی پژوهش از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفادشده است. براساس یافته های پژوهش، رابطه معناداری بین ابعاد مختلف از-خودبیگانگی و رفتارهای جمعی جوانان وجود دارد. نتایج نشان می دهد که میانگین نمره رفتار جمعی افراد که با استفاده از سؤالاتی در قالب طیف 5 درجه ای لیکرت سنجش شدند و در دامنه 1 تا 5 نمره آن ها مشخص شد، در بعد شرایط مساعد ساختاری برابر 38/14، در بعد فشارهای ساختاری برابر 18/20، در بعد عقاید تعمیم یافته برابر 32/22، در بعد عوامل شتاب دهنده یا فشار زا برابر83/17، میانگین در بعد بسیج مشارکت کنندگان برابر 61/16 و در نهایت این که این میانگین در بعد کنترل اجتماعی برابر07/19 است.
در جامعه امروزی مدیریت بدن به معنای دستکاری مستمر در ویژگی های ظاهری آن گسترش چشمگیری یافته است و بدن به عنوان عنصری هویت ساز و اجتماعی در حوزه جامعه شناسی، مباحث زیادی را به خود اختصاص داده است. در این پژوهش که با هدف فرا تحلیل رابطه متغیرهای مدیریت بدن و سرمایه فرهنگی انجام شده است، پس از بررسی های اولیه و استخراج مطالب توسط نویسندگان و تایید نهایی داوران، 10 پژوهش از میان 38 پژوهش جستجو شده در پایگاه های اطلاعاتی در خصوص مدیریت بدن که دارای شرایط لازم بودند، انتخاب و داده ها توسط نرم افزار فرا تحلیلِ جامع (CMA) مورد واکاوی قرار گرفتند. در این پژوهش با عنایت به نتایج بررسی ناهمگنی، مدل اثرات تصادفی متناسب تشخیص داد شد و اندازه اثر ترکیبی رابطه 32 درصد به دست آمد که بر اساس معیار کوهن یک اندازه اثر متوسط است. به عبارت دیگر سرمایه فرهنگی نقش متوسطی را در تبیین واریانس مدیریت بدن ایفا می کند.
در پی اثبات مشکلات ناشی از بهره گیری بی رویه از طبیعت و تخریب های وارد شده به محیط زیست، نظریة توسعة پایدار، به عنوان موضوع روز دهة آخر قرن بیستم، از سوی سازمان ملل، مطرح و به عنوان دستور کار قرن بیست و یکم در سطوح بین المللی، منطقه ای و محلی، تعیین شد که با اهدافی در جهت حفظ منابع طبیعی، احترام به محیط زیست، تأمین توان نسل های آینده در برآوردن نیازهایشان، بهبود و ارتقای سطح زندگی برای همه و حفظ و ادارة بهتر اکوسیستم ها شکل گرفته و در بیشتر علوم کاربردی از جمله معماری، ریشه دوانده است.
پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، برداشت های میدانی و داده های آماری به روش تحلیلی و توصیفی انجام گرفته است. بررسی میزان ساعات آفتابی، میزان بارش سالیانه و مسیر وزش بادها در شهر ایلام، نشان داد که برای بهره گیری از آفتاب زمستان، بیشترین استفاده از آن در جهت جنوبی بنا صورت پذیرد؛ از طرفی با ایجاد سایه بان و ایوان کوچک و کاشت درختان برگ ریز، می توان تابش آفتاب در فصل تابستان را به بنا کاهش داد. با ایجاد سکو در زیر بنا، شکستگی در فرم و پیش آمدگی در بام، از برخورد باران با جدارة بنا جلوگیری کرد و برای محافظت از بادهای مزاحم، موانعی را در سایت، ایجاد کرد و از قرار دادن بازشوها در مقابل این بادها، حتی المقدور خودداری کرد. ایجاد فضای هشتی مانند در ورودی ساختمان برای جلوگیری از ورود باد مزاحم به داخل بنا، هدایت نسیم خنک (از جانب شمال غربی می وزد) به داخل ساختمان و استفاد، بهینه از آن در فصل تابستان، ایجاد فرم های منحنی دار و شکسته در دیوارهای مقابل باد مزاحم، ایجاد ایوان و سایه بان برای جلوگیری ازتابش خورشید به بنا در فصل تابستان و مانعی برای برخورد کج باران ها با دیواره های بنا و همچنین شکل گیری فرم ساختمان به گونه ای که بتواند در تابستان ایجاد سایه نماید، از جمله پیشنهاداتی است که در راستای طراحی معماری پایدار در شهر ایلام، مطرح گردیده است.
پراکندگی پژوهش های صورت گرفته در حیطه اعتیاد و خانواده، نداشتن خاصیت انباشتگی و بی توجهی به لایه های عمیق موضوع؛ ارائه منسجمی از داده های حاصل از این تحقیقات و به تبع مشخص ساختن شکاف های این حوزه را برای استفاده علمی و کاربردی از این پژوهش ها و تلاش برای رفع آنها ضروری می سازد. ازاین رو این مطالعه درصدد ترکیب و مقایسه یافته های پژوهشی صورت گرفته در زمینه اعتیاد و خانواده، برقراری ارتباط بین مطالعات صورت گرفته و نیز به دست آوردن نتیجه ای منسجم از میان نتایج پراکنده در این حوزه است. در این پژوهش از روش فراتحلیل و نرم افزار CMA2 بهره برده شده است و با بهره گیری از چک لیست فراتحلیل از 67 پژوهش انجام شده در این حوزه، 26 تحقیق به عنوان نمونه نهایی انتخاب شده اند. یافته های حاصل از پژوهش های بررسی شده، نشانگر آن است که انعطاف پذیری در خانواده ، اختلافات خانوادگی، حضور والدین در خانه، حمایت خانواده ، ارتباطات میان اعضای خانواده، خشونت جنسی، طلاق و فوت همسر بر روند اعتیاد اثرگذار هستند.با این وجود نتایج نشان می دهد که به برخی از عوامل اثرگذار خانوادگی، همانند انعطاف پذیری در خانواده، حضور والدین در خانه - نظر به اندازه اثر آنها – در این تحقیقات توجه کافی نشده و تعدد و شیوع تحقیقات در این زمینه به اندازه کافی نیست.