نشر خبر، یکی از مهمترین وظایف وسایل ارتباط جمعی وازجمله کارکردهایی است که این وسایل را به ابزاری قدرتمند برای نفوذ در افکار عمومی وجهت دادن به نگرشها تبدیل میکند. این مقاله ضمن اشاره به برخی از کارکردهای رسانه در زمینهاطلاعرسانی و ارائه توضیحی مختصر در مورد ویژگیهای پیام که تولید عملی یک رسانه بهشمار میرود، به نحوه اعتمادسازی در خبر میپردازد؛ عواملی را که موجب بیاعتمادی مخاطبان نسبت به خبررسانی رسانه میشود مورد کنکاش قرار میدهد و در هر بخش، راههای جلوگیری از این بیاعتمادی را به اجمال بیان میکند. نگارنده عوامل متعددی را در بروز بیاعتمادی مخاطب به اخبار مؤثر دانست اما آنچه در این مقاله مورد توجه قرار گرفته است، عوامل مؤثر رسانهای براین بیاعتمادی است که چالشهایی را در پذیرش یا عدم پذیرش پیام از سوی مخاطبان پدید میآورد.
این مقاله به بررسی تحقیقات ونظریات موجود درباره نقش رسانه ها به مثابه علت جرم می پردازد .آیا رسانه ها از علل تشدید جرایم در جامعه اند ؟ 43 درصد مردم آمریکا احساس می کنند که پوشش خبری حرایم تلویزیون بیش از سایر رسانه هامورد توجه اذهان عمومی قرار دارد چرا که از سه پیش شرط نمایش مستمر و زیاد خشونت ، منحصر به فرد بودن در نمایش خشونت و زیاد بودن مخاطبان برنامه های خشونت آمیز برخوردار است. مولف در ادامه ابتدا شواهد و دیدگاه هایی را در مورد تاثیر رسانه ها بر پرخاشگری ارائه داده و یافته های تحقیقات پیشین را متذکر می شود و سپس عوامل موثر بر تاثیر گذاری تصاویر خشن رسانه ها بر پرخاشگر اجتماعی را به اختصار بیان می دارد . در بخش دیگری از مقاله شواهد مربوط به تاثیرات رسانه ها بر جرم جرم تقلیدی ماهیت و واقعیت آن و ارتباط جرم تقلیدی با تروریسم مورد بحث قرار می گیرد. مولف در پایان چنین نتیجه گیری می کند که : رسانه ها بر میزان جرایم تاثیر می گذارند اما اکثر کسانی که در معرض رسانه های زیان آور قرار دارند تحت تاثیرات منفی این رسانه هاقرار نمی گیرند . نکته مهم این است که تاثیرات رسانه ها به تعامل و وساطت برخی عوامل بدیگر نیز بستگی دارد. کودکان مستعد خشونت و افرادی که اختلالات روانی دارند بیش تر در معرض خطر تقلید از خشونت رسانه هاهستند . رسانه ها عوامل اجتماعی نیرومند و در عین حال پیچیده ای هستند که تاثیرات آنها الزاما منفی نیست .
سفرهای شغلی طولانی آونگی، نوعی از سفرهای شهری، بین شهری و یا میان شهری برای انجام شغل است که معمولاً به طور روزانه انجام می پذیرد و حداقل در کوتاه مدت سفرهای ناگزیری هستند و در حوزه های مادر شهری به طور نمایان تری وجود دارند. در این مقاله، به بررسی کلی سفرهای شغلی آونگی، عوامل تداوم آن برای اهالی وزوان و در واقع، تحلیل عدم تبدیل آن به مهاجرت در شهر وزوان و تاثیر عوامل جهت جغرافیایی سفرها و میزان رضایت از این سفرها بر آن پرداخته شده است. روش تحقیق در این مطالعه به صورت پیمایشی و از طریق تکمیل پرسشنامه از شاغلین ساکن در شهر وزوان - که سفر شغلی به خارج از شهر انجام می دهند انجام شده است - برای سنجش ارتباط بین متغیرها و تاثیر آنها بر متغیر وابسته (علاقه به ادامه سفر شغلی) از آزمونهای آماری همبستگی و رگرسیون خطی استفاده شده است. در زمینه تاثیر عوامل از روش تحلیل مسیر و مدل سازی بهره گرفته شده و مدل نهایی از طریق مسیر یابی نهایی ارائه شده است. نتیجه مطالعه آن است که پدیده سفرهای شغلی خارج از شهر وزوان پدیده ای غالب است که از یک سو، ناشی از نبود فرصتهای شغلی در این شهر و از سوی دیگر، به خاطر جاذبه قوی حوزه مادر شهری اصفهان است. این امر علی رغم عدم رضایت نسبی از مشاغل و فواصل نسبتاً دور مشاغل، هنوز ادامه دارد. در این میان، عامل اصلی در تداوم این سفرها، تمایل خانواده ها و خود شاغلان در باقی ماندن در شهر وزوان است. طبق داده های مربوط به فراوانی ها، 82 درصد؛ یعنی 173 نفر از افراد خانواده هایشان رضایت ناچیزی در مورد سفرهای شغلی سرپرستشان داشته اند. علی رغم آنکه اکثرمسافران شغلی یا۱۷۳نفر ازآنان نیز رضایت کمی ازسفرشان دارند، ولی نتایج حاصل ازضریب رگرسیونی نشان داد که بین دو متغیر رضایت خانواده در باقی ماندن در محل سکونت، با متغیر علاقه به سفر رابطه قوی و مستقیم (672/0) وجود دارد که عامل اصلی علاقه به ادامه سفرهای شغلی درشهر وزوان است .
دوران حدود شصت ساله حاکمیت سلسله های افشاریه و زندیه بر ایران سال های مهمی برای سیاست ورزی ایرانیان ارمنی بوده، اما با وجود این تا حد زیادی مورد غفلت واقع شده است. فهم گردشی که در گرایش سیاسی این مردم از سمت ایران به روسیه رخ داد و البته واجد پستی بلندی های بسیاری بود با اتخاذ یک چشم انداز محدود به حوادث روزمره ممکن نیست. هر بررسی در این حوزه باید خود را متعهد به لحاظ کردن خصایص نهاد سیاست در نظام اجتماعی ایرانیان ارمنی و هم زمان قرار دادن آن در متنی از زمان جهانی بداند. این بررسی با بهره بردن از اسناد کمتر دیده شده و مکاتبات محلی و بین المللی ایرانیان ارمنی نشان می دهد که چگونه سیاست ورزی ایرانیان ارمنی از پی تلاقی خصایص نهاد سیاست در آن جامعه با جهان گیر شدن اقتصاد سرمایه داری اولیه در کنار استقرار جهانی نظام دولت های مطلقه دچار تغییراتی جدی گردید.
مردم در فرهنگ های مختلف با تجربه مشترک و ناگزیر مرگ چه می کنند؟ همه ما مرگ و مناسک و معانی پیرامون و همراه با آن:سوگ، اندوه و ماتم و شرکت در مراسم سنتی و دسته جمعی را به نوعی در زندگی شخصی خود تجربه کرده ایم.گاهی نیز مرگ را در حوادثی بسیار تاثربرانگیز مثل حوادث غیرطبیعی نظیر قتل ها و کشتارهای دسته جمعی در جنگ ها و خشونت های سیاسی، یا بلایای طبیعی چون زمین لرزه، سیل و نظایر آن دیده ایم و از آن متاثر شده ایم. این حوادث هرچند ممکن است مرگ هایی نامتعارف تلقی شوند اما باید اعتراف کنیم که از اولین انگیزه های انسان شناسان برای توجه به موضوع مرگ بوده اند...
"مسئله جایگاه موسیقی در رسانههای دینی از مهمترین مباحث حوزه «دین و رسانه» است. «رادیو معارف» به عنوان مهمترین وسیله ارتباط جمعی اختصاصاً مذهبی تاریخ ارتباطات مدرن ایران، حامل تجربه جدید در این حوزه است. این تجربة تقریباً هشت ساله و مدلولات ارتباطی، مخاطبشناختی، هنجاری، سیاستگذارانه، حرفهای و هنری آن، شایسته بررسی دقیق است. مقاله پیش رو در چارچوب نوعی بازخوانی تجربی و با رویکردی انتقادی قصد دارد وضعیت موسیقایی رادیو معارف را براساس شش محور زیر بررسی کند:
1. کارکرد سرگرمی (تفریحی) در رادیوی دینی (ارائه دیدگاه هنجاری)
2. جایگاه موسیقی در ارتباطات رادیو محور (ارائه دیدگاه ارتباطی)
3. اهداف و سیاستهای رادیو معارف در نسبت با کارکردهای چهارگانه رسانهای
4. وضعیت موسیقایی شبکه معارف (توصیف وضع موجود)
5 . تحلیل انتقادی؛ ارائه دیدگاه سیاستگذارانه
6 . پیشنهادهای نهایی؛ راهبردهای هنرمندانه
کلید واژه: رسانه دینی، رادیوی دینی، موسیقی، رادیو معارف، کارکرد سرگرمی"
هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان فشار والدین بر فرزندان در فرایند اکتساب خبرگی ورزشکاران دو و میدانی ایران بر مبنای مدل تکاملی مشارکت ورزشی بود. این تحقیق از نوع توصیفی است که به روش پیمایشی انجام گرفت. نمونه پژوهش شامل 42 نفر از ورزشکاران زن خبره دو و میدانی ایران بود که به طور هدفمند و دردسترس انتخاب شدند. برای اندازه گیری داده ها از پرسشنامه تاریخچه تکاملی ورزشکاران هوپ وود (2013) استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل استنباطی برآوردهای خودگردان با 95 درصد اطمینان تحلیل گردید. نتایج نشان داد که 2/76 درصد از ورزشکاران در رده سنی 6-12 سال هیچگونه تمرین دوومیدانی نداشتند. با توجه به برآورد خودگردان با 95 درصد اطمینان می توان گفت میانگین میزان فشار والدین بر ورزشکاران در رده های سنی13-15 سال و 16 سال به بالا به میزان کم بوده است. این یافته ها می تواند به مسئولین برای برنامه ریزی های آموزشی و به والدین برای قراردادن فرزندانشان در مسیر بهتر ورزشی و رسیدن به خبرگی راهگشا باشد.
گفتمان ها با بهره گیری از ابزارهای گفتمانی (مانند رسانه ها) و متون گفتمانی مختلف از جمله سریال های تلویزیونی، به بازنمایی نهادهای مختلف به ویژه نهاد خانواده می پردازند. دقت به این مهم که در سریال های تلویزیونی، نهاد خانواده چگونه بازنمایی می شود، چه گفتمان هایی در آن نمود می یابند، روابط بین گفتمان ها چگونه اند و این گفتمان ها به کدام فرایندهای نهادی و به کدام فرایندهای اجتماعی تعلق دارند، مسأله ای است که تحقیق حاضر سعی دارد با بررسی یکی از سریالی های محبوب ایرانی (سریال ستایش) به آن پاسخ دهد. در راستای پاسخ به این مسئله از نظریات نورمن فرکلاف به عنوان چارچوب مفهومی استفاده شد و برای گردآوری و تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل گفتمان انتقادی استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد که این مجموعه سریال بیانگر تقابل گفتمانی بین دو گفتمان مذهبی و دنیاگرایی است که محور اصلی این تقابل گفتمانی، تربیت فرزندان است. این سریال با نشان دادن پیروزی گفتمان مذهبی، گفتمان بهتر و برتر در راستای شیوه تربیت نسل جدید را معرفی می کند. دیگر نتیجه تحقیق بیانگر آن بود که سریال «ستایش» تصویری از فرایندهای اجتماعی در جامعه ایران است، زیرا در جامعه ایران نیز تقابل گفتمانی بین گفتمان دنیاگرایی و مذهبی وجود دارد و هر گفتمانی بر آن است که معنای مورد نظرش را تثبیت کند. فرایند اجتماعی حاکی از تقابل طبقاتی است که حامل این گفتمان هاست. بر این اساس در این سریال شاهد تقابل دو طبقه متوسط سنتی و طبقه بورژوازی بازاری هستیم. برای رفع این نزاع اجتماعی، گفتمان مذهبی (به مثابه گفتمان حاکم) از طریق متون گفتمانی (سریال ستایش) برتری گفتمان خود را به اثبات رسانده و سوژه ها (والدین و جوانان) را به گفتمان خود فرا می خواند.
عدالت در بسیاری از پژوهش ها به عنوان متغیری که زمینه بازداری از رفتار های انحرافی را فراهم می کند، معرفی شده است. با این حال نتایج به دست آمده در مطالعات انجام شده در این مورد، گاهی با یکدیگر ناهمخوان اند. به همین دلیل این پژوهش با هدف بررسی نقش تعدیل کننده پنج ارزش فرهنگی شامل فاصله قدرت، اجتناب از تردید، مردانگی/ زنانگی، جمع گرایی/ فردگرایی و غایت نگری زمانی (پویاییِ کار) در رابطه عدالت ادراک شده با رفتار های انحرافی اجرا شد. نمونه پژوهش 280 نفر بودند که به شیوه سهل الوصول (در دسترس) انتخاب شدند. ابزار های سنجش متغیرها شامل پرسشنامه ارزش های فرهنگی، پرسشنامه عدالت ادراک شده و پرسشنامه رفتار های انحرافی بودند. نتایج نشان داد که در مردانگی/ زنانگی و فاصله قدرتِ بالا، بین عدالت توزیعی با رفتار های انحرافیِ معطوف به سازمان و در مردانگی/ زنانگیِ بالا، بین عدالت توزیعی با رفتار های انحرافیِ معطوف به افراد، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در پویاییِ کار پایین، رابطه عدالت رویه ای با رفتار های انحرافی معطوف به سازمان نیرومندتر از این رابطه در پویاییِ کار بالا است. همچنین در اجتناب از تردیدِ پایین ، عدالت رویه ای با رفتار های انحرافیِ معطوف به افراد، دارای رابطه مثبت و معنادار و در مردانگی/ زنانگیِ پایین، رابطه عدالت رویه ای با رفتار های انحرافیِ معطوف به افراد منفی است. ولی این رابطه در مردانگی/ زنانگیِ بالا مثبت است. در مجموع نتایج پژوهش نشان داد که ارزش های فرهنگی می تواند روابط متعارف بین عدالت ادراک شده با رفتار های انحرافی را تحت تأثیر قرار دهد. این یافته برای پژوهش و نظریه پردازی در ایران، واجد اهمیت است.