چگونگی پیدایش و سیر تحول و شکوفایی نهادهای فرهنگی و دانشگاهی در غرب موضوع پیچیده و دشواری است که به سختی تن به پژوهش می دهد. در این مقاله نخست، با استناد به منابع معتبر، آرای چند مورخ برجستة تاریخ علم و قرون وسطی شناس صاحب نظر دربارة نحوة پیدایش و تأسیس نهادها و مراکز دانشگاهی بررسی می شود و تاریخ نسبتاً دقیقی در خصوص شکل گیری آن ها به دست می آید و سپس اجمالاً به رابطه استادان با دانشجویان و برنامه و مواد درسی و آموزشی آن ها اشاره می شود. در همین زمینه به بررسی کشمکش ها و جدال های فکری و دینی در محیط های دانشگاهی پرداخته و از سوی دیگر به مواضع و رفتار ارباب کلیسا در این مورد اشاره می شود. سرانجام به آمیزه عقلانی و علمی حاصل از این مناقشه ها، که در اواخر قرون وسطی دست مایة پیشرفت تمدن اروپایی و سپس انقلاب علمی شد، اشاره می شود.
این مقاله تلاش نموده است که با شناسایی شاخص ها و عوامل مؤثر بر ویژگی های محیطی و تأثیر آن در امنیت اجتماعی، به بررسی آن در فضاهای عمومی پارک و خیابان های پرتراکم شهر بابلسر بپردازد. روش تحقیق از نوع تحلیلی- تبیینی است و به منظور دستیابی به نتایج دقیق تر، با استفاده از شاخص های ترکیبی و در قالب پرسشنامه، دیدگاه کاربران منتخب در دو فضای مطالعه شده (پارک ها و خیابان های پرتراکم) مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات پرسشنامه با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد پردازش قرارگرفت و از آزمون هایی نظیر آزمون t تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیراستفاده شده است. یافته های تحقیق بیانگر آن است که فضاهای مورد مطالعه در معرض تهدید عواملی چون: ازدحام، فرم فضا، آلودگی بصری، آلودگی نور و آلودگی محیطی نیستند. همچنین، رابطه مستقیم و معناداری میان مؤلفه های محیطی و امنیت اجتماعی وجود دارد، در عین حال نتایج تحلیل مسیر هم نشان می دهد که عوامل محیطی (29/.) و پس از آن نور (283/0) بیشترین تأثیر را در ارتقاء احساس امنیت اجتماعی فضاهای عمومی شهر دارند.
هدف تمامی جمعیتها و سرزمینها‘رسیدن به عدالت اجتماعی و توسعه است . برای رسیدن به این هدف ‘ اجزای مورد نیاز باید تأمین شوند. گامهای آغازین برای رسیدن به هدف ‘ کارکردهای مربوط به رشد اقتصادی است که با آن می توان نیازهای اولیه جمعیت را پاسخ داد. جهت گیری و سرمایه گذاری برای توسعه انسانی و مدیریت خردمندانه‘ گامهای بعدی برای رسیدن به هدف را تشکیل می دهند. باید توجه داشت که رشد اقتصادی از نیازهای اولیه می باشد‘ ولی تنها وسیله ای است برای رسیدن به هدف یعنی توسعه انسانی.
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین میزان دینداری و نگرش به مصرف سیگار در بین دانشجویان دانشگاه یزد بود. روش تحقیق توصیفی – پیمایشی بوده است. 372 نفر از دانشجویان دانشگاه یزد با شیوه نمونه گیری طبقه ای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه استاندارد دینداری (گلاک و استارک، 1965) و پرسشنامه محقق ساخته نگرش به مصرف سیگار استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش آمار توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت. بین میزان دینداری و ابعاد آن با نگرش به مصرف سیگار رابطه معنی دار و معکوسی وجود داشت. چناچه فرد دارای سطح دینداری افزون تری باشد، معنایی که به خود و جهان اطرافش می دهد، توام با احساس ارزشمندی و هدفمندی است. از این رو احتمال کمتری دارد به اقداماتی نظیر مصرف سیگار و مواد دست زند.
در آستانه ورود به قرن بیستویکم یکی از ویژگیهای اصلی زندگی ما یعنی اعضای جامعه جهانی این است که هرلحظه در معرض پیامهای مختلف قرارداریم پیامهایی از جنس خبر یا تبلیغ و پیامهایی که در آنها مرزهای خبر و تبلیغ به هم نزدیک میشوند، تاجایی که در تعریفی از تبلیغ میتوانیم: «تبلیغ تجاری عبارت است از برانگیختن تقاضای محصول یا خدمت از طریق خبر، یا ایجاد جو مساعد برای کالا از طریق رادیو، تلویزیون و... که بابت آن پولی توسط تهیهکننده یا فروشنده پرداخت نمیشود.»
سیاستگذاری کلان در زمینه امور فرهنگی کشور که منجر به رشد و توسعه برنامه های فرهنگی با مضامین اسلامی و خودی و نه وارداتی شود، نیازمند مبانی نظری قوی خواهد بود. تبیین این سیاست ها از دیدگاه امام خمینی(ره) با بررسی آراء و نظرات ایشان کمک مؤثری به حل مشکلات فرهنگی خواهد کرد. این مقاله با روش توصیفی، تحلیلی در پی آن است که با بررسی نظرات امام خمینی در صحیفه امام و با تأکید بر وصیت نامه سیاسی الهی ایشان مؤلفه های سیاستگذاری امور فرهنگی کشور را استخراج کند. در این پژوهش به اختصار تلاش می شود به این سؤالات پاسخ داده شود: 1.امام خمینی چه تعریفی از فرهنگ ارائه می دهند؟ 2. با توجه به لزوم شناخت فرهنگ بیگانه، رهبر انقلاب چه ویژگی هایی را برای فرهنگ غیرخودی برمی شمرند؟ 3. چه پیشنهادهایی را می توان برای سیاستگذاری کلان امور فرهنگی براساس نظرات امام خمینی استخراج کرد؟
بیان مسئله و هدف: این تحقیق و بررسی پیرامون جرائم معافیت های پزشکی در امور وظیفه عمومی، علل و عوامل و راه های پیشگیری از آن در سطح فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در سال های 85 و86 صورت گرفته است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر جرایم معافیت پزشکی در امور وظیفه عمومی و راه های پیشگیری از چنین جرایمی است.
روش: این پژوهش از نظر نوع کاربردی و از نظر روش پیمایشی است. این تحقیق در محدوده مرکز وظیفه عمومی تهران بزرگ انجام گرفته و جامعه آماری آن نیز از خبرگان , مدیران وظیفه عمومی و پزشکان را تشکیل می دهند که محقق روی آنها شناخت قبلی داشته و حجم نمونه آماری 120 نفر است به صورت تمام شمار مورد بررسی قرار گرفته اند.
نتایج: نتایج این پژوهش نشان میدهد که عوامل آموزشی، قانونی، مالی، ضعف سیستمی و پیشرفت فناوری می تواند در به وجود آوردن جرایم معافیت پزشکی و سوء استفاده باندهای جاعل مؤثر باشد. از طرفی دیگر کیفی کردن رسیدگی، آموزش و برخورد با مجرمین، آگاه سازی مشمولان و خانواده های آنان، دقت و تعامل سازمانی ، معاینه دقیق توسط پزشکان حاذق و کنترل فنی و رفع خلأ های قانونی نیز میتواند در پیشگیری و کاهش جرایم معافیت پزشکی وظیفه عمومی تاثیر داشته باشد.
هدف اصلی مقاله حاضر بررسی تحول گفتمان مجمع روحانیون مبارز است که یکی از گفتمان های سیاسی مؤثر پس از انقلاب اسلامی به شمار می رود. برای تحقق این هدف، لازم بود ویژگی های گفتمان مجمع روحانیون مبارز را مطالعه و نوع و میزان تحول این گفتمان را در دولت های جنگ، سازندگی و اصلاحات و دولت فعلی مشخص کنیم. برای این بررسی از نظریه گفتمان لاکلا و موفه، به عنوان چهارچوب مفهومی، و از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، به عنوان روش تحقیق، بهره گرفتیم. داده های این تحلیل از بیانیه های مجمع روحانیون مبارز از سال 1367 تا 1388 و از مصاحبه عمیق با برخی عاملان این گفتمان و تحلیل اسنادی به دست آمد. یافته های تحقیق حاکی است گفتمان مجمع روحانیون مبارز در فاصله سال های 1367 تا 1388 متحول شده است. مفصل بندی این گفتمان در مرحله پیش از رحلت امام و در دولت موسوی به این شرح بود: اسلام (برداشت ایدئولوژیک و انقلابی اسلام) دال برتر؛ و عدالت؛ اقتصاد دولتی؛ اقتدار کاریزماتیک؛ صدور یک جانبه انقلاب؛ قوت ایدئولوژی انقلابی و ارزش های انقلابی؛ حضور ارزش های خاص گرایانه؛ و تأکید بر روحانیت به عنوان مهم ترین قشر اثرگذار دال های شناور این گفتمان بودند. پس از رحلت امام و در دولت هاشمی مردم (برداشت دموکراتیک و مردم گرایانه اسلام) دال برتر؛ و عدالت؛ اقتصاد خصوصی؛ اقتدار عقلانی و دموکراسی نخبه گرایانه؛ صدور انقلاب و رابطه یک جانبه با جهان؛ ارزش های واقع گرایانه و عمل گرایانه؛ حضور ارزش های خاص گرایانه؛ و تأکید بر روحانیت به عنوان مهم ترین قشر اثرگذار دال های شناور این گفتمان بودند. در دولت های خاتمی و احمدی نژاد مردم (برداشت دموکراتیک و مردم گرایانه اسلام) دال برتر؛ و آزادی؛ اقتصاد خصوصی؛ اقتدار عقلانی و افول دموکراسی نخبه گرایانه؛ رابطه تعاملی با جهان؛ ارزش های واقع گرایانه و عمل گرایانه؛ حضور ارزش های عام گرایانه؛ و تأکید بر سایر اقشار جامعه درکنار روحانیت دال های شناور گفتمان مجمع روحانیون مبارز را تشکیل داده اند.
آیا ماشین تاریخ را می سازد؟ هیل برونر در مقاله ای با همین عنوان‘ (1967) این پرسش را به منزله ُ‹‹مسأله جبرگرائی تکنولوژیک›› قلمداد می کند. این قضیه که تکنولوژی با ساخت و کاربردماشین آلات سروکار دارد‘ ممکن است برای مردم جوامع صنعتی آشکار و پیش پاافتاده به نظر آید. اما در این جا پرسش پیش می آید که پس تکلیف تاریخ پیش از عصر ماشین چیست؟ در روزگارانی که همه ابزارها با دست به کار می رفتند و به طبع همه نیرویی که برای به کار انداختن آن مصرف می شد از عضلات انسان برمی آید‘ ماشین در تعیین مسیر تاریخ چه نقشی داشت؟ تفاوت کاربرد ابزار با عملکرد ماشین چیست و این چیست قضیه در نقش انسان به عنوان یک سازنده چه تأثیری می گذارد؟ شخصی که خواسته باشد درباره این مسایل تأمل نماید‘ ناچار است که درباره ماهیت ماشین و کاربرد وسیعتر مفهوم به نسبت نوین تکنولوژی‘ به ویژه در تحلیل جوامع ماقبل صنعتی یا غیرصنعتی‘ بررسی نماید. یک چنی بررسی با قضایای مهمی در فلسفه تکنولوژی سروکار پیدا می کند و دلالتهای تاریخی و انسان شناختی شایان توجهی را به خود می گیرد. تا آن جا که به من مربوط است‘ این قضیه فصل یکسره نوینی را به رویم بازگشوده است و آنچه را که در این مقاله باید به عنوان یک گشت و گذار نه چندان دقیق پیرامون برخی از موضوعهای اصلی این مبحث‘ قلمداد کرد. از بررسی تداومها و تضادهای کاربرد ابزار در میان انسانها و جانوران دیگر‘ یکباره وارد شدن به مبحث مقایسه صنایع دستی‘ با "ماشین ساخته ها"‘ در واقع‘ پریدن از یک شاخه به شاخه کاملاً متفاوتی است. اما با این همه‘ این گونه بررسیهای تطبیقی به ویژه راجع به قضایای مربوط به نیتمندی و طراحی‘ از برخی جهات اساسی تفاوتهای شگفت آوری را می نمایانند.
علم اجتماعی و مشخصا جامعه شناسی بومی یا ایرانی با رویکردهای مختلف آن، عمدتا به نظام یا منظومه ای معرفتی که بررسی روشمند توصیفی، تفسیری، تبیینی، توجیهی و انتقادی مسائل فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، زبانی جامعه ایران با روش های خاص را موضوع مطالعه، تحقیق و نظریه پردازی خویش قرار داده باشد، اشاره دارد. بدیهی است که این دانش در شکل ایده آل خود برغم تعلقات سرزمینی، نسبتی ارگانیگ نیز با جریان جهانی علم جامعه شناسی دارد. امکان تحقق چنین دانشی با مختصات ویژه، هر چند مورد وفاق اکثریت جامعه شناسان و عالمان علوم اجتماعی ایرانی معاصر است اما فعلیت و تحقق آن در وضعیت و موقعیت کنونی، محل بحث و گفت و گوی جدی قرار دارد. این نوشتار با روش اسنادی در صدد شناسایی دیدگاههای مختلف در این خصوص و ارزیابی تحلیلی و انتقادی آنها براساس معیارهای مالوف است.
در سالهای اخیر شاهد روند رو به رشد زنانی هستیم که به تنهایی مسئولیت زندگی خویش را به دوش می کشند و به عنوان زنان سرپرست خانوار در جامعه معرفی می شوند. شاخص های آماری نشان می دهند که رشد زنان سرپرست در کشور ما نیز در حال افزایش است. هدف از نگارش این مقاله بررسی نقش اضطراب اجتماعی و خودباوری بر کارآفرینی زنان سرپرست خانوار می باشد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی است و با توجه به ماهیت موضوع و اهداف پژوهش توصیفی – همبستگی (مبتنی بر معادلات ساختاری) می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان سرپرست خانوار تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) مدیریت شهرستان ارومیه است که از میان آنها 374 خانوار به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد و مورد مطالعه قرار گرفت. برای سنجش کارآفرینی از پرسشنامه آلن، آر، کن یون(1992)، برای سنجش خودباوری از مقیاس چن، گالی و ادن (2001) و همچنین از پرسشنامه واتسون و فرند1969) برای سنجش اضطراب اجتماعی استفاده شد. یافته ها ی پژوهش نشان می دهد که رابطه ی منفی معناداری میان اضطراب اجتماعی و خودباوری زنان سرپرست خانوار تحت حمایت مدیریت شهرستان ارومیه در سطح معناداری 0.01 وجود دارد. یافته ها بیانگر وجود رابطه مثبت معنادار بین خودباوری و کارآفرینی زنان سرپرست خانوار در سطح معناداری 0.01 است. همچنین یافته ها حاکی از نقش میانجی خودباوری در رابطه ی بین اضطراب اجتماعی و کارآفرینی می باشد.
سلامت روان یکی از جنبه های مهم آسایش و سلامت تلقی می شود. خانواده های زن سرپرست در ایران و جهان رو به ازدیادند. زنان سرپرست خانوار به علت شرایط خاصی که در زندگی تجربه می کنند از نظر سلامت روان در معرض خطرند. این پژوهش با هدف شناخت عوامل اجتماعی مرتبط با سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی شهر کرمان انجام شده است. برای انجام این پژوهش از چارچوب نظری سرمایة اجتماعی، سرمایة اجتماعی شبکه و پیامدهای آن در حوزه سلامت استفاده شد.
نمونة این پژوهش 325 زن سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی بودند و اطلاعات از طریق پرسش نامة دوقسمتی محقق ساخته و پرسش نامة جی اچ کیو بیست و هشت همراه با مصاحبه جمع آوری شد. نتایج نشان داد که نزدیک به 44 درصد افراد وضعیت مناسبی از نظر سلامت روان ندارند. متغیرهای سن، اعتماد اجتماعی، احساس تعلق، مشارکت اجتماعی، سرمایة اجتماعی، اندازه شبکه اجتماعی و فراوانی تماس با اعضای شبکه، همبستگی معنی داری با سلامت روان دارند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که حمایت مالی، حمایت عاطفی، حمایت خدماتی و مشارکت اجتماعی، مهم ترین عوامل اجتماعی پیش بینی کنندة سلامت روان افراد مورد مطالعه محسوب می شوند. بنابراین، سرمایة اجتماعی شبکه، خصوصاً در بعد کارکردی، بیش از سرمایة اجتماعی عام در تبیین وضعیت سلامت روان مورد توجه است.