در برداشتی کلی، این مقاله دربارة موسیقی و زوایای جامعه شناختی آن است. فرض اساسی این مقاله آن است که موسیقی و تحوّلات و مفاهیم آن در خلأ اجتماعی ـ فرهنگی تولید نمی شود، بلکه موسیقی به نحوی برساخته ای اجتماعی ـ فرهنگی است. در میان انواع گوناگون موسیقی که به نحوی گروه های اجتماعی به آن گرایش دارند، این مقاله به طور مشخص گرایش جوانان ایرانی را به موسیقی پاپ و همبسته ها و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن بررسی کرده است. برای نیل به این هدف، این مطالعه با اتخاذ یک رویکرد نظری تلفیقی و یک رویکردی روش شناختی کمّی و با استفاده از روش پیمایش و تکنیک پرسش نامه 200 نفر از دانشجویان ورودی سال 1388 دانشگاه تربیت معلم را به صورت نمونه گیری طبقه ای چندمرحله ای انتخاب کرده و مورد مطالعه قرار داده است. یافته ها و نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهند که میان مفهوم سرمایة فرهنگی و شاخص گرایش به موسیقی پاپ رابطة مثبت معنی داری وجود دارد. این در حالی است که رابطة آماری معنی داری میان دین داری و شاخص گرایش به موسیقی پاپ وجود ندارد. به علاوه، میان متغیر پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی (SES) و شاخص گرایش به موسیقی پاپ رابطة مستقیم معنی داری وجود دارد. همچنین، جنس دانشجویان تفاوت معنی داری در گرایش آن ها به موسیقی پاپ ایجاد نمی کند. نتایج این مطالعه همچنین مؤید آن است که در میان جوانان مورد بررسی، بیشترین میزان گرایش به موسیقی پاپ به ترتیب به موسیقی پاپ داخلی، موسیقی پاپ ضبط شده در خارج از کشور، و موسیقی پاپ خارجی بوده است.
"موضوع مطالعه در نمایشگاه ساموئل بکت، خود را مینمایاند. در این نمایشگاه، اثر بکت به نام ”فیلم“ نمایش داده میشود. ”ویدئو“ و ”محاکمه“ در کنار ”فیلم“، زنجیره روایی این مقاله را شکل میدهند. ویژگی مشترک این ژانرها، ابهام در کیستی ابژه و چیستی ذهنیت است: موارد تاثیر گذار بر خودآگاهی به عاملیت سیاسی و احساس مسئولیت سیاسی. بکت در فیلم خود به دیدگاه تصاویر سه گانه دلوز نزدیک میشود؛ دلوز معتقد است که سه نوع تصویر مختلف به نامهای تصویر درکی، تصویر احساسی (عاطفی) و تصویر عمل، در سینما وجود دارد که تماشاگر و کاراکتر با هم در تمام این تصاویر حضور دارند. تصویر احساسی، ابزار مفیدی برای توجیه فیلم ”ویدئو“ ساخته استان داگلاس است. این فیلم نوعی بازسازی فیلم ”محاکمه” اورسن ولز است که براساس اثری از فرانسیس کافکا، ساخته شده است. عناصر بسیاری ""ویدئو"" را به ""فیلم"" مربوط میکند، اثر داگلاس سلسله ارتباطاتی با اثر بکت بر قرار می کند و در نتیجه، قرار گرفتن این عناصر مشابه میان این دو فیلم، نوعی ""تاریخ غیر متعارف"" از دو فیلم، در دو زمان متفاوت را ارائه میکند. از سوی دیگر، ولز که با رسانه بصری کار میکند، قهرمان کافکا را بازسازی میکند و آن را تجسم میبخشد. در حالی که بکت از شخصیتش، شخصیت زدایی میکند، حمایت داگلاس از فیلم ولز، نشانگر علاقه او به کشف رابطه میان تجسم و شخصیت است.
در عین حال، این هنرمندان، شکی سیاسی از هنر را ایجاد میکنند. این فیلمها نمونههایی از هنر سیاسیاند که نشان میدهد، چگونه یک هنر سیاسی می تواند به تلههایی که انتقاد از ایدئولوژی را میکشند، وابسته نباشد. هنر تاثیرگذار سیاسی، عاملیت را به بیننده وام میدهد.
فیلمهای مورد مطالعه در این مقاله، تقریبا صامت و بیواژهاند. البته گفتگوهای زیادی در فیلم رد و بدل میشوند. درواقع، با نمایش بصری واژهها، نقش زبان تغییر میکند. زبان بصری فیلم به مثابه چیزی بیش از ابزاری صرف برای تک خطی بودن و انسجام روایت، کانون توجه و اعتبار قرار میگیرد. این مقاله میکوشد تا عاملیت، درک ایدئولوژیک و تعهد در فیلمساز و تماشاگر رسانه فیلم را بازپردازی کند.
"
زمینه: حل مسأله یکی از هدف های مهم آموزشی به شمار می آید و یکی از خواسته های معلمان و والدین، کسب توانایی حل مسأله از سوی دانش آموزان می باشد. هدف: هدف این پژوهش بررسی رابطه علی اهداف پیشرفت و راهبردهای خودتنظیمی با عملکرد حل مسأله بود. روش: پژوهش حاضر در زمره تحقیقات همبستگی با استفاده از روش های الگوی علّی قرار دارد. در این پژوهش از دو پرسشنامه اهداف پیشرفت (الیوت و مک گیرگور، 2001) و راهبردهای خودتنظیمی (پینتریچ و همکاران، 1991) و یک آزمون ریاضی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تنها، راهبرد انگیزشی اثر مستقیمی بر عملکرد حل مسأله داشته و اهداف گرایش به تسلط و گرایش به عملکرد بر هر چهار راهبرد شناختی، فراشناختی، انگیزشی و مدیریت منابع تأثیر مستقیم داشته اند. این اهداف به واسطه راهبرد انگیزشی، تأثیر غیرمستقیمی نیز بر عملکرد حل مسأله داشته اند. بحث و نتیجه گیری: نتایج به دست آمده با یافته های تعدادی از پژوهش ها همسو و با بعضی از تحقیقات مغایر است؛ نکته حائز اهمیت، مقدار اندک واریانس تبیین شده عملکرد حل مسأله است. یکی از عواملی که می تواند در این امر مؤثر باشد، عدم تأثیر راهبردهای شناختی، فراشناختی و مدیریت منابع بر متغیر حل مسأله ریاضی می باشد.
تحقیق حاضر در نظر دارد تا به میانجی رویکرد برساختی تفسیری به کشف و بررسی زمینه ها و دلالت های معنایی روابط پیش از ازدواج جوانان و پیامد های آن بر زندگی متأهلی در شهر سنندج بپردازد. داده های این مطالعه کیفی از طریق مصاحبه عمیق گردآوری شده و از روش نظریه زمینه ای برای تحلیل داده ها استفاده شده است. با کمک روش نمونه گیری نظری و هدفمند با 21 نفر از مشارکت کنندگان مصاحبه گردید و نهایتاً داده های گردآوری شده در قالب 18 مقوله محوری و یک مقوله هسته، کدگذاری و تحلیل گردید. نتایج پژوهش بیانگر آن است که جوانان پیش از ازدواج، به دلایل مشکلات عاطفی، شدت یافتن امیال جنسی و عضویت و تسهیل پذیرش در گروه دوستان به رابطه با جنس مخالف روی آورده اند. در این میان محرکات جنس مخالف به مثابه زمینه تسهیل گر و فنّاوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی به منزله شرایط مداخله گر عمل کرده اند. جوانانِ مورد مصاحبه با میانجی دو راهبرد «روابط عاشقانه» و «روابط مبتنی بر فریب» به رابطه با جنس مخالف تداوم بخشیده اند. بر اساس مطالعه حاضر، تجربه رابطه پیش از ازدواج، با تقویت حس نوستالژیک، پیامدهایی چون احساس تأسف، مقایسه و تنوع طلبی جنسی، اختلافات خانوادگی، بی وفایی و عدم پایبندی در زندگی متأهلی را در پی داشته است. مقوله هسته «سیالیت پیوند زناشویی» ناظر بر پیامد های رابطه پیش از ازدواج جوانان بر زندگی متأهلی می باشد.
"اینترنت و تکنولوژی های جدید ارتباطی و اطلاعاتی، همه فرآیندهای مورد نیاز برای اتخاذ، تدوین و انتقال دانش به ویژه در سازمان های علمی- آموزشی و پژوهشی را متاثر ساخته است. مجموع فرآیندهای سازمانی مورد نظر، بخشی از سرمایه فکری در هر سازمان است. سرمایه فکری، بهطور خلاصه، دارایی های نامرئی و غیرملموس سازمان است که برای رسیدن به اهداف سازمانی به کار گرفته می شود. در مقاله حاضر (که برگرفته از نتایج یک پیمایش، با حجم نمونه 1200 نفر است) به بررسی اثر تکنولوژی اینترنت بر ابعادی از سرمایه فکری (سرمایه انسانی و سرمایه ارتباطی) در دانشگاه های ایران پرداخته ایم. مبتنی بر اصول نظری مطرح در این تحقیق، بهره مندی از اینترنت (در قالب دسترسی و مصرف آن) می تواند عاملی اساسی در رشد سرمایه فکری یک سازمان (در اینجا دانشگاه) باشد. نتایج حاصل از پیمایش نشان می دهد که دانشگاه های مختلف به لحاظ سطح سرمایه انسانی و سرمایه ارتباطی، وضعیت متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند. از سوی دیگر، سطح دسترسی به اینترنت و نیز مصرف اینترنت (نوع مصرف و حجم مصرف)، به عنوان اصلی ترین متغیرهای مستقل تحقیق، بر سرمایه انسانی و سرمایه ارتباطی در کل جامعه آماری اثرات معنادار (مثبت و مستقیم) دارد. به علاوه نتایج نشان می دهد که عوامل دیگری در فرآیند اثرگذاری دسترسی به اینترنت بر ابعاد فردی سرمایه فکری دخالت دارند. از جمله این عوامل، متغیرهای دانشگاه، گروه آموزشی مرجع، مقطع تحصیلی (دانشجویان) یا رتبه علمی (اعضای هیئت علمی) و جنسیت آنها است. در نهایت اینکه متغیر بهره مندی از اینترنت (به عنوان اصلی ترین متغیر مستقل تحقیق) در کنار متغیرهای سن، جنسیت و وضعیت تاهل، قابلیت تبیین بخشی از تغییرات سرمایه انسانی و سرمایه ارتباطی جامعه آماری مورد مطالعه را دارد.
"
بر اساس ادعای غالب، پست مدرنیسم اندیشه ای ذهنی و ایده الیستی است که در برهه ای از زمان، در اواخر قرن بیستم، در محافل روشنفکری سربرآورد؛ اما به واسطه ایده الیسم نهفته در خود نتوانست در واقعیت های اجتماعی جلوه گر شود و رو به افول رفت. مقاله حاضر، با تکیه بر روش نشانه شناسی و از رهگذر تحلیل و مقایسه چهار کارتون تلویزیونی در دو برهه مختلف، دهه 1970 و بعد از آن، این ادعا را مطرح می سازند که تأثیر گرایش های مختلف پست مدرنیسم بر تولیدات فرهنگی بیش از آن چیزی است که تصور می شود. کارتون های جدید به عنوان یکی از تولیدات فرهنگی که کودکان را مخاطب قرار می دهند، مشحون از نشانه هایی پست مدرنیستی هستند که حمله به فراروایت ها، جوهر ستیزی، نفی حقیقت، نفی بازنمایی، نفی سوژه گی و چندپاره گی هویت از جمله آنهاست. تحلیل نهایی گزارش این است که کودک از ابژه تربیتی در گفتمان مدرن به سوژه سرگرمی در گفتمان پست مدرن تبدیل شده است.
"در این تحقیق معیارهای مقبولیت و پذیرش یک حکومت از نظر ساکنان قلمرو آن مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به کارکردها و وظایف مورد انتظار از حکومت اسلامی، پرسشنامه ای با تعداد 25 گویه، طراحی و در بین افراد نمونه ای به تعداد 280 خانوار از ساکنان شمال و جنوب تهران توزیع شد تا معیارهای حکومت مقبول از نظر آنها مشخص شود.
نتایج تحقیق نشان داد که در محدوده مورد مطالعه، حکومت متکی بر اصول و معیارهای اسلامی به طور کلی مورد پذیرش مردم است و بسیاری از مردم علاقه مند به وجود حکومتی اسلامی با معیارهای مذهبی می باشند. همچنین با توجه به اهمیت دین و ارزش های دینی نزد مردم، علاوه بر معیارهای عقلی و قانونی رایج در همه جوامع، برخی معیارهای مذهبی که ناشی از کارکردهای حکومت دینی است نیز در مقبولیت حکومت موثر است. "