این تحقیق با استفاده از رویکرد بوردیو، تغییرات ارزشی پیرامون کار و فعالیت زنان و ارزش فرزندان در میدان روستایی و عشایری شهرستان گیلانغرب مورد کاوش قرار داده است. این مطالعه با روش کیفی انجام شده و حجم نمونه آن 38 نفر بوده که به وسیله نمونه گیری هدفمند انتخاب شده است. روش تحلیل مصاحبه ها نیز تحلیل محتوای کیفی بوده است که براین اساس، 4 مقوله اصلی حاصل شد. مقوله تغییر نسلی ارزشی زنان از تولیدی/اقتصادی به عاطفی/مصرفی در دو میدان روستایی و عشایری مشابه بود و دو مقوله دیگر شامل ارزش عاطفی و مصرفی فرزند در میدان روستایی و ارزش اقتصادی و تولیدی فرزند در میدان عشایری بودند. نتایج بیانگر آن است که زنان و دختران نسل جوان در میدان روستایی و عشایری نسبت به نسل گذشته در حال ازدست دادن ارزش اقتصادی و تولیدی و دارا شدن ارزش عاطفی و مصرفی هستند. کاهش تعداد فرزندان خانواده مقوله ای است که در هر دو میدان می توان شاهد آن بود. در میدان عشایری، کودکان عامل تولید و نیروی اقتصادی محسوب می شوند و در کنار والدین شان برای تأمین زندگی آینده خود در تلاش هستند؛ ولی در میدان روستایی کودکان ارزش عاطفی به خود گرفته و از ارزش اقتصادی و تولید تهی گشته اند.
پیشرفت های بنیادین در علم و فناوری، سازوکار اداره سازمان ها را در سراسر دنیا به طرز شگفت انگیزی دستخوش تحول کرده است. ازاین رو، فرهنگ پذیرش و توسعه علم و فناوری در سازمان های رسانه ای که در لبه تیز قرار دارند مستلزم دقت و توجه جدی است؛ درحالی که تجربه زیسته در سازمان های مذکور نشان از وجود موانع مهم در پذیرش و کاربردی سازی فناوری های نوین از سوی مدیران و کارکنان دارد. این پژوهش با اهداف ارائه راهبردهای مدیریتی به شناسایی و تحلیل موانع کلان اثرگذار بر پدیده پذیرش و توسعه فناوری های نوین در سازمان های رسانه ای انجام شده است. موانع کلان اثرگذار از طریق مصاحبه نیمهﺳﺎﺧﺘﺎریﺎﻓﺘﻪ (با روش تحلیل مضمون) از 14 نفر از خبرگان که به صورت هدفمند انتخاب شدند، احصا شد و از طریق رویکرد پژوهش عملیاتی نرم و تکنیک دیﻤﺘﻞ و طراحی پرسشنامه ای که در اختیار 13 نفر از خبرگان حوزه مدیریت رسانه قرار گرفت، رواﺑﻂ درونی ﺑیﻦ موانع مذکور، ﺷﻨﺎﺳﺎیی و تحلیل ﺷﺪ و ﻣیﺰان تعامل بین موانع و اﺛﺮﮔﺬاری و اﺛﺮﭘﺬیﺮی ﻫﺮ مانع ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺎیﺮ موانع ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﮔﺮدیﺪ. ﻧﺘﺎیﺞ ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن داد کﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮیﻦ موانع کلان اثرگذار ﻋﺒﺎرت اﻧﺪ از: اینرسی سازمانی، عدم تحو ل گرایی مدیریت، عدم نگرش نهادی، فقدان تحقیق و توسعه جامع، مسائل مربوط به منابع انسانی، فرهنگ ضعیف سازمانی، عدم تحلیل مناسب هزینه فایده در پذیرش فناوری های نوین، عدم پویایی ساختار سازمانی، مسائل زیرساختی، مسائل سیاسی و اداری کلان، موانع قانونی، عدم سهولت در دسترسی، آموزش و انتقال فناوری. دو نتیجه نظام یافته از این پژوهش حاصل شده است؛ نخست شدت اثرگذاری و اثرپذیری درونی موانع مربوط به توسعه فناوری های نوین در سازمان های رسانه ای و سپس اولویت بندی این موانع انجام شده است.
موضوع پژوهش: موضوع این مطالعه، تاثیری است که فرهنگ سازمانی و عدالت سازمانی بر انسجام سازمانی در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به عنوان قلب وزارت آموزش و پرورش دارد. انسجام سازمانی و فرهنگ وعدالت سازمانی به عنوان سه متغیر مهم و کلیدی مدیریت و رفتار سازمانی است که تحقق انسجام سازمانی منجر به تحقق اهداف و ماموریت خطیر آن سازمان است. هدف و موضوع پژوهش: هدف مطالعه حاضر آن است که شاخص های اندازه گیری فرهنگ، عدالت و انسجام سازمانی شناسایی شود و میزان تأثیر متغیرهای فرهنگ وعدالت سازمانی بر انسجام سازمانی تعین شود. روش تحقیق: این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر رویکرد، از انواع تحقیقات آمیخته است. جامعه آماری، خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت و رفتار سازمانی و کارکنان سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی هستند. روش نمونه گیری متخصصان(بخش کیفی تحقیق)، روش گلوله برفی و روش نمونه گیری کارکنان (بخش کمی تحقیق) تصادفی ساده بوده است. در بخش کیفی 12 نفر و در بخش کمی 187 نفر نمونه انتخاب شدند. ابزار بخش کیفی مصاحبه و بخش کمی پرسشنامه بوده است. یافته ها: عدالت سازمانی و فرهنگ سازمانی بر انسجام سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارند. سه مؤلفه عدالت توزیعی، رویه ای و تعاملی بر عدالت سازمانی و سه مؤلفه انسجام عاطفی، اجتماعی و ابزاری بر انسجام سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارند.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقش برنامه های تلویزیون در توسعه فرهنگی شهروندان تهرانی و اجرا شده است. این پژوهش از نوع کاربردی و آمیخته (کیفی-کمی) است. جامعه آماری پژوهش را در بخش کیفی 30 نفر از نخبگان حوزه رسانه و فرهنگ تشکیل دادند که با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. همچنین در بخش بررسی های آماری از نظرات 384 نفر از شهروندان تهرانی بالای 18 سال بهره گرفته شد. جهت جمع اوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن با استفاده از روایی صوری و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ موردتایید قرار گرفت. در این تحقیق 9 شاخص از طریق روش کیفی استخراج شد که عبارتند از: نگرش، گرایش، منش، مصرف فرهنگی، امنیت شخصی شهروندان، فراورده، ارتباطات، دستاورد و نیروی انسانی. جهت تجزیه و تحلیل و رتبه بندی عوامل شناسایی شده از تکنیک AHP استفاده شد. بر اساس نتایج حاصله، در ساخت برنامه های تلویزیونی برای ارتقای توسعه فرهنگی، منش ها دارای بیشترین تأثیر، فعالیت های فرهنگی و فراورده ها در اولویت دوم، نگرش در اولویت سوم، ابزارهای ارتباطی در اولویت چهارم، ارتقای نیروی انسانی در اولویت پنجم و گرایش ها در اولویت آخر قرار گرفتند.
پژوهش حاضر درباره موضوع «تأثیر زندگی کوخ نشینی و کاخ نشینی بر انسان (مردم و جامعه) از منظر امام خمینی (ره)» انجام شده است. هدف پژوهش، بررسی ماهیت و چگونگی کوخ نشینی و کاخ نشینی و تأثیر آن ها بر زندگی اجتماعی و رفتار انسان است که از منظر امام خمینی (ره) به آن ها پرداخته شده است. روش پژوهش با رویکرد کیفی و طرح تحقیق «تحلیل اسنادی» است. برای انجام پژوهش بر منابع دست اول تمرکز شده است که مبانی اعتبار پژوهش هستند. یافته های پژوهش نشان می دهد در جامعه اسلامی، کاخ نشینی و زندگی به این سبک فساد و برای جامعه مضر است؛ زیرا موجب ایجاد فاصله در اجتماع، بی اعتمادی عمومی، تضعیف همبستگی و انسجام اجتماعی، ایجاد حس بی عدالتی و درنهایت تضاد و تعارض در جامعه می شود، اما کوخ نشینی و داشتن این روحیه سبب همبستگی، انسجام و اعتماد در جامعه می شود و بستر مشارکت هرچه بیشتر را فراهم می کند؛ زیرا هدف از هر اقدام و مشارکتی رضای خداوند است و چنین امری علاوه بر اینکه در کنشگر ایجاد انگیزه می کند سبب بازتولید مشارکت و فعالیت بیشتر در خدمت جمع و جامعه می شود. براساس نتایج پژوهش، جامعه ای با روح کوخ نشینی پایدار است و رشد و توسعه خواهد یافت و همچنین دشمنان، در بحران ها از جمله جنگ ها، فتنه ها و کارشکنی ها نمی توانند خدشه ای به آن وارد کنند؛ زیرا مردم و حاکمیت در قالب کلیتی منسجم، هر ضربه ای را نمی پذیرند و آن را دفع می کنند.
این پژوهش با هدف دستیابی به مولفه های تمدن سعادتمندانه در آراء فارابی و دستیابی به الگویی معادل سازی شده با عصر حاضر انجام گرفته است. چرا که برای ساخت یک تمدن در شرایط گذار امروز، نیازمند دانش و فرهنگ در بستر نگاه واقع بینانه ی فلسفی هستیم و ساخت تمدنی جایگزین بدون اتکا به سنت ممکن نیست. یافتن الگویی منعطف و پایدار برای تعالی انسان در بستر جامعه ای نیکبخت، آمال نهایی این نگاره است. روش پژوهش بر اساس مطالعه کتابخانه ای آثار و آراء فارابی و سپس تحلیل و الگوسازی آن با توجه به مفاهیم و عناصر امروزیست. در نتیجه پژوهش به این مطلب رسیدیم که فارابی به عنوان فیلسوفی تمدن ساز در طرح مدینه ی فاضله خود، برای تمدن و فرهنگ، معیاری مبتنی بر دیدگاه ساخت گرا، مدل نیازها و دیدگاه اصالت فرد در ضمن جمع ارائه می دهد. این شبکه پایدار ساختاری بر اساس سیستم معرفتی، قانونی و فرهنگی خاص اوست که ضمن مرتفع ساختن کلیه نیازهای افراد، به نیاز اساسی او در جهت نیل به سعادت در پرتو کمال اخلاقی پاسخ بنیادین می دهد به گونه ای که اندیشمندان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می توانند با معیار قرار دادن این الگو، راهبردهای علمی و عملی متناسب با شرایط و ویژگی های هر جامعه ای را طراحی کنند. و در نهایت به این نکته رهنمون شوند که با وجود التقاط و درهم تنیدگی فرهنگی در عصر انتقال با الگوی برگرفته از طرح زنده و پویای مدینه فاضله فارابی در ساخت تمدن سعادتمندانه مبتنی بر غایت بشر، می توان طرح تمدن جایگزین را ایجاد کرد.
Purpose: The purpose of this paper is to understand of the presence of entrepreneurial competencies in the curriculum of teacher education in Iran. Methodology: approach – This was a qualitative research with an interview and content analysis approach. The research population consisted of two groups of entrepreneurs with teacher education and the curriculum syllabus a bachelor of teacher education. The research tools included a semi-structured interview, and a content analysis checklist. Findings: The research findings resulted in the extraction of 42 competencies in the form of three classes of knowledge, attitude and skill. Results also indicated that the presence of entrepreneurial competencies among the syllabus of teacher education curriculum does not meet a suitable level. Conclusion: Therefore, the officials and curriculum developers should take the necessary steps to revise the curriculum syllabus according to the addition of intended competencies in this area to push teacher students towards entrepreneurship.
درعصر ارتباطات، شکاف دیجیتالی پیامدهای متفاوتی را درحوزه فرهنگ به همراه داشته و کاهش میزان باروری زنان در دو دهه اخیر که نگرانی مسئولان و مدیران را به دنبال داشته نیز تحت تاثیر عوامل فرهنگی ناشی از شکاف دیجیتالی و دیگر عوامل موثر بر پدیده باروری، قرارگرفته است. در پاسخ به این سوال که شکاف دیجیتالی تا چه اندازه بر باروری زنان ساکن تهران تاثیر داشته، 600 نفر از آنان به شکل نمونه تصادفی نظام مند بر اساس جدول لین انتخاب شدند و مورد بررسی گرفتند. یافته های تحقیق مبین ارتباط معنادار بین شکاف دیجیتالی و باروری است و برخی از مولفه های اجتماعی (خاستگاه قومی، میزان تحصیلات و وضعیت اشتغال زنان) با باروری زنان ارتباط دارد. در نهایت آزمون مدل تحقیق با استفاده از معادلات ساختاری نشان می دهد که شکاف اجتماعی، شکاف دیجیتالی و آشنایی به زبان های خارجی می توانند 51 درصد از تغییرات متغیر وابسته یعنی رفتار باروری زنان متاهل ساکن تهران را سال 1397 (2018) تبیین کنند.
این مقاله تلاش دارد نحوه برساختِ فرهنگی-اجتماعیِ جنسیت و تحقق ناپذیریِ امر جنسیتی را بواسطه نظریاتِ ژک لکان و جودیت باتلر با تمرکز بر سوژه تراجنس بررسی کند. ابتدا از طریق برهم کنشی نظم هایِ سه گانه لکان (تخیلی، نمادین و واقع) به چگونگی شکل گیریِ سوژه تراجنس بواسطه شکاف میانِ هویت تخیلی (منِ آرمانی) و هویت نمادین (آرمانِ من) پرداخته می شود. سپس به فرایندِ گذار جنسی از طریق عمل جراحی تطبیق جنسیت به منظور راهی برای به رسمیت شناسیِ میلِ سوژه توسط دیگری/دیگری بزرگ اشاره می شود. لکان تفاوت جنسی را ورای اندام های جنسی و مبتنی بر دال های زبانی بعنوان ایده آل های هنجارین و باتلر آن را به مثابه ساختارهایِ گفتمانی می داند که بطور زمان مند بدن ها را شکل داده و در قالب اجراگری بیان می شود. روش تحقیق این مقاله، کیفی است و داده ها بوسیله مصاحبه گردآوری و در قالب روایت پژوهی از طریق مفاهیم نظری تحلیل شده است. میدان تحقیق، شهر تهران و مشارکت کنندگان، هفت نفر از افراد تراجنس است که بصورت هدف مند با روش گلوله برفی انتخاب شده اند. یافته ها نشان می دهد ناممکن بودگیِ تحقق جنسیت به مثابه مدلول، جنسیت را تنها از طریق دالِ بدنی و در قالب اجراگری ارائه می دهد. تلاشِ سوژه در نظم نمادین (عمل جراحی تطبیق جنسیت) برای همسویی با جنسیت تخیلی (آنچه سوژه از خودِ جنسیتی در ذهن دارد) در برخورد با امر واقع، شکافی پُرناشدنی است؛ که تمرکزِ تفاوت/هویت جنسیتی بر محوریت دال/بدن در نظم نمادین موجب می شود تا فقدانِ جنسیت از طریق اجراگری در قالب فانتزی همزمان سوژه را ساخت و تخریب کند. در نتیجه، جنسیت بیش از آنکه امری درون ماندگار باشد، امری زبان شناختی و اجراگرایانه است.
توجه به تعامل دانشگاه با جامعه، در کنار دو کارکرد اصلی نظام آموزش عالی، یعنی؛ آموزش و پژوهش، بر نقش اجتماعی دانشگاه ها در پاسخگویی به نیازها و انتظارات جامعه در سطوح مختلف، دلالت دارد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، شناسایی و دسته بندی نگرش خبرگان دانشگاهی در خصوص چالش های پیش روی تعامل دانشگاه با جامعه؛ با استفاده از رویکرد آمیخته و روش کیو بوده است. جامعه آماری پژوهش را هجده نفر از صاحب نظران، خبرگان و اساتید دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی مختلف در سطح کشور تشکیل می دهند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری، به عنوان اعضای نمونه انتخاب گردید. علت اصلی این انتخاب نیز، تخصص، تجربه آکادمیک و تألیفات خبرگان در حوزه آموزش عالی در نظر گرفته شده است. در بخش کیفی پژوهش، با استفاده از 18 مصاحبه صورت گرفته، فضای گفتمان حاصل گردید و با استفاده از نظرات و دیدگاه های آنان، گزینه های کیو و در ادامه آن، مجموعه کیو به دست آمد. همچنین، در بخش کمی نیز، با استفاده از نرم افزار SPSS داده های به دست آمده در بخش کیفی، مورد تحلیل قرار گرفت که درنهایت، هفت نگرش اصلی، در این زمینه، شناسایی گردید.
تنظیم هیجان به مثابه فرآیندی تعریف شده است که افراد می توانند به وسیله آن ماهیت، سیر و بیان هیجان ها را شناسایی، ارزیابی و تحت تأثیر قرار دهند. افراد دارای ناتوانی ذهنی مشکلاتی را در تنظیم هیجان تجربه می کنند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، تحلیل محتوای آموزش کتاب های تفکر و سبک زندگی دوره اول متوسطه حرفه ای بر اساس مؤلفه های تنظیم هیجان بود. این پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل محتوا بود. جامعه آماری این پژوهش، کتاب های تفکر و سبک زندگی پایه های هفتم، هشتم و نهم دوره اول متوسطه حرفه ای (۳ جلد کتاب) در سال تحصیلی ۱۴۰۱- ۱۴۰۰ بود. ابزار پژوهش شامل چک لیست تهیه شده بر اساس مدل فرآیندی تنظیم هیجان گراس بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش آنتروپی شانون استفاده شد. نتایج نشان داد که مؤلفه مربوط به اصلاح موقعیت با ۳۴ مورد بیشترین فراوانی و گسترش توجه با ۷ مورد کمترین فراوانی را دارد. بیشترین ضریب اهمیت در بین مؤلفه های تنظیم هیجان، مربوط به اصلاح موقعیت با مقدار (۳۶/۰) و کمترین ضریب اهمیت به گسترش توجه با مقدار (۰۶/۰) بود. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که به طور کلی به تنظیم هیجان در کتاب های تفکر و سبک زندگی دوره اول متوسطه حرفه ای کمتر توجه شده است.
در این مقاله در پی آن هستیم تاثیر هریک از انواع سرمایه اجتماعی (شامل مشارکت اجتماعی، عضویت در شبکه های روابط اجتماعی و اعتماد) و انواع سرمایه فرهنگی (شامل عینیت یافته، تجسم یافته و نهادینه شده) را بر کیفیت زندگی سالمندان آسایشگاه خیریه کهریزک بررسی کنیم . روش انجام پژوهش حاضر پیمایش است، نمونه گیری بصورت خوشه ای یک مرحله ای انتخاب شده، خوشه معادل اتاق در نظر گرفته شده است و به صورت تصادفی، 34 اتاق انتخاب و در نهایت 204 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. داده ها در محیط اس پی اس اس تجزیه و تحلیل شده-اند. یافته های تحقیق نشان می دهند هر سه متغیر اصلی یعنی سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و کیفیت زندگی وضعیت مطلوبی در میان پاسخگویان ندارند. با این حال ظرفیت سرمایه اجتماعی سالمندان مورد مطالعه (با نمره کل 63.29 از 120 نمره) بسیار بیشتر از نمره سرمایه فرهنگی (11.90 از 81 نمره) آنان است. همچنین نمره کل سالمندان از کیفیت زندگی 64.05 بوده و حداکثر نمره ای که برای این متغیر در نظر گرفته شده ، 105 نمره است، این در حالی است که یافته ها نشان می دهد بین همه ابعاد سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی با کیفیت زندگی ارتباط معنادار وجود دارد، متغیر مشارکت اجتماعی و پس از آن متغیر شبکه روابط اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد سرمایه اجتماعی بیشترین اثرگذاری را بر کیفیت زندگی سالمندان دارند. در پایان بر اساس یافته ها و نتایج، پیشنهاداتی برای ارتقای کیفیت زندگی سالمندان پیشنهاد شده است.
براساس تحقیقات نظری و تجربی، عامل دین یا جهت گیری دینی از عوامل تعیین کننده رفتار انتخاباتی است. در ایران پس از پیروزی انقلاب، دین با کنترل نهاد سیاست توانسته است، گستره وسیع تری از زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. با توجه به اهمیت نهاد دین و نظام سیاسی دینی در ایران، تبیین نشدن امور از جانب دین، اعوجاجات نظری مربوط به دین در جامعه و اغتشاشات تجربی درباره تأثیر دین داری بر مشارکت انتخاباتی در متون غالب خارجی و کمبود مطالعات مشخص و موثق درباره این موضوع، این مطالعه درصدد بررسی رابطه دین داری و مشارکت انتخاباتی در شهرستان های ایران در انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری است. روش تحقیق، روش تطبیقی درون کشوری و داده های آن اسناد ثانویه (دست دوم) و پیمایش های قبلی است. جامعه آماری مدنظر، همه داده های اسنادی در شهرستان های کشور است. واحد تحلیل، شهرستان های کشور در واحد زمانی و سطح تحلیل کشور ایران است که جمعیت آماری تحقیق، معادل با 426 شهرستان است. داده های این مطالعه از نوع داده های تجمیعی است. نتایج تحقیق نشان داد که تأثیر نوع مذهب بر مشارکت انتخاباتی تحت تأثیر قومی بودن شهرستان قرار دارد و این قومی بودن شهرستان است که موجب افزایش و کاهش میزان مشارکت انتخاباتی است، نه نوع مذهب. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که دین داری تأثیر مهم و اساسی بر مشارکت انتخاباتی ندارد، اما این سخن به معنای تأثیرنداشتن دین داری بر نتایج انتخابات و ترجیح انتخاباتی نیست. شاخص های دین داری، بیشتر از آ نکه در مشارکت انتخاباتی مؤثر باشند، در ترجیح انتخاباتی تأثیر دارند.
بازی جنگ رشته ای کاربردی معطوف به بازی های جدی است که ضمن تمایز حرفه ای از رشته آینده پژوهی، جامعه علمی و نیازمندی های خاص خود را دارد. در کنار این تمایز، تشابه ماهوی دو رشته به ویژه با منظور داشتن بازی غیر آموزشی در سطوح سیاستی و راهبردی قابل توجه است. مسئله این است که اگر مشترکات و زمینه های هم افزایی دو رشته به خوبی درک نشود، زمینه برای رقابت های نابجا بین متخصصان دو رشته افزایش می یابد. برای این منظور ضمن مطالعات کتابخانه ای و برگزاری نشست های گروه کانونی متشکل از فعالان بازی جنگ، آینده پژوهی و مطالعات راهبردی، از تحلیل محتوای کیفی برای استنباط حرفه ای رابطه بین دو رشته استفاده شد. می توان همگرایی دو رشته در مبانی نظری، برخورداری از اهداف مشترک و عرصه های هم افزایی عملی و همچنین امکان هم افزایی در حوزه روش را مشهود دانست. این دو در پرورش متفکران و تصمیم سازان چابک، تیم سازی بین رشته ای و فرارشته ای، مشارکت جویی از افکار واگرا، محیط شناسی مسئله محور، اشتراک گذاری دانش و مهارت افزایی اجرای خرده روش ها با یکدیگر هم افزایی عملی دارند. نیاز است در آینده ضمن بررسی دقیق تر ارتباط بین فرایندهای علمی و اداری دو رشته برای هم افزایی آموزشی و پژوهشی بین مراکز علمی بازی جنگ و آینده پژوهی و نیز توسعه ابزارها و سامانه های مشترک راهکارهایی ارائه شود، که جلوه آن در توسعه ایده «آزمایشگاه آینده» است.
هدف از این تحقیق شناخت راه حلی برای تناقض نمای نظارت الکترونیکی درجامعه اطلاعاتی و برخورد تکنوکراسی با حریم خصوصی افراداست. این پژوهش با روش مطالعات اسنادی انجام گرفته است. پژوهشگر از تکنیک مقایسه دائمی وبرای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده کرد.یافته های تحقیق نشان می دهد که بسیاری در نظریه بدبینانه خود تکنوکراسی را ناقض حریم خصوصی می دانند درحالیکه همین تکنوکراسی است که امکان تبادل اطلاعات،تولید وتوزیع انبوه آن ها درجوامع امروزی فراهم کرده است ولذا نمی توان با حذف آن اصولا تعریفی از اطلاعات وداده های شخص وحریم خصوصی افراد ارائه کرد.ممکن است حریم خصوصی وآزادی افراد با نظارت دولت درتعارض باشد اما با استفاده از روش دیالکتیک عناصر معارض نظارت وتکنوکراسی با حریم خصوصی می توانند در مجموعه جامعه اطلاعاتی قرارگیرند. برای حل مساله تضاد میان حریم ونظارت می توان دقیقا از این اصل دیالکتیک مارکس استفاده کرد که می گوید: دیالکتیک به معنی اخص کلمه، بررسی تضادها درماهیت داخلی اشیاء است.به زبان ساده تر چیزها ضد خود را در خود دارند ومبارزه این اضداد است که موجب حرکت می شود.مانند مبارزه طبقه کارگر با سرمایه دار که باعث حکومت پرولتاریا [کارگران] می شود.ودرحل مساله این تحقیق، مبارزه میان «حریم خصوصی» و «نظارت الکترونیکی» بیانگر سنتز آن، یعنی تولید اطلاعات دریک فضای تحت نظارت است. نظریه نظم خودجوش نیز این تعارض را می پذیرد ونظریه ناصفر بر شرایط برد-برد نظارت وحریم خصوصی صحه می گذارد.
گسترش فناوری اطلاعات تحولات زیادی بر بخش های مختلف از جمله حوزه بازاریابی و تبلیغات ایجاد نموده است و باعث اضافه شدن مفاهیمی چون بازاریابی دیجیتال به ادبیات حوزه بازاریابی شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباطات بازاریابی دیجیتال انجام شده است. این پژوهش از نوع توصیفی بوده و با مروری بر پژوهش های انجام شده داخلی و خارجی در مورد ارتباطات و استراتژی های مورد استفاده برای آن در بازاریاب دیجیتال انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در بازاریابی دیجیتال علاوه بر محتوای تبلیغات ، ارتباطات و استراتژی های ارتباطات نیز تاثیر بسیار زیادی در معرفی برند و هچنین جذب بازار و مزیت های رقابتی آن دارد. در بازاریابی دیجیتال انواع ارتباطات از جمله تعاملات در شبکه های اجتماعی ، بنرهای تبلیغاتی ، ارتباط از طریق موتورهای جستجو، ارتباطات افلاین همانند ایمیل و ارتباطات مخفی همچون کرم های تبلیغاتی وجود دارد که جهت افزایش آگاهی، تعامل، تجربه، کسب یا حفظ مشتری کاربرد دارند.
جلب رضایت دانشجویان ازجمله دغدغه های نظام آموزش عالی در کشور است که کمتر مورد پژوهش قرار گرفته است. مقاله حاضر برگرفته از پژوهشی است که با هدف شناسایی و اولویت بندی متغیرهای مؤثر بر رضایت دانشجویان انجام شده است. داده های این مقاله با استفاده از پرسشنامه ای محقق ساخته با نمونه ای به حجم 409 نفر در 11 دانشکده دانشگاه رازی جمع آوری و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. این بررسی شامل دو حوزه انتظار دانشجویان و برداشت ذهنی آنان از عملکرد دانشگاه بود. رضایت مندی از متغیرهای مختلفی که به ابعاد کلان، میانی و خرد قابل تقسیم هستند، تأثیرپذیر است، در این مقاله تعدادی از متغیرهای خرد و میانی موردبررسی قرار گرفت. به صورت خلاصه یافته های این پژوهش نشان دهنده این واقعیت است که بین پنج متغیر موردمطالعه (تعامل استاد – دانشجو؛ تصویر برند دانشگاه؛ فضا و تجهیزات؛ رفتار کارکنان و تسهیلات فرهنگی ورزشی) و سطح رضایت مندی دانشجویان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ لکن آنچه حائر توجه است پایین تر بودن نمره خدمات دریافتی»(متأثر از عملکرد کنونی دانشگاه ها) از سطح انتظارات دانشجویان در تمامی شاخص های موردمطالعه است؛ بنابراین فارغ از اینکه چه عواملی زمینه تقلیل انتظار و یا افزایش سطح عملکرد دریافتی را فراهم می سازد؛ می توان گفت که میزان رضایت مندی پایین تر از سطح بایسته آن است و این موضوع نشان از وجود ضعف در سیستم مدیریت خدمت رسانی دانشگاه رازی است. از دیگر یافته های مهم این پژوهش سطح تأثیرگذاری بسیار زیاد تعامل استاد –دانشجوبر رضایت مندی دانشجویان است
مقدمه: بزهکاری اطفال و نوجوانان یک رفتار غیرمعمول و از اشکال انحرافات اجتماعی بوده و گسترش آن حیات اجتماعی را به خطر می اندازد. از اینرو شناخت عوامل مؤثر در به خطر انداختن آنان در عرصه بزهکاری و سپس ارائه راهکارهای پیشگیرانه لازم و مناسب به ویژه از نگاه کارشناسان لازم و ضروری می باشد. روش: پژوهش حاضر از نوع پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل مقامات قضایی، مدیران مدارس و مددکاران اجتماعی استان مازندران در سال 1399 می باشند. مطابق با فرمول کوکران 384 نفر به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته و این تعداد با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش جهت گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بوده که متناسب با هدف و سنجش نگرش جمعیت نمونه ایجاد شده است. از 22 شهرستان استان مازندران، به صورت تصادفی منظم 8 شهر انتخاب شده و از هر شهر 50 نفر به صورت تصادفی جهت پاسخگویی به پرسشنامه انتخاب شدند. جهت تعیین شناخت نظرات نمونه مورد بررسی و تعمیم نتایج به جامعه آماری از آماره های خی دو و فریدمن استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که از نگاه نمونه مورد بررسی، وضعیت اقتصادی خانواده، نظارت و کنترل خانواده و الگوهای اخلاقی و تربیتی خانواده بر بزهکاری اطفال و نوجوانان مؤثر می باشد. همچنین از نگاه آنان، کودکان و نوجوانان کاربر فضای مجازی بیشترین گرایش به ارتکاب جرائم مربوط به عفت عمومی و هتک حیثیت داشته و نیز یکی از بالاترین آمار بزهکاری کودکان و نوجوانان مربوط به جرم خشونت خیابانی می باشد. نوع تربیت و اخلاق خانواده مهمترین متغیر تأثیرگذار بر متغیر وابسته در نظر گرفته شد. بحث: یافته های پژوهش حاضر بنیادها و فرضیه های بسیاری از نظریه های اجتماعی، روان شناختی، اقتصاد و جرم شناسی را در خصوص عوامل موثر بر جرم تأیید کرده است. همچنین رویکرد نوین «پیشگیری اجتماعی» جهت جلوگیری از گذار از اندیشه به عمل مجرمانه از طریق وضع برنامه های اجتماعی کارآمد در زمینه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مورد توجه است.
تحرک اجتماعی یکی از مضامین مورد توجه فیلم سازان موج نو سینمای ایران در سال های پیش از انقلاب بوده است. در این سال ها به دلیل تحولات اقتصادی و اجتماعی و تلاش دولت برای مدرنیزاسیونِ ساختار سنتی اجتماع، تحرک اجتماعی نوینی در جامعه رخ داده که در فیلم های فیلم سازان معترض آن دوره مورد انتقاد قرار می گیرد. در این مقاله سه فیلم، که با مرگ ضد قهرمان به پایان رسیده، از منظر تحرک اجتماعی بررسی می شوند. بنابراین زاویه دید کارگردان فیلم های مورد بررسی را در نمایش مرگ این قهرمانان و ارتباط مرگ این افراد با تحرک اجتماعی در جامعه ایرانی آن زمان مورد تحلیل قرار می دهیم. در تحلیل فیلم ها از نظریات گلدمن و دو شیوه نقد برون نگر و درون نگر استفاده شده است.