زیارت دیدار خودخواستة اماکن مقدس است که ابعاد عینی و ذهنی دارد؛ بعد عینی زیارت متضمن نهادمندی و توجیه مندی است. در حالی که نهادمندی زیارت حاصل انجام مکرر عمل زیارت در چارچوب آداب و احکام معین مذهبی است، توجیه مندی زیارت عمدتاً شامل مجموعه احادیث و روایاتی است که در فضیلت و ثواب زیارت نقل شده و از طریق فرآیندهای پرورش و یادگیری اجتماعی زیارت را توجیه پذیر می کند. بعد ذهنی زیارت متضمن درونی سازی معنای زیارت است که به آگاهی زائر از خارق العاده بودن زیارت شونده و خضوع در برابر او می انجامد.
تحلیل پدیدارشناختی تجارب زیارتی شش زائر در مشهد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند نشان داد که اولاً مناسک زیارت، عقیده به تقدس، عقیده به شفاعت، دلدادگی، خضوع، توسل جویی، مناجات و آرامش از موضوعات مرکزی معنای زیارت است که برحسب اشتراک معنا به سه مقوله کلی تر شامل آداب مندی زیارت، عقیده به خارق العادگی زیارت شونده و جذبه قابل تقسیم است. ثانیاً هرسه مقوله معنایی مذکور در همه تجارب زیارتی مشارکت کنندگان وجود دارد و این اشتراک نشان دهنده پدیدار اجتماعی زیارت است. در مقابل، وجه تفریدی زیارت عمدتاً مربوط به میزان رعایت آداب زیارت، ادراک خارق العادگی زیارت شونده و میزان جذبه و پیوستگی به اوست.
" نزاعهای دستهجمعی یکی از مسائل اجتماعی و پدیدههای قدیمی است که کماکان در برخی اجتماعات کوچک و روستاها وجود دارد. این مقاله به ریشهیابی این پدیده از دیدگاه جامعهشناسی و نقش نیروهای اجتماعی در بروز این پدیده میپردازد و با مطالعه موردی دو روستا نشان میدهد در جایی که گروههای متمایز اجتماعی وجود دارد مبارزه آنها برای کسب قدرت و منابع کمیاب (آب و زمین) در بروز نزاعهای دستهجمعی نقش تعیینکننده دارد. از سویدیگر در جایی دیگر که مبتنی بر نظام خویشاوندی نسبتاً یکپارچهای است و گروهبندیهای متمایز اجتماعی شگل نگرفته است، نزاع دستهجمعی به وقوع نمیپیوندد.نزاع دستهجمعی به وقوع نمیپیوندد.
"
به دنبال عدم موفقیت سیاستهای رشد و توسعه اقتصادی و بروز نارضایتی هایی در اجرای این سیاست ها، مباحث مربوط به رضایت از زندگی در بین اندیشمندان مختلف مطرح شد. به نظر ایشان عوامل مختلفی می توانند بر رضایت از زندگی افراد اثرگذار باشند که یکی از مهم ترین آن ها وضعیت دینداری افراد و شرایط دینی و مذهبی جامعه می باشد. این مقاله با روش تحقیق اسنادی و با تحلیل ثانویه داده های آماری موج پنجم پیمایش ارزش های جهانی با نمونه ای 2667 نفری در ایران به آزمون فرضیات پرداخته است. نتایج نشان می دهد ضریب استاندارد اثرگذاری دینداری بر رضایت از زندگی 14/0 می باشد. بعلاوه این که ابعاد مختلف دینداری اثر یکسانی در میزان رضایت از زندگی ندارند به این صورت که اعتقاد به خدا و نیز مشارکت در مناسک جمعی دینی رضایت از زندگی بالاتری را برای فرد به همراه می آورند. همچنین نتایج گویای این امر است که شرایط مذهبی جامعه ایرانی محیط مناسبی را برای افزایش سطح رضایت از زندگی مومنان فراهم آورده است.
در دنیای امروز شرکت در فعالیت های ورزشی، به عنوان یک عنصر اساسی در زندگی افراد به شمار می آید، سرمایه اجتماعی هر فرد مهمترین بستری است که فرد بر اساس آن به مشارکت ورزشی می-پردازد. از این جهت، هدف از این تحقیق بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی بانوان جوان و مشارکت آنان در فعالیت های ورزشی است. از نظریه سرمایه بوردیو به عنوان چارچوب نظری این پژوهش استفاده شد و همچنین جامعه آماری را بانوان جوان 18-35 ساله شهر یزد تشکیل داده و برای گردآوری داده ها تعداد 200 نفر از آنان به عنوان نمونه به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد که مشارکت ورزشی زنان جوان 18 تا 35 ساله شهر یزد، در سطح متوسطی می باشد. مقایسه میانگین مشارکت ورزشی در میان پاسخگویان بر حسب سن و اشتغال تفاوت معنی داری را نشان می دهد. اما مقایسه میانگین مشارکت ورزشی در میان پاسخگویان بر حسب میزان تحصیلات تفاوت معنی داری وجود ندارد. بر اساس نتایج رگرسیونی، متغیرهای ارتباطات اجتماعی (r=0/280) و هویت اجتماعی (r=0/113) بر متغیر مشارکت ورزشی تاثیر مستقل و معناداری داشتند که در این میان بیشترین تاثیر گذاری مستقیم بر نمره مشارکت ورزشی مربوط به مصرف رسانه ایی (r=0/463) است. در نهایت سرمایه اجتماعی (r=0/944) بیشترین تاثیر مستقیم را بر متغیر مشارکت ورزشی دارد بنابراین با توجه به نتایج تحقیق می توان به این هدف کلی دست یافت که سرمایه اجتماعی بر مشارکت ورزشی زنان جوان شهر یزد تاثیر بسزایی دارد.
هدف این تحقیق، بررسی وضعیت عوامل دانش آفرینی و سیاست های شکل گیری و تقویت آنها در دانشگاه های دولتی استان بوشهر، از دیدگاه اعضای هیئت علمی است. روش تحقیق توصیفی - پیمایشی و جامعه آماری اعضای هیئت علمی دانشگاه های دولتی استان بوشهر در سال تحصیلی 92-93 بودند. برای تحلیل داده ها، علاوه بر روش های توصیفی از روش های استنباطی از جمله آزمون T برای مقایسه میانگین و تحلیل واریانس در قالب نرم افزار SPSS و EVIEWS استفاده شده است. نتایج نشان داد: راهبردهای مربوط به فرهنگ سازمانی و نظام آموزش و توانمندسازی، بر فرایند دانش آفرینی نقش مثبت داشته و در مورد ساختار سازمانی، ارتباط دانشگاه با جامعه و صنعت، نظام جذب نیروی انسانی، مراکز پژوهشی، نقش منفی راهبردهای فعلی بر فرایند دانش آفرینی پذیرفته شده است. همچنین بین دیدگاه آزمودنی ها در خصوص وضعیت مؤلفه های فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، تجهیزات کالبدی، ارتباط با صنعت، ارتباطات علمی و بین المللی مراکز پژوهشی، در دانشگاه های بوشهر تفاوت معنی داری وجود ندارد. فرهنگ سازمانی، نظام آموزش و توانمندسازی و نظام ارزشیابی و جبران خدمات، به ترتیب دارای کمترین نقاط ضعف در میان عوامل دانش آفرینی می باشند.
"دیر زمانی است که نخبگان، دانشمندان و نظریه پردازان، در شناخت و معرفی جامعه متمدن تلاش نموده اند. افلاطون، ارسطو، آگوستین، فارابی، جان لاک، و ژان ژاک روسو،از جمله این تلاش محسوب می شودند. به راستی جامعه متمدن چیست؟ چه ابعادی دارد؟ دارای چه نشانه هایی است؟ عوامل و مکانیزم های اصلی تحقق آن کدامند؟ چه موانع و مکانیزم هایی تحقق آنرا دچار مشکل کرده است؟ و عوامل و مکانیزم های چاره ساز در این راه کدامند؟
آشنایی با بینش اسلامی امام در پاسخ به پرسش های مذکور، ارایه رهنمودهای ایشان به منظور خروج جوامع و ملت های مسلمان و مستضعف از فرایند عقب ماندگی، و پیشنهاد چند پرسش اساسی برای پژوهش در آینده، نتایج مورد انتظاری است که این مقاله سعی کرده است با تمرکز بر فرمایشات امام خمینی (ره) در کتاب کوثر و بررسی آنها، به آن دست یابد. "
اهمیت سرمایه اجتماعی در فرآیند نوسازی شهری به عنوان ظرفیتهای درونی و ثروتهای پنهان در محلات، یک اقدام غیرمتمرکز و از پایین به بالا است. این پژوهش با هدف تحلیل فضایی رابطه میان سرمایه اجتماعی و برنامه های نوسازی و بهسازی بافت فرسوده شهر سردشت است روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری، 10 محله بافت فرسوده با 25 شاخص مختلف برای سنجش وضعیت موجود در شاخص های جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی و تعداد 512 نفر از ساکنان محلات برای مقوله سرمایه اجتماعی در 5 مؤلفه است. با بهره گیری از مدل تاپسیس و روش وزن دهی آنتروپی به رتبه بندی محلات شهر سردشت در شاخص اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... پرداخته شده است. بر اساس نتایج بررسی ها محله 3 به عنوان پایدارترین محله و محلات 9 و 10 به عنوان محلات حاشیه ای، ناپایدارترین محلات شناخته شده اند . همچنین بیشترین میزان سرمایه اجتماعی متعلق به محله 3 که حدود 2/81 درصد و کمترین میزان مربوط به محله 10 در حدود 3/32 درصد است. با بهره گیری از مدل تحلیل خوشه ای K میانگین، محلات بافت فرسوده از نظر سرمایه اجتماعی در سه گروه سطح بندی شد که محلات 3، 6 و 8 بالاترین میزان سرمایه اجتماعی و سه محله 4، 9 و 10 در سطح پایین سرمایه اجتماعی قرار دارند. ضریب همبستگی بین تعداد جمعیت و سرمایه اجتماعی 921/0 با سطح معناداری 99 درصد است. با بهره گیری از نرم افزار SPSS و استفاده از ضریب رگرسیونی عوامل و ابعاد تأثیرگذار سرمایه اجتماعی در نوسازی و بهسازی بافت فرسوده محلات شهر سردشت مشخص گردید. نتایج نشان می دهد مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، تعاون و همیاری دارای رابطه معنادار با نوسازی و بهسازی بافت فرسوده محلات و علاقه به جامعه، روابط خانوادگی و دوستان به دلیل ارتباط ضعیف با نوسازی و بهسازی، معنادار نیست.
ناحیه سکستان همواره در دوران ساسانی از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. از دوران خسرو یکم تا خسرو دوم ضراب خانه منتسب به این منطقه از فعال ترین ضراب خانه های ایرانشهر به شمار می رفته که نشانگر تسلط کامل ساسانیان بر این منطقه است. پس از مرگ خسرو دوم ضراب خانه این ناحیه در مقاطع گوناگون زمانی فاقد فعالیت بوده است. امروزه سکه ای متعلق به اردشیر سوم در موزه آستانه مقدسه حضرت معصومه (س)قم نگهداری می شود که تنها سکه طلا از این شاهنشاه ساسانی و همچنین نخستین سکه از وی با علامت ضراب خانه سکستان می باشد که تاکنون به دست آمده است. در این پژوهش سعی شده تا ضمن مطالعه این سکه نویافته و سنجش آن در کنار سایر یافته های باستان شناختی به دست آمده از اواخر دوران ساسانی در سکستان، وضعیت سیاسی نواحی جنوب شرقی ایران در دوران پس از خسرو دوم، بر اساس شواهد تاریخی و داده های باستان شناختی موردبررسی قرار گیرد. این مقاله از نظر هدف تحقیق از نوع تحقیقات بنیادی و ازنظر روش و ماهیت تحقیق نیز پژوهشی تاریخی و توصیفی-تحلیلی محسوب می گردد، همچنین گردآوری داده ها در آن به صورت میدانی-کتابخانه ای است. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش به نظر می رسد که ناحیه سکستان در اواخر دوران ساسانی تحت فرمانروایی شاخه اصلی دودمان ساسانی و وفادار به خسرو دوم بوده است. این مقاله از این منظر مورد اهمیت است که می تواند وضعیت گرایش های سیاسی جنوب شرقی ایران در اواخر دوره ساسانی را بر اساس یافته ای نوین تا حدود زیادی روشن سازد.
بسیاری از پژوهشگران ارزشیابی، بر این باورند که طرح های عمران روستایی بدون نظارت و ارزشیابی، اتلاف وقت و هدررفت هزینه های گزاف است. طرح هادی، یکی از طرح های عمران روستایی است که چندین سال است در استان کرمانشاه به اجرا درآمده، اما تاکنون ارزشیابی کیفی از آن به عمل نیامده است. لذا هدف این مطالعه، ارزشیابی طرح هادی روستایی در روستای کرناچی واقع در 5 کیلومتری شهر کرمانشاه است. در این مطالعه میدانی، ضمن بهره گیری از نظریه بنیانی، برخی از تکنیکهای PRA برای جمع آوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفت. ترسیم نقشه اجتماعی، نمودار ون، قدم زدن عرضی و نیز استفاده از مصاحبه گروه متمرکز، از جمله تکنیکهای مورد استفاده بودند. واکاوی داده ها نشان داد که مردم روستای کرناچی گرفتار مسائل و مشکلات عدیده ای مانند کمبود امکانات زیربنایی، ضعف مراکز خدمات رسانی، مسائل متعدد زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی هستند. در نهایت به منظور اعتباربخشی به نتایج این مطالعه، طی دو جلسه جداگانه با حضور اعضای شورای اسلامی روستا و کارشناسان استانداری، نتایج مورد تایید آنان قرار گرفت. نتایج این مطالعه می تواند توصیه هایی برای برنامه ریزان طرح هادی در استان کرمانشاه داشته باشد؛ بدین صورت که اگر قرار باشد طرح های عمران روستایی به اهداف از پیش تعیین شده خود برسند، مشارکت فعال روستاییان در مراحل برنامه ریزی و اجرای این طرح اجتناب ناپذیر است.
این مقاله در پی نشان دادن تأثیر سبک زندگی در هویت اجتماعی است. چارچوب نظری آن استدلال نظری پیر بوردیو مبنی بر تعیین کنندگی سبک زندگی در ایجاد تمایز اجتماعی است. سبک زندگی شامل دو بعد مصرف فرهنگی و مدیریت بدن و به صورت تیپولوژی دو وجهی جهانی محلی در نظر گرفته شده و هویت اجتماعی به صورت سه هویت قومی و مذهبی و جهان وطنی در پیمایشی از نمونه ای احتمالی از جوانان سنندج سنجیده شده است. نتایج به دست آمده از روش مدل سازی معادلات ساختاری نشان می دهد که داده های تجربی مدل نظری مورد نظر را حمایت نمی کنند. به عبارت دیگر بررسی تجربی انجام شده روابط مفروض بین مصرف فرهنگی و مدیریت بدن به عنوان ابعاد سبک زندگی و هویت قومی، هویت مذهبی و هویت جهان وطنی به عنوان ابعاد هویت اجتماعی را تأیید نمی کند. هرچند ارتباطی ضعیف بین متغیرهای مذکور برقرار است.
هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر گرایش شهروندان شهر کرمان به ورزش همگانی است. چارچوب نظری تحقیق براساس تلفیق نظریات گافمن، گیدنز، بوردیو و بلوخ است که مفهوم جدیدی را به نام سبک زندگی ورزش محور مطرح کرده و از طرف دیگر متغیرهایی از جمله سرمایه اجتماعی ورزش محور، سرمایه اقتصادی ورزش محور و سرمایه فرهنگی ورزش محور را تعریف می کند. روش تحقیق کمی- پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. نمونه تحقیق برابر با ۴۰۰ نفر و جامعه آماری تحقیق جمعیت ۱۵ ساله شهر کرمان را در سال ۱۳۹۰ شامل می شود. تحقیق با استفاده از روش نمونه گیری تلفیقی خوشه ای و طبقه بندی شده در مناطق پنج گانه شهر کرمان و تحلیل متغیرها با استفاده از نرم افزارAmos 17، و در قالب مدل مسیر که پس از اصلاحات، برازش یافته صورت پذیرفته است. نتایج تحلیل مسیر نشان می دهد که متغیرهای تصور شخص از بدن، مصرف رسانه ای و سرمایه فرهنگی ورزش محور تاثیر مستقیم و به ترتیب در حدود ۱۳/۰، ۲۰/۰ و۱۶/۰ را بر گرایش شهروندان به ورزش همگانی داشته اند و متغیرهای سرمایه اقتصادی ورزش محور، سرمایه اجتماعی ورزش محور، تنها و از راه سرمایه فرهنگی ورزش محور، تاثیری غیرمستقیم بر گرایش شهروندان به ورزش داشته اند.