این مقاله، به بررسی مفهوم مادری مبتنی بر سه رویکرد سنت محور، مدرن/ فمنیستی و اسلامی می پردازد. هرچند که مفهوم مادری در نگاه اوّلیه، ذهن را به سوی جنس مؤنث که حامل و زاینده فرزند است، رهنمون می کند، اما واکاوی متون علوم اجتماعی، گستردگی و پیچیدگی های این مفهوم را نشان می دهد. در رویکرد سنت محور، مادری، شاخصه هویتی زن است، اما در رویکرد مدرن/ فمنیستی زن و مادری از هم تفکیک شده و با فناوری های جدید، واژگانی چون مادر ژنتیک، مادر زیستی و مادر اجتماعی مطرح شده است. بنابراین، مطالب موجود در این حوزه، بر اساس دو رویکرد سنت محور و مدرن/ فمنیستی جمع آوری شد که رویکرد مدرن/ فمنیستی مرهون تلاش فمنیست ها برای مقابله با رویکرد سنت محور بوده است. اما از آنجا که این رویکرد نیز در موج سوم فمنیسم بازگشت به مادری را در برنامه خود قرار داده و همچنان با ابهاماتی مواجه است، رویکرد اسلامی مورد بررسی قرار گرفت تا در کنار ادبیات مفهومی موجود، به معرفی مادری با محوریت قرآن بپردازد.
هر رویکرد فلسفی و عقلانی مناسب به تکنولوژی باید بتواند موضع خود را نسبت به حد و حدود نقدپذیری روشن کند. به رغم اینکه حفظ آموزه نقدپذیری به نظر ساده می آید، بسیاری از نظام های فلسفی با اتخاذ رویکردهای موجه گرا یا ذات گرا در معرفت شناسی زمینه فلسفی لازم برای نقدپذیری تمام عیار را نابود می کنند. توضیح می دهیم حفظ آموزه نقدپذیری تمام عیار با اتخاذ یک معرفت شناسی غیر موجه گرا و تفکیک قضایا از معیارها میسر است و عدم رعایت این آموزه ها به نتایج نامطلوبی می انجامد.
پژوهش حاضر به دنبال بررسی تأثیر مشتری مداری و کارآفرینی گرایی بر نوآوری و عملکرد با رویکرد کارت امتیازی متوازن در صنعت بیمه و کشف روابط بین این متغیرها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری(SEM) است. این پژوهش با توجه به هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل 300 نفر از کارکنان یک شرکت بیمه در استان تهران بوده که تعداد 100 نفر به عنوان نمونه آماری و به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. جهت سنجش روایی پرسشنامه از روایی محتوا و روایی سازه استفاده شده و بر اساس نتایج مدلسازی معادلات ساختاری روابط بین متغیرهای این پژوهش مورد تأیید قرار گرفته است و میزان پایایی کل متغیرهای تحقیق برابر با 91/0 است. با توجه به نتایج به دست آمده، مشتری مداری و کارآفرینی گرایی، نوآوری و عملکرد را تحت تأثیر قرار می دهند. همچنین، نوآوری به طور مثبتی بر سطح عملکرد شرکت های بیمه تأثیر می گذارد. یافته های این پژوهش منجر به درک بهتری از مکانیسم های بازاریابی و کارآفرینی می گردد که مبنای قابل قبولی برای افزایش سطح عملکرد شرکت های بیمه ای است.
در نگاه توسعه پایدار و جامعه اطلاعاتی حاصل از آن، قواعد برنامه ریزی و سیاست گذاری توسعه در جهان تغییر کرده و تحت تأثیر متغیرهای ارتباطات، فرصت های فراوانی برای پیشرفت کشورهایی ایجاد شده است که در مراحل آغازین توسعه بوده اند. بر این اساس، نگاه بنیادین به ارتباطات در سطح کلان برنامه های توسعه بسیار ضروری است. این امر نیازمند تحلیل و آسیب شناسی برنامه های پیشین و ارزیابی نقاط قوت و ضعف آن هاست. این مقاله در پی آن است تا با رویکرد تحلیل مضمون، مواد ارتباطی برنامه چهارم و پنجم توسعه را تحلیل کند و به مضامین سازمان دهنده و فراگیر که در بطن برنامه قرار داده شده است، دسترسی یابد. نتایج نشان می دهند در دو برنامه فوق به ابعاد فنی و کمّی ارتباطات بیشتر پرداخته شده است و جنبه های کیفی و محتوایی آن همچون آینده پژوهی، سیاست گذاری، برنامه ریزی، رسانه های نوین، شبکه های اجتماعی، زندگی مجازی، آزادی کسب و انتشار اطلاعات و نیز حرکت به سمت جامعه دانایی محور، کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. با توجه به این یافته ها، مقاله حاضر می کوشد با نگاه انتقادی قدمی در راستای تبیین نقش ارتباطات در تدوین برنامه های توسعه بردارد تا در برنامه ریزی های جدید با نگاه به درون کشور و براساس شاخص های هویت ایرانی اسلامی توجه بنیادی تری به برنامه ریزی ارتباطات صورت گیرد
گذر از تجربه های ابتدایی و سینمای اولیه، فیلم سازان را به سوی مسیری هدایت کرد که برای جلب مخاطب، به چگونگی نمایش داستان در فیلم توجه کنند. سینمای صامت و سینمای ناطق، شیوه های مختلف روایت را در دوره های سینمای کلاسیک، مدرن و پست مدرن در فرم های گوناگون سینمای هنری، جنبش ها و سبک های سینمایی آزموده و تجربه کرده اند؛ که هر کدام ویژگی های منحصربه فردی دارند. سینمای اولیه، به دلیل عدم توانایی استفاده از صدا، قصه های بدون کلام را در تولیداتش مورد توجه قرار می داد، اما سینمای معاصر و به خصوص هنرصنعت رسانه انیمیشن، با در نظر گرفتن ارزش های بصری و خصایل زبیایی شناسی از ساختار بدون کلام، بهره می جوید. سینمای بدون کلام شکلی آگاهانه است که می تواند غالب های روایی گوناگونی را به شکلی تجسمی و بصری تولید کند و مخاطبان رده های سنی و فکری متفاوت را به سوی این نوع سینما جذب کند. این پژوهش با هدف کاربردی، ضمن مرور پیشینه روش های روایت پردازی در سینما، تلاش دارد به این مسئله بپردازد که فیلم های انمیشین معاصر چگونه از کارکردها و تکنیک های بصری در روایت آثار بدون کلام استفاده می کنند. روش تحقیق حاضر کیفی، با رویکردی فرمالیستی و با استفاده از مطالعه منابع کتابخانه ای و آرشیوهای شنیداری و دیداری به تحلیل انیمیشن داستان خرس، به عنوان انتخابی هدفمند از انمیشین های بدون کلام (1990-2017) پرداخته است. نتیجه حاصله نشان از آن دارد که در انیمیشن های بدون کلام، هجوم و انباشت عناصر بصری و صوتی در رساندن اطلاعات روایی تأثیر وافری دارند.
در دهه های اخیر، با گسترش مصرف گرایی و افزایش تمایلات مصرفی در عرصه جهانی، تحولاتی در زمینه های فرهنگی و ساختاری جوامع روی داده است که سبب دگرگونی و تغییر در هویت زن سنتی و بازاندیشی در هویت خود در رویارویی با مظاهر امروزی مصرف گرایی شده است. امروزه افراد با گرایش به مصرف بیش ازحد کالاها برای رفع نیاز، سعی دارند جایگاه اجتماعی متفاوتی نسبت به دیگران برای خود کسب کنند. در این میان زنان با مصرف تظاهری به منزله افرادی که نماینده خانواده هایشان هستند، سعی دارند منزلت و جایگاه اجتماعی خود و خانواده هایشان را در جامعه بالا ببرند. مقاله حاضر مطالعه تأثیر مصرف گرایی بر بازتعریف هویت زنان دهه های50، 60 و 70 شهر اصفهان را در کانون خود جای داده است. نظریات استفاده شده در این پژوهش نظریه های پی یر بوردیو، تورشتاین وبلن وآنتونی گیدنز است. روش پژوهش از نوع کمی و به سنخ پیمایشی، روش گردآوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته، حجم نمونه 384 نفر از زنان شهر اصفهان و روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای بوده است. نتایج تحلیل نشان می دهند همبستگی های معناداری بین متغیرهای مصرف گرایی و بازتعریف هویت زنان، نابرابری اجتماعی و مصرف گرایی، نابرابری اجتماعی و بازتعریف هویت زنان و بین جهانی شدن و مصرف گرایی وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیونی نشان می دهند متغیرهای مصرف گرایی و جهانی شدن و نابرابری اجتماعی 22 درصد از تغییرات متغیر بازتعریف هویت اجتماعی را تبیین می کنند.
موضوع مقاله حاضر،مطالعه جامعه شناختی رابطه میان مدیریت بدن و سرمایه جنسی زنانمتولد دهه 40 شهر همداناست.روش پژوهش در این تحقیق، پیمایشی و از نوع توصیفی تحلیلی بوده و برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسش نامه محقق ساخته در قالب طیف لیکرت استفاده شده است.جامعه آماری تحقیق نیز شامل تمامی زنانمتولد دهه 60 درهمدان می باشد که در زمان انجام تحقیق ( شهریور، 1394) در این شهر سکونت داشته اند. حجم نمونهبر اساس فرمول کوکران400 نفربرآورد گردیده،و شیوه ی نمونه گیری هم خوشه ای چند مرحله ای بوده است.چارچوب نظری استفاده شده در این مقاله، نظریه سرمایه جنسی کاترین حکیم می باشد. برای سنجش پایایی ابزار پژوهش نیز از آلفای کرونباخ استفاده شده است که میزان ضریب آن برای ابعاد مدیریت بدن (9/.) و برای ابعاد سرمایه جنسی (92/.) بوده است. اطلاعات جمع آوری شده از طریق پرسش نامه بعد از کدگذاری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد میانگین میزان پرداختن به مدیریت بدن از سوی زنان جامعه مورد مطالعه برابر با ( 9/1 از 5) می باشد که رقم قابل توجهی نبوده و آمار نسبتا پائین اما قابل توجهی را به ما نشان می دهد و در این میان بعد سر و صورت با میانگین (06/2 از 5) از وزن بالاتری نسبت به سایر ابعاد مدیریت بدن نزد جامعه موورد مطالعه برخوردار است.میانگین ارزش سرمایه جنسی در بین پاسخگویان برابر با ( 74/2 از 5 ) می باشد که از میانگین نسبتا بالایی برخوردار می باشد. همچنین نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده آنست که متغیر مستقل سرمایه جنسی در سطح معناداری sig = 0/00و با بتای (558/0) بر میزان انجام مدیریت بدن زنان متولد دهه 40 تاثیر داشته است.
حقوق شهروندی، عدالت و فرهنگ مفاهیمی هستند که با یک دیگر تا حدودی گره خورده اند و رعایت حقوق شهروندی پس از رفع نیازهای ابتدایی انسانی، در درجه نخست قرار دارد. مسؤولیت مدنی، به عنوان یک مبحث مهم در ارتباط با اعمالی که از مأموران دولتی سرمی زند، مورد توجه نظام های حقوقی مختلف قرار گرفته است. پلیس درمقام مأموری ازجانب دولت، در اعمال سازمانی خود، در این دسته مطالعات جای می گیرد. وظایفی که پلیس حتی با دستور مافوق و با انجام وظایف قانونی خود انجام می دهد، ممکن است دارای تبعاتی باشد که حقوق شهروندان را نقض نماید. این پژوهش، به روش تحلیلی- توصیفی و کتابخانه ای انجام شده است. نتایچ حاصل از این پژوهش نشان می دهد خساراتی که از اعمال پلیس به دیگران وارد می شود لازم است حسب مورد، به وسیله مأمور یا دولت جبران شود. آگاه سازی شهروندان از حقوق قانونی خود و آموزش مأمورها در این زمینه کمک بسیاری می کند.
در این مقاله، بر موارد مورد نیاز جهت ظرفیت سازی اجتماعی و سیاسی در مسائل مربوط به محیط زیست و بصورت خاص پدیده ریزگردها در جنوب غربی کشور بررسی شده و به دیپلماسی آب به عنوان راهکاری برای احیای تالاب هورالعظیم که منشاء پدیده ریزگردها در جنوب غربی کشور در منطقه بوده و حوضه آبریز آن ما بین سه کشور ایران، عراق و ترکیه قرار دارد پرداخته شده است. دیپلماسی آب پیشنهادی طیف وسیعی از مذاکرات از جمله: دیپلماسی فاجعه، دیپلماسی پیشگیرانه (از ایجاد مناقشات) و دیپلماسی سبز را شامل می شود. در حال حاضر، ترکیه تنها به دنبال استفاده از منابع طبیعی برای توسعه خود، بدون در نظر گرفتن مشکلات زیست محیطی منطقه می باشد، بنابراین می توان گفتمان موجود در منطقه را گفتمان جهان سومی دانست. لذا پیشنهاد می شود با عبورازگفتمان بردبرد به گفتمان سبز رسیده و با استفاده از این گفتمان و تئوری بازی نقطه تعادل احیای تلاب را تعیین نمود. همچنین باید شبکه ای از روابط اجتماعی وسیاسی در بین کشورهای ذینفع برای زمینه سازی در افکار عمومی و تأثیرگذاری بر تصمیم گیران و تصمیم سازان ایجاد نمود. درصورتی که تصمیم گیران سیاسی دو کشور ایران و عراق دیپلماسی آب و کالا (رها سازی آب توسط کشور ترکیه را در مقابل بازار کالا در کشور ایران و عراق و گردشگری در ترکیه) را به عنوان یک ابزار مذاکره با دولت ترکیه استفاده نمایند، قدمی به سوی تعادل محیط زیست در منطقه خواهد بود. در ساختار شبکه ای، از اتصالات گسترده، اساس نامه های متعدد و رضایت رو به رشد برای مذاکرات شبکه ای حل معضل ریزگردها باید سود جست.
طی دو دهه اخیر، دو سیاست متفاوت جمعیتی در ایران در پیش گرفته شده و طی آن، سیاست کنترل رشد جمعیت در اواخر دهه 1360 به سیاست تشویقی افزایش جمعیت در دهه 1390 تغییر یافت. اما چالش های کنونی جمعیتی در ایران نشان از ضرورت بازنگری همه جانبه این سیاست ها دارد. این مقاله با بهره گیری از روش پژوهش کیفی (استفاده از داده های آرشیوی، تکنیک بحث گروهی و جلسات کارشناسی) تلاش دارد ضمن شناخت مهمترین چالش های جمعیتی ایران، به ارائه راهبردها و راهکارهایی در این زمینه بپردازد. طبق اجماع نظر نخبگانی، اهم چالش های کنونی و پیش روی جمعیت ایران شامل: «تأخیر در ازدواج و افزایش نسبت تجرد و طلاق»، «میزان باروری پایین»، «سالخوردگی جمعیت در سال های آتی»، «توزیع نامتوازن جمعیت و عدم تعادل های منطقه ای»، «مرگ ومیر بالا و معلولیت های ناشی از حوادث غیرعمدی»، «آلودگی و تخریب منابع و محیط زیست»، «مسئله تأمین مسکن و اسکان غیررسمی»، و نیز «مهاجرت بین المللی به داخل و خارج از کشور» می باشد. افزون بر اینها، چالش های سیاست گذاری و مدیریتی جمعیت شامل «فقدان پنجره واحد مدیریتی و نظارتی برای راهبری جمعیت در کشور»، «تراکم، تعارض و تناقض قوانین و مقررات مرتبط با جمعیت»، «بازیگران متعدد و عدم مدیریت تضاد و تعارض منافع»، «سیاست گذاری های تک بعدی و کوتاه مدت با رویکرد مُسَکّنی»، «عدم پایش فرایندها و ارزیابی اجرای سیاست ها»، و «مسئله کمبود، پایین بودن کیفیت و یا عدم دسترسی به آمارهای جمعیتی» نیز مورد تأیید و تأکید نخبگان قرار دارد. «پنجره جمعیتی»، «بالا بودن سهم زنان در سن باروری»، و نیز «باروری ایده آل بالاتر از سطح جانشینی» سه فرصت جمعیتی کشور محسوب می شوند. در این مطالعه، متناظر با هر یک از چالش های برشمرده، راهبردها و راهکارهایی نیز پیشنهاد شده است.
فساد پدیده ای فراگیر است که در تمامی کشورهای جهان یافت می شود. اما مسئله ای که وجود دارد و حائز اهمیت است تفاوت میزان و رتبه فساد در بین کشورهای جهان است. اینکه چه عواملی این تفاوت ها را سبب شده و طیف گسترده ای از فساد اندک تا بسیار زیاد را در کشورهای منتخب به نمایش گذاشته سوال این پژوهش شد . برای پاسخ به سوال پژوهش، نیاز به داده های معتبر و کافی بود این داده ها ازبانک اطلاعات، سازمان های جهانی انتخاب و جمع آوری شد بدین صورت که از بین 165 کشور عضو سازمان شفافیت بین المللی ابتدا 45 کشوری که داده های کامل تری داشتند و طیف مختلفی از کشورهای توسعه نیافته تا توسعه یافته را شامل می شد با نظر اساتید متخصص انتخاب شدند که ایران هم در بین کشورهای منتخب دیده شده است. داده های جهانی تحقیق، با تکیه بر مطالعه نظری از سال 2000 تا 2013 جمع آوری گردیدو با استفاده از مدل تخمین برآورد، در کشورهای منتخب تجزیه و تحلیل شد. مشخص شد فساد در کشورها با ساختارهای کلان آنها مرتبط است و میزان فساد با سطوح مختلف توسعه، در کشورهای توسعه یافته ، عقب نگه داشته شده و در حال توسعه، متغیر است بدین معنا، هر کشوری که به سمت توسعه یافتگی جهش می کند از میزان فساد در آن کشور کاسته می شود.
Purpose: This study aimed to plan and validate the product creativity evaluation model in architectural education. According to three product creativity evaluation models: CPAM, CSDS and PCMI. Methodology: The research was applied in terms of purpose and in terms of data collection among descriptive studies was correlational and in terms of method was mixed exploratory research. The statistical population in the qualitative section included all experts in education and creativity in Mashhad. A sample of 10 people was selected by purposive sampling using the principles of theoretical saturation from the mentioned community. In the quantitative part, the statistical population included all university professors in the field of architecture in Mashhad, and 150 people were selected by random sampling. The required data was collected in the summer of 2020 using semi-structured interviews and upstream documents in the qualitative phase. The measurement tool in the quantitative section was a researcher-made questionnaire whose construct validity was calculated using factor analysis, and the reliability value through Cronbach's alpha coefficient was 0.82. The researcher carried out qualitative data analysis using the thematic analysis coding approach developed by Braun and Clarke and quantitative data analysis using the partial least squares method. Findings: The results revealed that five components with 12 indicators make the status of novelty with two markers of originality and surprise. Relevance to the problem includes two indicators of regulatory compliance and practicality. In addition, the effectiveness of solutions has three indicators, namely meeting the needs of contacts, being environmentally friendly, and having durability. Design elements include two indicators, details (well-defined component) and elegance, and the collection of design elements contains the three indicators of harmonization, completeness, and well-formation (well-crafted) at the 95% confidence interval (p = .001). In addition, confirmed element analysis of the obtained components revealed that all factor loads were significant, and there is an acceptable agreement between the creativity model of architectural design products and the data. The heavy element load related to novelty (0.91) and the light one are related to the collection of design elements. Conclusion: Based on the findings, it can be concluded that according to the experts, the factor of novelty, such as originality and surprise, along with functional factors such as relevance, effectiveness, and artistic factors consisting of the design of elements, and the collection of design elements affects the designing creativity evaluation model of problem-solving results.
دین، نهاد مهم اجتماعی است که با تاروپود جامعه ایران گره خورده و منشأ تحولات مهمی همچون انقلاب اسلامی شده است. در این زمینه برای گسترش دین داری در کشور به ویژه بین جوانان تلاش های زیادی انجام شده است؛ بنابراین، با توجه به اهمیت دین داری، در پژوهش حاضر تلاش شده است میزان دین داری و عوامل مرتبط با آن بین دانشجویان بررسی شود. نمونه آماری 407 نفر از دانشجویان پسر و دختر مقطع کارشناسی دانشگاه مازندران است که ازطریق نمونه گیری خوشه ای 15 کلاس درس به صورت تصادفی انتخاب شد و به مقیاس شیوه اعمال قدرت در خانواده (خوش فر و محمدی نیا، 1393) و مقیاس دین داری (Glock & Stark, 1965) پاسخ دادند. نتایج نشان می دهند بیشتر دانشجویان (3/54 %) دین داری بالایی دارند و تفاوتی در دین داری پسران و دختران وجود ندارد؛ اما متأهلان از مجردها دین دارترند. براساس ضرایب رگرسیون گام به گام، سه متغیر شیوه اعمال قدرت دموکراتیک، استبدادی و وضعیت تأهل 13 درصد واریانس دین داری را پیش بینی می کنند.
هدف پژوهش حاضر شناخت تجربه شخصی اساتید و خبرگان خط مش گذاری تعاون روستایی در راستای سیاست های اقتصادی می باشد. روش پژوهش کیفی و از نوع گراندد تئوری بوده که از 20 نفر از اساتید و خبرگان خط مش گذاری تعاون روستایی مصاحبه های عمیق انجام شده است. نتایج نشان می دهد که چارچوب نظری کشف شده حاصل از این پژوهش مطرح می کند که اساتید و خبرگان خط مش گذاری تعاون روستایی کشور قابلیت ها و پتانسیل های بالایی برای تبیین اجرای موفق خط مش های تعاون روستایی در راستای اقتصاد مقاومتی داشته اند و از نظر آنان «اجرای موفق خط مشی گذاری تعاون روستایی در بستر پیش بینی ابزارهای اجرا و فرهنگ سازی، با درگیر کردن ذی نفعان عمومی و مجریان، ضمن تسهیم آنان در مشارکتی همه جانبه با استراتژی هایی چون بهینه سازی اقتصاد و توسعه منابع روستایی همسو و همگرا، به توسعه تعاون روستایی بر پایه توانمندی بومی و خودکفایی منجر می شود». نتایج نشان می دهند که میزان بهینه سازی اقتصاد روستایی با ضریب (480/0)، میزان توسعه منابع با ضریب (581/0)، میزان همسویی منافع عمومی و فردی با ضریب (616/0) با اجرای موفق خط مشی های تعاون روستایی رابطه معناداری دارند.
امروزه مصرف فراتر از نیازهای اولیه برای تمایز، تفاخر، تنوع و... استفاده می شود. در ایران مصرف همگام و همراه با فرهنگ چشم و همچشمی پیش رفته است. این پژوهش تلاش کرده است پویایی های شکل گیری فرایند چشم وهمچشمی در خرید و مصرف را در نمونه هدف بررسی کند؛ بدین منظور، در قالب روش شناسی کیفی و با استفاده از نظریه زمینه ای، با تعدادی از زنان متأهل طبقه متوسط و متوسط روبه بالای شهر مشهد با استفاده از مصاحبه های عمیق و نمونه گیری هدفمند و نظری، مصاحبه شد. اطلاعات جمع آوری شد و تحلیل داده ها به شیوه کدگذاری باز و محوری و گزینشی انجام شد. یافته های پژوهش شامل سی ویک مقوله اصلی و یک مقوله هسته با عنوان حسرت مصرف شد. بر همین اساس جدول های مفهومی، الگوی پارادایمی و طرح واره نظری پژوهش ارائه شد. تبیین نتایج به طور کلی نشان دهنده «مصرف پایی» بالای جامعه هدف و قدرت خرید پایین آنهاست که نتیجه آن «حسرت مصرف» بیشتر بوده است؛ اما فرایند ارضای حسرت مصرف، فرایندی ناتمام و دوری باطل است و به همین دلیل پویایی های مصرف پایی و چشم وهمچشمی را به طور دورانی و هم افزا، فعال تر و قدرتمندتر می کند.
زمینه و هدف: فریبکاری پدیده ای بسیار پیچیده است که در محیط های اجتماعی مختلف به صورت سنخ ها و انواع مختلفی بروز می کند و پیامدهایی برای فرد یا افراد درگیر در رفتار فریبکارانه در پی دارد. می تواند ضمن ارتقای دانش حوزه بزه دیدگی و آسیب شناسی، مواجهه کارکنان مراکز درگیر در آسیب های اجتماعی را با قربانیان انواع فریب کاری های اجتماعی در چارچوب مطالعات بزه دیده شناسی بهبود بخشد. این مطالعه با هدف کشف، توصیف و تفسیر تجربه فریب در تعاملات اجتماعی از منظر قربانیان و چالش ها و راهبردهای قربانیان بعد از درگیری در انواع فریب (فریب ها در حوزه مالی، جنسی و ازدواج در محیط واقعی یا مجازی) انجام شده است. روش: جهت دستیابی به هدف تحقیق با 35 نفر از زنان و مردان 25 سال و بیشتر در کلان شهر تهران که دارای تجربه زیسته درگیری در فریب بوده اند، به صورت نمونه گیری هدفمند و با حداکثر تنوع به لحاظ سن، جنس، تحصیلات، وضعیت شغلی، وضعیت اقتصادی، وضعیت تأهل و نیز تنوع در انواع فریب کاری ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شده و داده های مطالعه با روش تحلیل تماتیک تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: بر اساس یافته های مطالعه، چالش های قربانیان پس از درگیری در فریب در مقولات چالش های اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی، اخلاقی – اعتقادی، روانی و احساسی- عاطفی قابل شناسایی است. راهبردهای مواجهه ای قربانیان پس از فریب شامل راهبردهای خود مدیریتی، انفعال مدارانه - اجتنابی و کنش مدارانه بوده است. نتیجه گیری: مواجهه علمی پلیس با قربانیان فریب کاری های اجتماعی می تواند از بروز و گسترش تبعات این نوع تعاملات فریب کارانه بکاهد. بدین جهت ارتقاء دانش انتظامی در زمینه روش های نوین پیشگیری، کشف و مقابله با انواع فریب کاری ها و ارائه مشاوره حمایت گرانه به قربانیان فریب به عنوان راهبردهای مؤثر پیشنهاد می شود.