این مقاله به چگونگی و سازوکارهای مصرف رسانه ای در نوجوانان می پردازد. این مقاله بر مبنای پژوهشی اکتشافی و کیفی مبتنی بر روش شناسی داده بنیاد به پیش رفته است و نویسنده مدعی است با منطق استقراء و از خلال مصاحبه های ژرفانگر و مشاهدات، یک سامان نظری متشکل از قضایایی تئوریک به هم پیوسته را در مورد مصرف رسانه ای نوجوانان ارائه می دهد. در اجرای مطالعات کیفی و پس از انجام 22 مصاحبه و مشاهدات میدان، 1050 کد باز در مرحله نخست به دست آمد. پس از آن، کدگذاری محوری داده ها با 362 مقوله منتج به شناسایی 15 مفهوم محوری در ترسیم مختصات مصرف رسانه ای نوجوانان مورد مطالعه شد. سپس کدگذاری گزینشی صورت گرفت و با اعمال آن در الگوی نظری، قضایایی تئوریک حول آن شکل گرفت که پیامدهای سیستمی مصرف رسانه ای نوجوانان در 5 سطح مورد شناسایی قرار داد که عبارت اند از؛ آریتمی مصرف رسانه ای در نوجوانان، مواجهه فعال با رسانه ها، تطابق با بزرگسالی، تمایزخواهی چند سطحی و منازعات خانوادگی. بنابراین، برونداد این مقاله، تصویری از چگونگی مصرف رسانه ای نوجوانان و نیز سازوکارهای مصرف رسانه ای توسط این گروه سنی بوده است. در سطح تحلیل، با توجه به ترسیم ابعاد مصرف رسانه ای نوجوانان، تبیین می شود که فقر تولید متون رسانه ای متناسب با ویژگی های سنی نوجوان در رسانه های جمعی، آنان را عموماً در چتر رسانه های اجتماعی با ماهیتی متفاوت-خودگزین، غیرمتمرکز و آریتمیک- به پناه آورده است. کاستن از خلأ توجه به اقتضائات رده سنی نوجوانی-به عنوان دوره قوام یابی هویت اجتماعی افراد- در سیاست گذاری های رسانه های جمعی، پیشنهاد انضمامی مقاله حاضر است.
هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی دو رویکرد هیجان مدار و تئوری انتخاب بر رضایت و دلزدگی زناشویی زوجین بود. روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل زوجین متأهل دارای مشکلات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره شهر همدان در سال 1398 بودند که از میان آنها 30 زوج با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه مساوی جایگزین شدند. هر یک از گروههای آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای با یکی از روش های مشاوره گروهی (مبتنی بر نظریه انتخاب و رویکرد هیجان مدار) آموزش دیدند. آزمودنی ها پرسشنامه های رضایت زناشویی انریج (1998) و دلزدگی زناشویی پاینز (1996) را در مراحل پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بکار رفت. نتایج نشان داد هر دو روش مشاوره گروهی مبتنی بر نظریه انتخاب و هیجان مدار بر افزایش رضایت زناشویی و کاهش دلزدگی زناشویی در زوجین موثر بودند (05/0p< ). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد بین اثربخشی این دو روش بر رضایت دلزدگی زناشویی در زوجین تفاوت معناداری وجود نداشت(05/0p> ). با توجه به اثربخشی دو رویکرد تئوری انتخاب و هیجان مدار می توان از این رویکردها برای مداخلات روانشناختی زوجین استفاده کرد.
پژوهش حاضر، کوششی است که با هدف شناخت احساس طرد دانشجویان در رابطه با متغیرهای پایگاه اجتماعی-اقتصادی، قومیت و احساس تعلق قومی و ارزیابی سیاستهای دولتی، به انجام رسیده است. پرداختن به مسائل جوانان در سطح کشورهایی نظیر ایران، به سبب قرار داشتن جوانان در کانون تحولات و برنامه ریزیها، ضروری به نظر میرسد. از اینرو به مدد روش پهنانگر پیمایش و بهره گیری از ابزار پرسشنامه جهت سنجش متغیرها، پس از مرور رویکردهای نظری طرد اجتماعی و توضیح سطوح طرد اجتماعی، تدوین چارچوب و مدل نظری، از میان دانشجویان دانشگاههای سراسری و آزاد، نمونه گیری انجام داده و پس از انتخاب 325 نفر از دانشجویان، نتایج را به کمک آمار توصیفی و آزمونهای همگنی واریانس لون، آزمون اف، ضریب همبستگی، آزمون تی و مقایسه ی جفتی مورد مطالعه قرار دادیم. نتایج بدست آمده حاکی از رابطه ی معنادار و مستقیم میان احساس طرد اجتماعی و احساس تعلق قومی و همچنین احساس طرد اجتماعی و ارزیابی سیاستهای دولتی توسط پاسخگویان بود، به عبارت دیگر دانشجویانی که احساس طرد بیشتری را تجربه میکردند، احساس تعلق قومی بیشتر و همچنین برداشت منفی نسبت به سیاستهای دولت داشتند.
آموزش عالی در جهان امروز، از دهه های پایانی قرن بیستم، رو به همگانی شدن گذاشته و به صورت تقاضای اجتماعی جمعیت درآمده است. در نظریه سرمایه انسانی، نقش آموزش در توسعه اقتصادی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. بررسی تحولات آموزش عالی در سال های اخیر در ایران حاکی از رشد سریع تعداد فارغ التحصیلان است. در نگاه اول به نظر می رسد وضعیت کنونی آموزش عالی کشور، تا حد زیادی در مسئله اشتغال جوانان تحصیلکرده تأثیرگذار است. بررسی علمی پدیده و پیش بینی آینده جمعیت آموزش عالی ایران هم از لحاظ نظ ری وهم از حیث الزامات سیاستی بسیارحائز اهمیت است. مقاله درصدد است با رویکرد مسئله محوری به این سوال اصلی پاسخ دهد که با توجه به تغییرات جمعیتی، وضعیت آموزش عالی کشور از نظر تعداد فارغ التحصیلان در 25 سال گذشته چه تغییراتی کرده است؟ وضعیت اشتغال و بیکاری آنها چگونه بوده و چه تغییراتی در ده سال آینده خواهد کرد؟ بررسی ساختار سنی - جنسی جمعیت 18 ساله به بالا،جمعیت دارای تحصیلات عالی 24- 18 ساله، سطح و روند تعداد فارغ التحصیلان و شاغلان دارای آموزش عالی، نسبت شاغلان دارای آموزش عالی به کل شاغلان و نرخ بیکاری فارغ التحصیلان دارای آموزش عالی در فاصله سال های 1365 تا 1390و پیش بینی ساختار سنی - جنسی جمعیت 18 ساله به بالا و جمعیت دارای تحصیلات عالی 24- 18 ساله در ده سال آینده اهداف اصلی این مطالعه را تشکیل می دهند. این مطالعه از نتایج سرشم اری درسال های 1365 تا 1390 مرک زآم ار ای ران و همچنین با استفاده از نرم افزار اسپکتروم برای پیش بینی جمعیت هدف، بهره گرفته است. نتایج بررسی جمعیت شناختی نشان می دهد جمعیت 18 ساله و بیشتر کشور به دلیل تأثیر متغیرهای جمعیتی (بالا بودن میزان باروری کل و رشد بالای جمعیت در دهه اول انقلاب اسلامی)، در دوره زمانی 85-1375رشد 4 درصدی داشته که نسبت به دوره های متناظر با افت و خیزهایی همراه بوده است. بررسی تحولات درصد رشد سالانه جمعیت با تحصیلات عالی در کل کشور نیز از ادامه همان روند قبلی تبعیت می کند. تعداد شاغلین دارای آموزش عالی، نرخ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاه ها و سهم بیکاری فارغ التحصیلان دارای آموزش عالی از کل بیکاران در 25 سال گذشته تغییرات قابل ملاحظه ای را نشان می دهند. پیش بینی شده جمعیت 18 ساله به بالا در سال 1400 علیرغم کاهش رشد سالانه نسبت به دوره 90- 1385 از 8/2 درصد به رشد 16/1 درصدی از حدود 55 میلیون نفر درسال 1390 به 61 میلیون نفر برسد. در مقابل، افت قابل ملاحظه ای را در جمعیت با تحصیلات عالی در سال 1400 تجربه خواهیم کرد.
با توجه به اهمیت رفتار کاربر در شبکه های اجتماعی به ویژه در گروه سنی نوجوانان، هدف این پژوهش بررسی رابطه میزان استفاده، انگیزه ها و ادراک پیامدهای استفاده از شبکه های اجتماعی با کیفیت دلبستگی به والدین و ادراک طرد و کنترل والدینی بود. جامعه آماری این پژوهش تمام نوجوانان 15 تا 18 سال شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 146 پرسشنامه های دلبستگی به والدین و همسالان، پرسشنامه پذیرش، طرد و کنترل والدینی و پرسشنامه کاربری شبکه های اجتماعی پاسخ دادند نتایج نشان داد که کیفیت رابطه با والدین نقش مهمی در پیش بینی میزان استفاده و نوع کاربری شبکه های اجتماعی داشته و همچنین می تواند بر پیامدهای استفاده از این شبکه ها نیز تأثیر بگذارد. هم چنین، بر خلاف انتظار، افزایش کنترل والدینی نمی تواند موجب کاهش استفاده از این شبکه ها گردد. بر مبنای یافته ها به نظر می رسد که هر چند بیشتر نوجوانان از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند ولی رابطه با والدین نقش مهمی در پیش بینی انگیزه استفاده از شبکه های اجتماعی دارد.
هدف این پژوهش، شناخت رابطه بین فردگرایی و محرومیت نسبی با بی تفاوتی اجتماعی با تأکید خاص بر جوانان شهر کرمانشاه است. روش مورد استفاده پیمایشی و ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه مورد مطالعه جوانان 20 تا 30 ساله شهر کرمانشاه است که تعداد 400 نفر از آن ها با روش نمونه گیری لین و تصادفی خوشه ای مورد مطالعه قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس و آموس مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج حاصل نشان می دهد که میزان محرومیت نسبی با مقدار همبستگی (134/0=r) و فردگرایی با مقدار همبستگی (202/0=r) با بی تفاوتی اجتماعی جوانان ارتباط معناداری دارند. نتایج رگرسیون نشان می دهند مقدار T برای فردگرایی برابر (76/3 T=) و برای میزان محرومیت نسبی برابر (38/2 T=) است. این دو متغیر روی هم رفته توانستند مقدار 24/0 از تغییرات درونی متغیر میزان بی تفاوتی اجتماعی را تبیین کنند. نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری (آموس) نشان می دهد که مقدار P-value برای چهار متغیر (محرومیت نسبی با مقدار 949/0، فردگرایی با مقدار 260/0، میزان تحصیلات با مقدار 210/0 و متغیر مدت زمان سکونت با مقدار ضریب رگرسیون استاندارد برابر 255/0) در سطح خطای کوچک تر از 05/0 است که نشان می دهد تأثیر متغیرهای مذکور بر متغیر وابسته معنادار هستند. نتایج مذکور براساس شاخص های برازش مدل برای RMR برابر 233/0، شاخص RMSEA برابر با 046/0، شاخص CMIN/DF برابر 012/2 و شاخص های CFI و PCFI با مقادیر 943/0 و 767/0 در حد قابل قبولی مدل را مورد تأیید قرار می دهند.
ابعاد گوناگون رفتاری و نگرشی مرتبط با ازدواج و خانواده در ایران، طی دهه های اخیر تغییر کرده اند. مقاله حاضر نگرش های ازدواج را در پنج بُعد شامل نگرش نسبت به تجرد، ازدواج غیرخویشاوندی، اولویّت ازدواج بر تحصیلات برای دختران، تأخیرِ ازدواج جوانان و رابطه دوستی قبل از ازدواج مورد مطالعه قرار می دهد. داده های تحقیق از طریق پیمایش در بین 723 نفر از زنان 49-15 ساله شهر یزد گردآوری شده است. یافته ها بیانگر آن است که تفاوت های نگرشی زنان شهر یزد به ابعاد مختلف ازدواج و تشکیل خانواده، برحسب متغیّرهای زمینه ای (نظیر سن و وضعیّت تأهل) مستقل از تأثیر عوامل و متغیرهای فرهنگی و ارزشی چندان چشمگیر نیست. در مقابل، متغیّرهایی نظیر فردگرایی، خودتحقق بخشی و سرمایه فرهنگی اهمیّت نسبی بیشتری در تیببن این تفاوت های نگرشی ایفا می کنند. به اختصار، این نتایج، هماهنگ با آن دسته از تبیین های نظری است که تفاوت ها و تغییرات نگرشی ازدواج و خانواده را در کهکشان گسترده تر تحوّلات فرهنگی و ارزشی جوامع معاصر می نگرند. با این وجود، چگونگی فرآیند ادغام نگرش ها، عقاید و اخلاقیات خانواده با مؤلّفه های ارزشی کلان و روبه گسترشی نظیر فردگرایی، خودتحقق بخشی و حتی طیف وسیعی از ارزش های اجتماعی- فرهنگی بررسی نشده در این پژوهش، نظیر اشاعه ایده های توسعه، برابری جنسیتی، فرامادی گرایی و ... مستلزم تحقیقات جداگانه ای است.
زمینه و هدف: تغییرات محیط کار سازمان ها را مجبور نموده که به منظور بقای خود در دنیای متلاطم امروزی، در سیستم های مدیریت خود بازبینی و بازنگری کنند و در اینجا است که توانمندسازی کارکنان به موضوع اصلی در ارتباط با عملکردهای رهبری و مدیریت تبدیل می گردد. رهبران خدمتگزار همواره تمایل زیادی به پرورش کارکنان و تأثیر بر رشد و پیشرفت سازمان نشان می دهند. ازاین رو، هدف این تحقیق بررسی رابطه رهبری خدمتگزار و توانمندسازی کارکنان می باشد. روش: این مطالعه از نوع کاربردی با روش توصیفی- پیمایشی در سال 94 بر روی کارکنان ستاد فرماندهی انتظامی استان همدان انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق، 407 نفر بود که از این میان 197 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند، 220 پرسشنامه توزیع و 200 پرسشنامه جمع آوری شد و آزمودنی ها با استفاده از شماره پرسنلی و روش نمونه گیری تصادفی نظام مند انتخاب شدند. و با تکمیل پرسشنامه محقق ساخته در این پژوهش شرکت کردند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و با کمک آزمون های آماری توصیفی و تحلیلی تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد بین رهبری خدمتگزار و توانمندسازی کارکنان ارتباط آماری معنی دار وجود دارد. همچنین نتایج وجود رابطه ی مثبت و معنی داری بین تمامی ابعاد رهبری خدمتگزار شامل خدمت رسانی، تواضع و فروتنی، قابلیت اعتماد و مهرورزی با توانمندسازی کارکنان را تأیید می کند. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه و تأیید وجود ارتباط مثبت و معنی دار بین رهبری خدمتگزار و توانمندسازی کارکنان، توجه به این سبک رهبری و ابعاد آن بسیار حائز اهمیت می باشد، و پیشنهاد می شود آموزش های لازم در خصوص سبک رهبری برای مدیران سازمان در نظر گرفته شود.
زعفران گیاه بومی ایران است که از دوران باستان ایرانیان نحوه کشت و کار، کاربرد های تغذیه ای و مصارف دارویی می شناختند. دانش بومی ایرانیان در ارتباط با زعفران بسیار غنی بوده و امروزه کاربردی است که ریشه علمی در متون کهن کشاورزی دارد. این گیاه در فرهنگ و ادبیات فارسی جایگاه ویژه ای پیدا کرده است که نشانه پر ارزش بودن و عاشقی که دور از معشوق به حال ناخوش گرفتار گردیده، می باشد. در متون کهن کشاورزی، گیاهشناسی و کلیه مراحل کاشت، داشت و برداشت این گیاه تشریح و تبیین گردیده است ودر مرحله داشت دور آبیاری برای مناطق مختلف دو بار توصیه شده است . بر اساس این متون مهمترین آفات این گیاه جوندگان موش و خرگوش است. در کتب طب سنتی مصرف دارویی زعفران در قوت دادن احشاء داخلی ، مفرح بودن آن ، موارد مصرف ادویه ای و مصارف عطری گیاه تشریح گردیده است . خطرات مصرف بالای زعفران نیز در این متون در بعضی متون نگارش یافته است.
شناخت های اجتماعی، توانایی خوانش مقاصد دیگران و امکان کنش مشترک و تعامل سالم با دیگران را فراهم می سازد، اما گاه این شناخت اجتماعی با به کارگیری تکنیک ها و ترفندهای فریبکارانه مخدوش می شود. پدیده فریبکاری اجتماعی از طریق خدشه به اعتماد بین فردی ، ارتباطات و تعاملات سالم اجتماعی را در سطوح و موضوعات مختلف تهدید می کند. این مطالعه با توجه به ابعاد تأثیرات فردی، خانوادگی و اجتماعی فریبکاری، با اتخاذ رویکردی کیفی، به مطالعه شرایط و زمینه های پدیده فریب در تعاملات اجتماعی می پردازد. با توجه به هدف مطالعه، 35 نفر از زنان و مردان 25 سال و بیشتر در کلان شهر تهران که تجربه زیسته درگیری در فریب داشتند، به صورت نمونه گیری هدفمند و با حداکثر تنوع، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. داده های این مطالعه با روش تحلیل تماتیک تجزیه و تحلیل شد. واکاوی تجربه زیسته سوژه های فریب، بسترها و زمینه های فریب در تعاملات اجتماعی را در سه مقوله زمینه ای معطوف به قربانی (ارتباطی، شناختی و شخصیتی) و شرایط و زمینه فرهنگی معطوف به فریبکار شناسایی کرد. توجه به این شرایط می تواند در پیشگیری از توسعه و گسترش انواع فریبکاری ها در جامعه کمک کند.
زمینه و هدف: تجربه بزه دیدگی در دوران طفولیت و نوجوانی، یکی از عواملی است که می تواند آن چنان تأثیری بر طفل و نوجوانِ بزه دیده بگذارد که به عنوان علت روی آوری به بزهکاری در سنین بزرگ سالی به شمار آید. هدف از این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر پیشگیری از بزه دیدگی اطفال و نوجوانان در فضای مجازی بود.روش: این تحقیق ازنظر هدف، کاربردی و روش تحقیق آن، پیمایشی است. جامعه آماری، والدینِ اطفالِ بزه دیده در فضای مجازی، مدیران و معلمان مدارسی بودند که تجربه مواجهه با طفل و نوجوانِ بزه دیده در فضای مجازی را داشته اند؛ و 384 نفر نمونه آماری را تشکیل داد. روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی انجام شده است. پایایی پرسش نامه ها با استفاده از روش آلفای کرونباخ 94/0به دست آمد. روایی صوری پرسش نامه توسط استادان، متخصصان و خبرگان بررسی شد و پس از اعمال اصلاحات محتوایی مورد تأیید قرار گرفت. با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای و تحلیل رگرسیون و نرم افزار «اس.پی.اس.اس» نیز داده ها تجزیه وتحلیل شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داده است که میانگین نمرات دو متغیر «نقش خانواده و مدرسه» در پیشگیری از بزه دیدگی اطفال و نوجوانان، بالاتر از حد متوسط بوده است. با استفاده از معادله خط رگرسیون، نقش خانواده و مدرسه در پیشگیری از بزه دیدگی اطفال و نوجوانان در فضای مجازی مقایسه شد؛ ضریب همبستگی بین پیشگیری رشدمدار با نقش مدرسه و خانواده در پیشگیری 898/0 بود که نشان از همبستگی بسیار قوی و مستقیم بین متغیرها دارد. با توجه به مستقیم بودن رابطه، با افزایش میزان پیشگیریِ خانواده و مدرسه، میزان پیشگیری رشدمدار افزایش می یابد.نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که نقش خانواده از طریق توجه و نظارت بر فعالیت فرزندان در پیشگیری از بزه دیدگی اطفال و نوجوانان در فضای مجازی، بیشتر از نقش مدرسه است.
زمینه و هدف: کارکنان کلانتری ها به دلیل مشغله زیاد در معرض عوامل مختل کننده کار مخصوصاً فرسودگی شغلی قرار می گیرند. هدف از پژوهش حاضر مشخص کردن رابطه بین فرسودگی شغلی کارکنان و عملکرد سازمانی آن ها در کلانتری های شهر اسلامشهر می باشد. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع زمینه یابی است به منظور گردآوری داده ها از دو پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ و پرسشنامه عملکرد سازمانی هرسی و گلداسمیت بهره گرفته شد. پایایی پرسشنامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 87/0 و 93/0 بدست آمد. جامعه آماری پژوهش را کارکنان کلانتری های شهر اسلامشهر به تعداد 168 نفر تشکیل داده است که 59 نفر از آنها به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کولموگروف- اسمیرنوف، همبستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده شد. یافته ها: با اطمینان 95/0 همبستگی منفی معنی داری بین فرسودگی شغلی و عملکرد سازمانی وجود دارد و فرض صفر(H0) رد می گردد. بدین معنی که هر چقدر فرسودگی شغلی در کارکنان بالاتر باشد عملکرد سازمانی پایین تر خواهد بود. نتیجه گیری: نتایج بدست آمده نشان داد که هر چه استرس بالاتر رود فرسودگی شغلی افزایش می یابد و عملکرد سازمانی کاهش پیدا می کند کارکنان کلانتری ها به دلیل اینکه وظایفی مربوط به برقراری امنیت در جامعه را بر عهده دارند با استرس و فشار روانی زیادی در شغل خود مواجه هستند و در نتیجه استرس زیاد دچار فرسودگی شغلی می شوند. و همچنین با توجه به اینکه فرسودگی شغلی و مؤلفه های آن (خستگی عاطفی، مسخ شخصیت، عدم کفایت شخصی) با عملکرد سازمانی رابطه منفی معنی داری داشت در نتیجه یکی از عوامل اثرگذار بر عملکرد سازمانی، فرسودگی شغلی کارکنان می باشد.
امروزه سازمان ها به منظور حفظ و بقای خود باید از مزایای رقابتی نظیر نوآوری و توجه به مشتری با ارائه محصولات و خدمات جدید و نوآورانه برخوردار باشند. این امر برای بانک ها، ماندگاری بیشتر مشتریان، جذب مشتریان جدید و بهبود عملکرد مالی و سودآوری را به دنبال خواهد داشت. کیفیت و تازگی خدمات ارائه شده توسط بانک در نگرش مشتریان نسبت به میزان برتری خدماتی سازمان نسبت به رقبا مؤثر است. به همین دلیل در پژوهش حاضر، تأثیر هوش معنوی بر عملکرد شغلی کارکنان با نقش واسط نوآوری فردی در بانک به عنوان محیطی با ویژگی های خاص پرداخته شده است. جامعه آماری پژوهش 398 نفر از کارکنان بانک مهر اقتصاد استان خراسان رضوی است که از این تعداد، 182 نفر به عنوان نمونه با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که هوش معنوی و نوآوری فردی بر عملکرد شغلی کارکنان اثر مثبت دارند و نوآوری فردی در این رابطه نقش واسط دارد.
فرمان مشروطه نخستین متن رسمی معاصر در تعریف مناسبات دولت و ملت در تاریخ ایران است که به تغییر روابط دولت و ملت و نیز دگرگونی نهادهای سیاسی منجر شد و دوره تازه ای را در حیات و پویش سیاسی ایرانیان رقم زد. از سه فرمان صادر شده، دو فرمان نخستین با اعتراض مشروطه خواهان لغو شد، اما فرمان سوم مورد تأیید قرار گرفت. به دنبال آن تحصن در سفارت و مهاجرت علما پایان یافت. اما مسئله این است که چرا سه فرمان متفاوت صادر شد و بر سر محتوای آن ها کشمکش درمی گرفت؟ نوع و ماهیت مناسباتی که این فرمان ها در روابط دولت و ملت رقم می زدند چه بود؟ این مقاله با تحلیل مضمون این فرمان ها و بررسی مناسبات قدرت بین دولت و ملت، به این نتیجه می رسد که راز اصلی صدور سه فرمان متفاوت جدال بر سر تعیین جایگاه ملت در متن این سند مهم و تعیین نوع رابطه دولت و ملت در متن این فرمان ها بود که برای نخستین بار حق ایرانیان را برای مشارکت در قدرت به رسمیت می شناخت.
امروزه در برنامه ریزی های از بالا به پایین، اصل مشارکت مردمی و توجه به نیاز ساکنان، نادیده گرفته می شود. در راستای این بی توجهی ها، شاهد آسیب های اجتماعی و فرهنگی در سطح محلات شهری هستیم. در این پژوهش، محله خیام در شهر ایلام، برای به کارگیری رویکرد مشارکتی در تدوین طرح راهبردی پیشنهادی برگزیده شد. مقیاس تحلیل در پژوهش حاضر، محله شهری و محدوده مطالعاتی آن، ناحیه 4 از منطقه یک طرح تفصیلی مصوب 1395 ایلام بود. این پژوهش با ماهیت کاربردی و با بهره گیری از روش های توصیفی و تحلیلی انجام شد؛ به این ترتیب که با مطالعات کتابخانه ای، مطالعه اسناد و طرح های مصوب، مشاهده میدانی، بروزرسانی آمار و نقشه های مورد استفاده، بهره برداری از استانداردهای موجود برنامه ریزی و طراحی شهری و ضوابط شهرسازی، تدوین پرسشنامه و جمع آوری وضعیت کلی محله به همراه نظرات و پیشنهادهای شهروندان ساکن محله و تحلیل نتایج حاصل از آن با رویکرد سنجش مکان، أمین سرزندگی و امنیت به عنوان هدف های راهبردی کلان، با استفاده از روش های گفته شده، برای محله خیام شهر ایلام پیشنهاد گردید. در نهایت نیز مجموعه ای از راهبردها و سیاست های اجرایی در قالب برنامه ریزی راهبردی با بهره گیری از تکنیک تحلیل سوات در سطح محله ارائه شد. یافته های پژوهش نشان داد که زیباسازی محیط محله، تأسیس شورایاری محله، ایجاد مراکز تجاری، ایجاد پارک محله و نورپردازی فضاهای عمومی، مهمترین خواسته های مردم در مورد ساماندهی مشکلات اجتماعی و فرهنگی محله است.
فرهنگ شهرت از مفاهیم اساسی برای فهم کنش ها در بستر رسانه های اجتماعی است. هم اکنون، رسانه های اجتماعی قابلیت های ویژه ای در شکل گیری فرهنگ شهرت دارند. دراین بین، اینستاگرام، به سبب تصویرمحوربودن و فراهم سازی فضای تعاملی کاربران و سلبریتی ها، مورد توجه محققان قرار دارد. هدف مطالعه پیش رو، از یک سو، بررسی فرهنگ شهرت و پیامدهای فرهنگی و اجتماعی آن و، از سوی دیگر، بررسی میزان پیگیری صفحات شخصی سلبریتی ها از سوی کاربران یا مخاطبان است. از روش کمّی پیمایش و تکنیک پرسش نامه برای گردآوری داده ها و اجرای پژوهش استفاده شده است. در مبانی نظری، به «رهیافت فرهنگ سلبریتی»، «رهیافت سلبریتی سازی و سلبریتی شدن»، «رهیافت اکولوژی سلبریتی»، «رهیافت فضای خصوصی و عمومی سلبریتی»، و «رهیافت روان شناختی به هواداری و سلبریتی» پرداخته شده است. یافته ها نشان می دهد تقریباً 20 درصد کاربران اینستاگرام «اخبار و صفحات سلبریتی ها» را پیگیری می کنند. آن ها صفحات بازیگران، خوانندگان و ورزش کاران سلبریتی داخلی را بیش از سایر گروه های سلبریتی دنبال می کنند؛ به طوری که تقریباً یک سوم کاربران صفحات شخصی بازیگران و خوانندگان سلبریتی را پیگیری می کنند و تقریباً یک چهارم کاربران صفحات شخصی ورزش کاران را. روابط فرااجتماعی، هم ذات پنداری و پرستش سه شاخص گرایش به سلبریتی هاست. این مطالعه نشان می دهد که تقریباً 47 درصد کاربران فعال در حوزه سلبریتی ها به سلبریتی ها گرایش دارند؛ به نحوی که، علاوه بر علاقه به تعامل فرااجتماعی با سلبریتی ها، در بُعد انتزاعی به الگوبرداری از ارزش ها و نگرش های سلبریتی ها و در بُعد رفتاری به پرستش و تقلید سبک زندگی سلبریتی محبوب می پردازند.