طنز یکی از شیوههای انتقال پیام است، یعنی به کاربرنده آن سعی میکند بااستفاده از این فن و قالب، پیامی را به مخاطب خود انتقال دهد اما درباره این که واقعا طنز(ازنظرمفهومی) چیست؟ چه خصوصیاتی دارد ونقش و کاربرد آن چیست نظرهای گوناگونی وجود دارد بهطوری که در قالب شیوهای که درآن پیام از طریق شوخی و مزاح طرح میشود مقولات کوچکتری مانند طنز، هجو، لطیفه، شوخی، فکاهی و... جای میگیرد که تفاوت میان این موضوعها چندان مشخص و روشن نیست و در این باره اتفاق نظر وجودندارد. گاه آنچه ازیک منظر، طنز خوانده میشود از نگاهی دیگر هجو است و... به هرحال این قالب بیانی به صورتهای گوناگون قابل انتقال به مخاطبان است.از گفتگوهای روزمره تا استفاده از انواع رسانههای مکتوب، شنیداری و تصویری هرکدام به فراخور امکانات و استعدادهای خود میتوانند از این شیوه انتقال پیام سودجویند و پیام خود را به مخاطبان عرضه دارند.
به منظور دستیابی به نظرمردم تهران درباره برنامه «صبح جمعه باشما» با 673 نفر از افراد 15 سال به بالای ساکن شهرتهران مصاحبه شد.
هدفهای این بررسی عبارت بود از:
دستییابی به میزان شنونده و نحوه و مدت زمان گوش کردن و انگیزه شنوندگان برای توجه به برنامه «صبح جمعه باشما» و هم چنین دستیابی به نظر شنوندگان درباره جنبههای مختلف و نقاط ضعف و قوت برنامه.
"هجو حمله ای است ادبی به کسی یا چیزی و قصد آن افشای نارسایی های گوناگون زندگی و ..و در مواردی با بی پروایی و گستاخی همراه است .در تاریخ ایران در مقابل مدح و ثنایی که شاعران درباری نثار اربابان خویش می نموده اند .. کسانی هم بوده اند که با هجو با یاری بازماندگان غارت ها رفته و پرده از حوادث تاریخ برداشته اند .
"
اولین اصل برگسونی در باب طنز آن است که طنز صرفا در مورد انسان معنا پیدا می کند و مین اصل ساده شاید منجب ره موفقیت های بی شماری برای بسیاری از کمدین ها شده است نوروتروپ فرای می نویسد : به دو شکل می توان موقعیت کمیک را در داستان یا فیلم به وجود آورد : 1- تاکید ویژه بر روی اشخاص منفی داستان یا فیلم 2- تاکید ویژه بر موقعیت های تعقیب و گریز در داستان یا فیلم. در صدا و سیما باید برنامه مناسبی که دارای پیش زمینه های نظری باشد ، ساخته شود و گرنه تعریف کردن لطیفه در سیما و جازدن آن به عنوان نمایش طنز نه تنها جامعه اسلامی ما را خدشه دار می کند بلکه به ابتذال و حتب فساد اجتماعی منجر خواهد شد.
انسان شناسی به عنوان علم دارای هدف و قصد است. هدف آن شناخت انسان است‘ به صورت آنچه در پوست و استخوان و در رفتار هر روزه هست. قصد از مطالعه برای شناخت انسان پیدا کردن راههایی است در جهت به کار گرفتن اطلاعات به دست آمده از پژوهشها در برآوردن نیازها و تمشیت امور اجتماعی مردم. هدفی که گفته شد دلیل و لازمه وجود انسان شناسی است. در مورد قصد‘ بمانند هر علم دیگر‘ گاهی پای بند به آن منافی هدف آن قلمداد می شود. اما چنان که از قرآن مجید و گفتارهای بسیاری از متفکران ایرانی و غربی برمی آید‘ مشروعیت و لزوم آن مورد قبول و گواهی است. دولتهای استعماری در اداره مستعمرات از یافته های انسان شناسی سودهایی برده اند که به چند نمونه آن در این مقاله اشاره شده است. در عمل انسان شناسی کاربردی به کارگرفتن یافته های مردم شناسی در رفع "تأخر فرهنگی" یعنی کوشش برای سازگار ساختن شیوه های سنتی زندگی با تغییرات فنی و بینشی است که در جوامع جهان در هر زمان در حال صورت گرفتن است. راه این سازگاری آموزش عموم به همت کسانی است که در زمینه مردم شناسی و آموزش عمومی تحصیل کرده و تجربه اندوخته اند.
بحث ما در اینجا مربوط به وضع کنونی مردم شناسی در ایران است‘ و نیز درباره اصطلاحهایی که در مردم شناسی به کار می رود. بر این عقیده ایم که هر یک از اصطلاحها و مفاهیم مردم شناسی تحت تأثیر گرایشهای فکری و محیط خاص فرهنگی شکل گرفته اند. تفاوت مردم شناسی و مردم نگاری‘ اشاره به روش تحقیق در مردم شناسی و جنبه کاربردی مردم شناسی‘ از جمله موضوعاتی است که درباره آنها بحث می کنیم. آنچه مردم شناسی و جامعه شناسی را از هم متمایز می کند‘ به روش این دو علم مربوط شود. چنین به نظر می رسد که در بحث از علوم تجربی و علوم اجتماعی‘ گذشته از مشکلات نظری ‘ با مسائل علمی و تحقیقات کاربردی نیز رو به رو هستیم. شاید طرح موضوع مردم شناسی کاربردی بتواند برخی از مسائل و مشکلات مردم شناسی ار از دیدگاه تئوری و علمی برطرف کند
در این مقاله‘ اعتبار سازه ای و روایی متن فارسی پرسشنامه گیبسون و دمبو (1984) برای اندازه گیری خود اثر بخشی معلمان دبیرستانها ارزیابی و تجزیه و تحلیل می شود. با استفاده از پنج مرحله ای که بوهرنستات (1984) برای ارزیابی اعتبار سازه ای وسایل اندازه گیری مشخص کرده است‘ تحلیل عاملی نتایج حاصل از 1730 دبیر دبیرستانهای شهر تبریز با روشهای چرخشی و غیرچرخشی‘ به استخراج دو عامل – که همخوانی کامل با عوامل استخراج شده در مطالعه گیبسون و دمبو (1984) و ویلفوک و هوی (1990) داشتند – منجر گردید. از این میان‘ نه گویه برای اندازه گیری بعد اثربخشی شخصی و هفت گویه برای اندازه گیری بعد اثربخشی تدریس حاصل شد. 16 گویه حاصل از این تحلیل‘ بار دیگر برای تأیید ساختار نظری سازه عنوان شده و همچنین ارزیابی روایی آن‘ مورد تجزیه و تحلیل عوامل تأییدی قرار گرفتند. سه سؤال اساسی در این تحقیق مطرح بود: اول اینکه‘ ابعاد خود اثربخشی معلمین در ایران کدام اند؟ و آیا این ابعاد در جوامعی که از لحاظ تاریخی‘ فرهنگی‘ اجتماعی‘ و نظامهای آموزشی متفاوت هستند‘ ثابت اند؟ دوم‘ چگونه ابعاد مورد بحث با نظریه (تئوری) خود اثربخشی باندورا مربوط اند؟ و سوم‘ پایداری درونی متن فارسی پرسشنامه مذکور چگونه بوده است و این متن تا چه حد باصورت انگلیسی آن همخوانی دارد. نتایج حاصله‘ حاکی از همسانی (ایزومورفیسم) بسیار زیاد متن انگلیسی با ترجمه فارسی‘ اعتبار سازه ای و روایی بسیار زیاد‘ همچنین ثبات عملکرد‘ قابلیت تکرارپذیری و بازیافت پذیری این وسیله – هم از لحاظ نظری و هم از نظر تجربی – در زمینه های تاریخی‘ فرهنگی‘ اجتماعی و آموزشی متفاوت است
این مقاله‘ تحقیقی در جهت آگاهی از میزان تأثیر متغیرهای فرهنگی در ادبیات کردی است. گزینش کردها از میان سایر اقلیتهای قومی ایران‘ ناشی از وجود جوهره بکر فرهنگ اصیل ایرانی در ادبیات و فرهنگ این قوم است. جامعه آماری این پژوهش‘ 3800 ضرب المثل کردی است که از میان آنها به شیوه تصادفی 1800 ضرب المثل انتخاب و مطالعه شده است. فرضیه کلی این تحقیق‘ عبارت از این است که شمار عوامل و متغیرهای فرهنگی منفی در ضرب المثلهای کردی‘ بیشتر از متغیرها و مضامین مثبت است. نتایج این پژوهش بر خلاف فرضیه تحقیق بیانگر افزونی تعداد متغیرها و مضامین فرهنگی مثبت نسبت به متغیرها و مضامین فرهنگی منفی است. این امر نشان می دهد که بر خلاف تصور اندیشمندانی که با اعتقاد به وجود عوامل و باورهای منفی در ادبیات و فرهنگ کشورههای جهان سوم و تأکید بر این نکته به عنوان مهمترین عامل توسعه نیافتگی در این کشورها‘ به تحلیل دلایل توسعه نیافتگی کشورهای مزبور پرداخته اند. جامعه مورد مطالعه – به عنوان نمونه کوچکی از مجموعه گسترده جوامع جهان سوم از زیرساختها و نگرشهای فرهنگی مثبتی برخوردار است