با دکتر کاظم معتمدنژاد قرار ملاقات و مصاحبه داریم.ساعت 2 بعدازظهر،پس از شرکت در جلسهای طولانی از دانشگاه علامه، از راه میرسد.میپرسیم، اگر خستهاید و صلاح میدانید،گفتوگو را به زمان و مکان مناسبتری موکول کنیم. میگوید، هیچ گاه برای صحبت کردن خسته نیستم. پای صحبت او مینشینیم و گاه حرفهای اورا با پرسشهای دیگری قطع میکنیم، که بیشتر بازتاب و نشانه تاثیر سخنان خود اوست و هدفمان ایجاد فرصت و فضایی برای تمدید نیروی استاد. متن حاضر حاصل دیدگاههای استاد درخصوص مهمترین سؤالاتی است که در حوزه مطالعاتی جهانی سازی مطرحند.
بهنظر آقای دکتر شعبانی، جهانیشدن نتیجه تحول تاریخی مطامع غرب در پنج قرن گذشته است که به صورت نیروی خلاق، در گسترهای جهانی واردشده است. او میگوید، با مهاجرت برخی از اروپاییان در قرن19، آمریکا برغرب نیز مسلط شد. وی تنها راه مقابله با جهانی شدن را نوسازی بخشهایی از هویت اساسیمان میداند که نشانه موجودیت انسانی ما است. به عقیده او، ما میتوانیم، بدون ترس از جهانی شدن، باتکیه بر خلاقیت، دست به انتخاب بزنیم
جهانی شدن از دید نگارنده ادغام بازارهای جهانی درزمینه تجارت و سرمایهگذاری مستقیم و جابهجایی و انتقال سرمایه، نیروی کار و فرهنگ در چارچوب سرمایهداری و آزادی بازار و نهایتا سر فرود آوردن جهان در برابر قدرت سرمایهداری جهانی است. ظهور این فرایند به تعیین حاصل واقعیتهای تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی است که فهم درست آن بدون درک صحیح این واقعیتها امکانپذیر نیست. نگارنده ضمن بررسی این واقعیتها به نقش برجسته رسانهها به منزله مهمترین ابزار جهانی شدن اشاره میکند و در پایان به بررسی تاثیر این ارتباط وثیق جهانی شدن و رسانه بر پژوهشهای رسانهای میپردازد.
جهانیگرایی، پدیدهای که بر همه جنبه های زندگی تاثیر میگذارد، در نظر هر کارشناسی داستان متفاوتی دارد و هرکس دربارهاش نظریهای ارائه میکند. در این مقاله، نظریههای عمده جهانیگرایی ارائه میشود. ابتدا، محدوده واژههای «جهانیگرایی» به تناسب ویژگیها و نظریهها و سپس به مفهوم جهانیسازی و امریکایی سازی اشاره میشود. مهمترین نظریههای جهانی گرایی بخش اصلی این مقاله را تشکیل میدهند و عمدهترین نظریههای جهانیگرایی را میتوان دراین چهار گروه خلاصه کرد:
1- جهان گستری؛ 2- مخالفان جهانی گستری؛ 3- تحول گرایی؛و 4- محیط زیستگرایی.
در این مقاله، به نظریههای جهانیگرایی در ایران نیز اشارهای میشود که بازتابی از نظریههای جهانی گرایی در ایران نیز اشارهای میشود که بازتابی از نظریههای جهانیاند و بیشتر زیر چتر نظریه تحولگرایی، با عنوان «راه سوم» جمع شدهاند.
جهانیشدن عمدتا به منزله روندی پرشتاب از تعاملات اقتصادی مابین فرهنگها و کشورها تلقی میشود که توسط نظامی عظیم از فناوری ارتباطی مدرن حمایت میگردد.
در گسترش روند جهانی شدن دونهاد بینالمللی یعنی بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول مسئولیتی اساسی داشتهاند. کشورها تحت فشار رقابت در عرصه اقتصاد جهانی، از این موسسات و افراد خارجی میافتد.
در مقابل روند تخریبی جهانی شدن که این موسسات، بانکها و شرکتهای چند ملیتی آن را رهبری میکنند، جنبش بشر دوستی خود را متعهد ساخته که برای سیسال آینده در جهت آفرینش یک ملت انسانی جهانی کار کند،ملتی جهانی که در آن تفاوتهای فرهنگی، به جای محو شدن، تبدیل به ارزش شوند.
پدیده جهانیشدن فرصتی برای تبادل اندیشه، اعتقادات، باورها و الگوی فرهنگی به وجود آورده است و به همه نشان داده است که تفاوتهای انسانها در مقابل تجارب و آرزوهای مشترکشان بسیار اندکاند.
مقاله حاضر به بررسی نحوه تعامل برترین فناوریهای رسانهای به ویژه در سالهای آغازین هزاره سوم پرداخته و آنرا از دیدگاه جهانی شدن ارزیابی میکند. از آنجا که بحث جهانی شدن در زمینههای مختلف (اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، فناوری، صنعت، بهداشت و...) مطرح است، این موضوع مورد توجه است که آیا رسانه (به معنای رایج آن در کشور به ویژه موضوع مورد توجه است که آیا رسانه(به معنای رایج آن در کشور به ویژه به مفهوم رادیو و تلویزیون)نیز در مسیر جهانیشدن قرار دارد یا نه؟ و اگر چنین است چه عوامل و ویژگیهای کاربردی و فنی در هدایت رسانه به سمت جهانی شدن موثر هستند. نهایتا این که از دیدگاه فناوری، بستر چنین حرکتی کدام است و چه ویژگیهایی دارد؟ آیا دارا بودن رویکرد جهانی از خصوصیات عارضی فناوریهای حاضر است یا از ویژگیهای ذاتی آن؟ این مقاله ضمن تلاش برای ارائه پاسخهای در خور به این پرسشها، تاثیرات متقابل فناوریهای نوین و رسانه سنتی و جهتگیری آینده هریک را به بحث و بررسی میگذارد.
مولف درابتدا به تعریف سه مقوله کودک، تلویزیون و آموزش میپردازد و سپس به بررسی انگیزه تماشای تلویزیون در کودکان اشارهکرده و نظریه ویلبرشرام را دراین باره تشریح میکند. وی در ادامه میکوشد تابه این پرسش پاسخ دهد که کودکان چه وقت و چه قدر تلویزیون تماشا میکنند؟ به چه نوع برنامههایی بیشتر علاقه دارند و اهمیت تاثیر تلویزیون برآنان، تاچه حد است؟
پیچیدگی تاثیر تلوییون برکودکان و میزان دانستنیهای کودک، تاثیر تلویزیون بر ارزشها و نقش آن در الگوسازی کودکان از مباحث دیگر این مقاله است.
در پایان نیز به وظایف سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، محققان و برنامهسازان کودک وهمچنین آموزش و پژوهشهای مربوط به این زمینه، اشاره شده است.