فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۵۲۱ تا ۳۰٬۵۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
فشرده ای از پژوهش جهانی انجمن بین المللی بازاریابی نشریات: نشریه های رایگان؛ فرصت یا تهدید
حوزههای تخصصی:
وبلاگ نویسی و روزنامه نگاری در ایران: نقد و بررسی تطبیقی و تأثیر متقابل دو پدیده
حوزههای تخصصی:
ترجیحات ارزشی دانش آموزان تهرانی
حوزههای تخصصی:
جایگاه ارتباطات در برنامه های توسعه ایران: بررسی اجمالی عملکرد کمی و کیفی بخش های ارتباطی برنامه های توسعه
حوزههای تخصصی:
گزارشی از سمینار ارائه یافته های تحقیقاتی
حوزههای تخصصی:
سیری در برنامه ریزی با تأکید بر برنامه ریزی اجتماعی
حوزههای تخصصی:
تحقق کیفی
حوزههای تخصصی:
جوانان و ناهنجارى هاى رفتارى
حوزههای تخصصی:
" مقاله حاضر، خلاصه پژوهشى اجتماعى است که در زمینه علل ناهنجارى هاى رفتارى جوانان صورت گرفته است. این پژوهش به روش پیمایشى انجام گرفته، جامعه آمارى آن را جوانان شهرک رجایى شهر کرج تشکیل مى دادند. چارچوب نظرى پژوهش را نیز نظریه هاى آنومى، کنترل اجتماعى، علقه خانوادگى، ارتباطات نسبى، و برچسب زنى تشکیل مى داد. یافته هاى پژوهش حاکى از آن است که ضعف کنترل اجتماعى و علقه خانوادگى ضعیف، ارتباط با دوستان ناهنجار و سابقه برچسب منفى خوردن در بروز ناهنجارى هاى رفتارى جوانان مؤثرند.
"
مفاهیم بنیادی در مباحث رفاه اجتماعی (سیاست اجتماعی، حمایت اجتماعی، رفاه و تأمین اجتماعی)
حوزههای تخصصی:
"و حیطه کنش آنها به طرحی کلی از این مفاهیم دست یافت.
""رفاه اجتماعی"" تعبیری است که بیشتر به یک وضعیت چند جانبه - اقتصادی، اجتماعی و سیاسی معطوف است و حفظ شان انسانها و مسوولیت پذیری جامعه در قبال آن و ارتقای توانمندی کلیت جامعه در عرصه های فردی و جمعی از اهداف اساسی آن است.
سیاست اجتماعی، گرچه از جنبه های مختلف با رفاه اجتماعی همسوست؛ به نوعی که گاه مترادف یکدیگر به کار می روند، اما از نظر نوع رویکرد به مساله و نیز نحوه کارکرد، با رفاه اجتماعی مرزبندی دارد. سیاست اجتماعی از یک سو معطوف به تدبیر و اجراست و به نوعی ابزار پیوند برنامه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی محسوب می شود و از سوی دیگر به عنوان پوششی عام برای برنامه های مختلف دولت در عرصه های سیاست گزاری گوناگون به شمار می رود.
تامین اجتماعی و حمایت اجتماعی، زیر مجموعه ای از رفاه اجتماعی و ابزاری در سیاست اجتماعی محسوب می شود. اختلاف مهم بین تامین اجتماعی و حمایت اجتماعی در نحوه تامین منابع مالی آنها و نیز منطق توزیع آن منابع است. از لحاظ مفهومی و کارکردی، تامین و حمایت اجتماعی در مقابل مفاهیم چند بعدی رفاه اجتماعی و سیاست اجتماعی عمدتا بعد قوی تری دارند.
کلید واژه: واژه های ""رفاه"" و ""تامین "" به خصوص با صفت ""اجتماعی"" واژه هایی هستند مولود تحولات مدرن و به خاطر همین ویژگی، پیچیدگیهای مناسبات اجتماعی مدرن در تفسیر و تاویل آنها راه جسته است. از این رو، ارائه تعریفی دقیق و روشن از آنها که مورد اجماع کارشناسان باشد، چندان امکانپذیر نیست، اما به رغم آن می توان با بررسی فرایند شکل گیری این واژه ها و نیز چگونگی کارکرد و حیطه کنش آنها به طرحی کلی از این مفاهیم دست یافت.
""رفاه اجتماعی"" تعبیری است که بیشتر به یک وضعیت چند جانبه - اقتصادی، اجتماعی و سیاسی معطوف است و حفظ شان انسانها و مسوولیت پذیری جامعه در قبال آن و ارتقای توانمندی کلیت جامعه در عرصه های فردی و جمعی از اهداف اساسی آن است.
سیاست اجتماعی، گرچه از جنبه های مختلف با رفاه اجتماعی همسوست؛ به نوعی که گاه مترادف یکدیگر به کار می روند، اما از نظر نوع رویکرد به مساله و نیز نحوه کارکرد، با رفاه اجتماعی مرزبندی دارد. سیاست اجتماعی از یک سو معطوف به تدبیر و اجراست و به نوعی ابزار پیوند برنامه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی محسوب می شود و از سوی دیگر به عنوان پوششی عام برای برنامه های مختلف دولت در عرصه های سیاست گزاری گوناگون به شمار می رود.
تامین اجتماعی و حمایت اجتماعی، زیر مجموعه ای از رفاه اجتماعی و ابزاری در سیاست اجتماعی محسوب می شود. اختلاف مهم بین تامین اجتماعی و حمایت اجتماعی در نحوه تامین منابع مالی آنها و نیز منطق توزیع آن منابع است. از لحاظ مفهومی و کارکردی، تامین و حمایت اجتماعی در مقابل مفاهیم چند بعدی رفاه اجتماعی و سیاست اجتماعی عمدتا بعد قوی تری دارند."
در جستجوی سیاست اجتماعی در اسلام
حوزههای تخصصی:
" قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در صورتی که به عنوان سندی بررسی شود که مورد تایید جمع کثیری ار فقها و اندیشمندان اسلامی قرار گرفته است، حاوی مباحث صریح و مشخصی در زمینه سیاست اجتماعی است. بنابراین، مرور این قانون ما را با مجموعه ای از سیاست های اجتماعی آشنا می سازد که به تایید مراجع دینی نیز رسیده است. از سوی دیگر، تحول مفاهیم در حوزه های سیاست اجتماعی و مقایسه آن با منابع دینی نیز حاکی از همسویی این دو در جهت تحقق رفاه اجتماعی و دموکراسی در جامعه اسلامی است. در این مقاله، نویسنده با مروری بر تاریخ اسلام و ذکر شواهدی از سنت پیامبر (ص) و همچینن نقل روایات سعی کرده است تا چارچوب سیاست های اجتماعی را از زاویه نگرش دینی مورد بحث قرار دهد.
"
بررسی شیوع کودک آزاری در دو منطقه تهران
حوزههای تخصصی:
"بد رفتاری با کودک یک مشکل بهداشتی-روانی است که مورد بی توجهی زیادی قرار گرفته است. در ایران به دلیل فراوانی عوامل مستعد کننده و همچنین وجود شواهد گوناگون، به نظر می رسد میزان شیوع بدرفتاری با کودکان بالا باشد، ولی میزان گزارش قانونی آن بسیار کم است. هدف از این مطالعه، تعیین شیوع بدرفتاری جسمی با کودک در دو منطقه کاملا متفاوت تهران از نظر وضعیت اقتصادی اجتماعی و بررسی برخی از عوامل مخاطره آمیز بوده است .
در این پژوهش مقطعی که در دو منطقه 20 و 3 آموزش و پرورش تهران در سال 1375 انجام شد، مجموعا 840 کودک با نسبت مساوی از دو منطقه، دو جنس و سه مقطع دبستان، راهنمایی و دبیرستان، با روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. کودکان دو منطقه از نظر بعد خانوار ،تحصیلات پدر و میزان اشتغال مادر تفاوت قابل ملاحظه ای داشتند اما از نظر سن پدر و مادر و میزان مهاجرت محسوسی نشان نمی داد.
میزان شیوع بدرفتاری جسمی با کودک با اطمینان 95 درصد در منطقه 20 ،با شیوع 37 تا 46 درصد و در منطقه 3 با شیوع 16 تا 24 درصد بوده است. عاملان بدرفتاری را در منطقه 20 بیشتر مادران و در منطقه 3 به نسبت مساوی مادران و پدران تشکیل می داند. مهمترین کودکان در معرض خطر بدرفتاری جسمی در منطقه 20، کودکان سنین راهنمایی (ابتدای سنین نوجوانی) و کودکان دارای پدر بیکار بوده اند. در منطقه 3، دختران دبیرستانی و کودکانی که تحصیلات پدرشان در حد دیپلم یا کمتر بود، بیشتر در معرض خطر بوده اند. این تحقیق با حمایت مالی ستاد ""شهر سالم"" و معاونت پیشگیری سازمان بهزیستی کشور انجام شده است.
"
سخن نخست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"دربارة کارکردهای رسانه، نقد و نظر، سخن و گفتگو بسیار دیده و شنیدهایم اما بیتردید یکی از مهمترین کارکردهای رسانهها که از دیر باز مورد توجه و عنایت اندیشمندان این حوزه قرار گرفته است، کارکرد آموزشی این فناوری نوین است. سرآغاز بحثهای مربوط به نقش آموزشی رسانهها را باید در دغدغهها و نگرانیهایی جستجو کرد که پس از فراگستری تلویزیون در جوامع مختلف بشری نسبت به تأثیرات منفی محصولات رسانه در زمینههای خشونت، سکس و از خود بیگانگی فرهنگی به ویژه بر روی گروههای سنی خاص از جمله کودکان، نوجوانان و جوانان پدید آمد. در نتیجه اجرای صدها طرح تحقیقاتی در کشورهای مختلف جهان، هر چند اجماعی در خصوص وجود یا عدم وجود، میزان و نحوة تأثیرگذاری غیرمستقیم رسانهها بر مخاطبان در میان اندیشمندان حاصل نشد، نوعی خودآگاهی جمعی نسبت به امکان استفاده آموزشی از عموم رسانهها به ویژه تلویزیون پدیدار گردید که مبنای مطالعات، نظریهپردازیها و اقدامات بعدی در توسعه رسانههای آموزشی به شمار میرود. با این همه، این مهم تحقق نپذیرفت مگر پس از بروز مشکلات و مسائلی چون رشد بیسابقه جمعیت جهان به ویژه در کشورهای توسعه یافته، افزایش سرسامآور هزینههای آموزشی در سیستم سنتی و محدودیتهای منابع مالی دولتها که استفاده از روشهای سنتی آموزش در سطح عام را غیرممکن ساخته بود. از سوی دیگر ظهور انواع جدیدی از فناوریهای ارتباطی از جمله شبکه جهانی اینترنت، سیدی، شبکههای تلویزیونی ماهوارهای و مانند آنها که به تدریج و به طور روزافزون هزینههای بهرهگیری از آنها برای عموم مخاطبان کاهش مییافت، انگیزهای شد برای آن که دستاندرکاران امور آموزشی به ویژه دولتها استفاده از رسانهها برای آموزش را جدی بگیرند. امروزه سرمایهگذاریهای عظیمی خواه از سوی بخش دولتی و خواه از سوی بخش خصوصی در این زمینه به عمل آمده است. این امر به خصوص از آن روست که فناوری رسانهای علاوه بر رفع موانع مالی و فیزیکی موجود بر سر راه سیستمهای آموزشی سنتی، تأثیرات خیرهکننده و غیرقابل انکاری در هر دو بعد گسترش کمی و کیفی آموزش داشته است. مطالعات اثبات کرده است که استفاده فعال از همه حواس پنجگانه در آموزشهای رسانهای یادگیری را تسهیل و جذابیت آموزش را مضاعف میکند. به این ترتیب رسانه وارد حیطه آموزش شد و به تدریج جای خود را در این زمینه باز کرد تا آنجا که امروزه سخن از حذف سیستمهای سنتی آموزش در برخی از نقاط جهان در آیندهای نه چندان دور میرود.
در کشور ما نیز آموزش رسانهای سابقهای به نسبت طولانی دارد و هم اکنون دهه سوم عمر خویش را میگذراند. این فرایند که با فراز و نشیبهای فراوانی مواجه بوده است امروزه به طور عمده از طریق دو نهاد اصلی شبکه آموزش صدا و سیما و دانشگاه پیام نور پیگیری و اجرا میشود؛ هر چند محدود به این دو نهاد نیست و بسیاری از دانشگاههای کشور گامهای نخست و حساس را برای راهاندازی آموزش online برداشتهاند.
پژوهش و سنجش بنا به درخواست مخاطبان و با توجه به نیازهای موجود کشور، شماره حاضر را به بررسی ابعاد گوناگون آموزش رسانهای اختصاص داده است. در بخش اول طی گفتگوهایی با آقایان دکتر بیابانی و دکتر نوروزی وضعیت فعلی کشور در زمینه آموزش رسانهای و دستاوردها و چالشهای پیش رو در این حوزه به بحث گذاشته شده است. بخش دوم که به نظریههای آموزش رسانهای اختصاص یافته است در ده مقاله ابعاد نظری موضوع را مورد مداقه قرار داده است. بخش سوم این مجموعه حاوی مقالاتی در زمینه کاربردهای آموزش رسانهای و نیز دو مقاله مفید در زمینه مطالعات تطبیقی است و در بخش پایانی سه مقاله در باب دستاوردهای فناورانه این حوزه تقدیم میشود.
ضمن تشکر از همه مخاطبان فهیمی که تاکنون فصلنامه را مورد عنایت خویش قرار دادهاند، از همه این عزیزان درخواست میکنیم پژوهش و سنجش را همچنان از دیدگاهها، انتقادها و پیشنهادهای خویش بهرهمند سازند.
"
جایگاه حقوقی رسالت رسانهها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"مقاله حاضر به بررسی پارهای از قوانین ملی و بینالمللی در زمینه حدود و اختیارات وسایل ارتباط جمعی و برخی تأثیرات آموزههای دینی بر کارکرد رسانهها میپردازد.
در بخش اول پس از تشریح نظریه هنجاری رسانهها لزوم سازگاری آنها با ارزشهای خاص هر جامعه در دو حوزة علوم ارتباطات و حقوق بررسی شده است.
به نظر نویسنده، ابداع نظریة بیطرفی ذاتی رسانهها نسبت به ارائه اخبار و اطلاعات مشکوک و دارای انگیزههای سیاسی است زیرا هدفمند بودن فعالیتهای رسانهای و تلاش برای ایجاد نظام فکری و ارزشی از وظایفی است که در علوم ارتباطات بر آن تأکید شده است. همان گونه که مخاطبان برای گزینش رسانة مورد علاقه و رضایت خویش ذیحق هستند، رسانهها نیز حق دارند برای اشاعه و انتشار افکار و اطلاعات مورد قبول خود تلاش کنند.
همچنین وظیفة «آموزش» و «رهبری و راهنمایی» افراد جامعه، رسالتمند بودن فعالیت رسانهها را تأیید میکند.
در حقوق ایران نیز قانونگذاران، مسئولیت اجتماعی و الهی برای رسانهها قائل شده و متذکر شدهاند که رسانة جمهوری اسلامی باید در خدمت اشاعة فرهنگ اسلامی، برخورد سالم اندیشهها، ارائه آگاهیهای مکتبی، سیاسی و اجتماعی، ایجاد احساس مسئولیت، امید و اعتماد در مردم، افشای توطئههای دشمنان داخلی و خارجی و فراهم آوردن زمینه رشد انسان تا مرحلة خلیفهالهی باشند. از دیدگاه قانون اساسی آزادی رسانهها تا جایی پذیرفته میشود که در چهارچوب قابل قبول شرعی باشد. از سوی دیگر امام خمینی، رسانهها را معلم جامعه و انتشاردهندة تقوا میدانند.
در بخش دوم مقاله، تأثیر دین بر محتوا و کارکرد رسانهها مورد بررسی قرار گرفته است. در این بخش نویسنده ثابت میکند که التزام به آموزههای اخلاقی و دینی، مسئولیتزا و موجب پیدایش تعهداتی است که به تحرک بیشتر رسانهها میانجامد.
عدالتطلبی، امر به معروف، نهی از منکر، دفاع از ستمدیدگان و نصیحت و خیرخواهی برای مؤمنان و ائمه مسلمین به رسانهها و خبرنگارانِ متعهد اجازة سکوت و مماشات نمیدهد بلکه جستجو، تبلیغ، فریاد و تشویق جامعه به اقدام را وظیفة حتمی آنان میداند.
"
دیدگاههای مخاطبان، کارشناسان و برنامهسازان در مورد برنامههای دینی تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"موضوع تحقیق حاضر، بررسی کارکردهای دینی تلویزیون است. مسئلة اصلی تحقیق این است که آیا تلویزیون میتواند به محتوای دینی بپردازد؟ تلویزیون جمهوری اسلامی تاکنون در این زمینه چگونه عمل کرده است و وضعیت مطلوب چیست؟
این تحقیق با روش پیمایشی (survey) و با استفاده از پرسشنامه، به صورت مصاحبه حضوری با مخاطبان برنامههای دینی (939 نفر از افراد 7 سال به بالا)، سازندگان (تهیهکنندگان، کارگردانان) و کارشناسان (استادان آشنا به دین و رسانه) انجام شده است. شایان ذکر است منظور از برنامه های دینی برنامه های خاصی است که برای نمونه از میان برنامه هایی که تاکنون از تلویزیون پخش شده انتخاب شده است . برخی از مهم ترین یافته های این تحقیق عبارتند از : مهم ترین انگیزه بینندگان از تماشای تلویزیون سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت است.
اصول دین ( اعتقادات) مهم ترین موضوع دینی مورد علاقه بینندگان است.
سریال امام علی (ع) و برنامه درس هایی از قرآن پر بیننده ترین برنامه های دینی ( مورد مطالعه) بوده اند
در مجموع 77 درصد بینندگان از برنامه های دینی تلویزیون رضایت دارند.
حدود 30 درصد بینندگان عقیده دارند برنامه های دینی تلویزیون پاسخگوی نیازهای دینی مردم نیست .
جذابیت نداشتن ، پاسخگو نبودن به نیازهای مخاطب واستفاده از قالب های نامناسب مهم ترین اشکالات برنامه های دینی تلویزیون از نظر برنامه سازان است
کمبود کارشناس دینی آشنا به رسانه و آشنا نبودن کارگردانان با مباحث دینی از مهم ترین موانع ساخت برنامه های دینی از دید برنامه سازان است.
"
سخن نخست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"امروزه در عصری زندگی میکنیم که رسانهها و وسایل ارتباط جمعی تقریباً بر تمام شئون زندگی ما سایه افکندهاند. هیچ موضوع یا مسئلهای را اعم از اقتصادی، اجتماعی، نظامی، فرهنگی و… نمیتوان تصور کرد که رسانهها در آن نقش نداشته باشند. اگر در گذشته خانوادهها مهمترین نقش را در آموزش و پرورش افراد و ایجاد جامعهای امن و سالم برعهده داشتهاند، اکنون رسانهها با پیشرفتهای نرمافزاری، سختافزاری و به طور کلی فناورانه، این نقش را به تصرف و قبضه خود درآوردهاند. دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم بیش از آن که دنیایی واقعی، عقلانی و منطقی باشد، دنیایی مجازی، تخیلی و احساسی است که رسانهها برایمان ساختهاند. متأسفانه باید گفت تصویری که رسانهها به ویژه برای کودکان و نوجوانان از جهان ترسیم کردهاند، اغلب زشت، وحشتناک، ناامن و پر از آشوب و جنگ و نزاع است. خوبیها، زیباییها، دوستیها، ایثارگریها و... کمتر توسط رسانهها نشان داده میشود.
ای کاش وضعیت جهان و عملکرد رسانهها به گونهای بود که نام این ویژهنامة فصلنامه پژوهش و سنجش به جای «رسانه و جنگ»، «رسانه و صلح» انتخاب میشد. اما مرور و مطالعه جنگهای به وقوع پیوسته به ویژه در یک قرن اخیر نشان میدهد که بیشتر جنگها با جنگ روانی و رسانهای آغاز شده و با آن ادامه یافته و پایان گرفتهاند. لهذا پیروزی و شکست کشورها در قالب سیاستهای رسانهای رقم میخورد؛ این رسانهها هستند که پیروزی میآفرینند، مغلوب میسازند و افکار عمومی را به سمت و سویی که میخواهند هدایت میکنند. چنان که میتوان جنگ جهانی اول را جنگ روزنامهای، جنگ جهانی دوم را جنگ رادیویی، جنگ ویتنام را جنگ تلویزیونهای سیاه و سفید، جنگ اول خلیج فارس را جنگ تلویزیونهای ماهوارهای و جنگ دوم خلیجفارس را جنگ رسانههای مدرن نامید. البته باید اذعان کرد که رابطه رسانهها و جنگ یک رابطة دوطرفه و دو سویه است، یعنی، از یک طرف رسانهها در تحریک و تهییج، آمادهسازی و اقناع افکار عمومی برای آغاز، پیشبرد و پایان جنگ نقش دارند و از سوی دیگر، خود جنگ همچون میدان و آزمایشگاهی است که در پیشرفت و توسعه و رشد و تکامل و آزمون اثربخشی رسانهها نقش ایفا میکند. برای مثال، میتوان گفت همچنانکه جنگ اول خلیجفارس در سال 1991، موجبات شهرت بیشتر و تکامل شبکه تلویزیونیCNN را فراهم آورد (به طوری که برخی این جنگ را جنگCNN لقب دادند)، جنگ افغانستان بیشترین کمک را به مطرح شدن شبکه تلویزیونی الجزیره و جنگ دوم خلیجفارس بیشترین کمک را به شهرت یافتن شبکه العالم کرده است.
رسانهها علاوه برنقشهای مختلفی که در جنگ ایفا میکنند، فرماندهی نوعی از مهمترین و اثربخشترین جنگها، یعنی «جنگروانی» را نیز بر عهده دارند. جنگ روانی از جمله جدیدترین سلاحهای جنگی دوران معاصر علیه باورها، اندیشهها، اعتقادات و احساسات افراد است. این جنگ در عین حال که نوعی دفاع به شمار میرود، حالت هجومی نیز دارد، چرا که در عین تقویت روحیة ملت و سربازان خودی، به تضعیف روانی دشمن میپردازد. اهداف مهم جنگ روانی عبارتند از: الف) از بین بردن امید مخاطبان کشور مقابل، ب) ترویج بیاعتمادی نسبت به رهبران کشور مقابل و ج) ایجاد شکاف در جامعه مورد نظر. در اهمیت جنگ روانی همین بس که در سال91-1990 استفاده مناسب امریکا از ابزار اطلاعاتی جنگ روانی موجب شد که در حدود 87000 نظامی عراقی خود را تسلیم کنند.
با توجه به اهمیت و نقش بسیار مهمی که رسانهها در جنگ دارند موضوع این شماره فصلنامه پژوهش و سنجش به جنگ و رسانه اختصاص داده شد.
بیشک بدون مساعدت و همکاری بیدریغ اساتید، اندیشهورزان و پژوهشگران عزیز امکان تهیة چنین مجموعهای میسر نبود. از خوانندگان و مخاطبان فهیم و نکتهسنج انتظار میرود با ارائة پیشنهادها و انتقادهای سازندة خود به مجموعه عوامل دستاندرکار فصلنامه منت نهاده، موجبات رفع خطاها و لغزشهای احتمالی و نیز افزایش غنای فصلنامه را در شمارههای آتی فراهم سازند. توفیق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.
"
رسانه و جنگ: چهارچوبی برای تحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نقش رسانهها در درگیریهای ملی و بینالمللی جهان معاصر انکارناپذیر است. اگر چه تصور عمومی بر این اصل استوار است که رسانهها در خدمت آگاهسازی مخاطبان و اطلاعرسانی دربارة حوادث جهان پیرامون، قرار دارند، نقش تنشزایی آنها پررنگتر به نظر میرسد تا جایی که در بروز برخی نزاعهای داخلی و خارجی یک کشور، رسانههای خودی یا بیگانه مقصر اصلی شناخته میشوند.
مؤلف در مقاله پیش رو میکوشد تا نقش رسانهها را در جنگ بررسی کند. وی پس از معرفی چند منبع معتبر در زمینه مطالعات جنگ و رسانه، شیوههای اثرگذاری رسانهها بر آغاز یا پایان جنگ را در سه قالب کلی: تسهیلکنندگی، بازدارندگی و اجبارکنندگی توضیح میدهد و دلایل و دیدگاههای مخالفان حضور رسانهها در جریان جنگ را بر میشمارد.
"
رسانه: سلاح جنگ یا ابزار حل منازعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نگرش تجاری به خبر و آراستن آن همچون یک کالای قابل فروش به مخاطب، سبب انحراف از اخلاق حرفهای روزنامهنگاری شده است. تا چندی پیش عقیده بر این بود که با افزایش دانش و تواناییهای فنی، قدرت همدلی نوع بشر نیز افزایش خواهد یافت اما امروز که انسان بر قلة فناوریهای مافوق تصور ایستاده و رسانهها مرزهای زمان و مکان را درنوردیدهاند، هراس از جنگ، آن هم نه جنگی محدود به دو کشور خاص بلکه جنگی فراگیر و بینالمللی قلب بشریت را تسخیر کرده است.
در این میان رسانهها نه تنها کمکی به حل منازعات نمیکنند بلکه در جریان بحرانهای داخلی و خارجی، خود به عنوان یک پای منازعه وارد میشوند.
رسانهها با پاره حقیقتگویی، اغراق یا بیاهمیت نشان دادن خسارات جنگ، کتمان یا اندک جلوه دادن مخالفتهای عمومی با سیاستهای جنگطلبانه و ارائه اخبار بحرانها و منازعات به نحوی هیجانانگیز، به همسویی با سیاستهای جنگطلبانة صاحبان قدرت میپردازند.
مؤلف در مقالة حاضر میکوشد نحوة عمل رسانهها را در دامن زدن به جنگها و بحرانها نشان دهد.
"
سینما؛ رسانه فراموش شده
منبع:
رسانه ۱۳۸۲ شماره ۵۴
حوزههای تخصصی:
سینما همواره به عنوان هنر هفتم و کامل ترین هنر شناخته شده و مطالعات علمی روی این رسانه هنری با رویکرد زیبایی شناسانه صورت پذیرفته است. اما یکی از ابعاد بزرگ رسانه سینما در مطالعات سینمایی موجود مورد غفلت واقع شده است.