درک مفهوم «طنز»، مستلزم بررسی واژه شناسی، تعریف شناسی و کارکردهای آن است. این تحقیق، با سؤال از چیستی طنز، در پی شناسایی معنی لغوی طنز و مشابهات آن، جایگاه آن در هنرها، تعریف دقیق از آن و اَشکال و قالب های موجود آن است. عناصر ذاتی یک طنز از قبیل ماهیت، هدف، کارکرد و درون مایه، باید برای کشف عمیقی از آن بررسی گردد که این نوشتار به آن پرداخته است. نگاه اجتماعی به طنز، ضرورت توجه به کارکردهای آن را اثبات می کند. سه کارکرد انتقاد، سرگرمی و سرکوب را از طنز می توان در رابطه با مخاطب شناخت. سؤال دیگر، موضع دین اسلام در برابر کارکردهای طنز است که بر اساس «موضوع شناسی مسائل مستحدثه»، نویسنده به مطالعه تطبیقی در متون اسلامی دست زده است. وی نتیجه می گیرد که همه این کارکردها را با رعایت چارچوب هایی می توان در جهت اهداف دینی به کار گرفت و هیچ یک، تعارض ذاتی با هنجارهای یک رسانه دینی ندارد. در متون دینی اسلام، می توان شواهدی برای تأیید این سه کارکرد و ضرورت آن برای جامعه اسلامی یافت.
"در سال های اخیر مطالعه فاصله موالید و عوامل موثر بر آن به عنوان یکی از روش های بررسی رفتار باروری در هر جامعه مورد توجه قرار گرفته است. به منظور انجام تحلیل های آماری این قبیل داده ها اغلب از روش های مربوط به آنالیز داده های بقا از جمله مدل رگرسیونی کاکس برای هر فاصله تولد مجزا و بدون در نظر گرفتن وابستگی بین فواصل مختلف استفاده می شود. در این مقاله فاصله تولدهای مربوط به زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی-درمانی اهواز را، با استفاده از مدل های رگرسیونی کاکس تعمیم داده شده و با در نظر گرفتن وابستگی بین فاصله های تولد، مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار می دهیم. از میان نتایج مختلف می توان به نقش تحصیلات زن در فاصله تولدهای دوم به بعد و تاثیر وسایل جلوگیری از باروری در افزایش فاصله تولدها اشاره نمود. سن زن در هنگام ازدواج نیز از جمله متغیرهایی است که با افزایش آن، فاصله تولد ها نیز افزایش می یابد. نوع شغل مرد، مدت زمان شیر دادن و جنس فرزند و یا فرزندان قبلی نیز با فاصله تولدها رابطه معناداری دارند.
"
"مطالعه فرآیند بازنمایی در رسانه ها از حوزه های مهم پژوهشی در مطالعات فرهنگی است. ما در این مقاله، تحت تاثیر رویکرد برساخت گرایانه بازنمایی استوارت هال، اشکال بازنمایی رسانه ای قومیت را در مجموعه های تلویزیونی ایرانی بررسی می کنیم. برای این منظور، دو مجموعه اگه بابام زنده بودو آهوی ماه نهم را به شیوه ای کیفی تحلیل کرده ایم. پرسش اساسی ما حول عدالت بازنمایی قومیتی در شبکه های تلویزیون سامان یافته است. همچنین نقد دورنی بر اساس مقایسه اشکال بازنمیی قومیت ها، براساس مصوبات اهداف، محورها و اولویت ها و سیاست های تولید، تامین و پخش توجه کردیم. براساس نتایج، می توان داوری کرد که نمایش قومیت به نوعی رویه نابرابر و ناعادلانه در ترسیم گروههایی از جامعه دلالت دارد. این نحوه مواجهه با نقش های قومیت، وضعیت مبهمی را به وجو می آورد که همه قومیت ها و اقلیت های جامعه را در قالب نقشی غیر جدی ( حاشیه ای) و گاه منفی در معرض دید همگان قرار می دهد. در حاشیه بودن، حالات اظهاری و اشکل بیانی بازگیران قومیتی را محدود می کند و قیودی مضاعف پیش پای سوژه های اقلیت می نهد: سوژه هایی به منزله کسانی که در حوزه عمومی سخن می گویند.
"
روش پژوهش: نوع تحقیق پیمایشی همبستگی بوده است و برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه که پس از تعریف و انتخاب معرّف های مناسب برای هر یک از متغیرها، در قالب گویه ها و سؤال هایی که بر مبنای مقیاس طیف لیکرت تنظیم شده است و مورد استفاده قرار گرفته است. شیوه ی نمونه گیری خوشه ای می باشد به دلیل ناهمگونی جامعه ی آماری مناسب ترین روش می باشد. حجم نمونه انتخابی 268 نفر است که از جامعه ی آماری به تعداد 2700 نفر از میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال در سال تحصیلی 1387 گزینش شده اند. در این پژوهش واجد تحلیل فرد می باشد.یافته ها و نتایج پژوهش: نتایج به دست آمده در پژوهش حاضر نشان می دهد که بین متغیرهای زمینه ای مثل سنّ و جنس و هم چنین متغیر امنیّت اجتماعی با میزان وفاق اجتماعی رابطه ای وجود ندارد، بین متغیر تعاملات اجتماعی و متغیر رسانه های جمعی با میزان وفاق اجتماعی رابطه ی معنادار و مستقیمی وجود دارد، در میان مجموع متغیرها در مدل رگرسیونی چهار متغیر امنیّت، سنّ، ارتباطات و تعامل توانسته است 279/0 درصد از میزان وفاق اجتماعی را در بین نمونه های آماری تبیین کند و مابقی متغیرها از مدل خارج شده است.پیشنهادها: همه ی عواملی که باعث بالارفتن سطح مشارکت و تعاملات اجتماعی افراد می شود می بایستی تقویت شود و با ایجاد آگاهی در زمینه ی اقوام و ملل گوناگون هرگونه پیش داوری هایی را که باعث اختلاف می شود، از بین برد، با تقویت شبکه های محلی و رسانه های جمعی خودباوری جوانان را تقویت کرد.
هدف از این تحقیق شناخت عوامل اجتماعی موثر بر قاچاق سوخت مطالعه موردی در منطقه باغ شایگان مهاباد است. این تحقیق به شیوه مشاهده مشارکتی و پیمایش انجام گرفته جامعه آماری ما باغ شایگان مهاباد با جمعیت 25560 می باشد و نمونه مورد مطالعه 259 نفر می باشد در این تحقیق که با استفاده از دو روش مشاهده مشارکتی با چارچوب توسعه نابرابر سمیر امین و با تکنیک Focus Group بوده و دیگر روش پیمایش ، که از تکنیک پرسشنامه ای نیمه ساختارمند با مصاحبه انجام گرفته است. با اثبات نابرابری و محرومیت باغ شایگان از سه فرضیه عوامل ساختاری دو فرضیه تأیید گردیده و از پنج فرضیه هر پنج فرضیه تأیید گردیده و در نتیجه بیکاری و محرومیت از عوامل ساختاری موثر بوده و شورش و تعارضات و اعتصابات از پیامد های قاچاق سوخت تأیید گردیده و از پیامد قاچاق سوخت می باشند.
پس از ظهور دولت های مدرن به شکل جدید ، دیدگاه های حکومتی در مورد موضوع نظارت های نهادی و حکومتی غالب گردید .بدین صورت که نظارت های اجتماعی مترادف با برخورد های حقوقی و قانونی و عمدتا جرم شناسانه از مساله انحرافات بود.از این روی در زمینه نظارت های حکومتی ادبیات بسیار گسترده بسط یافت.در هزاره سوم و با شروع دوره جدید که برخی از آن به عنوان جهانی شدن نام می برند ادبیات نظارت ها نیز مانند سایر مفاهیم علوم انسانی متحول و لذا ضرورت باز تعریف این موضوع عیان گردید.در این ارتباط اگر قبلا از حکومت خوب مد نظر فلاسفه صحبت می شد ، در ادبیات جدید از راهبری یا حکمرانی افقی[1] بحث می گردد.اگر برای مدت های زیادی از فضای حکومتی صحبت می شد برخی از فضاهای انجمنی یاد نمودند.اگر برای مدت های زیادی مباحث حول تئوریزه سازی نظارت های حکومتی بود در ادبیات جدید از نظارت افقی مردم به مردم صحبت گردید.این موضوع نشانه ای از این موضوع بود که دولت ها به دلایل بیشتر کارکرد گرایانه و در فضای پسا وستفالیایی (جهانی شده) متوجه شده اند که بهتر است که عطف توجهی به اجتماعات خود بنمایند.یعنی مشخص گردیده مردم هم می توانند همانند گذشته و در جامعه ابتدایی و اولیه ، نظارت های اثر بخش تری را اعمال نمایند.این تحقیق بر مبنای ضرورت موجود و برای باز تعریف مساله نظارت های اجتماعی و ضرورت نظارت های اجتماعی از طریق بسط سیطره عمومی در کنار نظارت های نهادهای رسمی حکومتی و نظارت های سازمانی تدوین گردیده است.برای توجیه دلیل توسعه نقش نظارتی حوزه عمومی دلیلی زیادی مطرح است.از این روی در این مقاله نویسنده ضمن ارائه دیدگاه های لازم مبنی بر ضروت نظارت های اجتماعی بر اهمیت گسترش حوزه عمومی که در این تحقیق همان سرمایه اجتماعی به معنی نهادهای و شبکه های سازمان یافته نهادی است به توضیح این مساله می پردازد و دلایلی را ارائه می نماید که در آن از ضرورت های جدید در زمینه نظم اجتماعی صحبت می نماید.
توجه به نیازهای کارکنان و رفع نیازها منجر به ایجاد رضایت و بهبود کیفی زندگی کارکنان می گردد و رضایت بیشتر، کارایی و تلاش زیادتر و بازده کاری بهتر را در پی خواهد داشت که مبین اهمیت انجام این تحقیق می باشد. در این راستا آشنایی با سازمان تأمین اجتماعی و شناخت اهداف و کارکردهای این سازمان ضرورت دارد. در این تحقیق مبانی نظری تحقیق با توجه به نظریه های مبتنی بر نیاز و انگیزش مطرح گردیده است. این پژوهش به دنبال بررسی میزان تأثیر حقوق و نحوه عملکرد مدیریت و مدرک تحصیلی، سن، سابقه شغلی، جنسیت، تأهل و نوع استخدام بر رضایت از شغل کارکنان می باشد. نوع تحقیق با توجه به هدف تحقیق کاربردی است. روش تحقیق، روش اسنادی و روش پیمایشی می باشد. پرسشنامه این تحقیق بر اساس مقیاس لیکرت می باشد. پرسشنامه ها در اختیار 160 نفر به عنوان اعضای جامعه نمونه که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای از 5 شعبه تهران واقع در شمال، شرق، جنوب، غرب و مرکز به صورت تصادفی به دست آمدند، قرار گرفت. نتایج به دست آمده در این تحقیق بر این اساس استوار است که 84% کارکنان سازمان تأمین اجتماعی شهر تهران از شغل خود رضایت دارند. میزان رضایت کارکنان از نحوه عملکرد مدیریت 81% و از حقوق دریافتی 64% بوده ولی این میزان در کارکنان مرد بیشتر از کارکنان زن می باشد. همچنین در فرضیات دیگر این تحقیق که عبارتند از سن، سابقه شغلی، مدرک تحصیلی، جنسیت، نوع استخدام و تأهل وجود رابطه معناداری تأیید می گردد.
ارزشها یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعه رفتار،انگیزه وکنش های انسانی است ارزشها برای بازشناسی جامعه وفرد ، دنبال کردن تغییرات در طول زمان وبرای تبیین پایه های انگیزشی رفتار ونگرش ها استفاده می شوند. اهمیت نسبی ورتبه بندی در ارزش ها در افراد وگروه های مختلف متفاوت است و این تفاوت در رفتار وگفتار انسان ها پنهان است. بنابراین شناخت علمی نظام ارزشی افراد جامعه به طور عام ودانشجویان به طور خاص می تواند ما را در شناخت بستر های جامعه کمک کند. دیدگاه های بسیاری در جامعه شناسی وروان شناسی اجتماعی ارزش ها را مورد بررسی قرار داده اند اما با توجه به اهداف تحقیق دیدگاه شوارتز ونوع بندی دهگانه او برای این تحقیق مناسب تر به نظر می رسد. روش تحقیق¬پیمایشی با استفاده از پرسشنامه بوده است.پرسشنامه دارای روایی صوری و محکی است. وبرای سنجش پایایی مقیاس ها از آلفای کرونباخ استفاده کرده ایم. حجم نمونه 209 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت است. نتایج تحقیق نشان می¬دهد که ارزش ها به ترتیب اولویت عبارتند از: خود متعالی، ارتقای خود ، محافظه کاری و آمادگی برای تغییر . به عبارتی آمادگی برای تغییر (خود اتکای وانگیزش )برای دانشجویان کمترین اهمیت را دارد. محافظه کاری با تحصیلات رابطه معکوس دارد و ارتقای خود وآمادگی برای تغییر با تحصیلات رابطه مستقیم دارد. اما تفاوت چشمگیر نبوده و از لحاظ آماری معنی دار نیست. تحصیلات پدر با محافظه کاری، ارتقای خود وآمادگی برای تغییر رابطه معکوس دارد و با خود متعالی رابطه مستقیم دارد. محافظه کاری دانشجویانی که پدران تحصیل کرده دارند نیز پایین است. تحصیلات مادر با محافظه کاری. ارتقای خود ، آمادگی برای تغییر و خود متعالی رابطه معکوس دارد. دانشجویان جوان سال گرایش کمتری به محافظه کاری و ارتقای خود دارند اما آمادگی برای تغییر و خود متعالی آنها بالاتراست. میانگین محافظه کاری و ارتقای خود در دانشجویان مورد مطالعه از کشورهای توسعه یافته بالاتر بوده ومیانگین ارزش آمادگی برای تغییر آنها کمتر از این کشورها است. اما میانگین خود متعالی آنها در سطح کشور های توسعه یافته است
روش های تحقیق در علوم اجتماعی در روش شناسی این علوم به شیوه های گوناگونی تقیسم بندی شده اند .از جمله این تقسیم بندی ها عبارتند از کمی/کیفی، آزمایشی/غیر آزمایشی،ژرفانگر/ پهنانگر[1]، توصیفی/تبیینی[2]،کاربردی/بنیادی[3]، ،نقلی–عقلی/تجربی[4] .اما با وجود تحلیل های گوناگونی و تعاریف متعددی که از هر یک ارائه شده معیارهای دقیق و روشن،برای تمایز آنها در دست نیست.پژوهشهای کیفی ریشه در کار قوم شناسان،روان شناسان،روانشناسان اجتماعی،مورخان و منتقدان ادبی دارد.پژوهش کیفی در بردارنده روش های دقیق ، ژرفانگر و محقق محور است که برای کشف معناهایی که افراد به پدیده های اجتماعی و فرهنگی می دهند و نیز روشن کردن فرایندهای ذهنی رفتار استفاده می شود. تحلیل گفتمان انتقادی (CDA)به عنوان یک روش کیفی برای اولین بار توسط نورمن فیرکلاف مطرح شد .این گرایش مطالعاتی بین رشته ای است که از اواسط دهه 1960 تا اواسط دهه 1970 در پی تغییرات گسترده ی علمی– معرفتی در رشته های علوم اجتماعی و انسانی علاقه مند به بررسی و مطالعه ابعاد گفتمانیِ سوء استفاده از قدرت و بی عدالتی و نابرابری ناشی از آن است . این رهیافت از نظریات جامعه شناختی کارل مارکس ، آنتونیو گرامشی ، لویی آلتوسر ، یورگن هابرماس ، میشل فوکو و پیر بوردیو در بررسی قدرت بهره گرفته است . این گرایش ، به دلیل بین رشته ای بودن ، خیلی زود ، به عنوان یکی از روش های کیفی در حوزه های مختلف علوم سیاسی ، علوم اجتماعی ، ارتباطات و زبان شناسی انتقادی مورد استقبال واقع شد .محور بحث مقاله اخیر بررسی روش تحلیل گفتمان وتحلیل گفتمان انتقادی به عنوان یک روش کیفی در علوم اجتماعی می باشد
در این پژوهش با استفاده از تئوری انتظار به بررسی عوامل مؤثّر برانگیزش اعضای هیأت علمی درانجام تحقیقات پرداخته شده است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل تمامی اعضای هیأت علمی دانشگاه های آزاد اسلامی استان هرمزگان بوده اند که با روش سرشماری و با بهره گیری ازپرسشنامه ی استاندارد اطلاعات لازم از جامعه 78 نفری جمع آوری گردید. برای سنجش متغیر بهره وری، دو دسته معیارها در دوره زمانی کوتاه مدت و بلند مدت در نظرگرفته شد که شامل چاپ مقالات در مجلات علمی معتبر، چاپ کتاب و اعتباری نمودن طرح ها می باشد.نتایج به دست آمده نشان داد که برای اعضای رسمی، درکوتاه مدت و بلند مدت نه پاداش درونی و نه پاداش بیرونی انگیزه لازم را برای انجام پژوهش درآنان ایجاد نمی کند، اما برای اعضای رسمی- آزمایشی هم پاداش بیرونی و هم پاداش درونی برانگیزاننده بوده است، به طوری که طبق یافته های حاصل از«آزمون ضریب همبستگی پیرسون»، بین «میزان بهره وری تحقیق قبل از رسمی شدن» با «پاداش های بیرونی» درسطح اطمینان 95 درصد رابطه ی معناداری وجود دارد. (0.023sig، 0.263r) به عبارت دیگر اعضای هیأت های علمی دانشگاه تا زمانی که رسمی نشده اند و نیروی قراردادی و یا آزمایشی هستند تلاش می کنند برای دریافت پاداش های بیرونی جهت تثبیت وضعیت استخدامی شان تحقیقات بیشتری را انجام دهند. طبق نتایج حاصل از رگرسیون 19 درصد از واریانس انگیزش اعضای هیأت علمی در انجام دادن تحقیق توسط متغیرهای شش گانه ای که معرّف پاداش های بیرونی است (رسمی شدن،ارتقا یافتن، افزایش یافتن حقوق، رسیدن به یک پست اداری، نیل به کرسی استادی، کاهش بارتدریس)تبیین می شود، بنابراین می توان نتیجه گرفت که بین انگیزه انجام تحقیق در بین اعضای هیأت علمی با 6 متغیر مربوط به پاداش های بیرونی رابطه معناداری وجود دارد.
یکی از مسایل مهم دانشگاه های مختلف ضعف کیفیت ارتباطات بین مدیران دانشگاهی و اعضای هیأت علمی می باشد به نظر می رسد که اصلی ترین عامل موجد این نارسایی ارتباطی ناشی از عدم استفاده صحیح روش های تعاملی خردورزانه باشد بر این اساس معرفی مدل یا الگوی جدید ارایه شده توسط محقق تحت عنوان مدل فرزانگی ارتباط اجتماعی و آزمون این مدل از طریق ارزیابی تأثیر میزان کاربرد آن توسط مدیران دانشگاه ها بر انگیزه های شغلی و عملکرد مدرسان از اهداف اساسی مطالعه و نگارش مقاله حاضر می باشد. جامعه ی آماری تحقیق مدیران و مدرسان دانشگاه های استان گیلان بوده اند داده ها ازطریق پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شده و از آزمون معنی دار بودن ضریب بتا در مدل های ساختاری استفاده گردیده است نتیجه ی آزمون فرضیه های تحقیق نشان داد که در صورت استفاده مدیران دانشگاهی از اصول تفکر ناب، رضایت مندی مدرسان افزایش یافته و متعاقب آن عملکرد بهتری از جانب آنها مشاهده خواهد گردید.