هدف اصلی این مقاله، بررسی نقش عوامل فرهنگی در رضایت مندی از مهاجرت در شهر ایلام می باشد. مطالعات نشان داده اند هنگامی که افراد با یک محیط فرهنگی جدید روبرو می شوند که با فرهنگ بومی آنان تفاوت های اساسی دارد با مشکلات زیادی در سازگاری با آن محیط مواجه می شوند، تا جایی که فشار ناشی از این مساله آنان را دچار نارضایتی های زیادی می کند. داده های این مقاله بر گرفته از جامعه آماری 1100 نفری از طریق پرسش نامه ساختار یافته و مصاحبه با 300 نفر به صورت نمونه تصادفی بوده است. برای بررسی پایایی ابزار از آلفای کرونباخ استفاده شد. برای آزمون فرضیه ها از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس، و رگرسیون استفاده شد. در این مقاله از میان عوامل فرهنگی به تاثیر فرهنگ پذیری، شبکه های اجتماعی و گرایش های دینی پرداخته شده است. براساس یافته های تحقیق رابطه معنی داری بین رضایت مندی مهاجران و متغیرهای فرهنگ پذیری در مقصد، گرایش های مذهبی، وجود شبکه های اجتماعی در مقصد، مدت اقامت، امکانات آموزشی، امکانات بهداشتی، فاصله بین مبدا و مقصد، رفتار مردم در مقصد رابطه معناداری وجود دارد. نتایج رگرسیون چندگانه نشان می دهد که متغیر وابسته مستقیما تحت تاثیر متغیرهای فرهنگ پذیری در مقصد، گرایش های مذهبی، شبکه های اجتماعی، تحصیلات، امکانات آموزشی، امکانات بهداشتی، رفتار مردم در مقصد، مدت اقامت و جنسیت قرارگرفته است و در مجموع این متغیرها توانسته اند مقدار 65% از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.
سبک زندگی یکی از مفاهـیم رایج در علوم اجتماعی است. سبک زنـدگی جنبه عینی و رفتار قابل مشاهده فرد در حیات اجتماعی را نشان میدهد. این مفهوم برای نشان دادن تمایل افراد به تمایز و تشخص استفاده شده است. زیربنای سبک زندگی میتواند بعد ذهنی مثل نگرشها و ارزشها باشد. هدف پژوهش حاضر سنجش رابطه نگرش جنسیتی و سبک زندگی در بین زنان است. جامعه آماری این پژوهش 400 زن 18 تا 45 ساله ساکن شهر کرمان بود. ابزار پژوهش پرسشنامه بود. سبک زندگی توسط شاخصهای جزیی سبک خرید، سبک گذران اوقات فراغت، سبک رفتار سلامت و سبک آرایش و بهداشت فردی بررسی شد.نتایج نشان داد که زنان مورد مطالعه در نگرش جنسیتی و سبک زندگی کاملاً سنتی هستند. فقط سبک رفتار سلامتی ایشان حالت مدرن داشت. نتایج نشان داد که نگرش جنسیتی با سبک زندگی زنان و کلیه ابعاد آن رابطه معنی دار دارد.
هدف از نگارش این مقاله توصیف شهر و تجربه مدرنیته در ایران پس از انقلاب از دریچه سینماست. در واقع قصد داریم با میانجی گری سینما و تصویری که از شهر ارائه کرده، تأملی انتقادی داشته باشیم بر تجربه مدرنیته در ایران بعد از انقلاب، چراکه شهر تهران در آثار سینمایی همواره نماد امری مدرن و در تقابل با سنت قرار گرفته است.آرای تنی چند از اندیشمندان انتقادی همچون تضاد و تناقض درونی مدرنیسم در اندیشه برمن، تراژدی فرهنگ مدرن، فرهنگ عینی و فرهنگ ذهنی در اندیشه زیمل، چهارچوب نظری این مقاله را تشکیل داده است. علاوه بر آن مفاهیمی همچون ازخودبیگانگی و بت وارگی در آرای مارکس برای تحلیل فیلم ها به کار گرفته شده است. هدف این است که با کمک گرفتن از این چهارچوب نظری و مفاهیم مرتبط با آن در قاب سینما به درکی انتقادی از مدرنیته شهری در ایران پس از انقلاب دست یابیم. بدین منظور فیلم هایی را مطالعه کردیم که شهر در کانون آن قرار داشتند. در هر دهه چند فیلم نمایا انتخاب شدند و سپس با کمک روش تفسیر انتقادی به نقد و تحلیل تصویر شهر تهران در سینمای بعد از انقلاب پرداختیم.
هدف از پژوهش حاضر تعیین معیارهای اصلی و فرعی و استانداردهای کیفی و نمره گذاری پایان نامه های مکتوب رشته های علوم رفتاری (مدیریت ، روانشناسی ، علوم تربیتی و جامعه شناسی) دانشگاه پیام نور است. 173 معیار ارزیابی پس از مطالعات کتابخانهای و مصاحبه با متخصصان روش پژوهش و سنجش و اندازه گیری در قالب پرسشنامهای با مقیاس لیکرت و رتبه بندی تنظیم شد. سپس به صورت تصادفی ساده 112 تن از حدود 200 تن از اساتید شاغل و مرتبط با دانشگاه پیام نور در رشته های یادشده به پرسشنامه پاسخ دادند. مقادیر آلفای کرونباخ برای پرسشنامه تدوین شده حدود 0.99 برآورد شد که نشاندهنده قابلیت اعتماد بالای مقیاس است. نتایج آزمون دو جملهای نشان داد که با بیش از 99 درصد اطمینان معیارهای تدوین شده از دیدگاه اساتید، مورد تأیید است. با استفاده از آزمون خی دو معیارهای اعتبار سنجی شده از دیدگاه اساتید در سه طبقه استاندارد پذیرش بدون اصلاح، پذیرش با اصلاح جزئی و پذیرش با اصلاح کلی طبقه بندی شدند. سرانجام استانداردهای نمره گذاری معیارهای ارزیابی با استفاده از تحلیل عاملی به روش مؤلفه های اصلی مشخص شد
از جمله تأثیرات گردشگری بر نواحی روستایی، پیامدهای اقتصادی آن است که همواره مورد توجه صاحب نظران بوده است. در این زمینه، موضوع درخور تأمل همان تأثیرات اشکال و الگوهای مختلف گردشگری بر نواحی روستایی است. نواحی روستایی با توجه به موقعیت شان در ابعاد مکانی فضایی دربرگیرندة انواع مختلفی از گردشگری ها (مذهبی، ورزشی، طبیعت گردی و جز اینها) هستند که بسیاری از آنها در قالب الگوهای گردشگری خانه های دوم و روزانه در نواحی روستایی رواج می یابند. این الگوها نیز هر یک با توجه به ویژگی های شان تأثیرات متفاوتی بر نواحی روستایی بر جای می نهند. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش است که: «آیا بین تأثیرات اقتصادی الگوی گردشگری خانه های دوم و الگوی گردشگری روزانه در نواحی روستایی شهرستان شمیرانات تفاوت معناداری وجود دارد یا خیر؟» روش تحقیق این پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مشاهده و ابزار پرسشنامه است داده های جمع آوری شده، با بهره گیری از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج به دست آمده نشان می دهند که بر اساس دیدگاه ساکنان محلی، تأثیرات اقتصادی گردشگری خانه های دوم بیشتر است و در مجموع تفاوت معناداری بین آثار اقتصادی دو الگوی مذکور وجود دارد.
در این نوشتار به کار و حرکت از دیدگاه عام و فلسفی و رشته های گوناگون علوم اجتماعی پرداخته شده است و سپس از دیدگاه زیست شناسی و علم اقتصاد کار از غیر کار تفکیک شده و پس از این تعاریف و طبقه بندی ها مؤلف کوشیده، از یک سو فرهنگ تولیدی و فرهنگ کار امروز ایران را با دیروز آن در ارزش گذاری ها و حرمت کار و وجدان کاری و مسائل پیوسته با فرهنگ کار و تولید مقایسه کرده و از سوی دیگر فرهنگ ایرانی – اسلامی را با یک فرهنگ تاریخی موازی و تقریباً هموزن و شاخص که در عین آمیختگی ها در طول هزاره ها با یکدیگر، به دلایل ارتباطات، مبادلات معرفتی، یادگیری، آموزش رسمی و غیررسمی، تجارت، جنگ و مهاجرت ها، در تعارض آشکار بوده است مقایسه کند. این مقایسه از اندیشه های فلسفه ایران و غرب و در آیین ها و ادیان آنها صورت پذیرفته است و سرانجام پس از آن مقایسه ها، مقاله با طرح یک پرسش بنیادی که چرا با وجود نگاه ویژه به کار در فرهنگ، تمدن و اندیشه های فلسفی و ادیان شرقی، ما مسلمانان و به ویژه ما ایرانیان امروزه از کار و کوشش بازمانده ایم و کشورهای غربی با وجود نفرت ها و دیدگاه های تاریخی خوارکننده کار و نظام های برده داری – استعماری شان، امروز به نسبت ما، چنین اهل کار و کوشش شده اند؟
از سال های پس از جنگ جهانی دوم موضوع وحدت ملی و حق تعیین سرنوشت به یکی از موضوعات مهم دولت ها، اقوام و صاحب نظران و اندیشمندان مسائل سیاسی و اجتماعی جهان تبدیل شده است. در ایران نیز در این مقطع زمانی موضوع وحدت ملی و حق تعیین سرنوشت یکی از موضوعات اساسی و مهم عرصه سیاسی بوده است. پیگیری این حق از طرف اقوام ایرانی که با سوء تفاهمات و تنش هایی نیز همراه بوده، مبتنی بر نگرش ها و کنش هایی بوده که آنها را از جنبش های تجزیه طلب کشورهای مستعمره در نیمه دوم قرن بیستم متمایز می کند چرا که به لحاظ تاریخی کشور ایران هیچ گاه مستعمره کشور دیگری نبوده و همه اقوام در دوره های گوناگون تاریخی نقش پررنگی در اداره نظام سیاسی کشور داشته اند. افزون بر این، اقوام ایرانی به دلیل همسازی عناصر هویت ملی و قومی، اهداف تجزیه طلبانه و معطوف به تضعیف وحدت ملی را دنبال نکرده اند.
این مقاله با بهره گیری از روش مصاحبه عمیق با تعدادی از نخبگان قومی و نیز تحلیل ثانویه یافته های مطالعات صورت گرفته در زمینه هویت ملی و قومی، درصدد تبیین همسازی هویت قومی و ملی در ایران و تاثیر آن بر نگرش ها و کنش های معطوف به پیگیری حق تعیین سرنوشت از طرف اقوام ایرانی می باشد.
سؤال اصلی این مقاله این است که آیا نظریة اینگلهارت که بین سطح توسعه یافتگی و میزان دینداری ارتباط برقرار می کند، قابلیت تبیین تغییرات دینداری در ایران را دارد یا خیر؟ از این رو، نظریة اینگلهارت چارچوب نظری این مطالعه قرار گرفت و دو فرضیة زیر از آن استخراج گردید: 1) بین سطح توسعة اقتصادی- اجتماعی و میزان دینداری رابطه معکوس وجود دارد. 2) بین میزان نابرابری اقتصادی و میزان دینداری رابطه مستقیم وجود دارد. این فرضیات بر اساس تحلیل ثانویة داده های موجود و با استفاده از تکنیک همبستگی و تحلیل رگرسیون مورد آزمون تجربی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده نشان داد که ارتباط مستحکمی میان سطح توسعه اقتصادی- اجتماعی و نابرابری اقتصادی با میزان دینداری وجود ندارد. این نتیجه را می توان چالشی برای نظریات یاد شده دست کم در سطح یک کشور به حساب آورد.
بیکاری از مهمترین مسائل اجتماعی در کشورهای در حال توسعه است. کشور ما نیز به عنوان یکی از کشورهای در حال توسعه، از این قاعده مستثنی نیست. در زمینه تحلیل و تبیین علمی بیکاری در کشور، ضرورت کاربرد رویکردی تلفیقی به چشم می خورد، چرا که به نظر می رسد، با توجه به پیچیدگی و حساسیت مسأله بیکاری در ایران، جز از طریق رویکردی تلفیقی و علمی نمی توان به تبیین و تحلیل صحیحی دست یافت در تحقیقی که پیش رو است، تلاش شده است تا با استفاده از رویکردی تلفیقی در حوزه اقتصادی، جامعه شناختی و جمعیت شناختی، روند، ابعاد و علت های عمده بیکاری را در کشور، مورد بررسی قرار دهیم و با استفاده از نتایج حاصله و مقایسه نتایج با تحقیقات و راهکارهای ارائه شده در مطالعات خارجی، راهکارهایی کاربردی ارائه دهیم. نتایج تحقیق نشانگر آن است که بین عرضه و تقاضای نیروی کار در کشور هماهنگی دیده نمی شود. همچنین، بیکاری در ایران، از میان انواع گوناگون بیکاری در جهان -بیکاری اصطکاکی، ساختاری و نقصان تقاضا- از نوع بیکاری در نقصان در تقاضا است. بیکاری در ایران دلایل گوناگونی دارد که از مهمترین آنها دلایل اقتصادی،جمعیتی و جامعه شناختی است. از دلایل جمعیتی –جامعه شناختی می توان به اندازه و ترکیب جمعیت(شمار،ترکیب سنی و جنسی) جمعیت که خود متاثر از باروری و مرگ و میر و مهاجرت است نام برد و دیگر، مشارکت در نیروی کار که بستگی به سن ورود به بازار کار و میزان مشارکت زنان در نیروی کار دارد، نام برد. از دلایل اقتصادی مؤثر بر بیکاری در ایران، بنا به رویکرد تحقیق باید از ساختار نامتناسب تولید، افزایش حجم نقدینگی در کشور نام برد که نمایانگر مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران است. سهم اشتغال نیز در بخش های مختلف اقتصادی ناشی از آن است که بخش خدمات در کشور با بالاترین میزان اشتغال دارای کمترین بازده است.