امکان گذار آزادانة افراد و گروه ها از منزلتی به منزلتی دیگر در جامعه، که دانشمندان حوزة علوم اجتماعی آن را «تحرک اجتماعی» نامیده اند، و امکان ارتقای کارکنان سازمان ها و نهادها به موقعیت، مرتبه، و منصب بالاتر، که اندیشمندان حوزة دانش مدیریت آن را «تحرک شغلی» تلقی کرده اند، همواره در جامعه و سازمان های دولتی با عوامل بازدارنده ای روبرو بوده اند. یکی از مهم ترین موانع تحرک اجتماعی و تحرک شغلی کارکنان که تأثیرات تعیین کننده ای در ناکارامدی دیوان سالاری و به تبع آن توسعه نیافتگی جامعه، به ویژه در کشورهای در حال توسعه دارد پدیدآمدن گروه های قدرتمند ویژه با بافت های سخت (و معیارهای برخاسته از منافع گروهی) در ساختارهای سیاسی، اجتماعی، و اداری جامعه است. مقالة حاضر به ریشه یابی تاریخی، بازشناسی، و بازکاوی عملکرد این پدیدة اجتماعی، که می توان آن را به «شبه کاست» تعبیر کرد، و تأثیرات مخرب آن در فرایند توسعة جامعه و پیامدهای منفی آن در کارامدی و موفقیت سازمان های دولتی پرداخته است
در این مقاله، دیدگاه های مطرح شده پیرامون «افزایش جمعیت» در قالب رویکردهای سه گانه «افزایش جمعیت به مثابه افزایش جویندگان رفاه»، «افزایش جمعیت به مثابه افزایش نیروی انسانی در خدمت توسعه» و «افزایش جمعیت به مثابه افزایش مسلمانان یا شیعیان» طبقه بندی شده است. سپس برای صورت بندی سیاست گذاری مطلوب جمعیت در ایران، از نوعی مطالعه تطبیقی تاریخی بهره برده ایم. بنابراین، بررسی اجمالی برخی رویکردهای موجود در سیاست گذاری جمعیت، از جمله در انگلیس، هند، ترکیه، فلسطین اشغالی و لبنان و همچنین مروری تاریخی بر سیاست های جمعیتی پس از انقلاب اسلامی طی سال های 1357 تا 1384 و سرانجام، بررسی علل عدم توفیق رویکرد اصلاحی دولت نهم و دهم با عنایت به سایر سیاست های مؤثر بر مقوله جمعیت در ایران، از جمله سیاست های آموزش عالی، سیاست های کلان اقتصادی و... بخش های کلیدی این مقاله را تشکیل داده است.
یافته این پژوهش با تأکید بر سه گزاره تناقض آمیز ذیل برجسته شده است: 1. جمعیت ایران باید افزایش یابد؛ 2. جمعیت پایتخت باید کاهش یابد؛ 3. سیاست تمرکززدایی توفیقی نداشته است.
زمینه و هدف: شناسایی و تحلیل محدوده های جرم خیز و آلوده شهری این فرصت را فراهم می آورد تا پلیس بتواند سریعتر و موثرتر نسبت به بزهکاری واکنش نشان دهد و به کشف جرم و تعقیب و دستگیری متهمین اقدام نماید و یا در جهت شناسایی مظنونین یا مجرمین با سابقه و محل زندگی یا فعالیت آنها گام بردارد. این مقاله، با هدف شناسایی و تحلیل مکانی محدوده های تمرکز جرائم نزاع، شرارت و درگیری سعی در تحلیل جغرافیایی کانون های جرم خیز دارد. روش: روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی است و با استفاده از روشهای آماری گرافیک مبنا در محیط GIS شامل نقطه مرکز متوسط، بیضی انحراف معیار و آزمون تخمین تراکم کرنل انجام شده است که در محدوده شهر قم به تحلیل فضایی جرائم نزاع، درگیری و شرارت می پردازد. یافته ها و نتایج: یافته های تحقیق حاکی از آن است که، توزیع فضایی جرائم نزاع، شرارت و درگیری در سطح شهر قم متمرکز و کانونی است و منطقه نیروگاه مهمترین کانون جرم خیز این جرائم بحساب می آید. این منطقه، دارای کمترین میزان تناسب، تعادل و سلسله مراتب در توزیع کاربری های مختلف شهری محسوب می گردد. پیشنهادات ارائه شده در این تحقیق، شامل تغییر طراحی محیطی اعم از نحوه نورپردازی معابر، وجود مراکز تفریحی و گذران اوقات فراغت، طراحی مناسب ساختمان ها و شهرسازی با برنامه، هم چنین حضور و نظارت پلیس و بکارگیری تجهیزات، ابزار و فناوری های نوین در مقاطع زمانی خاصی بر یک مکان می باشد که با انجام این موارد خدمات شهری افزایش و بزه نزاع، شرارت و درگیری کاهش خواهد یافت.
پژوهش حاضر با هدفبررسی میزان تأثیر دینداری بر سبک زندگی در بین دانشجویان دانشگاه ملی کلمبیا (مرکز بوگوتا) و شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 11 -2010 انجام شد. روش کار، پیمایشی و شیوة جمع آوری داده ها پرسشنامه بود. حجم نمونه 393 نفر بود که به شیوة تصادفی ساده انتخاب شدند. ضریب همبستگی 329/0 به دست آمد و متغیرهای مستقل به طور هم زمان تقریباً 33/0 با سبک زندگی دانشجویان همبستگی داشتند. ضریب تعیین معادل 108/0 محاسبه شد؛ یعنی، حدود 11 درصد سبک زندگی دانشجویان با متغیرهای مستقل مورد بررسی توضیح داده می شود و 89 درصد باقی مانده ناشی از عواملی خارج از مشاهدات مورد بررسی است.
امروزه سرمایه اجتماعی، نقش بسیار مهمتری نسبت به سایر سرمایه ها ایفا می کند. با فقدان سرمایه اجتماعی، سایر سرمایه ها اثربخشی خود را از دست می دهند؛ درنتیجه بدون سرمایه اجتماعی پیمودن راه های توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی دشوار می شود. منشأ سرمایه اجتماعی ممکن است عمدتاً مبتنی بر عوامل فرهنگی و اجتماعی مانند اعیاد باشد. شناسایی این گونه سرمایه در سطح مدیریت کلان توسعة کشورها و بررسی آن شناخت جدید از روش های اجتماعی و هدایت مناسب آن از سوی مدیران را منجر خواهد شد. بنابراین هدف این پژوهش، بررسی نقش عید نوروز بر سرمایه اجتماعی افراد است. این پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی و جامعه آماری آن ساکنان شهر سمنان است که 386 نفر برای نمونه با استفاده از روش خوشه ای انتخاب شدند. برای گرد آوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه محقق استفاده شد. یافته ها گویای تفاوت معنادار بین برخی ابعاد فرعی عنصر اعتماد از جمله اعتماد غیر رسمی، اعتماد به محیط و احساس امنیت در نوروز و پیش از آن است. اما در سایر ابعاد این عنصر تفاوت معناداری مشاهده نشد. همچنین درخصوص ابعاد فرعی عنصر هنجار تفاوت معناداری درباره همیاری افراد، ظرفیت پذیرش تفاوت ها، وساطت اجتماع و حمایت اجتماعی دیده شد. درباره ابعاد فرعی عنصر شبکه نیز تفاوت معناداری در شبکه افقی و کیفیت شبکه در روزهای نوروز و پیش از آن دیده شد. بر این اساس نتیجه می گیریم نوروز تأثیر مثبت بر سرمایه اجتماعی افراد دارد.
این پژوهش با رویکرد نظری و روشی نو، به موضوع شبکه اجتماعی همسرگزینی و تأثیر آن بر رضایت از زندگی زناشویی در بین مردان متأهل شهر مشهد پرداخته است. تحقیق حاضر در سطح شبکه های خود- محور انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق، مردان متأهل شهر مشهد و حجم نمونه این تحقیق 180 نفر است که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای- طبقه ای، از سه منطقه بالا، متوسط و پایین شهر مشهد انتخاب شده اند. روش تحقیق، پیمایش و ابزار جمع آوری دادهها، مصاحبه بوده است. داده های این تحقیق مشتمل بر داده های رابطه ای و غیر رابطه ای است؛ به این صورت که داده های مربوط به متغیرهای مستقل و میانجی این تحقیق از نوع رابطه ای و داده های مربوط به متغیرهای وابسته و کنترل این تحقیق از نوع داده های غیر رابطه ای یا انتسابی بوده است. یافته ها نشان می دهد که اندازه شبکه همسرگزینی و تنوع شبکه همسر گزینی از حیث پایگاه اجتماعی – اقتصادی تأثیر مثبت و معنی داری بر میزان حمایت اجتماعی شبکه از فرد دارد و حمایت اجتماعی شبکه، بر رضایت فرد از زندگی زناشویی تأثیر مثبت و معنی داری دارد. مردان متأهل به طور متوسط شامل 2 نفر می شوند و از نظر ترکیب شبکه بیش از 80 درصد اعضای شبکه همسرگزینی، با فرد نسبت خویشاوندی داشته اند. یافته ها نشان داد که اندازه شبکه همسرگزینی و تنوع شبکه همسرگزینی از حیث پایگاه اجتماعی- اقتصادی تأثیر مثبت و معنی داری بر میزان حمایت اجتماعی شبکه از فرد دارد و حمایت اجتماعی شبکه، بر رضایت فرد از زندگی زناشویی تأثیر مثبت و معنی داری دارد.
پژوهش حاضر، با هدف مقایسه رابطه بین عوامل فرهنگی و مسؤولیت پذیری انجام گرفته است. این تحقیق به روش پیمایشی انجام و اطلاعات آن از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه نوجوانان 18-14 سال شهرهای بانه و قروه است که با استفاده از جدول لین و خطای 4 درصد 598 نفر برآورد شدند و در نهایت نمونه مورد نظر، با روش مطبق خوشه ای انتخاب شدند. نتایج به دست آمده از این پژوهش، حاکی از آن است که مسؤولیت پذیری با دینداری و ابعاد مختلف آن (اعتقادی، تجربی، مناسکی، پیامدی) و میزان استفاده از رسانه های مختلف، تحصیلات مادر، قومیت، نوع شهر(بانه/ قروه) و نوع مذهب (شیعه/ سنی) رابطه معنا دار داشته، با جنسیت (زن/ مرد) و تحصیلات پدر رابطه معناداری ندارد.
نهاد خانواده به عنوان مهم ترین واحد اجتماعی همیشه مورد توجه و حمایت علم حقوق بوده است، با صنعتی شدن جوامع و تغییرات درونی و بیرونی در نهاد خانواده توسط عوامل متعدد از جمله ماهواره ها نیاز به راهکارهای جدید حمایتی در این موضوع به چشم می خورد. از طرفی ماهواره ها با تأثیر بر سبک زندگی و الگوی بومی خانواده ها سبب سوء معاشرت، خشونت، سستی مبانی خانواده، سخت شدن تربیت فرزندان و انحرافات در اخلاق و فرهنگ جنسی نهاد خانواده شده اند. حال می دانیم که طبق قوانین اساسی و مدنی، تحکیم خانواده، تشیید مبانی خانواده، معاضدت در تربیت فرزندان، هرچند به عنوان تکالیف والدین ذکر شده است. اما از حقوق اصلی این نهاد به حساب می آیند. هرجا که تکلیف وجود دارد صاحب حق نیز موجود است. نهاد خانواده به عنوان یک پدیده اجتماعی از همه این حقوق برخوردار است. به نظر می رسد که بررسی حقوق نهاد خانواده در برابر برنامه های ماهواره ای در قوانین فعلی و ارائه راهکار برای حمایت از خانواده یکی از خلأهای موجود در فضای حقوقی و ارتباطاتی را پوشش می دهد که در این مقاله به آن خواهیم پرداخت.
موضوع مقاله حاضر بررسی فرایند علمی است که امکان دستیابی به توسعه (تعالی) اسلامی را فراهم می آورد. الگوی توسعه اسلامی عامل تعیین کننده ای است که این مهم را امکان پذیر می سازد. اما برای تولید الگوی توسعه اسلامی ـ ایرانی لازم است به دو پرسش مهم پاسخ گفته شود:
1ـ الگوی توسعه اسلامی ـ ایرانی چگونه به دست می آید؟
2ـ الگوی توسعه اسلامی ـ ایرانی چگونه جامعه را به توسعه اسلامی رهنمون می کند؟
حاصل جمع پاسخ به دو پرسش فوق فرایندی را ترسیم می نماید که از زیربنایی ترین لایه های الگوی توسعه تا عینی-ترین نمودهای تحقق الگوی توسعه در آن دیده شده است.
طی بررسی سؤال اول، محورهای علمی پیشینی «یا زیرساخت علمی الگوی توسعه» مشخص می شود که از آن به «پیش آمد الگوی توسعه اسلامی» تعبیر نمودیم. طی بررسی سؤال دوم گام های پسینی علمی تا تحقق توسعه اسلامی مشخص می شود که از آن به «پسامد علمی الگوی توسعه اسلامی» تعبیر نمودیم.
به زعم نگارنده، بدون چنین بررسی هایی نه درک عمیقی از الگوی توسعه اسلامی و نه طرح روشنی نسبت به فرایند علمی دستیابی به توسعه اسلامی، حاصل می شود.
فرضیه قابل طرح در این مقاله بدین گونه خواهد بود که:
1ـ پیش آمد الگوی توسعه، «نیل به فرهنگ توسعه اسلامی» است. این فرهنگ محصول نظام علوم موجود در جامعه علمی (اعم از علوم مهندسی، علوم انسانی، علوم پایه و. ..) است. این نظام علمی مبتنی بر نظامی از روش های علمی پدید می آید و نظام روش های علمی لزوماً مبتنی بر نظامی از مبانی علمی استوار است.
خوانش دانشآموزان دختر از کدهای اخلاقی مربوط به پوشش در مدارس یا کدهای پوشش مدرسهای، موضوع اصلی این تجقیق است. دو الگوی نظری استوارت هال و پییر بوردیو مبنای نظری این تحقیقاند. مدل هال به ما کمک میکند تا اول، کدها و ارزشهای جاری مدرسهای درباره پوشش را بررسی کنیم. دوم، با تکیه بر این مدل، مقبولیت این کدها در نزد دانشآموزان را از رهگذر مطالعه خوانش آنها از این کدها مورد بررسی و سنجش قرار دهیم. اما، مدل هال قادر نیست درکی از چرایی خوانشهای متنوع ارائه کند. خوانش امری اجتماعی است که متغیرهای اجتماعی آن را تعیین میکند. نظریه بوردیو ابزار نظری مناسبی برای توضیح این خوانشهاست. تکیه بر مفهوم سرمایه فرهنگی بوردیو و نقش آن در تعیین «دسترسی گفتمانی» راهگشاست. فرض اولیه ما این بود که بسته به میزان انواع سرمایههای دانشآموزان خوانش آنها از کدها هم متفاوت است. با تکیه بر مصاحبههای فردی عمیق، در شش مدرسه دخترانه از سه منطقه 1، 6 و 12 تهران در مقطع دبیرستان، دادههای لازم گردآوری و با تکیه بر روش تحلیل تماتیک تجزیه و بررسی شدند. بر اساس نتایج به دست آمده، خوانش مجادلهای (مذاکرهای) در میان دانشآموزان مسلط است. دو سویه از چنین خوانشی وجود دارد: دستهای از دانشآموزان کلیت قوانین پوشش و آرایش موجود در مدارس را نمیپسندند، باوجود این، برای سرکردن اوضاع و اتمام دوره با آن کنار میآیند. هر چند این دسته از دانشآموزان مشارکتی جدی در امور مدرسه ندارند. دسته دوم خوانش مجادلهای از آنِ دانشآموزانی است که کلیت قوانین در مدرسه را میپذیرند اما در شیوه اجرا مخالفاند. آنها فضای مدرسه را به دلیل اصرار بر اجرای سختگیرانه و بدون انعطاف قوانین، ملالآور ارزیابی میکنند.
در دوران تحولات پرشتاب، خودتاملی و واکاوی خود، برای تداوم فرهنگی یک ضرورت است. بدون چنین بازاندیش هایی یک فرهنگ و سنت امکان مواجه فعال با وضعیت های جدید اجتماعی را از دست می دهد. فرهنگ ایرانی نیز دارای امکانها و موانع خاص خویش است که بازشناسی آنان البته از منظرگاهی به لحاظ وجود شناسانه درونی، می تواند به توان این سنت در مواجه با امر نو و تعامل با دیگر سنت ها بیفزاید. از جمله مسائل فرهنگ امروز ایران آن چیزی است که در این مقاله «عطش منزلت» مطرح شده است. در هر جامعهای کسب منزلت و شان از جمله مهمترین امتیازهای اجتماعی است که برانگیزاننده کنش فردی و جمعی است اما این وضعیت در ایران امروز و از رهگذر چندین تحول تاریخی، وضعیتی بیمارگونه یافته است که جلوههای آن را در ساحتهای مختلف زندگی اجتماعی میتوان بازشناخت. این مقاله تاملی است انتقادی بر این ویژگی فرهنگی که البته در نسبت با شرایط ساختاری است. از این رو این مقاله ضمن تشریح و نشان دادن چیستی «عطش منزلت» و تمایز آن با فرایند عادی منزلت جویی، پنج مورد ویژگی عطش منزلتی را برشمرده و برخی قلمروهای کلیدی فرهنگ معاصر ایران را که درگیر این امر است نشان می دهد. سپس به اختصار به تشریح شش فرایند تاریخی شکلگیری این مسئله فرهنگی و پیامدهای آن میپردازد.