این مقاله تحلیلی است از عواملی که موجب «تصمیم برای رفتن» نزد پناهنده میشوند. عوامل انفرادی و نه عواملی بیرونی که هرچند با عمومیت یافتن خشونت خود موجبات رفتن را ایجاد میکنند اما به همان اندازه نیز میتوانند مشوق ماندن و «مقاومت کردن» باشند. برمبنای مصاحبه هایی که با متقاضیان پناهندگی به کانادا انجام شده است، نویسنده براین نظر است که این متقاضیان پیش از آنکه عوامل بیرونی موجبات تصمیم برای رفتن آنها را ایجاد کند، پیوندهایشان را با جامعه شان گسسته بودند. گسستی که در کنار تصوری که از زندگی جدیدشان در مکانی که به آن پناهنده میشوند، رفتن آن ها را از سرزمین شان تسهیل میکند.
انسان همواره نیازمند آن است که از جهانی که در آن زندگی می کند و از محیطی که در آن در تکاپوست ، کسب آگاهی کرده و نیازهای اطلاعاتی خود را چون دیگر نیازهای زندگی تامین کند .
این مقاله نتیجه تحقیق میدانی است در مورد نظر شهروندان تهرانی در مورد پناهندگان افغانی. اکثر این شهروندان پیش داوری منفی در مورد پناهندگان و پذیرش آنان به منزله شهروندانی برابر با دیگران دارند. با این همه آشکار است که این پیشداوری منفی بیشتر حاصل مشکلات اجتماعی خود ایران است و نه به دلیل شناخت از وضعیت افغان ها با اینهمه شهروندان تهرانی نسبت به مهاجران افغانی مهمان نواز هستند و جالب اینکه این مهمان نوازی برخواسته از نسبت قدیمی مهمان نوازی در کشور است و نه پذیرش مفاهیم مدرن یا ارزش هایی که توسط دولت تبلیغ می شود.
علوم اجتماعی برای شناخت، بررسی و تحلیل اجتماع و مسائل عمده آن، تشکیل شده است. جهت نیل به چنین هدفی ناگزیر از شناسایی خود علوم اجتماعی هستیم. یعنی ضرورت دارد که ماهیت، قلمرو و عوامل تحدیدکننده علوم اجتماعی شناخته شوند. مقاله حاضر با طرح و بررسی دو مقوله (الف): مسائل و محدودیتهای علوم (ب): مسائل و محدودیتهای اجتماعی، هدف یاد شده را پیگیری میکند. روش تحقیق به کار گرفته شده، روش تحقیق موردی و زمینهای است. تلاش بر این است که کلیه عوامل و مسائل مؤثر در این زمینه، مدنظر قرار گیرند. جمعبندی هم بنحوی صورت پذیرفته که مسائل زمان و مکان خود ما، عنوان شود. در پایان نیز رهیافتی برای حل مسائل مطرح و پیشنهاد گردیده است.