"زمانی که شخصی در مقابل دستگاه تلویزیون می نشیند یک عمل بده بستان صورت می گیرد، اگر چه شخص اصلا به این عمل فکر نمی کند . بیننده به طور ضمنی توافق کرده است تا تماشای تعدادی آگهی را تحمل کند و در عوض انتظار دارد انواع تعیین شده ای راتصورات تخیلی ارضاء کننده از نوع خیلی خاص به اوالقاء شود ، در غیر این صورت تمایلی به تماشای تلویزیون نخواهد داشت. بشر دقیقا از این رسانه چه می خواهد ؟ برخی از ناظران در مورد عادات تماشای تلویزیون توصیه هایی کرده اند.
"
دهه های 1960 و 1970 را باید سالهای پیدایش نسل جدیدی از سیستم اطلاع رسانی نامید. یکی از بزرگترین مجموعه اختراعات بشری را که باعث پیدایش نسل جدیدی از سیستمهای اطلاع رسانی در سالهای دهه 1960 و 1970 شد ، نیمه هادیها می دانند که موجب شد تا جوامع انسانی هرچه بیشتر در تارو پود اطلاعات لحظه ای ، پیچیده شوند . بیشترین حضور نیمه هادیها را می توان در انفورماتیک احساس کرد ، چرا که این نسل تازه اطلاع رسانها در تمامی مخشهای زندگی اجتماعی انسان ، از محیط کار تا محیط زندگی روزمره ، موثر و نافذ است و طبیعتا امور تحقیقاتی، مطالعاتی و آموزشی را نیز بی نصیب نگذاشته است.
تماشای تلویزیون درکشورهای توسعه یافته و درحال توسعه ، ازخصیصه های عمده زندگی امروزی بشمار می آید. این جعبه که در میان رسانه ها از همه مهمتر است به یکی از موضوعات عمده در بحثها و گفتگو ها تبدیل شده است . از عمده مسایلی که موجب نگرانیهای عملی و اخلاقی بسیاری شده است ، مدت زمان تماشای آن و نیز نحوه و دلیل تماشای آن بوده است . به هر حال مقوله ( تلویزیون ) به طور دائم توجه خبرگان زیادی را به خود جلب کرده و دامنه سئوالات و موضوعات مورد بحث در این زمینه وسیع و گسترده است . به عنوان مثال : آیا تماشای تلویزیون اتلاف وقت است ؟ آیا باید به همین صورت فعلی اداره شود یا احتمال اداره بهتر آن وجود دارد ؟
مردم می خواهند بدانند در اطراف آنها چه می گذرد . آنها به خبرها نیاز دارند. شیوه اعلام ، نمایش و یا نگارش خبرها تا حد زیادی تکراری شده است . این تکرار که با نوعی بیروحی وخشکی نیز همراه است ، ضرورت تغییر رویه های قدیمی را به دنیای خبر رسانی تحمیل کرده است ، به طوری که تقریبا می توان گفت سبکهای متعدد اما نزدیک به هم در خبرنویسی ، اکنون به دو گونه تبدیل شده اند: خبرهای سخت یا سخت خبر و خبرهای نرم یا نرم خبر .