"در جامعه ما اکثر پژوهشهای مربوط به خانواده، درباره طلاق و عوارض آن بوده است، لیکن در خصوص خانواده های پدر معتاد و رنج استخوان سوز فرزندان آنان اطلاعات چندانی در دست نیست. فرزندان خانواده های پدر معتاد از دید پژوهشگران و نهادهای تامین اجتماعی مخفی مانده است، زیرا برخلاف کودکان خیابانی، به ظاهر در خانواده به سر می برند .
اینک که تمرکز پژوهشگران بر کودکان بی سرپرست یا خانواده های تک والدی معطوف گردیده است این پژوهش بر فرزندان فراموش شده خانواده های پدر معتاد تمرکز دارد تا نشان دهد که وضعیت کودکان پدر معتاد به مراتب بحرانی تر است. این کودکان حضور فیزیکی پدر را در کنار خود احساس می کنند، اما پدری که دارای نقش مخرب و آزار دهنده است. نکته اساسی در این خانواده ها که مانع از توجه پژوهشگران و سیاستگذاران شده این است که کودکان پدر معتاد بر خلاف کودکان خیابانی، به ظاهر با خانواده زندگی می کنند، مانند سایر کودکان به مدرسه می روند و دارای پدر و مادرند، اما روند جامعه پذیری آنان به حدی پیچیده است که تا موضوع اعتیاد پدر فاش نشود و خانواده از هم گسیخته نگردد قابل ارزیابی نیست .
ضرورت پرداختن به کودکان پدر معتاد از این جا ناشی می شود که هنوز آنان بزهکار و مجرم نشده اند، اما برخلاف تصور، فرزندان، پس از جدایی والدین دچار کج رفتاری نمی شوند؛ بلکه فرایند یادگیری در درون نظام خانواده وشیوه کنشهای عناصر اصلی است که مسیرهای انحرافی را مهیا می سازد، زیرا معمولا الگوهای رفتاری پدر و مادر معتاد به فرزندان منتقل می شود. در این پژوهش تلاش شده است تا بر خلاف رسم رایج که بر فرزندان طلاق یا کودکان خیابانی تاکید می شود، درباره کودکان پدر معتاد اندیشه شود تا شرایط حاکم برای خانواده ها روشن و آینده کودکان به نوعی ترسیم گردد"
"مقاله حاضر ضمن مروری گذارا بر پیدایش جامعه شناسی مصایب جمعی، به معرفی کار پایه مفهومی این شاخه کم تر آشنای جامعه شناسی پرداخته و سپس از مدیریت بحران سخن به میان آورده و کوشیده است تا نشان دهد که چگونه جامعه شناس مصایب جمعی در زمینه های مختلف می تواند به یاری مدیریت بحران بشتابد. در این رابطه به ضرورت شناخت اجتماع مصیب زده و توصیف ویژگی های آن، تحلیل جامعه شناختی متغیرهای دخیل در زندگی اجتماعی محل حادثه، اهمیت رفتارهای جمعی در برخورد با مصایب جمعی و بالاخره رابطه رفتارهای دست جمعی و بحران پرداخته است. کوشش مقاله آن است که نشان دهد چگونه پنداشت ها و برداشت های ناروا به مباحث مربوط به مصایب جمعی راه یافته است و لازم است تا مباحث علمی از پندارهای یاد شده تفکیک شود. در فرجام ضمن مروری بر زلزله، سیل، بیماری های واگیر دار، قحطی و بمباران های شهری، ادعا شده است که علی رغم آشنایی دیرپای ایرانیان با مصایب جمعی، مدیریت بحران و شناخت مساله با کاستی های اساسی روبه رو است. خواننده با این پرسش تنها گذاشته شده است که چرا در جامعه ای با فهرست بی پایان مصایب جمعی، به سرعت چنین پدیده های مخربی فراموش می شوند و جامعه به انتظار مصیبت بعدی می نشیند؟ علاوه آن که دلیل انطباق سریع جامعه ایرانی با مصائب جمعی کدام است؟
کلیدواژگان: جامعه شناسی مصائب جمعی ، حادثه ، مدیریت بحران
"
"برآوردهای حاکی از ابتلای حدود 1 درصد از جمعیت جهان به نوعی از معلولیت و ناتوانی است که در میان آنان 150 میلیون کودک زیر 15 سال وجود دارند . علاوه بر مشکلات اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و ... که این افراد و خانواده های آنان دارند، هزینه های سنگینی نیز برای امور مختلف آنان از جمله بهداشت ، درمان و توانبخشی ، آموزش و اشتغال ، مسکن و سایر نیازها باید پرداخت شود.
موضوع حقوق کودکان دارای ناتوانی و معلولیت از جمله چالشهای مهم و مورد توجه در سالهای اخیر بوده است. بررسیها حاکی از اختصاص تنها یک ماده از ""پیمان نامه جهانی حقوق کودک"" در این زمینه است. تلاشها برای تدوین موادی برای تامین حقوق کودکان از 1924 آغاز گردیده است. مهمترین اقدامات انجام شده تصویب اعلامیه حقوق کودکان در سال 1924 و تصویب ""پیمان نامه جهانی حقوق کودک"" در 1989 برای کلیه کودکان جهان بوده است. برای کودکان معلول هرچند مواردی که به صراحت تمام نام برده شده باشد موجود نیست ، لیکن اعلامیه ""حقوق عقب ماندگان ذهنی"" در سال 1971 و اعلامیه ""حقوق معلولین"" در سال 1975 و نیز ماده 23 ""پیمان نامه حقوق کودک"" از جمله موارد مهمی است که به این موضوع پرداخته است. مصوبه ""قوانین استاندارد برای معلولان"" درسال 1993 نیز راهکار مناسبی برای پرداختن به موضوع حقوق کودکان معلول می باشد. تلاشها درسالهای اخیر برای تصویب ""پیمان نامه جهانی حقوق معلولان"" که می تواند ضمانت اجرایی مناسبی از سوی دولتها داشته باشد، ادامه دارد.
"
"تغییر و تحولات دنیای امروز با آهنگی بسیار سریع و شتابان همة عناصر جامعه را دستخوش خود قرار داده است. پیامد این تحولات، تغییر یافتن معیارها است. معیار فقر و ثروت ملتها جای خود را به میزان دسترسی آنها به دانش و اطلاعات داده است و عصر صنعت، به عصر اطلاعات و دانش تبدیل شده است.
در چنین فضایی تلویزیون آموزشی به عنوان یکی از مهمترین پدیدههای عصر اطلاعات ظهور میکند. از آنجا که فرهنگ و مقولة فرهنگسازی یکی از مهمترین ضرورتهای هر جامعه است، تلویزیون آموزشی میتواند بالاترین نقش را در عرصة تقویت فرهنگ جوامع ایفا کند.
با توجه به اهمیت روزافزون نقش تلویزیون آموزشی در جامعه و پیشرفتهای قابل ملاحظهای که در این زمینه هم در سطح جهانی و هم در سطح ملی و بومی صورت گرفته است، بر آن شدیم تا در گفتگویی با آقای دکتر داریوش نوروزی، مدیر گروه تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبایی برخی از مهمترین سؤالات، ملاحظات و نکات را در این زمینه مورد بررسی قرار دهیم.
"
" ارزیابی منطقه ای فرایندی است که در طی آن، نیازهای ساکنان منطقه مورد نظر شناسایی، تعیین و اولویت بندی می شود تا به تهیه و تدوین برنامه ها و راهکارهایی مناسب به منظور رفع مشکلات اقدام گردد. در این پژوهش تلاش شده است تا ضمن شناسایی ویژگیهای منطقه 17 شهر تهران و نیازهای ساکنان آن، نظرهای آنان در خصوص مشکلات منطقه اخذ شود.
این پژوهش در سه مرحله انجام گرفته است. در مرحله اول، با مطالعه ای توصیفی، ویژگی های منطقه 17 شناسایی شد. در مرحله دوم، دیدگاههای گروههای هدف، به طرقه کیفی و با روشهای بحث گروهی متمرکز، مصاحبه عمیق و برگزاری پانل کارشناسی، به دست آمد که نتیجه آن دستیابی به فهرستی از مشکلات منطقه 17 بود. در مرحله سوم، در جریان مطالعه ای مقطعی، با توجه به نتایج مطالعه کیفی مرحله دوم، پرسشنامه بسته ای تدوین و نظرهای 525 نفر از ساکنان منطقه 17 به کمک آن اخذ شد.
این مطالعه نشان داد که منطقه 17، که کوچکترین منطقه شهری با بیشترین تراکم جمعیت در شهر تهران است، به دلایل متعددی، با مشکلات وسیع تری نسبت به دیگر مناطق شهر تهران مواجه است. شرایط ویژه این منطقه سبب شده است که ساکنان آن با مشکلات خاصی دست به گریبان باشند. نتایج نهایی این بررسی نشان داد که مشکلات این منطقه برحسب اولویت عبارت اند از: اعتیاد، تراکم جمعیت و شلوغی، درآمد پایین، مشکلات ترافیکی، بیکاری، وضعیت نامناسب بهداشت محیط (به ویژه فاضلاب)، بی بندوباری و مفاسد اخلاقی، نا امنی و زیاد بودن جرایم، ساختار قدیمی، عبور راه آهن از منطقه، آلودگی صوتی ناشی از صدای قطار و هواپیما.
در این پژوهش سعی شده است با کسب نظر از برنامه ریزان، سیاست گذاران و متولیان سازمانهای منطقه ای و فرامنطقه ای در مورد معضلات موجود و مقایسه فهرست به دست آمده با نظرها و نیازهای ساکنان منطقه، ضمن بازبینی برنامه های جاری و ارزیابی عملکرد سیستم های موجود، توجه مسئولان امور به بررسی ریشه های بروز این مسایل در منطقه 17 جلب گردد تا این توجه به کشف و به کارگیری راهکارهای مناسب و مداخلات موثر منتهی شود."
"پرسش مهمی که در حوزه نسبت دین و رسانه مطرح میشود این است که آیا رسانههای جدید میتوانند کارکردهای مورد نظر دین را داشته باشند یا نه و اگر میتوانند چگونه این کار عملی است؟ بحثهای دو شماره پیاپی فصلنامة پژوهش و سنجش با عنوان دین و رسانه، از ابعاد گوناگون پاسخگویی به همین دو پرسش را بر عهده گرفتهاند. دیدگاههای متفاوت و گاه متضادی در این مورد ارائه شده است. برخی با ارائه دلایلی کوشیدهاند پاسخ مثبت یا منفی خود را به این پرسش اثبات کنند و بعضی نیز با مفروض دانستن پاسخ مثبت به بیان چگونگی، شیوهها و پیامدهای درآمیختن دین و رسانه پرداختهاند. اثبات وجود تباین کلی میان دین و رسانه البته راه را بر مباحث بعدی خواهد بست و سخنان را بیشتر به حوزه بیان پیامدهای منفی کوششهای انجام شده، در استفاده دینی از رسانه، خواهد برد.
شاید در روزگار کنونی بخش دوم پرسش اهمیت بیشتری داشته باشد. پژوهش در مورد چگونگی استفاده از رسانههای جدید به ویژه رادیو و تلویزیون و به کارگیری آنها در جهت دستیابی به مقاصد دینی، به خصوص اگر با مشارکت بخشهایی از حوزههای دینی که کار تبلیغ را وجهه همت خود میدانند و به رسانهها توجه دارند و نیز بخشهایی از گروههای ارتباطات دانشگاهها که به مطالعات دینی میپردازند و سرانجام مراکز پژوهشی در حوزه رسانهها باشد میتوان امید داشت که فراوردههای پژوهشی آنان راه را برای استفاده سامانیافتهتر از این رسانهها برای گسترش تعالیم دینی هموار کند. در این زمینه توجه به نکات زیر سودمند به نظر میرسد:
الف ـ سامان دادن مطالعات دین و رسانه
پژوهشهای رسانه و ارتباطات و نیز مطالعات دینی هر کدام در جایگاه خویش راه خود را میپیمایند و اهداف خود را پی میگیرند، اما سامان دادن مطالعات میان رشتهای در این حوزه ضروری است، به گونهای که ابتدا پژوهشگران هر دو رشته به دریافت مناسبی از حوزه دیگر برسند، مبانی، نظریهها، امکانات و محدودیتها را بشناسند و سپس با اتکا به دریافتهای جدید به حوزه مطالعاتی خود نیز نگاهی دوباره بیفکنند. این نگاه دوباره بستر مناسبی برای سامان یافتن این مطالعات ایجاد میکند و راه را برای نظریهپردازی در این حوزه هموار میسازد. به دست آوردن آمادگی کافی در هر دو سو برای این داد و ستد علمی از پیش شرطهای موفقیت در پیمودن این راه است. این آمادگی به ویژه در مباحث دینی که بر محور تقدسها شکل گرفته است به موشکافی و دقتهای ویژه نیاز دارد. توجه به تجربیات دیگران نیز در این زمینه کارساز خواهد بود.
ب ـ توجه به حوزه عمل
این مطالعات اگر بدون توجه کافی به مباحث کارکردی، صرفاً در حوزه نظری باقی بماند، انتظارات را چنان که باید برآورده نخواهد کرد. واقعیت این است که طی بیست و پنج سال گذشته تلاشهای بسیاری برای ابلاغ پیام دینی از رسانههای جدید به عمل آمده که با کامیابیها و ناکامیهایی همراه بوده است. مطالعه کامل این روند و توجه کافی به وضعیت کنونی حوزه رسانهای کشور و نیز تجربیات دیگر کشورها از جمله ایستگاههای رادیویی و یا تلویزیونی اسلامی و نیز مسیحی میتواند این مطالعات را به حوزهای هدایت کند که فرآوردههای آن راهگشای دستاندرکاران رسانهها باشد.
فصلنامه پژوهش و سنجش طی دو شماره 35 و 36 با موضوع دین و رسانه کوشیده است در دو حوزه نظری و کاربردی با ارائه دیدگاههای برخی از صاحبنظران، استادان و پژوهشگرانی که محصول اندیشهورزی خویش را در اختیار قرار دادند، به طرح بحث بپردازد. در اینجا ضمن سپاسگذاری از همکاری صمیمانه آنان، این شماره از نشریه با عنوان دین و رسانه 2 تقدیم حضور میشود.
البته از سال گذشته وعده شده بود که شماره پایانی هر سال به ارائة مقالات متنوع (جُنگ) اختصاص یابد، که به علت دو شمارهای شدن موضوع دین و رسانه، شماره جُنگ در بهار 83 ارائه خواهد شد.
در پایان ضمن قدردانی از لطف همیشگی خوانندگان اندیشمند فصلنامه، از همه عزیزان خواهشمندیم همچنان پژوهش و سنجش را از انتقادها، پیشنهادها و دیدگاههای خویش بهرهمند سازند.
"
"نویسنده در این مقاله میکوشد تا نقش ایدئولوژیک و باورساز رمان را نشان دهد. رمان به مثابه یک ژانر ادبی خاص، محصول قرن هیجدهم است. در این قرن، رشد فناوری اوقات فراغت قابل توجهی برای بورژوازی فراهم ساخت. میبایست برای سرگرمی این طبقه تمهیدی اندیشید و یکی از تمهیدات، رمان بود. اما نقش آن در این حد نماند و به تدریج از این ابزار سرگرمی برای مقاصد دیگری از جمله ترویج ایدئولوژیها و فلسفههای مختلف سود جسته شد. اهمیت این ژانر ادبی به جایی رسید که برخی از اندیشمندان، قرن بیستم را قرن رمان نامیدند. در این قرن بود که برخی از فیلسوفان برای ترویج اندیشههای خود از این ژانر به نیکی استفاده کردند. برای مثال میتوان از ژانپلسارتر نام برد که عمده اندیشههای فلسفی خود را در قالب رمان بیان کرده است. هواداران انقلاب اکتبر روسیه نیز این قالب را مناسب ترویج عقاید خود دانستند و آثاری چون دُن آرام را آفریدند، البته مخالفان کمونیستهای روسی نیز از اهمیت رمان غافل نبودند، در نتیجه اثری مانند دکتر ژیواگو پدید آمد تا ردیهای باشد بر تفکر مارکسیسم روسی. اهمیت رمان امروزه در حدی است که حتی میتوان آثار آموزشی فلسفه و ادیان را در قالب آن دید، «دنیای تئو» و «دنیای سوفی» نشاندهنده اهمیت این قالب است.
نویسنده پس از نشان دادن جایگاه رمان در تفکر معاصر، بر آن است که میتوان و باید از این قالب برای ترویج آموزههای دینی سود جست و این پندار نادرست را که رمان تنها وسیله سرگرمی و وقتکشی است، کنار نهاد. وی آنگاه به نمونههایی از رمانهای فارسی و چگونگی رویکرد آنها به دین اشاره میکند و با تحلیل وضعیت رمان در ایران، توجه قرآن را به قصه به مثابه ابزار عبرتگیری و عبرتآموزی نشانه ظرفیتهای فراوان این قالب در ترویج آموزههای دینی میداند.
"
"علامه محمدحسین فضلا… در این مقاله به بحث در مورد مفهوم ارتباطات و اطلاعرسانی اسلامی میپردازد و آن را تکاپو در حوزهای گسترده میداند که در عرصه مفاهیم اسلامی قابل بررسی است، وی آن گاه به بیان تفاوتها و اشتراکات اطلاعرسانی و دعوت میپردازد و به گونهای آن دو را مکمل یکدیگر برمیشمارد.
وی همچنین مؤلفههای اطلاعرسانی را با استفاده از مفاهیم قرآنی توضیح میدهد و با استفاده از واژهها و مفاهیمی که در قرآن مورد تأکید قرار گرفته است جایگاه، اهمیت و نتایج اطلاعرسانی صحیح را بیان میکند.
علامه فضلا… در این مقاله برخی از زوایای اخلاق اطلاعرسانی اسلامی را مورد توجه قرار میدهد و برای نمونه موضوع صدق و کذب را با استفاده از آیات و روایات و دیدگاه فقیهان مطرح میکند. وی با بیان ارزش صدق و قبح کذب میکوشد تا تصویری درست و واقعی از چگونگی انعکاس اخبار راست و دروغ ارائه دهد.
گستره جهانی خطاب اسلامی، دقت و ژرفکاوی در پرداختن به اخبار و نیز اطلاعرسانی مورد نظر اسلام، بررسی ظاهر و ژرفای مؤلفههای اطلاعرسانی اسلامی، انسجام اندیشه و روش، برنامهریزی در اطلاعرسانی اسلامی و اهمیت بعد هنری موضوعات دیگری هستند که در این مقاله به آنها پرداخته شده است.
"
هدف این مقاله نشان دادن اهمیت نظریه های ارتباطات جمعی برای افزایش آگاهی و دانش دست اندرکاران، نظریه پردازان، علاقمندان و نهایتا دانشجویان مسائل ارتباطی نسبت به مسائل مرتبط با تنوع می باشد.
این مقاله با استفاده از دادههای سرشماری سالهای 55،65،75 ارتباط بین برخی از عوامل اقتصادی- اجتماعی و مشارکت زنان در نیروی کار را به تفکیک استانها بررسی میکند. میزان مشارکت زنان در نیروی کار در ایران در فاصله سالهای 57-55 کاهش یافته است اما طی سالهای 75-65 روند صعودی داشته است. از نظر استانی، بالاترین میزانهای فعالیت به استانهای گیلان، یزد و چهارمحال و بختیاری و پائین ترین میزانهای فعالیت به استانهای ایلام، کهگیلویه و بویراحمد و هرمزگان تعلق داشتهاند. نتایج فوق تقریبا در تمامی سرشماریها با اندکی تفاوت وجود داشته است. کاهش شدید مشارکت در گروه های سنی 14-10، 19-15، 24-20 به تغیییر در الگوی سنی مشارکت منجر شده است. بالا بودن میزان فعالیت زنان تقریبا" با کاهش میزان تحصیلات، کاهش باروری، افزایش سن ازدواج و افزایش نسبت شاغلین در بخش صنعت همراه بوده است. اما میزان این تغییرات در استانهای کشور متفاوت است. به نظر میرسد افزایش میزان تحصیلات زنان، تغییر اهمیت بخشهای اقتصادی و تغییر وضعیت فرهنگی و اجتماعی کشور در دو دوره مورد بررسی، نقش عمدهای را در تحولات مشارکت زنان در نیروی کار موجب شده است
مقاله حاضر به تحلیل سطوح عرفی شدن جامعه ایران در سه سطح کلان، میانه و خرد می پردازد. ایده اصلی مقاله این است که در سطح کلان شاهد عرفی شدن در قلمرو سیستم هستیم. اما در قلمرو زیست- جهان و حوزه خصوصی و عمومی،دین حضور فعال دارد. در سطح میانی نیز باید بین دین سازمانی و دین در حوزه عمومی مردم تفاوت قائل شد. در سطح کنشهای فردی، باورها و انگیزشهای مذهبی، همچنان نقش قابل ملاحظه ای در جهت دهی به کنشهای مردم ایفا می کند. در عین حال مردم تمایل دارند میان کنشهای دینی که آزادانه در زیست - جهان شکل می گیرد با کنشهایی که از بالا و در قلمرو سطحی تجلی می یابد تفاوت گذارند. به طور خلاصه فرآیند عرفی شدن در سطح کلان جدی تر و چشم گیرتر است. نتیجه آنکه برای دینی شدن مجدد قلمرو زندگی، ضمن پرهیز از سازمانی کردن عناصر دینی، باید به خروج آنها از قلمرو سیستم و ارتباطی کردن مجدد آنها همت گماشت.
"اگر در این مقاله خواننده را با الگوی لندن تیف و سپس با الگوی بسط یافته لئون تیف، برای شناخت اثر توزیع درآمد آشنا می کنیم، برای آن است که نشان دهیم چرا الگوی اول و دوم نمی توانند به طور کامل، روابط اجتماعی - اقتصادی را در جامعه به تصویر کشیده و آثار دستکاری در متغیرهای برون زا را بر این مجموع روابط نشان دهند. زیرا توزیع درآمد و سطح مصرف گروه های شغلی و درآمدی متفاوت، تحت تاثیر سرمایه گذاری دولتی و خصوصی در بخش های مختلف صادرات و متغیرهای برون زای دیگر تغییر می یابد و در نتیجه گروه های اجتماعی در سطح های مختلف جابه جا می شوند.
در همه اقتصادهای جهان، شناخت این روابط اهمیت دارند. البته اهمیت اصلی در قلمرو تحلیل های اقتصاد سیاسی و سازو کارهای درونی سیستم مشخص می شود؛ اما نتایج بررسی کمی در دستگاهی واحد و در هم تنیده می تواند برنامه ریزان را به خوبی پشتیبانی کند. البته شایان ذکر است که این بررسی نباید به مثابه راهنمایی تمام عیار در نظر گرفته شود؛ بلکه صرفا به عنوان پشتیبانی کننده قابل بررسی است. ضمنا نباید در غیاب آمارهای گسترده و قابل اتکا، انتظار بررسی پشتیبانی کننده مناسبی را داشت.
الگوی موسوم به SAM (الگوی محاسبات اجتماعی)، سعی کرده است وظیفه تبدیل الگوی لئون تیف به یک الگوی جامع داده - ستانده ای اجتماعی - اقتصادی کمی را بر عهده بگیرد. این الگو، ریاضیات ماتریسی پیچیده ای دارد و علاوه بر آماربر بودن، به نرم افزارهای قوی نیازمند است.
در این مقاله با معرفی این الگو، کوشش شده است تا تجربه های محاسباتی در ایران مرور شود و برای تدوین یک الگوی یاری رسان مفید، که در حد انتظار موثر باشد، پیشنهادهای مشخص ارایه کند. با توجه به این نکته که الگوی پیشنهادی باید با ضرورت های ساختاری و موجودی آماری و نیازهای برنامه ای ایران، منطبق باشد.
"