امروز رادیو در کنار سایر رسانه های دیداری، مکتوب و آنلاین ایفای نقش می کند. رسانه های دیگر جذابیت های بصری خاص خود را برای جذب کودکان دارند اما این پرسش مطرح می شود که آیا رادیو می تواند در دوران کنونی مخاطب کودک را جذب کند؟ و شیوه های جذب مخاطب کودک برای رادیو در عرصه حضور دیگر رسانه ها چیست؟
این تحقیق با هدف بررسی موقعیت رادیو در ایران برای جذب مخاطب کودک صورت گرفته است و با بررسی ویژگی های روانشناختی کودک و ظرفیت های رادیو، این نتیجه به دست آمد: در زمینه آموزش، رادیو می تواند با استفاده از ظرفیت هایی که دارد و با توجه به ویژگی های کودکان، مخاطب کودک را در ایران جذب کند؛ البته به شرط آنکه این کارکرد در تولید برنامه های رادیویی درست به کار گرفته شود.
مقاله حاضر بر اساس بخشى از اطلاعات ماخوذ از پیمایش بررسى جامعه شناختى نقش اعتماد بر میزان تمایل بازگشت دانشجویان ایرانى مشغول به تحصیل در خارج از کشور که در کشور آلمان انجام گرفته، تنظیم شده است. جامعه آمارى را 9210 نفر از دانشجویان ایرانى مشغول به تحصیل در 32 شهر آلمان تشکیل مى دهد. بر اساس قواعد تعیین حجم نمونه 384 نفر از دانشجویان به طریق نمونه گیرى خوشه اى مطبق با دقت احتمالى مطلوب 5% (d=0.05) و ضریب اطمینان 95 درصد انتخاب شده اند. نتایج به دست آمده از آزمون فرضیات تحقیق و نیکویى برازش مدل تحلیلى نشان مى دهد که: طول مدت اقامت در خارج از کشور رابطه معنا دار، ولى منفى با اعتماد اجتماعى دارد. با بهبود وضعیت تحصیلى، میزان اعتماد اجتماعى افزایش مى یابد. با افزایش تعدد سفر به ایران، اعتماد اجتماعى نیز به طور فزاینده بالا مى رود. میزان اعتماد اجتماعى بر حسب میزان نارضایتى دانشجویان تغییر مى کند. میزان اعتماد اجتماعى بر حسب وضعیت اجتماعی- اقتصادى (SES) پاسخگویان تغییر مى کند. با وجود رابطه معنا دار بین اعتماد اجتماعى و گروههاى سنى، بین جنسیت و اعتماد اجتماعى رابطه معنا دارى به دست نیامد. با توجه به نیکویى برازش مدل تحلیلى از طریق کاربرد رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر نتایج به دست آمده نشان مى دهد که بر حسب ارزش بتا (Beta) متغیرهاى طول مدت اقامت در خارج از کشور، وضعیت تحصیلى، تعدد سفر به ایران، نارضایتى و وضعیت اجتماعی- اقتصادى به عنوان تعیین کننده ترین عوامل تاثیرگذار بر اعتماد اجتماعى دانشجویان مطرح اند.
تحولات حوزه ایران فرهنگی به شدت تحت تاثیر نظام بین الملل و سیاست های رقابت آمیز قدرت های بزرگ قرار داشته است. در دو قرن اخیر این عامل بر هم گرایی ملت های این منطقه تاثیر منفی بر جای گذاشته و به صورت عامل واگرایی در ایران فرهنگی عمل کرده است؛ از این رو، نظام بین الملل ضمن آنکه باعث از بین رفتن زمینه های هم گرایی ملت های این حوزه شده، با تشدید تفاوت ها و اختلافات، موجب واگرایی در ایران فرهنگی نیز شده است. اما مشترکات ریشه دار فرهنگی و تمدنی در ایران فرهنگی، ملت های این حوزه را به یکدیگر پیوند زده و باعث هم بستگی انها شده است.با دگرگونی های ایجادشده در سطوح مختلف ملی، منطقه ای و بین المللی، نقش این عوامل فرهنگی و تمدنی تقویت شده و زمینه هم گرایی ملت های این حوزه بیشتر مهیا شده است. با توجه به این زمینه ها، ملت های حوزه ایران فرهنگی می توانند بر واگرایی ناشی از تاثیر نظام بین المللی و مداخله رقابت آمیز قدرت های بزرگ غلبه کنند و هم گرایی را در بین خود و در سطح منطقه تقویت نمایند.در این مقاله با نگاهی به نقش نظام بین الملل در جلوگیری از هم گرایی در ایران فرهنگی، تاثیرات آن را در ایجاد واگرایی بین ملت های این حوزه بررسی می کنیم. سپس با مرور وضعیت کنونی و مشترکات ملت های حوزه ایران فرهنگی، زمینه های هم گرایی ملت های این حوزه را ترسیم می کنیم.
تحقیق حاضر به بررسی جامعه شناختی خشونت علیه زنان در جریان زندگی زناشویی می پردازد. بر همین اساس فرضیاتی از سه دیدگاه منابع، نظریه یادگیری و نظریه تضاد استنتاج شده است. روش تحقیق به صورت پیمایشی بوده و واحد تحلیل آن فرد می باشد. جامعه آماری شامل کارگران، کارمندان و اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد شهر تهران در سال 1388-1387 است. در این تحقیق انتخاب نمونه ها از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای صورت گرفته است.
حجم نمونه برابر 533 نفر از زنان متاهل می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها، در دو سطح (آمار توصیفی و آمار استنباطی) انجام گرفته است. نتایج حاصله نشان داد که متغیرهای تصمیم گیری زن در امور مهم زندگی، تجربه و مشاهده خشونت زن در خانواده پدری، تجربه و مشاهده خشونت مرد در خانواده پدری، حمایت خانوادگی زن، پایگاه اقتصادی اجتماعی زن و تفاوت پایگاهی بین زن و مرد رابطه معناداری با خشونت دارند و بین حمایت خانوادگی مرد و پایگاه اقتصادی اجتماعی مرد و خشونت رابطه معناداری وجود ندارد. نتیجه کلی این است که بیشترین خشونت از سوی همسر در میان کارگران و کمترین میزان آن در میان کارمندان برآورد شده است.
در این تحقیق در جهت بررسی رابطه دین، دولت و توسعه سیاسی به صورت تاریخی در ایران و ترکیه این سوال اصلی مد نظر قرار گرفت که آیا بین نوع پنداشت از دین و نوع رویکرد دولت به توسعه سیاسی رابطه ای وجود دارد؟ روش تحقیق مورد نظر تاریخی بوده همچنین در جهت بررسی تطبیقی از روش توافق میل استفاده شد. بر اساس یافته های تحقیق این نتیجه حاصل شد که با توجه به موجود بودن سطحی از توسعه سیاسی در هر دو کشور متغیر نوع پنداشت از دین هیچ تاثیری بر رویکرد دولت به توسعه سیاسی در ایران و ترکیه ندارد، به صورتی که نوع پنداشت غیرسکولار از دین در ایران به صورت نسبی توانسته است موجب رشد و توسعه شاخص های توسعه سیاسی شود، هر چند در طی این روند چالش ها و محدودیت هایی نیز وجود دارد. نوع پنداشت سکولار از دین در ترکیه نیز همراه با افزایش و بهبود شاخص های توسعه سیاسی بوده هر چند ترکیه نیز با چالش های محدود کننده جدی نهادهای غیردموکراتیکی از جمله دخالت موثر نظامیان روبرو بوده است. لذا متغیر نوع پنداشت از دین از رابطه حذف شده و فرضیه تحقیق رد می شود
" یکی از معضلات فعلی جامعه جوان ایران، مساله اشتغال است . بالا بودن نرخ بیکاری در کشور که تابعی از دو عامل رشد فزاینده جمعیت و کمبود فرصت های شغلی است. گرچه برخی از عوامل بیکاری، ریشه در وضعیت اقتصادی جامعه دارد ولی عوامل مهم تر را باید در فرهنگ جامعه جس ت جو کرد . در برخی استان ها مثل یزد با وجود وضعیت طبیعی و اقلیمی ناسازگار و نبود شرایط
مناسب، مشکلی به نام بیکاری وجود ندارد و به عکس، کرمانشاه با دارا بودن اقلیم های گوناگون، و شرایط طبیعی مساعد در رده استان های با بیشترین مشکل 18 ساله شهر کرمانشاه - بیکاری است. این مقاله بر آن است تا نگرش جوانان 26 نسبت به کار و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن را مورد بررسی قرار دهد . جامعه 18 ساله ساکن شهرکرمانشاه تشکیل می دهد. روش - آماری این تحقیق را جوانان 26 پژوهش پیمایش با استفاده از تکنیک پرسشنامه بوده است و آزمون فرضیات پژوهش نشان می دهد که عوامل اجتماعی با نگرش به کار مرتبط است؛ به گونه ای که میزان
« نگرش به مردم و آینده شهر » و نیز « رضایت از زندگی » و « رضایت از خانواده » رابطه دارد. « نگرش به کار » با نوع یافته های پژوهش مؤید این نکته است که بحران ارزش ها موجب می شود
فرآیند جامعه پذیری بدرستی انجام نشود و جوانان به عنوان ماحصل این فرآیند قادر به درونی کردن نگرش مثبت به کار نباشند. "
"کاربرد اینترنت وشبکه وب در فرایند آموزش و یادگیری، علاوه بر اهداف و برنامه درسی به زمینه هایی مانند""فرهنگ کسب شده از زندگی و فضاهای واقعی"" ،""شیوه های تعامل وکسب تجربه در محیط های مجازی"" و به طور کلی با"" الگوی ارتباط واستفاده از اینترنت "" وابسته است. مقاله پیش رو الگوی استفاده از اینترنت را بر اساس داده های تحقیقی که در سال تحصیلی ( 87- 1386) برای مقایسه تاثیر دو روش آموزش از طریق شبکه وب و آموزش به روش سنتی بر یادگیری و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به اجرا درآمده را مورد بررسی قرار داده است. روش پژوهش از نوع تجربی با استفاده از آزمون t گروه های مستقل و تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیری است و موضوعاتی مانند جامعه آماری، روش انتخاب و جایگزینی نمونه ها ونحوه گردآوری داده ها در جای خود توضیح داده شده اند . نتایج تحقیق نشان داد به طورکلی بین میانگین نمرات گروه آزمایش و کنترل در میزان استفاده از اینترنت، تفاوت معنادار است و این متغیر توانسته است تغییرات مربوط به یادگیری را تبیین و پیش بینی نماید. به این معنا که استفاده بیش از اندازه و غیر معمول از اینترنت با یادگیری و پیشرفت تحصیلی رابطه معکوس دارد. با ملاحظه داده های مربوط به نوع و ابعاد استفاده از اینترنت و مقایسه میانگین گروه ها می توان گفت دانش آموزان به موازات افزایش بهره مندی از اینترنت برای انجام فعالیت های علمی و درسی، به تدریج نحوه استفاده خود از رایانه و اینترنت را به نفع فعالیت های درسی بهبود می بخشند. به نظر می رسد کاهش زمان استفاده فراغتی و افزایش استفاده درسی و علمی از شبکه بیش از آنکه به علاقه یا بی علاقگی افراد مرتبط باشد با جو وزمینه های فرهنگی و اجتماعی زندگی، نحوه و میزان حضور یادگیرندگان در شبکه و محتوا وکیفیت محیط یادگیری الکترونیکی (فضای مجازی) ارتباط دارد.
"