رویکرد به اکوتوریسم به عنوان الگوی فضایی گردشگری در طبیعت، امروزه مورد توجه فراوانی قرار گرفته است، محققان معتقدند که اکوتوریسم یک ابزار مناسب برای رسیدن به توسعه گردشگری پایدار است. از انجا که هر فعالیتی از جمله گردشگری به شرایط ذهنی مناسب جامعه میزبان نیازمند است و این شرایط نه تنها حسب پایگاه اجتماعی و اقتصادی متفاوت است بلکه از منظر جنسیتی در میان دو گروه مرد و زن نیز تفاوت دارد. این پژوهش با هدف تحلیل جنسیتی از ادراک و تصورات جوانان از اکوتوریسم انجام شد. جامعه آماری تحقیق، دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان میاندورود می باشد که نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران 275 نفر به صورت تصادفی در رشته های مختلف انتخاب شدند. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از منابع اسنادی و پیمایشی با بهره گیری از ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. داده های تحقیق در دو سطح آمار توصیفی و آمار تحلیلی یا استنباطی با استفاده از آزمون های آماری میانگین، من ویتنی، تی مستقل و ضریب همبستگی فی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد پردازش قرار گرفتند. یافته های تحقیق حاکی از آن است که: تفاوت معناداری بین دیدگاههای دختران و پسران در درک مولفه های اکو توریسم و جود دارد. و نیز دختران درک بیشتری از مولفه زیستی نسبت به مولفه های دیگر اکو توریسم دارند. و در نهایت یافته نشان می دهد که در درک مولفه های اجتماعی فرهنگی بین دوگروه واگرایی وجود دارد. واژگان کلیدی:گردشگری، اکوتوریسم ،جنسیت، ادراک، دانش آموزان متوسطه، شهرستان میاندورد
سیاست گذاری مناسب در زمینه رفتار باروری و رشد جمعیت ایجاب می کند که نقش زنان به خصوص اشتغال آنها به خوبی شناسایی شود. بدین منظور، در این مقاله از نظریه تقاضا به عنوان مبنای اصلی تحلیل نظری مسأله استفاده می شود که مبهم و دو پهلو بودن اثر اشتغال زنان را نمایان می سازد. از این رو، این فرضیه که اشتغال زنان در ایران تأثیر منفی بر باروری و رشد جمعیت دارد، به بوته آزمون گذارده می شود. آزمون فرضیه به روش تحلیل رگرسیونی و مبتنی بر داده های استنادی به دست آمده از بانک جهانی برای سالهای 1393-1339 انجام می شود. نتایج حکایت از این دارد که مشارکت زنان (در فاصله سنی 15 تا 24 ساله و 15 تا 65 ساله) در نیروی کار اثر منفی بر باروری دارد اما عامل کاهنده رشد جمعیت نیست. این یافته دلالت بر این دارد که هر چند اشتغال زنان از باروری آنها کم می کند اما از سوی دیگر احتمالاً با کاهش نرخ مرگ و میر مانع از اُفت رشد جمعیت می شود. این در حالی است که سهم زنان در مشاغل دستمزدی غیر کشاورزی بر هر دوی باروری و رشد جمعیت اثر مثبت را نشان می دهد. از این رو، فعالیت زنان در مشاغل غیر کشاورزی که با کسب مزد همراه است، مانعی برای بزرگتر شدن بعد خانوار و تأمین نیازهای جمعیتی کشور نخواهد بود.
پس از همگرائی صنایع مخابراتی و رایانهای و در نتیجه فراهم شدن امکانات شبکههای جهانی برای انتقال دادهها و اطلاعات، فناوری اطلاعات در رأس دیگر مباحث مربوط به فناوری قرار گرفت. از مهمترین زمینههای کاربرد فناوری اطلاعات میتوان به توسعه آموزش در تمام سطوح اشاره کرد. یکی از خصیصههای فناوری اطلاعات که کاربری آن در کلیه شئون قابل ملاحظه است، سرعت توسعه است. این سرعت ناشی از بستر ارتباطی مناسبی است که اکنون در سراسر جهان گسترده شده است. دیگر خصیصه مهم فناوری اطلاعات پویائی و تحول پذیری بسیار وسیع آن است به طوری که با اطمینان میتوان آنرا متحولترین فناوری عصر حاضر دانست. بنابراین، یکی از مهمترین و در عین حال مشکلترین مراحل توسعه فناوری اطلاعات در زمینه آموزش، تصمیمگیری در مورد اولویتها و همچنین خط مشی مورد نیاز برای این کار است. در واقع سؤال اصلی آن است که از کجا آغاز کنیم، در مسیر کدام اولویتها حرکت کنیم و به کدام هدف برسیم. اما یافتن این مسیر و تعریف مبدا و مقصد در محیط آموزشهای الکترونیکی که دارای همان دو خصیصه توسعه سریع و تحول مداوم است کاری بسیار ظریف و دقیق است. در نتیجه لازم است اولویتها در توسعه آموزش الکترونیکی از دیدگاه جغرافیای فرهنگی، جغرافیای آمادگی برای آموزشهای الکترونیکی، محتویات دروس الکترونیکی، هزینهها و بودجهها و مهمتر از همه عامل نیروی انسانی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. توجه داشتن به عناوین اولویتها حداقل اطلاعات لازم برای تعیین سیاستهای اجرایی است. بدیهی است در مرحله بعد لازم است هر یک از عناوین به دقت تحلیل شده و در مقایسه با دیگر عناوین سنجیده شوند تا راهکارهای لازم برای قدمهای بعدی مشخص شود. در نتیجه بر اساس اولویتها و در واقع بر اساس تعیین آنها میتوان به یک جمعبندی برای تعیین خطمشی توسعه آموزشهای الکترونیکی در ایران رسید. آنچه در حال حاضر میتواند موجب نگرانی باشد اشتیاق شدید مردم و مسئولان به توسعه آموزش الکترونیکی بدون تعیین خطمشی لازم برای نیل به این امر است. در این مقاله سعی شده است ضمن برشمردن عناوین موضوعاتی که در تعیین خط مشی اهمیت دارند، نظر مسئولان و دستاندرکاران آموزشهای الکترونیکی به اهمیت برخی از آنها و به خصوص به سطوح مختلف اولویت در بعضی از موارد جلب شود. در پایان ضمن ارائه مدلی برای تعیین خط مشی آموزشهای الکترونیکی، اهمیت این موضوع در توسعه آموزشهای الکترونیکی ایران مورد بررسی قرار میگیرد.
"نظریههای بسیاری وجود دارد که رسانههای جمعی را در ساخت و بازسازی هویت ملی و هویت فراملی توانمند و کارآمد میداند، اما پژوهشهای کنونی هرچند پیچیدگیهای هویتسازی را نشان دادهاند، نتوانستهاند تفسیر قانعکنندهای از روابط رسانههای جمعی و هویت ملی، منطقهای، اقلیمی و جهانی ارائه دهند. این تحقیق میکوشد با واکاوی رویکردهایی که نقش بنیانگذاری برای وسایل ارتباط جمعی و فناوری ارتباطات در نظر میگیرند، راههای تازهای برای دریافت روابط موجود میان رسانههای جمعی و هویتهای فرهنگی پیشنهاد کند. در بررسی این پرسش شکلگیری هویتهای ملی و اقلیمی مورد تحلیل قرار میگیرد. فرضیه پژوهش این است که تواناییهای فناورانه خود به خود و یا به شکل ابزاری نمیتوانند گونههای تازهای از آگاهی ملی و یا هویت ملی بیافرینند. فناوری ارتباطات و رسانهها فاصلهها را به هم میپیوندند و به تقویت آگاهی تازه کمک میکنند، اما شکلگیری هویت چیزی بیش از این میخواهد، اقداماتی که طی آن مردم برانگیخته شوند و در مجموعههای فرهنگی رقابتآمیز تکامل پیدا کنند تا هویتهای تازه و خاص شکل گیرد و برپای ایستد.
"
«برنامه های مناسبتی» با وسعت و گونه گونی امروزینش، از اختصاصات تلویزیون پساانقلابی است. یکی از تغییراتی که به تبع انقلاب اسلامی در رادیوتلویزیون ملی ایجاد شد، توجه به هم گرایی آن با زمینه های فرهنگی و تاریخی و مذهبی جامعه بود. شاخه ای از این هم گرایی در «تقویم محوری» جداول پخش تجلی یافت که استمرار آن به شکل گیری تدریجی برنامه های تلویزیونی متمایزی انجامید که بعدها به «مناسبتی» موسوم شد. تلفیق منحصربه فرد دو تقویم شمسی و قمری در تقویم رسمی کشور در کنار چگالی مناسبتی بالای مذهب تشیع، دو زمینه حداکثری بودگی تقویم رسمی ایران هستند. مناسبتی ها اما در رادیوتلویزیون پساانقلابی همچنان مهمان ناخوانده تلقی می شوند. کیفیتِ نازل و وضعیتِ معمولاً یکنواخت آن ها خصوصا در ماه محرم، برند این گونه را عملاً از رونق انداخته است. با این حال برخی سریال های ویژه مثل شب دهم و مختارنامه زمینه نوعی بازگشت به مناسبتی ها و بازسازی آن ها را فراهم می آورد. مناسبتی ها در بخش مطالعاتی هم چندان مورد توجه نبوده اند. مقاله پیشِ رو گزارشی از اولین مطالعات جدی در حوزه «مناسبت پژوهی تلویزیونی» است که برنامه های مناسبتی «شبکه یک سیما» در ماه محرم سال 1433 هجری قمری برابر با 1393 هجری شمسی را مورد بررسی قرار داده است. باز زمانی مطالعه (جامعه تحقیق) پخش شکه اول سیما را از ده روز پیش از آغاز ماه محرم تا پنج روز پس از روز عاشورا (مجموعاً 25 روز) شامل می شود. در این مطالعه از مبدأ نظری «ارتباطات آیینی» و به کمک رهیافت «مردم نگاری» و در ادامه با استفاده از روش «مقایسه دایمی داده ها»، فرایند ورود و خروج آیینی تلویزیون ایران به مناسبت «حزن مذهبی» ثبت و تحلیل می شود. در میان روش های کیفی، مردم نگاری روشی است که قابلیّت انعطاف برای ثبت تغییرات مناسبتی اَبَرمتنی تصویری در حد 25 روز از پخش یک شبکه تلویزیونی را دارد. بدین ترتیب که با بازبینی چندباره برنامه های روزانه شبکه اول سیما، روند تدریجی تغییرات مناسبتی فضا و نشانه ها در پخش تلویزیونی به تفکیک هریک از برنامه ها و به ترتیب پخش آن ها ثبت و توصیف شد. حاصل اجرای این فرایند تولید قریب به 200 صفحه داده توصیفی بود. این داده ها پس از دسته بندی اولیّه(category system)، با استفاده از روش مقایسه دایمی (constant comparative technique) در چند مرحله فراوری شد و نهایتاً روندهای آیینی سازی تلویزیونی حزن تحت عناوینی استعاری صورت بندی شد. مؤلفه های «حزن تلویزیونی» در شبکه اول سیما در بازه زمانی این مطالعه عبارتند از: «تباکی» حداکثری ، «بُکاء» حداقلی؛ حماسه زدایی (حزن مجلس ترحیمی)؛ انفکاک بین رمزگان های شور و شعور؛ آغاز باشکوه و پایان برهوت؛ تقابل عزاداری تک و تنهایی در گوشه استودیو با عزاداری دسته جمعی در وسط خیابان، پرداخت به «عزاداری» بیش از پرداخت به «عزا»؛ بازنمایی «تاریخمند» و «نقطه جوشی» از رسانه های سنتی..
زمینه و هدف: در پیشگیری انتظامی جامعه محور از جرم، پلیس علاوه بر بهره گیری از ابزارهای تعریف شده در نظام عدالت کیفری، از همکاری و مشارکت نهادهای اجتماعی و دولتی برای کنترل عوامل ایجاد کننده جرم استفاده می کند. هدف پژوهش حاضر، تدوین الگوی مطلوب پیشگیری انتظامی از جرم با رویکرد جامعه محوری پلیس است.<br /> روش شناسی: تحقیق حاضر از نظرنوع، کاربرد یو از نظر گردآوری داده ها، توصیفی - تحلیلی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل فرماندهان تهران بزرگ بوده که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 113 نفراز آنها به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته بوده که روایی آن از روش صوری با استفاده از نظر اساتید و متخصصان موضوع تأیید شده است. برای محاسبه پایایی پرسش نامه از روش محاسبه آلفای کرونباخ استفاده که مقدار آلفای کرونباخ برای تحقیق حاضر 88 درصد به دست آمده و تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون های T و همبستگى پیرسون انجام شد.<br /> یافته ها: به ترتیب مؤلفه های ساختاری، رویکردی و فردی و عوامل درون سازمانی و برون سازمانی در پیشگیری انتظامی جامعه محور مؤثر بوده، بین عوامل درون سازمانی و برون سازمانی با رویکرد جامعه محوری در پیشگیری انتظامی از جرم رابطه معناداری وجود داشته و فرایند پیشگیری انتظامی با رویکرد جامعه محوری تحت تأثیر عوامل درون و برون سازمانی است.<br /> نتیجه گیری: ضمن اصلاح ساختار پیشگیری انتظامی باید نسبت به تقویت تعامل و مشارکت سایر نهادهای اجتماعی در امر پیشگیری اقدام کرد. در این راستا ضمن اصلاح رویکردها و ساختارهای مرتبط، نسبت به اصلاح فرآیند و وضعیت کمی و کیفی آموزش کارکنان در راستای تغییر وضعیت پلیس سنتی به جامعه محور اقدام شود.
Purpose: The purpose of this study was to model social trust based on social intelligence, social identity, and social isolation based on the moderating role of gender and family economic status on secondary school students in Tehran. Methodology: The research method was descriptive correlation based on modeling and structural equations. The statistical population consisted of all high school students in Tehran in the year 2019, from which 495 students were selected by multistage cluster sampling method. Data collection was done based on Social Trust Questionnaire (Dr Safari nia, Sharif 1389, base on Johnson's theory, 1993), Social Intelligence Questionnaire (Ang Ton Teeth, 2008), Social Identity Questionnaire (Dr Safari nia, Roshan 1390, base on Jenkins's theory, 2000) and Social Isolation Questionnaire (Modaresi Yazdi, 2014). Data analysis was done by SPSS19 and PLS-SEM software in two descriptive and inferential sections. Structural equation modeling was used to test the hypotheses. Findings: The results showed that based on the identified dimensions and components, the research model had a good fit. The results also showed that the results of social isolation, social intelligence and social identity had an impact on students' social trust. It should be noted that the social isolation variable has a negative coefficient and social intelligence and social identity have a positive path coefficient. It is therefore concluded that gender has a moderating effect on the coefficients of variable social identity on social trust. The coefficient indicates that social identity in girls has a greater impact on social trust than boys. It should be noted that gender has no moderating role in the relationship between social intelligence and social isolation with social trust. The results also showed that the relationship between social identity, social intelligence and social isolation with social trust in the high and low economic status group was different. Conclusion: Therefore, it is concluded that the economic situation has a moderating effect on the coefficients of the variables of social identity, social intelligence and social isolation on social trust.