ایجاد انسجام ملی به عنوان یکی از ابعاد اصلی همبستگی اجتماعی، از جمله دغدغه های جدی کشورهای مستقل بوده و از مهم ترین فواید آن، برقراری امنیت ملی است که ارتباط عمیقی با چگونگی پیوند مردم با یکدیگر و مردم با حاکمیت، در قالب انسجام سازی درون یک کشور دارد. امروزه بازشناسی و بازسازی عوامل کانونی مؤلفه های پویا و پایدار «انسجام ملی»، یک ضرورت علمی و الزام پژوهشی است. در این راستا، یکی از عوامل تأثیر گذار بر انسجام ملی در ایران، میزان دینداری موجود در شهروندان جامعه است. این مقاله تلاش دارد ارتباط نظری بین دو مفهوم انسجام ملی و دینداری را در بین شهروندان شهر مشهد، واکاوی کند. پژوهش حاضر با تقسیم دینداری به دو نوع درونی و بیرونی و با استفاده از روش پیمایشی، نشان می دهدکه افزایش دینداری درونی باعث افزایش میزان انسجام ملی شهروندان می شود، این در حالی است که دینداری بیرونی رابطه معناداری با انسجام ملی ندارد.
شادی علت بسیاری از تفکرات و رفتارهای تکامل زاست و شاد بودن هنری است که از عوارض موجود عصر صنعتی می کاهد، اما از دیدگاه علمی و آکادمیک کمتر بدان توجه شده است. این که شادی چیست، چه مفهومی دارد، کدام شخص را شاد بنامیم و چه شخصی را غمگین و افسرده (ناشاد)، آیا شادی متغیری است تک بعدی یا چند بعدی، همگی، نیازمند مطالعة دقیق و علمی اند. شناخت شادی، به گونه ای علمی، آکادمیک، و عمیق، به دلیل تأثیرات فراوان آن در زندگی بشر، ضرورتی انکارناپذیر و مسلم در جهان امروز است و زمینه های مطالعاتی و پژوهشی فراوانی را می طلبد. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر میزان سرمایة فرهنگی در میزان احساس شادی زنان جوان (15 - 24ساله) شهر اصفهان است.روش کار در این پژوهش پیمایشی است. جامعة آماری این تحقیق کل زنان 15 - 24 سالة شهر اصفهان است که، به گزارش مرکز آمار این استان، 239072 نفر هستند. با توجه به پراکندگی جامعة آماری در مناطق شهر اصفهان، حجم نمونه، بر اساس فرمول کوکران، با خطای 5 درصد، 200 نفر برآورد شده است. در این پژوهش از روش نمونه گیری متناسب در منطقه استفاده شده است؛ به طوری که نمونه ها از هر منطقه و متناسب با جمعیت آن منطقه انتخاب شدند.
یافته های تحقیق نشان می دهد ارتباط سرمایة فرهنگی و شادی مستقیم است و این ارتباط در بعد شناختی، سپس در بعد احساسی، و در نهایت در بعد اجتماعی شادی قوی تر است. در حیطة ابعاد سرمایة فرهنگی، بیشترین تأثیر در بعد وسایل فرهنگی، سپس مهارت های فرهنگی، و در نهایت مدارک فرهنگی است. میانگین احساس شادی در بین زنان جوان (15 - 24 ساله) شهر اصفهان 53/54 بوده که به ترتیب بعد احساسی، بعد اجتماعی، و سپس بعد شناختی بیشترین میزان را به خود اختصاص داده اند. میانگین سرمایة فرهنگی57/27 است که براساس نتایج به دست آمده، مهارت فرهنگی دارای بیشترین فراوانی و مدارک فرهنگی دارای کمترین فراوانی است. از سوی دیگر، وسایل فرهنگی دارای بیشترین نابرابری و مهارت فرهنگی دارای کمترین نابرابری در بین زنان جوان است.
یکی از جلوه های عینی و ملموس هویت تاریخی هر شهری در بافت های سنتی و کهن آن نمود می یابد. بالطبع در اثر گذشت زمان، چنین بافت هایی که حکم شناسنامه ی شهر را دارند، دچار فرسایش فیزیکی می شوند. این در حالی است که با رشد شهرنشینی، بافت های جدید شهر با شاخص های مدرن شکل یافته و روز به روز به حجم و اهمیت آن افزوده می شود. بخصوص امروزه با تغییر شیوه ی زیستن افراد، حضور عناصر زندگی مدرن و سبک زندگی شهرنشینی، این مسأله اهمیت خود را بیشتر نشان می دهد. سبک زندگی مفهومی اساسی در زندگی افراد است که بیانگر عقاید، گرایشات و شیوه های تفکر آنان است و در واقعیت نمود پیدا می کند. اهمیت یافتن انتخاب در جامعه ی ایران بیش از هر چیز در عرصه ی کالاهای مادی و مصرفی درحال وقوع است و تغییر چهره ی شهرهای بزرگ ایران و روند فزاینده ی توجه به سطحی ترین بخش مصرف این مسأله را به خوبی بیان می دارد. بنابراین این مقاله به بررسی سبک زندگی در دو بافت قدیم و جدید در شهر کاشان با جامعه ی آماری مورد مطالعه، می پردازد. روش تحقیق پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه بوده است. حجم نمونه500 نفر تعیین و پرسشنامه به طور مساوی از بین دو بافت قدیم و جدید شهر کاشان تکمیل شده است. همچنین از آمارهای استباطی (تی و من ویتنی) استفاده گردید. نتایج بررسی نشان می دهد که بین سبک زندگی، پایگاه اقتصادی – اجتماعی، پایبندی دینی، مصرف گرایی و سنت گرایی با بافت قدیم و جدید شهری رابطه وجود دارد.
همز مان با آغاز انتشار روزنامه ها و مجله های فارسی، سرپرستان و سردبیران این نشریات برای افزایش مخاطبان خود به جلب خوانندگان نوجوان پرداختند و کوشیدند به بخشی از نیازهای آنان پاسخ گویند، زیرا در میان این گروه سنی از یک سو میزان سوادآموزی رو به گسترش بود و از سوی دیگر شوق بیشتری به دانستن و آگاه شدن وجود داشت. از این رو نشریاتی مانند تربیت، ادب، شکوفه و زبان زنان با آوردن مقاله های گوناگون درباره ی آموزشگاه های نو و دانستنی های عمومی و علمی دانش آموزان را به خواندن روزنامه تشویق می کردند. در پایان این دوره، با گسترش مطبوعات و توجه روزافزون روزنامه نگاران به نسل نوجوان، در فاصله بین سال های ۱۲۹۶-۱۲۹۹ ش، چهار مجله ی ویژه نوجوانان و چند نشریه ی ویژه کودکان منتشر شد که موضوع آن ها، بازتاب روشن نوخواهی و علم گرایی در میان نسل کودک و نوجوان آن دوره است. بیشتر مطالب این نشریات در زمینه های علمی و دانش همگانی نوشته شده اند. بخشی از ستون های این نشریات به مقاله های بهداشتی اختصاص داده شده است. «ادبیات» در این میان جای اندکی داشت. از میان این چهار نشریه، تنها مجله «الادب» رویکرد جدی به ادبیات داشته است. سه نشریه ی دیگر تنها چند شعر از شاعران گذشته ی ایران و یا مقاله های کوتاه ادبی به سبک کهن، چاپ کردند. نسبت به شناساندن ادبیات نو آن دوره و گسترش آن در میان نسل کودک و نوجوان بی توجه بودند. هدف اصلی از بررسی این چهار نشریه، یافتن نخستین نشانه های ادبیات روزنامه ای در میان نشریات گروه سنی کودک و نوجوان است. از این رو در هر نشریه به میزان مطالب ادبی، موضوع ها و گونه های آن و شکل طرح ادبیات برای مخاطبان، توجه شده است.
مرسوم است که برای وقوع انقلاب ها یک تاریخ مشخص را بیان می کنند و آن را سالروز آن انقلاب می نامند. اگر مراد از انقلاب یک تغییر سیاسی درون یک نظام سیاسی خاص باشد، اتفاق چندان مهمی رخ نداده است و نباید توقع تغییرات بنیادی در لایه های مختلف جامعه داشت. اما اگر مراد از انقلاب یک تغییر متداوم و تحول در همه عرصه ها و ساحات اجتماعی باشد، باید آن را در یک دوره تاریخی پیش و پس از سالروز انقلاب درک کرد. انقلاب ها که برخاسته از تغییر گرایشات و خواست مردم است، با تغییر نظام سیاسی آغاز و آن گاه آن اراده سیاسی تحول در فرهنگ و علم و سامان اقتصادی جامعه را پی می گیرد. در طی این مسیر، یعنی مسیرِ وضع موجود تا تحقق آرمان، فاصله ای است که با دستاوردها و ناکامی هایی همراه است. در گفتگویی با دکتر محمد صادق کوشکی بررسی دستاوردها و ناکامی ها و فاصله ها با آرمان های انقلاب پرداختیم.