هدف مطالعه حاضر، بررسی رابطه بین متغیرهای زمینه ای و نیازهای انسانی با گذراندن اوقات فراغت بوده است. برای این منظور 517 دانش آموز دختر دبیرستانی شهر شیراز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. داده های مورد نیاز با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه جمع آوری گردید. برای تعیین اعتبار پرسشنامه از اعتبار صوری و برای پایایی، از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که بین شغل مادر، درآمد پدر و مادر، میزان تحصیلات پدر و مادر، طبقه اجتماعی، بعد خانوار، و نیازهای ایمنی، احترام، اجتماعی و خودشکوفایی با گذران اوقات فراغت رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین در نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون گام به گام به ترتیب چهار متغیر درآمد پدر کمتر از 250 هزار تومان، پدر بی درآمد و مادر بی درآمد با بتای منفی و نیاز ایمنی با بتای مثبت، روی هم توانستند 21 درصد از تغییرات متغیر وابسته را پیش بینی کنند.
تحقیق حاضر با هدف مطالعه ی کیفی آسیب های بین فردی زوجی زنان دارای اضطراب دلبستگی انجام شد. جامعه آماری کلیه زنان دارای اضطراب دلبستگی و همسرانشان بود که به دلیل مشکلات زناشویی در سال 1398- 1397 به مراکز مشاوره سطح شهر اصفهان مراجعه نمودند؛ همچنین کلیه متخصصان و درمانگران که نسبت به اضطراب دلبستگی و پیامدهای آن تبحر داشتند و متون، مقالات و کتب علمی مرتبط با موضوع اضطراب دلبستگی، مشکلات در روابط بین فردی زوجی زنان دارای اضطراب دلبستگی نیز بودند. 10 زن به روش نمونه گیری هدفمند از بین کسانی که بیشترین نمره را در زیرمقیاس اضطراب دلبستگی مقیاس تجارب در روابط نزدیک برنان و همکاران (1998، به نقل از وی، راسل و زاکالیک، 2005) کسب نموده بودند، به همراه همسرانشان انتخاب گردیدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل یافته ها از روش تحلیل تماتیک استفاده شد. یافته ها به طور کلی شامل 10 زیر مقوله بود که با توجه به شباهت ها و تفاوت ها و مقایسه محتوای مقوله ها، در 3 مقوله ی اصلی آسیب های هیجانی، آسیب های ارتباطی و آسیب های عملکردی طبقه بندی شدند. نتایج تحقیق نشان داد شناسایی آسیب های بین فردی زوجی زن دارای اضطراب دلبستگی و ارائه راهکارهای پیشگیرانه و درمانی متناسب با هر آسیب می تواند کمک بزرگی باشد در جهت پایداری روابط زوجین، افزایش رضایتمندی زناشویی و ارتقاء سلامت جامعه.
عدالت الهی در تکوین و تشریع و عدالت انسانی در جنبه های فردی و اجتماعی مورد توجه و نظریه پردازی، اندیشمندان بسیاری قرار گرفته است. اما در اغلب موارد، عدالت اجتماعی به معنای عام در برابر عدالت فردی قرار گرفته که مانع از توجه به عدالت اجتماعی به معنای خاص و در برابر عدالت سیاسی و عدالت اقتصادی شده است. در این بین، علامه طباطبایی، شهید صدر و سید قطب، تلاش کرده اند ابعاد عدالت اجتماعی به معنای خاص را مورد توجه قرار دهند. در این مقاله، با روش تحلیلی به بازخوانی نظریه سیدقطب درباره عدالت اجتماعی پرداخته و ابعاد عدالت اجتماعی را مورد بازخوانی قرار داده ایم. عدالت ساختاری، عدالت نهادی، عدالت فرهنگی، عدالت در برخورداری از امنیت اجتماعی، دریافت خدمات اجتماعی به ویژه در عرصه های بهداشت، سلامت و درمان، برخورداری از امکانات مناسب برای گذران اوقات فراغت در حوزه های جغرافیایی مختلف و برای گروه های سنی و جنسی متفاوت، تراکم جمعیتی در مناطق شهری، دسترسی به آب سالم، فضای سبز مناسب و استاندارد و اماکن ورزشی و تفریحی از آن جمله ابعاد عدالت اجتماعی است.