در این تحقیق، تأثیر عوامل اجتماعی و اقتصادی ملموس در دوره های پایانی حکومت قاجار بر وقوع انقلاب مشروطیت بررسی شده است. پرسش پژوهش این است که «آیا نوسازی های اقتصادی و اجتماعیِ اواخر دوره حاکمیتِ سلسلة قاجار در گسترش آگاهی های سیاسی مردم و وقوع انقلاب مشروطه در ایران تأثیر داشته است؟». نتایج پژوهش حاکی از آن است که ایجاد دگرگونی در نهادهای کهن جامعه و به نمایش گذاشتن مظاهر تجدد و شیوه های جدید زندگی، آرمان های تازه ای را در میان طبقات مختلف اجتماعی پدید آورده و مفاهیم نوینی مانند آزادی و قانون را در میان آنان گسترش داده بود. متغیر آگاهی سیاسی در دورة پایانی سلسلة قاجار برآمده از گونه ای نوسازی و نوگرایی نیم بند در این زمان بوده است. ایجاد نهادهای آموزشی و اقتصادی نوین به دست میرزا تقی خان امیرکبیر و سپس سماجت نظام استبدادی قاجار بر پایدار ماندن نهاد کهن سیاست، سرانجام رویارویی نهادهای آموزشی و اقتصادی نوپا را با نهاد فرسوده و کهن سیاست به دنبال داشت و به انقلاب مشروطیت انجامید.
در یک بحث مردم شناختی تداخل فرهنگی و زیستی گروههای انسانی از جمله مباحثی است که می تواند محققان علوم اجتماعی را به بسیاری از نهفته های فرهنگی انسان در ارتباط با مسائل زیستی اش رهنمون شود‘ مقاله حاضر خلاصه ای از بخش اول طرح تداخل فرهنگی و زیستی گروه های انسانی در ایران است که در روستاهای بخش چادگان اصفهان به انجام رسیده است. این بخش ازطرح مزبور به مطالعه مشخصه های فرهنگی و نتایج بررسی داده های و خانوارهای ساکن در روستاهای بخش چادگان و نیز به مشخصه های انسان سنجی (آنتروپومتری) اعضاء خانوارهای مورد بررسی در روستاهای فوق می پردازد. در جستجوی این مسأله که تحولات فرهنگی تا کجا به تحولات جسمانی ارتباط می یابد و آیا می توان میان گرایشهای فرهنگی و گرایشهای جسمانی رابطه ای قایل شد‘ با استفاده و با به کارگیری روشها و ابزار متداول در مردم شناسی و انسان سنجی در منطقه مورد مطالعه به این نتیجه می رسد که گرایشهای فرهنگی گروههای ترکیبی در ارتباط مستقیم با گرایشهای جسمانی است. به طوری که تغییرات و تحولات ناشی از آنها به طور همسو و هماهنگ صورت می پذیرد یا به عبارت دیگر گرایشهای فرهنگی نمی تواند جدا از گرایشهای جسمانی باشد.
سرمایه اجتماعی مفهوم جدیدی در حوزه علوم اجتماعی است که در دهه های اخیر کاربرد و مفهوم آن در متون علمی و اسناد سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی روندی افزایشی دارد و یکی از غنی ترین چارچوب های تبیینی در ملاحظات جامعه شناختی معاصر محسوب می شود. مفهوم سرمایه اجتماعی ارتباط تنگاتنگی با کیفیت زندگی دارد و می توان آن را دروازه ورود این مفهوم به برنامه ریزی شهری دانست چراکه عدم شناسایی عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی مردم در قلمروهای گوناگون موجب کاهش رضایتمندی از زندگی فردی شده و جامعه نیروی انسانی مولد و توانمند خود را در طول زمانی از دست می دهد. موضوع مهم در این خصوص چگونگی سنجش سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی در شهر به خصوص در سطح محله های شهری است. این مقاله قصد دارد رابطه میان سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی در منطقه 16 تهران را بررسی کند. شاخص های مورد استفاده برای سنجش کیفیت زندگی عبارت است از: کیفیت محیطی، کیفیت مادی، وضعیت آموزش، تغذیه و وضعیت سلامت. درخصوص سنجش سرمایه اجتماعی نیز از شاخص های امنیت محلی، کیفیت دسترسی به خدمات عمومی، اعتماد اجتماعی و ارتباطات بهره بردیم. نتایج کلی بررسی که با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون حاصل شد، نشان دهنده ارتباط معناداری میان دو مفهوم در منطقه 16 شهر تهران است.
تحقیق حاضر، به تحلیل جامعه شناختی تغییر کیش، با تأکید بر تغییر کیش از مسیحیت به اسلام پرداخته است. تحقیقی ناظر به اینکه چه عوامل و زمینه هایی باعث تغییر کیش از مسیحیت به اسلام شده است؟ در بخش نظری تحقیق، به رویکردهای روان شناسی اجتماعی و جامعه شناسی پرداختیم. در بخش عملی کار و نیز یافتن یک چارچوب مفهومی مناسب، یک پارادایم فرایندی هفت مرحله ای (از لویس رامبو) به نام «زمینه»، «بحران»، «پرسش»، «مواجهه»، «تعامل»، «تعهد» و «پیامد» در نظر گرفته شد. این پارادایم هفت مرحله ای را در چارچوب روش تحقیق «نظریه بازکاوی» با روایت و شرح حال سی نفر از نوکیشانی که به اسلام گرویده اند، در یک مصاحبه نیمه استاندارد پیش گرفتیم. براساس مفاهیم، مقوله بندی ها و گویه های به دست آمده از روایت زندگی نوکیشان، می توان به این مؤلفه ها اشاره کرد: «ناسازگاری» در گرایش های پیشین و «دریافت» نگرش های نو نسبت به دین اسلام؛ «خلأهای شناختی» و نبود پاسخ های قانع کننده در دین پیشین؛ وجود «آموزه ها» و آیین ها و «کاریزما»های قانع کننده و امیدبخش در دین اسلام.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مقابله مثبت بر کاهش اعتیادپذیری، دانشجویان دختر خوابگاهی بود. روش: آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. گروه نمونه به این صورت انتخاب شد که ابتدا 160 پرسشنامه اعتیادپذیری بین دانشجویان خوابگاه توزیع شد. از این تعداد 20 دانشجو که نمره بالاتر از نمره برش در آزمون اعتیادپذیری داشتند، انتخاب شده و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. برای افراد گروه آزمایش، جلسات آموزشی به مدت 10 جلسه و هر جلسه به مدت 90 دقیقه برگزار شد. آموزش مقابله مثبت بر مبنای سه مولفه اصلی روابط اجتماعی، هدف گذاری و معنویت و برگرفته از نظریه باب موری بود. بعد از اتمام دوره، پس آزمون بر روی افراد گروه آزمایشی وگروه گواه اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش مقابله مثبت به طور معنا داری باعث کاهش آمادگی اعتیاد در دانشجویان میشود. نتیجه گیری: آموزش مقابله مثبت در کاهش آمادگی اعتیاد دانشجویان دختر موثر است.
" ثبات و پایدارى حکومت هاى سیاسى در آغاز قرن بیست و یکم بر میزان پاگرفتن و درونى شدن پنداشت ها و رفتارهاى دموکراتیک در انسان هایى استوار است که واحدهاى سیاسى جدید یعنى دولت هاى ملى را مى سازند. رابطه مستقیم کاهش تنش هاى اجتماعى درونى و تنش هاى سیاسى بین المللى و هزینه هاى ناشى از آن ها با این ثبات، امروزه کاملا روشن است. از این رو، تلاش در جهت توسعه پایدار نمى تواند بدون حرکت در جهت توسعه سیاسى، به مثابه یکى از محورهاى اصلى آن، معنایى داشته باشد. توسعه سیاسى نیز مهم ترین مؤلفه خود را مشارکت سیاسى اعلام مى دارد که هر چند در شرایط غیردموکراتیک، یک آرمان و آرزوى مورد مطالبه است، ولى در شرایط دموکراتیک لزومآ از سوى بازیگران اجتماعى به اجرا در نمى آید.
مطالعه در مورد مشارکت سیاسى مى تواند از دو ورودى انجام گیرد: پنداشت و رفتار. در پژوهش حاضر، بخش اول یعنى پنداشت مورد نظر بوده است. جامعه مورد مطالعه، جامعه اى روستایى انتخاب شده است که به دلایل متعدد، موانع بیش ترى در آن براى گسترش مشارکت سیاسى وجود دارد. افزون بر این، براى آن که بتوان در کنار روش هاى متعارف از روش هاى ژرفانگر نیز استفاده کرد، حوزه مطالعه به دو روستا در منطقه گرمسار محدود شده است که انتخاب آن ها بر اساس گروهى از پارامترهاى معنادار در زمینه پرسش هاى تحقیق انجام گرفته است. در این تحقیق که با استفاده از یک پرسشنامه و مصاحبه ها ومشاهدات میدانى طولانى مدت به انجام رسیده است، تاکید اساسى بر پنج حوزه جنسیت، خویشاوندى، رسانه ها، شهر و رابطه ملى-محلى بوده است و در هر یک از آن ها پس از ارائه یک تحلیل، راهکارهایى عملى در کوتاه و درازمدت ارائه شده است.
"
پژوهش حاضر با هدف استخراج و معرفی دستاورد های پایدیا برای آموزش و پرورش در عصر جهانی شدن به انجام رسیده است. برای رسیدن به هدف فوق، سه سؤال پژوهشی به این شرح صورت بندی شده است: الف. ویژگی های پایدیا در فلسفه یونان چیست؟ ب. چالش های آموزش و پرورش در عصر جهانی شدن کدام است؟ ج. بازگشت به پایدیا، چه دستاوردهایی برای آموزش و پرورش در عصر جهانی شدن دارد؟ روش مورد استفاده در تحقیق حاضر، روش تحلیل مفهومی و از نوع تفسیر مفهومی می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد که از میان رویکرد های گوناگون درباره پایدیا در فلسفه یونان، پایدیای سقراطی/ افلاطونی می تواند دستاورد های مهمی برای آموزش و پرورش در عصر جهانی شدن داشته باشد. جهانی شدن برای آموزش و پرورش در عصر امروز چالش هایی را ایجاد کرده که از جمله آنها می توان به بازاری و غیر ارزشی شدن دانش، افراط در حرفه گرایی و تخصص مداری و حرکت به سوی یکنواختی و استانداردشدن مؤلفه های گوناگون آموزش و پرورش اشاره کرد. بازگشت به پایدیا، می تواند برای هر یک از چالش های جهانی شدن، راهکار مناسبی را در آموزش و پرورش عرضه کند که از جمله آنها می توان به محور قرار دادن ارزش ها، روی آوردن به دانش حقیقی، تأکید بر آموزش و پرورش آزاد، توجه به آموزش و پرورش عمومی، توجه به اشکال مختلف دانش، تأکید بر برنامه های درسی میان رشته ای و توجه به تنوع فرهنگی و شناخت تمدن های گوناگون اشاره کرد.