" هدف از این مقاله بررسى چگونگى استفاده از فن آورى هاى آموزشى در آموزش پیشگیرى از اعتیاد در کشورهاى پیشرفته است. معرفـى روش هاى آموزش پیرامون اعتیاد، عواقب آن و مسائل معتادان در برنامه درسى و استفاده از شگردهاى گوناگون از جمله ایجاد عادات پسندیده مطالعه و کتاب خوانـى براى پرکردن اوقات فراغت دانش آموزان از دیگر مطالب این مقاله است.
روش پژوهش، کیفى است. جمع آورى اطلاعات از طریق مصاحبه، بررسى اسناد و مدارک و تحقیق کتابخانه اى صورت گرفته است. نتایج پژوهش انجام شده از والدین و دانش آموزان ایرانى که تجاربى از مدارس کشورهاى کانادا، امریکا، انگلستان و استرالیا داشته اند (1378ـ1380) نشان داد که در مدارس کشورهاى مورد نظر، مسائلى نظیر اعتیاد و ایدز در کلاس هاى درس مورد بحث و بررسى قرار مى گیرد و دانش آموزان ضمن آشنایى با این موارد، به عواقب و آثار مصرف مواد مخدر پى مى برند. نتایج تحقیق همچنین نشان داد که در کلاس هاى درس کشورهاى پیشرفته، مشکلات جامعه را به صورت باز مطرح مى کنند و دانش آموزان براى آن ها راه حل مى یابند و راه حل هاى ارائه شده از طرف آن ها توسط مسئولان دولتى مورد توجه و بهره بردارى قرار مى گیرند. بدین منظور، معلمان از شیوه ها و شگردهاى مختلف آموزشى استفاده مى کنند. در این مقاله سعى شده تا چگونگى برخورد مدارس با این پدیده و نقش دانش آموز در فرآیند آموزش مورد بررسى قرار گیرد.
"
برای ارزشیابی این اثر از چهارچوب ""شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی"" استفاده شد. نتیجه ارزیابی نشان داد که اغلب فصول مقدمه، خلاصه، تمرین، آزمون، تصویر و جمع بندی نهایی ندارند. کیفیت فنی اثر(نوع خط و کیفیت چاپ) با استانداردهای روز همخوانی ندارد. تصاویر، نمودارها و جدول ها از وضوح کافی برخوردار نیستند. قواعد عمومی نگارش به طور کامل رعایت نشده است. اغلاط چاپی نسبتاً فراوانند. ویرایش ادبی اثر ضعیف است. از واژه ها و مفاهیم نامأنوس(تزایداً، تعدد یافته تری) استفاده شده است. متن روان و رسا نیست. تعداد قابل توجهی از عبارات و جملات پیام روشنی ندارند. کیفیت معادل سازی اصطلاحات تخصصی مناسب نیست. ارجاع به منابع در همه جا یکسان نیست. استفاده از شیوه APA در همه جا دقیق و یکسان نیست. مطالب در کل اثر و در درون هر فصل از سازمان مناسب وانسجام کافی برخوردار نیست. آغاز، فراز و فرود بحث ها مناسب نیست. ضعف دقت علمی در تعیین عناوین فصول، عناوین فرعی داخل فصل ها، کاربرد مفاهیم، استناد، استدلال، توضیح و نتیجه گیری از مباحث در اغلب بخش های کتاب مشهود است. اثری از نوآوری یا طرح دیدگاه علمی جدید دیده نمی شود. مطالب این اثر رنگ و بوی بومی ندارد و نویسندگان تلاشی برای مرتبط ساختن مباحث به فرهنگ و بوم ملی نکرده اند
سازمانهایی که در بازارهای متلاطم و رقابتی فعالیت میکنند، بیشتر نیازمند تغییر محصولات خود با توجه به تغییر در نیازها و خواستههای مشتریان هستند، بنابراین، انتظار میرود این سازمانها بیشتر بازارگرا باشند. با وجود این، درک مفهوم بازارگرایی برای بسیاری از سازمانها همچنان اغفالکننده است. از طرفی، تعارض و فرهنگ سازمانی میتوانند در زمره عوامل تأثیرگذار بر بازارگرایی باشند که یا سازمان را به سوی بازارگرایی سوق میدهند و یا از آن جلوگیری می کنند. در مطالعه حاضر با اتخاذ استراتژی تحقیق پیمایشی به بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی به طور یکپارچه و جداگانه بر بازارگرایی از طریق تعارض سازمانی پرداخته شده است. جامعه آماری این مطالعه متشکل از کارکنان واحدهای فعال در صنعت مبلمان شهر مشهد بودند که با استناد بر فرمول کوکران، 192 نفر کارمند به عنوان نمونه تصادفی مطالعه در تحقیق مشارکت داشتهاند. دادههای به دست آمده به وسیله پرسشنامههای توزیع شده از طریق معادلات ساختاری و ضریب رگرسیونی به کمک نرم افزار آموس تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل از پردازش دادهها نشان داد که اولاً، مدل به کار گرفته شده مدل نظری قوی برای پیشبینی بازارگرایی از طریق فرهنگ و تعارض سازمانی بوده است؛ ثانیاً، همه روابط بین متغیرهای مدل معنادار بودهاند، به جز رابطه مستقیم فرهنگ سازمانی بر بازارگرایی که مشخص گردید هیچگونه رابطه معناداری با یکدیگر ندارند؛ ثالثاً، نتایج حاصل حاکی از آن بود که سازمانهای حمایتی و نوآور، تعارض کمتری را تجربه میکنند و در نتیجه، بهتر میتوانند بازارگرایی را در خود حفظ کنند.
مکتب قرآن، اولین و قدیمی ترین جریان اسلام گرای اهل تسنن در ایران، در چهار دهه اخیر به لحاظ ساختاری و گفتمانی مراحل گوناگونی را گذرانده است. هدف این مقاله بررسی سازوکارهای اجتماعی مؤثر بر گرایش کردها به مکتب قرآن، در مرحله سوم تطور گفتمانی ساختاری این جریان از میانه دهه 1370 هجری تا کنون با روش گراوندد تئوری است. بنابر مطالعات وکاوش ها، از دلایل اصلی گرایش کردها به مکتب قرآن تجربه نوعی زندگی جمعی با ویژگی های بارزی، همچون همدلی، روابط گرم و صمیمی، روابط شخصی و همبستگی جمعی است، درحالی که روابط اجتماعی حاکم بر جامعه بزرگ تر به سمت نوعی روابط جامعه ای حرکت کرده که ویژگی های بارزش سرد بودن و ابزاری بودن، حسابگری، فردگرایی فزاینده، بیگانگی و روابط غیرشخصی است. مدعای اثر حاضر این است که با گسترش نفوذ و پهنه جهان جامعه ای و هژمونی قواعد و مختصات آن، ساکنان دل زده از جامعه به عزیمت و ترک این جهان و پناه جستن در نوعی جهان اجتماعی روی می آورند؛ مکتب قرآن با مختصات شبه اجتماع گونه اش یکی از پناه گاه هاست. این نوع جدید هجرت در دوران مدرن ماست؛ هجرتی نه مبتنی بر حرکت مکانی و گسست فیزیکی از اجتماع پیشینی چنانکه در صدر اسلام روی داد و امروز در رأس هیاهوی تبلیغاتی دولت اسلامی (داعش) است بلکه مبتنی بر جهت دهی فعال و مستمر به پیوندهای اجتماعی روزانه فرد مکتبی و تأکید بر روابط درون گروهی، با تضعیف روابط فرد با فضای بیرون از آن. حاصل این فراگرد، خلق جهان خاص مکتب قرآن است؛ هجرت ایمانی به دنیای روابط تنگاتنگ درون گروهی امتِ مطهر، بدون گسست فیزیکی از جامعه نامطهر سابق.
هدف اصلی نظام های آموزش مجازی و غیرمجازی، یادگیری حداکثر مفاهیم از منابع انتشار یافته، به ویژه از مدرس به یادگیرنده است. با توجه به اهمیت میزان تعامل و حضور اجتماعی در افزایش میزان یادگیری و همچنین، گرایش روز افزون دانشگاه ها به سمت و سوی دانشگاه مجازی، در این تحقیق کوشش شده به مقایسه میزان تعامل،حضور اجتماعی و رابطه آن با موفقیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه مجازی و غیرمجازی دانشگاه اصفهان پرداخته شود . هدف دیگر پژوهش، بررسی این رابطه برحسب عوامل دموگرافیک است. پژوهش از نوع کاربردی و روش آن توصیفی- همبستگی بود ه است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تعامل چیه هیزانگ (2001) و پرسشنامه محقق ساخته برای مؤلفه حضور اجتماعی استفاده شد. 85 نفر از دانشجویان مجازی و 150 نفر از دانشجویان غیرمجازی به عنوان نمونه به طور تصادفی از میان دانشجویان مجازی و غیرمجازی دانشگاه اصفهان انتخاب شدند. داده های به دست آمده از این پژوهش از طریق نرم افزار SPSS تحلیل گردید . نتایج نشان داد که بین تعامل و میزان حضور اجتماعی دانشجویان در دوره های غیرمجازی و مجازی رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. همچنین، رابطه بین تعامل با موفقیت تحصیلی فقط در دانشجویان مجازی مثبت و معنی دار است. بین حضور اجتماعی و موفقیت تحصیلی دانشجویان در هر دو گروه غیرمجازی و مجازی رابطه ای وجود نداشت. میزان تعامل و حضور اجتماعی در دانشجویان غیرمجازی دانشگاه اصفهان بیشتر از دانشجویان مجازی بود و بیشتر دانشجویان در هر دو گروه شیوه آموزش غیرمجازی را نسبت به شیوه مجازی ترجیح می دادند.