روش فرزندان خود از جمله روش های برآورد میزان باروری است که با روش غیر مستقیم و با فرض تغییر در روند باروری در سال های گذشته، میزان باروری را محاسبه می کند. با توجه به تغییرات باروری در ایران، این روش بر خلاف روش های دیگر که با فرض ثابت بودن باروری در سال های گذشته باروری را محاسبه می کنند، روش مناسب تری است. در این مقاله با روش فرزندان خود با استفاده از نرم افزار فرت و با استفاده از داده های دو درصد خام سرشماری، میزان باروری ویژه سنی و در نهایت میزان باروری کل برای چهار استان سیستان و بلوچستان، گیلان، زنجان و کردستان در فاصله سرشماری های سال ۱۳۸۵، ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵محاسبه گردید. یافته های این تحقیق نشان می دهد، میزان باروری کل در سه استان کردستان، سیستان و بلوچستان و زنجان از سال ۸۵ تا سال۹۰یک روند کاهشی را تجربه کرده اند، اما میزان باروری کل برای هر سه استان در فاصله سرشماری سال ۹۰ تا ۹۵ یک روند افزایشی داشته است. استان گیلان که کمترین میزان باروری را در ایران دارد، در هر سه سرشماری، یک روند کاهشی را تجربه کرده است. میزان باروری کل این استان به عنوان کمترین میزان باروری کشور، همچنان زیر سطح جانشینی می باشد.
این پژوهش با هدف بررسی نقش بی هنجاری سازمانی در رابطه بین نگرش اعضای هیات علمی دانشگاه به خود، همکاران، مدیران و دانشجویان با رفتارهای مدنی-سازمانی به مرحله اجرا در آمد. جامعه آماری پژوهش را کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه های شهر اصفهان تشکیل داده اند که از میان آن ها تعداد 387 نفر (160 نفر زن و 227 نفر مرد) به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس نگرش استادان، مقیاس بی هنجاری سازمانی و رفتارهای مدنی بودند. داده های حاصل از پرسش نامه های پژوهش با استفاده از تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تعدیلی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصله حاکی از آن بود که بی هنجاری سازمانی رابطه بین نگرش نسبت به همکاران، نگرش نسبت به شغل خود، نگرش نسبت به دانشجویان و نگرش نسبت به خود را با رفتارهای مدنی-سازمانی معطوف به سازمان تعدیل می نماید. همچنین بی هنجاری سازمانی رابطه بین نگرش نسبت به همکاران، نگرش نسبت به مدیران به عنوان شخص، نگرش نسبت به موقعیت سرپرست، نگرش نسبت به شغل خود و نگرش نسبت به خود را با رفتارهای مدنی-سازمانی معطوف به همکاران و رابطه بین نگرش نسبت به مدیران به عنوان شخص و نگرش نسبت به شغل خود را بار فتار های مدنی-سازمانی معطوف به دانشجویان تعدیل می نمود
هدف این پژوهش که به شیوه اسنادی صورت گرفته، مطالعه نقش رسانه ها در بازنمایی مناطق مقصد و همچنین پیوند بین گردشگری و رسانه از دیدگاه های مختلف بوده است.
در بحث توسعه چارچوب برای مطالعه گردشگری و رسانه، روزنامه نگاری گردشگری و مفاهیم کلیدی آن شامل زمان بندی، قدرت و هویت و تجارب و پدیدارشناسی و همچنین در بخش دیگری رویکردهای بررسی گردشگری و رسانه از دیدگاه های بازاریابی، تأثیرات رسانه ای، جامعه شناختی و فرهنگی انتقادی مورد توجه قرار گرفته و سپس بحث فیلم های محرک گردشگری به عنوان جنبه ای از گردشگری فرهنگی معرفی و در نهایت، درباره توسعه صنعت گردشگری در ایران پیشنهادهایی ارائه شده است.
من در این مقاله به شکل گیری رسانه های جدیدتر از جدید می پردازم تا فرآیند تحولات ارتباطات نوین را پی گیری کنم. تعداد کاربران و میزان نفوذ “ رسانه های جدیدتراز جدید ” ـ یعنی رسانه های جدیدتر از رسانه های جدید، مانند توییتر، فیس بوک و یوتیوب هستند که مصرفکنندگان را به تولیدکنندگان تبدیل میکنند، و آثارشان به طور رایگان در دسترس همه قرار می گیرد. این فرآیندی است که در اواخر سال 2009 و در سال2010 به رشد خود ادامه داده و کماکان ادامه می دهد. برخی از پیامدهای این رشد عبارتند از: تیراژ روزنامه های کاغذی، درآمد تبلیغاتی و تعداد صفحات آنها به طور بارزی کاهش یافته است. از سوی دیگر تعداد بینندگان شبکه های خبری و سرگرمی تلویزیون کاهش یافته اند. یوتیوب و فیس بوک ستارگان جدیدی، چون سوزان بویل، آفریده اند و زندگی حرفه ای ستارگان سنتیای، چون بتی وایت را در جهان غرب رونق بخشیده اند. پس از زلزله ویرانگر هاییتی، فیس بوک و توییتر، کمک فراوانی به کسب اطلاعات مهم درباره پیامدهای آن کردند. ولی رسانه های جدید جدید، نه تنها به مثابه یاریرسان انسان های رنج دیده استفاده شده اند، بلکه به وسیله فرقه های سیاسی (مانند کانال طالبان) نیز به مثابه ابزار برای پروپاگاندا بر روی یوتیوب مورد استفاده قرار گرفته اند،. رسانه های سنتی نیز به تلاش خود برای عرضه جایگزین هایی برای رسانه های جدید جدید ادامه میدهند. هم اکنون انتشارات دانشگاه آکسفورد، کتابشناسیهای آن لاینی که به وسیله پژوهشگران حرفه ای گردآوری شده را عرضه میکند. برخلاف صفحات ویکیپدیا که هرکسی روی وب میتواند در آن بنویسد یا آن را ویرایش کند. اما ویکی پدیا همچنان در حال جذب میلیون ها خواننده است که هریک از آنها میتواند یک نویسنده و یا یک ویراستار آنی باشد. از این نظر، تاثیر رسانه های جدید جدید همچنان در حال افزایش است و روی محتوای رسانه های قدیمیتر تاثیر میگذارند. در سال 2010، در یک برنامه تلویزیونی یک تصویر متحرک از موفقیتهای ایجاد فیس بوک و نیز موفقیتهای یک شبکه تلویزیونی بزرگ در ایالات متحده (سی بی اس) پخش شد که براساس توییت های یک فرد تهیه شده بود. کتابخانه کنگره در ایالات متحده آمریکا، هم اکنون در حال آرشیو کردن همه توییت هاست. این کار نشان میدهد که توییت ـ به مثابه محصول رسانه های جدید جدید ـ اهمیت فراوانی در کار، سرگرمی و زندگیهای ما دارد. افزایش توییت ها در سال گذشته، بی شک، آغاز نقشی است که آنها در سال های پیش رو، در جهان خواهند داشت.
طرح مسأله: یکی از نابرابریهایی که در عرصه علم قابل توجه است مقوله جنسیت می باشد که به موقعیت حاشیه ای زنان در این عرصه منجر شده است، تاریخچه حضور زنان نشان می دهد که در بسیاری از موارد حضور زنان یا نادیده انگاشته شده و یا اهمیتی بسیار کمتر از مردان داشته است.در ایران نیز شواهد حاکی از این است که وضعیت زنان در سطوح مختلف آموزش عالی به موقعیت زنان دانشگاهی در سایر نقاط دنیا شبیه است، علی رغم افزایش تعداد زنان در دانشگاه ها می بینیم که تعداد زنان در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری (خصوصاً) با کاهش چشمگیری روبرو است. این مطالب در مورد تعداد زنان هیات علمی نیز صادق است، آمار موسسه آموزش عالی نشان می دهد که از میان 79617 نفر (22/65 درصد)، اعضاء هیات علمی تمام وقت و حق التدریس دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی تنها 25/18 درصد به زنان اختصاص دارد و 75/81 درصد به مردان اختصاص دارد.این پژوهش قصد دریم به بررسی جامعه شناختی ارتقاء علمی زنان هیات علمی واحد تهران مرکزی و موانع و مشکلات آنان بپردازیم.این پژ وهش از حیث هدف کاربردی و از حیث روش،توصیفی (همبستگی)است که شامل کلیه اساتید خانم دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز می باشد و نمونه آماری آن در مجموع شامل300 نفر استاد خانم می باشد. که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند. گردآوری داده ها بر اساس پرسشنامه های اطلاعات زمینه ای وآزمون های محقق ساخته(30 سئوال) انجام شد.داده های پژوهش با بهره گیری از شاخص آمار توصیفی و آزمون همبستگی پیرسون تحلیل شدند یافته ها:یافته ها نشان دادکه بین متغیر ارتقاءعلمی اساتید خانم دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز با پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده¬( ضریب 03/0)، ساختار سازمانی( ضریب 02/0) ، علاقه مندی به رشته تحصیلی مشغول به تدریس ( ضریب 029/0)، آشنایی با آئین نامه ها و بخشنامه های پژوهشی (ضریب 031/0 )، میزان آشنایی با اینترنت و فضاهای مجازی( ضریب 019/0)، میزان آشنایی با زبانهای خارجی( ضریب 024/0)، ویژگی های تحصیلی و تجربی( ضریب 024/0)، و ویژگی های جمعیتی و اجتماعی ( ضریب 00/0 درصد) رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. نتایج: با توجه به یافته های بدست آمده که در بالا ذکر شد نتایج نشان می¬دهد که وضعیت زنان چه در دانشگاه و چه در سایر جایگاه های اجتماعی- در عین مسأله آمیز بودن، روزبه روز ارتقاء پیدا می کند؛ آگاهی های زنان نسل جدید از وضعیت خود روز به روز در حال افزایش است .بنابراین به نظر می رسد که به جای تاکید و پافشاری بر تدابیر حمایتگرانه افراطی معطوف به جنسیت زنان، بهتر این باشد که در فرآیندهای تصمیم سازی و سیاست گذاری های فرهنگی، طرز تلقی ها فراتر از سوگیری های جنسیتی باشد، افراد، خواه مرد و خواه زن، بدون اصل قرار گرفتن جنسیت شان، به مثابه انسانی واجد کرامت، حقوق و تکالیف در نظر گرفته شوند، این امر مستلزم تعمیق و بسط نگاهی فراجنسیتی در رده های تصمیم گیرنده سازمانی در نهاد دانشگاه است که در آن به جای اولویت دادن به جنس خاصی بر توانایی ها و شایستگی های افراد برای کسب یا تصدی مدارج علمی و مناصب مدیریتی و اجرایی تأکید گردد.
هر یک از انقلابها، و از جمله انقلاب اسلامی ایران، علاوه بر مشترکات، دارای ویژگیهای منحصر به فردند که باید جداگانه مورد مطالعه قرار گیرند. درباره ویژگیهای انقلاب اسلامی ایران مسائل گوناگونی مطرح شده است که در این مقاله تنها به دو مساله متضاد آن پرداخته شده است:
1) چرا مشکلات دوره پهلوی به انقلاب اسلامی منجر شد؟
2) چرا مشکلات دوره انقلاب اسلامی درک می شود؟
این نوشته، متکی بر دیدگاه روان شناسی اجتماعی است و در پی آن است که توضیح دهد چرا از دو مقدمه ظاهراً متشابه ــ در دو مساله مذکور ــ دو نتیجه متضاد به دست آمده است.
"نگرش تجاری به خبر و آراستن آن همچون یک کالای قابل فروش به مخاطب، سبب انحراف از اخلاق حرفهای روزنامهنگاری شده است. تا چندی پیش عقیده بر این بود که با افزایش دانش و تواناییهای فنی، قدرت همدلی نوع بشر نیز افزایش خواهد یافت اما امروز که انسان بر قلة فناوریهای مافوق تصور ایستاده و رسانهها مرزهای زمان و مکان را درنوردیدهاند، هراس از جنگ، آن هم نه جنگی محدود به دو کشور خاص بلکه جنگی فراگیر و بینالمللی قلب بشریت را تسخیر کرده است.
در این میان رسانهها نه تنها کمکی به حل منازعات نمیکنند بلکه در جریان بحرانهای داخلی و خارجی، خود به عنوان یک پای منازعه وارد میشوند.
رسانهها با پاره حقیقتگویی، اغراق یا بیاهمیت نشان دادن خسارات جنگ، کتمان یا اندک جلوه دادن مخالفتهای عمومی با سیاستهای جنگطلبانه و ارائه اخبار بحرانها و منازعات به نحوی هیجانانگیز، به همسویی با سیاستهای جنگطلبانة صاحبان قدرت میپردازند.
مؤلف در مقالة حاضر میکوشد نحوة عمل رسانهها را در دامن زدن به جنگها و بحرانها نشان دهد.
"
آیین های مرتبط با مرگ در فرهنگ های گوناگون، صرفاً نوعی مراسم کلیشه ای نیست، بلکه حاوی مضامین و نمادهای مذهبی و اساطیری ای است که نشان دهنده گفتمان های حاکم بر آن فرهنگ است. آیین های مرگ، اگرچه در حوزه تمدنی هلیل رود، مانند سایر نقاط ایران، تحت تأثیر گفتمان مذهبی- اسلامی شکل گرفته، امّا در ضمن این آیین ها، باورها و رسومی وجود دارد که در عین اشتراک با فرهنگ های دیگر، نشانگر نوعی اعتقادات اساطیری است که تحلیل آنها می تواند وجوه گوناگون عقیدتی- فرهنگی مرگ را به تصویر کشد. در این مقاله تلاش شده تا با رویکردی اسطوره ای به آیین های پیش و پس از مرگ، به مثابه آزمون تشرّف(نوزایی)نگریسته شود و وجوه نمادین و انتقالی مرگ که منجر به نوعی تغییر وجودی، گذر از هرج و مرج جهان غیر دینی و پیدایش دنیایی دیگر می شود، مورد تحلیل قرار بگیرد. این تحقیق نشان می دهد که باور به مرگ در حوزه تمدنی هلیل رود، همراه با نوعی تقدّس سازی است و تشرف در آیین مرگ، بر اساس تقابل مقدّس و نامقدّس، تشخّص می یابد.
به طور کلی در تمامی مطالعات شهری و روستایی به منظور سهولت مطالعه، درک واقعیت های موجود، پی بردن به نابرابری ها و علل آن و رسیدن به نتیجة مطلوب و نهایتاً ارائة راه حل های لازم، گروه بندی امری لازم به شمار می رود به ویژه در کشوری نظیر ایران که بیش از 62 هزار روستا و مزرعه در پهنه وسیع آن و در نواحی کاملا متضاد با هم توزیع شده است و یا هندوستان که بیش از 300 هزار روستای اصلی دارد. در این تحقیق سعی شده است که روش علمی مناسبی مطابق با الگوی کمّی والتر روستو و براساس چهار سیستم تأثیرگذار در یک محدودة جغرافیایی اعم از استان، کشور یا یک ناحیه مشخص ارائه گردد . در این روش پیشنهادی تمام جنبه های طبیعی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در نظر گرفته می شود. روش تحقیق، عمدتاً توصیفی- تحلیلی و نوع تحقیق کاربردی-توسعه ای است. یافته ها و نتایج تحقیق نشان می دهد که با توجه به اهداف برنامه ریزی روستایی که توسعه روستایی هدف اصلی آن است، نخست در یک مجموعه روستایی روستاها باید ابتدا براساس شاخص ها و الگوهای مناسب طبقه بندی شوند و ثانیاً پیشنهاد می شود که اصول و ضوابط طبقه بندی صرفاً آمار و ارقام مقایسه ای نظیر سقف جمعیتی و یا صرفاً شکل و تیپ و یا موقع ریاضی روستاها نباشد بلکه نتیجه آن باید گویای واقعیت هایی در خصوص وجود امکانات و پتانسیل ها و به عکس چالش و محرومیت ها در سطح روستاها باشد. از این رو طبقه بندی روستاها براساس الگوی والتر روستو و یا به کارگیری چهار سیستم طبیعی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به عنوان یک الگوی مناسب تحلیل شده است.
در تحقیق حاضر جهت سنجش موقعیت اجتماعی فرزندان در خانواده های چندزنی به اندازه گیری میزان سرمایه اجتماعی فرزندان در این ساختار خانوادگی پرداخته شده است. برای بررسی مسئله تحقیق از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه استفاده شد. حجم نمونه شامل 400 شهروند تهرانی در سه منطقه 3، 6 و 11 میباشد. نتایج تحقیق نشان داد که افراد جامعه نسبت به فـرزنـدانی که در خانواده های چندهمسری جامعه پذیر شده اند نگرش منفی دارند.از این رو هنجارمندی، احساس امنیت، اعتماد و مشارکت متقابل که شاخص های مطرح شده در تئوری پیر بوردیو جهت سنجش مؤلفه سرمایه اجتماعی است در این گروه بسیار پایین ارزیابی شد. بنابراین افراد جامعه تمایل دارند فاصله زیادی را در مناسبات اجتماعی خود با آنان حفظ کنند.
برجسته شدن تفاوتها و هویتهای اجتماعی ناشی از سبکهای مصرف و تنوع اشکال آنها حتی در بین یک گروه اجتماعی به ویژه در میان جوانان سئوالات زیادی را در خصوص ساختیافتگی و الگوپذیری آنها مطرح کرده است. این مقاله با استفاده از دادههای یک مطالعة میدانی در شهر تهران، الگوی فعالیت های تفریحی و ترجیحات موسیقایی و ماهواره ای جوانان را به عنوان مولفه های هویّت اجتماعی و تمایزپذیری جدید ناشی از سبکهای مصرف مورد بررسی قرار می دهد و در پی آن است تا ببیند که آیا فعالیت های مربوط به حوزة مصرف در خصوص جوانان تابع الگو یا الگوهای خاصی هستند و از ساخت اجتماعی تبعیت میکنند؟ به عبارتی آیا ما شاهد شکلگیری سبکها یا خردهفرهنگهای جوانان هستیم؟ یا اینکه کنشها و تمایلات مذکور خصلت فردی دارند؟
این مطالعه نشان می دهد که با توجه به فعالیت های تفریحی ده نوع الگو یا سبک، با عنایت به علایق موسیقایی سه نوع الگو و همینطور با توجه به علایق ماهواره ای سه نوع الگو در میان افراد مورد مطالعه قابل تشخیص است. این فعالیتها و الگوها با بیشتر متغیرهای موقعیتی پاسخگویان همبستگی معنی داری را از نظر آماری نشان می دهند. نظر به نتیجه تحلیل داده ها، این فرضیه که الگوهای مربوط به فعالیت های تفریحی دارای خصلتی فردی هستند، رد می شود و در عوض فرضیة مبتنی بر تاثیر پذیری علایق و ذائقه ها از جایگاه فرد در ساخت اجتماعی تایید می شود. در واقع، اینگونه فعالیّت ها و سبکها در معرض محدویّت های ساختاری قرار میگیرند. همینطور، فعالیّت های تفریحی و ذائقه های پاسخگویان به عنوان یک زمینه اجتماعی مطرح می شوند که آنها در آن فرصتی را برای شکل دادن به هویّت خویش و کسب استقلال از والدین مییابند. یافته های پژوهش در زمینة وجود الگوها و سبکهای متفاوت تفریحی، ذائقه های هنری و مصرف رسانه ای افراد، بیانگر پیدایش و نضج پدیدة جدیدی با عنوان خرده فرهنگ جوانان در درون فرهنگ کلّی است که به نوبة خود عدم توفیق سیاست ها و برنامه های فرهنگی رسمی مربوط به امور جوانان را در انطباق با فرهنگ حاکم مطرح میکند.
هدف مقاله حاضر بررسی صرفه جویی مصرف آب در بین دانشجویان و رابطه آن با آگاهی از پیامدهای کمبود انرژی، تعهد و سرمایه فرهنگی، با استفاده از روش پیمایش است. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه یاسوج هستند که 350 نفر به عنوان نمونه تعیین شده و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای، انتخاب شده اند. ابزار تحقیق، پرسشنامه های محقق ساخته یا استاندارد است که با استفاده از اعتبار سازه و اعتبار محتوا تعیین اعتبار و با استفاده از ضریب آلفا یا آزمون مجدد، تعیین پایایی شده اند. یافته های توصیفی نشان داد: یک سوم پاسخگویان در مصرف آب صرفه جویی نمی کنند. مقایسه میانگین افراد صرفه جو و غیرصرفه جو در متغیرهای مستقل، بیانگر این بود که دو گروه به لحاظ آگاهی از پیامدهای کمبود انرژی، تعهد و سرمایه فرهنگی، تفاوت معنادار دارند. تبیین متغیر صرفه جویی در مصرف آب بر اساس مجموع متغیرها با روش رگرسیون لجستیک نشان داد: متغیرهای تعهد، سن و معدل تحصیلی، قادرند 26 درصد واریانس صرفه جویی در مصرف آب را تبیین کنند
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر فن آوری اطلاعات و ارتباطات در توسعه عدالت آموزشی بود. در این پژوهش منظور از عدالت آموزشی، برابری فرصت های آموزشی و افزایش دسترسی به آموزش عالی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل فراگیرندگان ورودی سال 1389 دوره کارشناسی ارشد (آموزش الکترونیکی و آموزش کلاس محور) دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران می باشد.
در این تحقیق از روش پس رویدادی (علّی مقایسه ای) استفاده شده است. جامعه آماری از 250 نفر در آموزش فاوا محور و110 نفر در آموزش کلاس محور تشکیل شده بود. حجم نمونه به ترتیب 104 نفر در گروه فاوا محور و 100 نفر در گروه کلاس محور و روش نمونه گیری در این پژوهش تصادفی ساده بود. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه انجام شده، روایی محتوایی آن با نظر متخصصان مورد تأیید قرار گرفته و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمده. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون t مستقل نشان داد که فرضیه های پژوهش با فاصله اطمینان 95% تأیید شده اند. همچنین یافته های پژوهش نشان داد، شاخص های فراهم آوردن امکان تحصیل در منزل و ظرفیت بالای کلاس های درس و امکان تحصیل برای شاغلین بیشترین تأثیر را در افزایش دسترسی به آموزش عالی در کشور داشته اند و بالا بودن هزینه آموزش مجازی در کشور مهمترین مانع و محدودیت در برابری فرصت های آموزشی و همچنین افزایش دسترسی به آموزش عالی می باشد.
هدف اصلی مقاله حاضر بررسی دیدگاه اعضای هیئت علمی در خصوص برنامه درسی آموزش علوم مبتنی بر ویژگیهای ماهیت علم در دانشگاه است. بدین منظور، از جامعه آماری که شامل اعضای هیات علمی رشته های فیزیک، شیمی، زیست شناسی و زمین شناسی و گرایشهای مرتبط در دو دانشگاه اصفهان و صنعتی اصفهان بود، 75 نفر به عنوان نمونه آماری در این پژوهش شرکت کردند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته سنجش دیدگاه اعضای هیات علمی بود. جنبه های اصلی مورد سنجش ماهیت علم در این ابزار عبارت بودند از: موقتی بودن علم، مبنای تجربی علم، خلاقیت در علم، نقش ذهنیت در علم، تاثیر مسایل اجتماعی و فرهنگی بر علم، نقش مشاهده و استنتاج و نظریه و قانون علمی. این مولفه ها در چهار عنصر اساسی برنامه درسی؛ یعنی هدفها، محتوا، اجرا و ارزشیابی و در دو وضعیت موجود و مطلوب بررسی شدند. ضریب آلفای کرونباخ برای این مقیاس سنجش برابر 0.84 محاسبه شد. داده های پژوهش با روشهای آماری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که از نظر اعضای هیات علمی در وضعیت موجود برنامه های درسی در هیچ یک از عناصر برنامه درسی؛ یعنی هدفها، محتوا، اجرا و ارزشیابی مبتنی بر مولفه های ماهیت علم نیستند. با این حال، از نظر آنها هدفهای برنامه درسی از نظر برخورداری از مولفه های ماهیت علم به وضعیت مطلوب نزدیک ترند. در این بین ارزشیابی برنامه درسی از نظر رعایت مولفه های ماهیت علم، بیشترین اختلاف را با وضعیت مطلوب دارد. از نظر اعضای هیات علمی در برنامه های درسی در وضعیت مطلوب، برای همسویی با مولفه های هفت گانه ماهیت علم، باید بیشترین توجه به دو عنصر اجرا و ارزشیابی برنامه درسی معطوف شود.