مؤلفه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عصر عباسی زمینه جنبش های زیادی را رقم زده است. سلسله جنبش های سادات و به ویژه حسنیان بخش قابل توجهی از جنبش ها شیعی را در قرون مقتدم به خود اختصاص داده است. موضوع این پژوهش شناسایی و تحلیل زمینه های جامعه شناختی جنبش های حسنی با توجه به عوامل اقتصادی است. این پژوهش با روش تحلیلی به ارزیابی جنبش های حسنی از منظر جامعه شناختی می پردازد. این جنبش ها را می توان در رده جنبش های سنتی دسته بندی کرد. عواملی چون اختلافات شاخه حسنی و حسینی در مسائل مالی، اعمال فشارهای اقتصادی و تصرف اموال شیعیان توسط امویان و عباسیان، ناکامی حسنیان در تصدی حکومت بعد از سقوط امویان، اندیشه قیام به سیف و اختلافات اعتقادی مذهبی مسلمانان در حجاز و عراق در عصر عباسی زمینه جنبش های حسنی را فراهم کرد. از آرمان های جنبش حسنیان می توان به مشروعیت و افضلیت فرزندان امام حسن، عدم مشروعیت عباسیان، عدالت اقتصادی، پای بندی به کتاب خدا و سنت رسول خدا(ص) و لزوم قیام امام بر علیه حاکم جائر، اشاره کرد.
شناخت میزان جذابیت دارایی ها برای در معرض هدف قرارگرفتن ازسوی دشمن در فرایند مدیریت خطر پذیری، جایگاه والایی دارد. به طور کلی جاذبه، معیاری کمکی برای محاسبه احتمال حمله است و ارزش یک دارایی از منظر دشمن عاملی است که بر احتمال در معرض هدف قرارگرفتن ازسوی دشمن تأثیر می گذارد. در این پژوهش، عوامل مؤثر بر میزان جذابیت دارایی های شهر های مذهبی برای در معرض هدف قرارگرفتن ازسوی دشمن تحلیل شده اند تا از این طریق زمینه لازم برای تحلیل میزان خطرپذیری امنیتی دارایی ها و ارتقای امنیت محیطی شهری فراهم شود. به این منظور از روش های پژوهش توصیفی - تحلیلی و پیمایشی و شیوه های پژوهش مرور متون و منابع، مشاهده و بازنمایی استفاده شده است. همچنین از پرسش نامه به منزله ابزار پژوهش و از آزمون فریدمن برای تحلیل داده های پژوهش و از نرم افزار های GIS و SPSS به منزله ابزار تحلیل داده ها بهره گرفته شده است. نمونه گیری این پژوهش به طور کامل هدفمند بوده و برای شناسایی گروه نمونه 45 نفری از جامعه آماری، از شیوه نمونه گیری گلوله برفی استفاده شده است. همچنین به دلیل نقش و جایگاه مجموعه شهری مشهد در گستره شرقی ایران و شهر مشهد به منزله دومین کلان شهر مذهبی جهان، این کلان شهر برای نمونه موردی انتخاب شده است. نتایج حاصل از این پژوهش، شناخت عوامل ایجادکننده جذابیت دارایی ها، تحلیل میزان جذابیت دارایی ها، سطح بندی جذابیت دارایی ها از منظر دشمن و ارائه نقشه های پخشایش دارایی ها براساس میزان جذابیت در محدوده کلان شهر مشهد بوده اند.
پیشرفت به مفهوم رشد همه جانبه و تدریجی بخشهای مختلف جامعه از بعد مادی ومعنوی رسیدن به وضعیت مطلوب می باشد که ابعاد مختلف این پیشرفت باید در یک سند بلند مدت و دقیق مشخص و برنامه ریزی شود و به عنوان یک سند بالادستی مورد تاکید قرارگیرد.سند الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت نیز بر این اساس درحال تدوین می باشدکه برای 50 سال آینده کشور برنامه ریزی می کند.این مقاله به دنبال پاسخ به این سوال است که آیا تدوین حقوق همبستگی درسند الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت ضرورت دارد؟همچنین این فرضیه مطرح می شود که با توجه به ضرورت ارتباط با جامعه بین المللی برای رسیدن به پیشرفت درعصرکنونی،مشخص شدن جایگاه حقوق همبستگی درمهمترین سند پیشرفت کشور ضرورتی انکار ناپذیر می باشد.در نتیجه تدوین این مفاهیم درسند موجب شفاف سازی ارتباط جمهوری اسلامی ایران باکشورهای اسلامی وجامعه بین المللی شده که اسناد زیر بخشی نیز برنامه ریزی دقیقی در این زمینه می توانند انجام دهندو پیشرفت در مفهوم ایرانی اسلامی محقق شود.
آموزش عالی از نقشی کلیدی در تحقق چشم اندازهای توسعه کشور در نزد سیاست گذاران برخوردار است. این امر به طراحی چشم اندازها و رسالت هایی برای این نهاد مهم در منابع بالادستی انجامیده است. در این راستا، آینده پژوهی و تدوین سناریوهای احتمالی در جهت تحقق چشم اندازها و رسالت های آموزش عالی بسیار ضروری می نماید. علیرغم این اهمیت، ترسیم آینده های متصور درزمینه تحقق جهت گیری منابع بالادستی همواره مورد غفلت قرار گرفته است. پژوهش حاضر به بررسی آینده مطلوب آموزش عالی ایران در افق 1404 پرداخته است. پژوهش حاضر کیفی بوده و از فن سناریونویسی برای آینده نگاری بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش را منابع بالادستی و صاحب نظران حوزه آموزش عالی کشور تشکیل داده اند. روش نمونه گیری، هدفمند بوده و با مصاحبه با 14 نفر از خبرگان، اشباع نظری در داده ها حاصل گردید. ابزار جمع آوری داده ها، فرم تحلیل محتوای منابع بالادستی و مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و از روش تحلیل محتوای کیفی و تحلیل تفسیری به منظور تحلیل داده ها استفاده شد. یافته های حاصل از تحلیل محتوای منابع بالادستی نشان داد که چشم اندازها و رسالت های آموزش عالی ایران را می توان در سه مقوله آموزش، پژوهش و خدمات مورد بررسی و تحلیل قرار داد و بر اساس این یافته ها و نظرات خبرگان، چهار سناریوی بازسازی گرایی، سازش گرایی، استانداردگرایی و سازنده گرایی را می توان برای آموزش عالی ایران متصور شد. پژوهش حاضر به این نتیجه انجامید که سناریوی مطلوب آموزش عالی ایران در افق 1404، سناریوی سازنده گرایی است.
فرض اصلی این پژوهش بر بنیان وجود مؤلفه های مشترک میان اهداف قرۃالعین در چارچوب جنبش بابیه با اهداف فمینیسم غربی استوار است. پرسش های اساسی عبارتند از این که: آیا کنش های قرۃالعین با هدف ایجاد موقعیت های برابر میان زنان و مردان، احقاق حقوق زنان و تلاش برای مرتفع کردن تبعیض های ساختاری علیه آنان، واجد مؤلفه های اولیه ای از جنبش فمینیسم غربی بوده است یا خیر؟ و در صورت هم سویی این جنبش با همتاهای خارجی، چه عناصر مشترکی در نگرش زنِ معترض ایرانی با فمینیسم غربی دیده می شود؟. این موضوع در پارادایم کیفی، با روش اسنادی و با انتخاب نمونه هدفمند در مقطع کوتاهی از عهد قاجاریه، و با تمرکز بر جنبش بابیه به عنوان فرامتن مطالعه شده است. هم چنین مروری کوتاه بر ره یافت کلان فمینیسم و دیدگاه فوکویی در تبارشناسی تجربه پلِبِیَنی، تحلیل تئوریکی آن را پوشش می دهند. نتایج گواهی می کنند که پاسخ ِ هر دو پرسشِ پژوهش مثبت است؛ با تأکید پژوهشگر بر این رویکرد که هیچ نشانه ای دالِّ بر وجود ارتباطِ بدون واسطه میان نمونه انتخابی با فمینیسم غربی و نگرش معطوف به تئوری ِتوطئه مفروض نیست و نگاه پژوهشگر به این جنبش، به سان پدیده ای طبیعی، معلولِ شرایط، علل تاریخی و جامعوی مختص جامعه ایران است.
مقدمه: عدالت از مفاهیم بنیادی زندگی اجتماعی انسان است. در این مطالعه، با استفاده از نظریه عدالت جان راولز، عدالت به سه متغیر آزادی های اساسی برابر و فرصت های اجتماعی برابر و اصل تمایز تفکیک شده و نگرش افراد به این متغیرها سنجش شده است. روش: این تحقیق با روش پیمایشی انجام شد و واحد تحلیل آن فرد است. جامعه آماری را افراد ۱۸ سال و بزرگتر ساکن شهر تهران تشکیل دادند که با استفاده از فرمول کوکران ۴۲۸ نفر برای نمونه انتخاب شدند. نمونه گیری از همه مناطق ۲۲گانه شهر تهران، متناسب با حجم آن ها به صورت تصادفی انجام و با استفاده از پرسش نامه و به شیوه مصاحبه، اطلاعات مدنظر گردآوری شد. از آزمون تی، همبستگی و رگرسیون برای بررسی دادهها استفاده شد. یافته ها: میانگین احساس عدالت در میان پاسخ گویان ۱۰/۷۹۶ بود که بیشتر از حد متوسط شاخص (۸/۳۳۵) است. بین احساس عدالت و پایگاه اجتماعی اقتصادی افراد، احساس محرومیت نسبی و میزان احساس عدالت و بین جهت گیری ارزشی افراد و میزان احساس عدالت رابطه وجود دارد. بین احساس عدالت و احساس عزت نفس هم بستگی ضعیفی به دست آمد. بحث: اگر قرار است اصول عدالت مطابق قراردادی عمومی شکل گیرد، برای برقراری احساس عدالتی متوازن در جامعه، باید همه افراد فارغ از پایگاه اجتماعی اقتصادی، این مقدمات و اصول و نحوه اجرای آن را بپذیرند.
مقدمه: برقراری ارتباط با دیگران از نیاز های ذاتی و فطری انسان هاست و ازآنجاکه انسان ها به لحاظ زبانی، قومی، نژادی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارای تفاوت های عمیقی هستند، تنها راه برقراری ارتباط سالم و فارغ از ستیزه جویی، وجود مدارای اجتماعی بین ایشان است. مطالعه حاضر با هدف ارائه تحلیلی بر وضعیت مدارا در جامعه مطالعه شده و شناسایی ابعاد و میزان آن بین ساکنان اصفهان انجام شد. روش: این پژوهش مطالعه ای مقطعی با روش پیمایشی است. برای بررسی تحقیقات در این زمینه از روش اسنادی و برای گردآوری داده ها از ابزار پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. سطح تحلیل این پیمایش خرد و واحد تحلیل آن فرد است. جامعه آماری شامل همه افراد 18 سال به بالای ساکن شهر اصفهان می باشد. نمونه تحقیق براساس فرمول کوکران385 نفر برآورد شد که به منظور افزایش دقت به ۴۰۶ نفر رسانیده شده است. نمونه گیری تحقیق با روش نمونه گیری مضاعف انجام شده است. از آزمون های هم بستگی و مقایسه میانگین ها برای بررسی داده ها استفاده شد. یافته ها: برخی یافته های مهم این تحقیق حاکی از وجود رابطه معنی دار بین متغیرهای مستقلی همچون سن، وضعیت تأهل، درآمد، جامعه پذیری قومی، قوم مداری و سرمایه فرهنگی با متغیر وابسته مدارای اجتماعی است. نتایج: ارتباط معنی دار و منفی بین دو متغیر قوم مداری یا جامعه پذیری قومی با مدارای اجتماعی، نشان می دهد که هرچه فرد تعلق بیش تری به ابعاد قومیتی خود داشته یا جامعه پذیری شدیدتری را تجربه کرده باشد، مدارای اجتماعی او در زمینه های مختلف کم تر است؛ اما این نتیجه در خصوص ارتباط بین مصرف رسانه یا سرمایه فرهنگی با مدارای اجتماعی به شکل مثبت و معنی دار به دست آمد
هدف: هدف مقاله حاضر تحلیل روش شناختی پژوهش های حوزه سواد اطلاعاتی در بافت کتابخانه های عمومی کشور است. نوع، روش و جامعه : پژوهش ازنظر هدف کاربردی است که با استفاده از ابزار سیاهه وارسی و با روش های سرشماری و مرور اسناد بر پایه تحلیل های روش شناختی نگاشته شده است. جامعه پژوهش متن کامل کلیه آثار پژوهشی این حوزه اعم از مقاله های مجلات علمی، پایان نامه ها و طرح های پژوهشی نمایه شده در پایگاه های اطلاعاتی فارسی زبان شامل: اس آی دی، مگیران، نورمگز، ایرانداک و سامانه مدیریت طرح های پژوهشی نهاد کتابخانه های عمومی کشور بودند که بدون بازه زمانی و بدون نمونه گیری، گردآوری و بررسی شدند. برای استخراج داده ها از نرم افزار اکسل استفاده شد. یافته ها: از مجموع آثار پژوهشی منتشرشده در این حوزه، میانگین تعداد نویسندگان به تعداد پژوهش ها 4/2 است. از مجموع 56 پژوهشگر این حوزه، زنان 52 درصد و مردان 48 درصد مشارکت را به خود اختصاص داده اند. از مجموع 23 پژوهش مورد بررسی، 74 درصد پژوهش ها با روش های کمّی و 22 درصد با روش های کیفی و 4 درصد با رویکرد آمیخته برای گردآوری و تحلیل داده ها انجام شده است. پرسشنامه بیشترین ابزار گردآوری داده ها و آزمون تی، پراستفاده ترین آزمون آماری در این پژوهش ها بوده است. پژوهشگرانِ دانشگاه الزهرا (س) بیشترین وابستگی سازمانی را در میان مؤسسات آموزشی و پژوهشی به خود اختصاص داده اند. بیشترین فراوانی پژوهش ها مربوط به پایان نامه های ثبت شده در ایرانداک و مقاله های منتشرشده در فصلنامه تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی و طرح های پژوهشی ثبت شده در سامانه مدیریت طرح های پژوهشی نهاد کتابخانه های عمومی کشور است. نتیجه گیری: به رغم اینکه نزدیک به سه دهه از ظهور و تبیین اهمیت مهارت های سواد اطلاعاتی در کشور می گذرد؛ توجه به بافت کتابخانه های عمومی در پژوهش های منتشرشده در حوزه سواد اطلاعاتی ضعیف ارزیابی می شود. همچنین باتوجه به اینکه در بیشتر پژوهش ها عمدتاً از رویکردهای کمّی استفاده شده است به نظر می رسد توجه به انجام پژوهش های کیفی و آمیخته در حوزه سواد اطلاعاتی در بافت مذکور ضرورتی است که می تواند با جریان سازی علمی مناسب در پر کردن شکاف های پژوهشی این حوزه مؤثر واقع شود.
پژوهش حاضر درصدد توصیف و تبیین ارائه الگوی شهر خلاق در کلان شهر تهران است. چارچوب نظری پژوهش، متأثر از نظریه ریچارد فلوریدا است. با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، نوع تحقیق، کاربردی و روش بررسی آن توصیفی - تحلیلی بوده و داده های مربوط به شاخص های شهر خلاق به طور نمونه و محدود (150)نفر از کارشناسان با استفاده از داده های ثانویه، تهیه پرسش نامه و مصاحبه از شهروندان با 19 فاکتور از شاخص های شهر خلاق رتبه بندی و سطح بندی شده اند. جمعیت آماری مناطق 22 گانه شهر تهران است. با توجه به نتایج به دست آمده از مدل تاپسیس، مناطق در سه سطح برخوردار، نیمه برخوردار، فرو برخوردار مورد سنجش قرار گرفت که نتایج نشان می دهد: مناطق 4، 5، 6، 2، 22 با میانگین ضریب 0.695 سطح اول یعنی سطح برخورداری از میزان تحقق پذیری شهر خلاق را به خود اختصاص دادند. مناطق 1، 14، 15، 8، 3، 12، 11، 10، 20،21 با میانگین ضریب 0.404 سطح دوم؛ یعنی متوسط (نیمه برخوردار) را کسب کردند. مناطق 7، 18، 16، 13، 19، 17، 9 با میانگین ضریب 0.223 در سطح سوم (محروم) قرار گرفتند همچنین بر اساس نتایج مدل تحلیل شبکه، شاخص نوآوری با میزان (0.265) بیشترین تأثیر را در حرکت یک محله به سمت محله خلاق در شهر تهران را داراست. اما در میان شاخص های تأثیرگذار در حرکت به سمت شهر خلاق، شاخص های کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی به ترتیب با میزان 0.035 و 0.032 کمترین نقش و تأثیرگذاری را در تحقق شهر خلاق تهران دارا هستند.
مرگ در طول زندگی و تاریخ همراه انسان و حیات او بوده و همیشه ذهن انسان را به خود مشغول داشته است. مرگ باعث درد و رنج،فقدان ، سوگ ، تخیل، مراسم و مویه می شود. مراسم مرگ در فرهنگ های مختلف متفاوت است. مویه های پس از مرگ در چارچوب یک ژانر ادبی امری شناخته شده هست. در هر جامعه ای که مرگ اتفاق می افتد مراسم خاصی شکل می گیرد که مویه بخشی از آن را تشکیل می دهد . هدف پژوهش حاضر ، بررسی فرآیند مرگ و سوگواری و مرثیه سرایی در(شجاع آباد) یکی از روستاهای کردستان است . داده های تحقیق بر اساس مشاهدات میدانی و بخشی از طریق مصاحبه ای عمیق با زنان و مردان چند روستای حومه شهرستان قروه به دست آمده است. اطلاعات به دست آمده نشان می دهند که در هنگام مرگ یک متوفی، یک رشته مراسم پی درپی برای برگزار می شود و در طی مراسم، غالباً مویه سر داده می شود. مردان و اما بیشتر زنان به عنوان حافظ و نگهبان و سراینده این مرثیه ها شناخته می شوند. . این متن ها ازنظر معنی حاوی مضامینی چو ن جدایی ، تنها ماندن ، شکوائیه از کار خدا و روزگار ، ناپایداری حیات ، بی وفایی دنیا ، ناتوانی انسان در برابر مرگ ، ناکامی و... هستند .
این پژوهش با هدف ارائه الگوی راهبردهای حمایت از مصرف کالای ایرانی در رسانه ملی اجرا شده است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد است. ﺑ ﺮای ﮔ ﺮدآوری اﻃﻼﻋ ﺎت از مصاحبه های ﻧیﻤﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر یﺎﻓﺘﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. نمونه گیری، به روش هدفمند انجام شده که بر مبنای آن 15 مصاحبه با صاحب نظران رسانه ای و ارتباطاتی صورت گرفت. یافته ها نشان داد با توجه به کارکرد آموزشی ، نظارتی، سرگرمی ،نوگرایی و توسعه ، بحران زدایی و تبلیغی جهار راهبرد اقتصادی ، فرهنگی، مدیریتی و سیاسی شناسایی گردید. شرایط مداخله گر مؤثر بر حمایت از مصرف کالای داخلی در رسانه ملی شامل چهار مقوله آسیب های ارتباطی ،آسیب های اجتماعی ،آسیب های ساختاری و آسیب های اخلاقی گردید . برای شرایط زمینه ای مؤثر بر حمایت مصرف کالای داخلی در رسانه ملی چهار مقوله تقویت سرمایه ارتباطی ، سرمایه ساختاری ، سرمایه شناختی و سرمایه معنوی شناسایی گردید.در رابطه با شرایط علی مؤثر بر مؤثر بر حمایت از مصرف کالای داخلی در رسانه ملی سه مقوله رسانه اجتماع گرا،فرهنگ مدارو اخلاق مدار مشخص گردید و در نهایت پیامد بکار گیری راهبرد های رسانه ملی ،دستیابی به یک رسانه ایی هستیم که حافظ منافع ملی و کرامت انسانی می باشد.
اقتضائات، غایات و مسائل توسعه در نظام های سیاسی و اقتصادی بایستی بر پایه ی بنیان های ارزشی، اعتقادی، ایدئولوژی و فرهنگ خاص هر ملتی استوار گردد. اقتصاد مقاومتی، سازه ای برآمده از مبانی ارزشی است که منجر به شکل گیری گفتمان نوینی در ادبیات سیاست گذاران اقتصادی شده و به یکی از ارکان اصلی سیاست گذاری توسعه اقتصادی-اجتماعی کشورمان تبدیل گشته است. یکی از جنبه های مقوّم اقتصاد مقاومتی، توسعه ی کارآفرینی و ایجاد شرایط مناسب برای فعالیت کسب وکارها است. از آنجا که توسعه ی کارآفرینی و کسب وکار یکی از مولفه های اصلی عرصه ی اقتصاد مقاومتی است؛ مقاله ی حاضر، ناظر به شناسایی مولفه های توسعه ی کارآفرینی در چارچوب گفتمان اقتصاد مقاومتی است. این پژوهش با روش فراترکیب در هفت گام انجام شده و در آن از مطالعات کتابخانه ای و تحلیل کیفی پژوهش های پیشین برای گردآوری داده ها استفاده شده و تلاش شده است تا راهکارهای ایجاد کسب وکار و توسعه ی کارآفرینی در شرایط اقتصاد مقاومتی ارائه گردد. حاصل تحقیق الگویی مشتمل بر پنج بُعد «توسعه ی هنجارهای فرهنگی-اجتماعی کارآفرینی ارزش مدار»، «بهبود فضای راه اندازی کسب وکار»، «حمایت های مالی برای راه اندازی کسب وکار»، «حمایت های قانونی برای راه اندازی کسب وکار» و «توانمندسازی کارآفرینان نوآور در ایجاد و تجاری سازی دانش» است. متناسب با هریک از ابعاد شناسایی شده، راهکارهایی برای توسعه ی کارآفرینی در چارچوب گفتمان اقتصاد مقاومتی ارائه شده است.
Purpose: Considering the importance of human resource planning for organizational citizenship behavior, the purpose of this study was identify, explain and prioritize human resource planning factors in order to occurrence organizational citizenship behavior by employees. Methodology: The present research was descriptive from type of qualitative-quantitative. The research population in the qualitative part was documents and texts related to the research and experts were familiar with the subject who tried to identify and explain the factors of human resource planning in order to occurrence organizational citizenship behavior and in the quantitative part were the experts who prioritized these factors. The research sample consisted of 20 research-related documents and 15 experts who were selected by purposive non-random sampling method. Data collection tools included taking notes of documents and texts and surveying about new effective factors and expressing the rate of importance of existing factors in Delphi. Data were analyzed by coding and factor analysis methods. Findings: Findings showed that for the human resource planning pattern in order to occurrence organizational citizenship behavior by employees in the human resource planning part were identified 67 indicators in 19 components and in the organizational citizenship behavior part were identified 28 indicators in 6 components. In human resource planning the 19 components respectively were include performance management, labor adjustment, organizational culture, strategic goals, organizational structure, human resource planning, recruitment, training and development, maintenance, external environment, supply, demand, human resource strategy, strategic planning, management style, flexibility, reward system, job analysis and individual factors and in organizational citizenship behavior the 6 components respectively were include altruism, work conscience, personal development, organizational loyalty, organizational obedience and citizenship virtue. Conclusion: According to the reported results, to develop the occurrence of organizational citizenship behavior by employees can be action through its effective human resource planning factors that was identified in the present research.
پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد تطبیقی-تاریخی به بررسی تأثیر نهاد وقف بر توسعه در شهر مشهد و عوامل تضعیف یا تقویت کننده آن در سه دوره تاریخی تیموری، صفوی و پهلوی پرداخته است. در قسمت چهارچوب نظری ضمن اشاره به نظریه های کارکردگرایی و ساختارگرایی، با استفاده از رویکرد نونهادگرایی در جامعه شناسی اقتصادی، یک مدل علّی سه سطحی برای بررسی عوامل تضعیف کننده یا تقویت کننده تأثیر نهاد وقف بر توسعه ارائه شده است. این مدل در دو سطح درون موردی و بین موردی و با استفاده از روش تحلیل روایی، روش توافق و غیرمستقیم اختلاف میل بررسی و آزمون شد. نتایج بیان می کند، تقویت یا تضعیف تأثیر وقف بر توسعه در شهر مشهد در دوره های بررسی شده، تابعی از محیط نهادی وقف، عملکرد متولیان موقوفات و سازمان های متولی وقف در حفظ و توسعه موقوفات و نیات و انگیزه های واقفان بوده است؛ به طوری که در دوره های تیموری و صفوی به دلیل وجود محیط نهادی حامی وقف، عملکرد مؤثر متولیان و سازمان های متولی وقف و تقویت انگیزه های معنوی واقفان و اثرگذاری بیشتر نیات آن ها، تأثیر وقف بر توسعه در مشهد نیز تقویت شده است؛ درحالی که در دوره پهلوی به دلیل فقدان محیط نهادی حامی وقف، سوء عملکرد متولیان موقوفات و سازمان های متولی وقف، تضعیف انگیزه های معنوی واقفان و کاهش اثرگذاری نیات آن ها، این تأثیر تضعیف شده است.
چارلز تیلور، فیلسوف مسیحی و استاد جوادی آملی، اندیشمند مسلمان، منتقد سکولاریسم و در پی تقویت دین در جهان مدرن هستند. به اعتقاد آنها، انسان محوری از مهم ترین مؤلفه های سکولاریسم و رقیب دین است. اندیشمندان مذکور با دغدغه های مشترک به بررسی ابعاد مختلف سکولاریسم و انسان محوری می پردازند و امکان های دین در جهان معاصر را رصد می کنند. استاد جوادی آملی بر سکولاریسم سیاسی تمرکز می کند و در نهایت، دین و حکومت دینی را پاسخ چالش های جوامع معاصر می داند. تیلور در تحلیل مفاهیم سکولاریسم و انسان محوری، شباهت های بسیاری با ایشان دارد، اما در نهایت، حکومت دینی را نامطلوب می داند و تصور می کند باید از نو درباره دین اندیشید؛ زیرا به اعتقاد تیلور، سکولاریسم و انسان محوری در عمق اندیشه و فرهنگ غربی رخنه کرده است و اشکال سنتی دین داری کنونی، از بخت کمی برخوردار است. در پژوهش حاضر، آرای دو متفکر یادشده درباره موضوعات مذکور مورد بررسی قرار گرفته است.
Purpose: The study examined whether education should be free or not among the public secondary school teachers in Ogun State in Nigeria. The study examined the status of the secondary schools in terms of funding available to public secondary schools in Ogun State. Methodology: The study applied Structural Functionalist theory and adopted qualitative method of data collection. Five (5) Key Informant Interviews (KII) and In-depth Interviews (IDI) were conducted respectively for both the Nigeria Union of Teachers (NUT) and Academic Staff Union of Secondary Schools (ASUSS) union in Ogun State. Result was analysed and transcribed via qualitative content analysis Findings: Findings revealed that teacher performance was not encouraging due to poor motivating factors; running of free education was more problematic and cumbersome due to inadequate funding by the government. Conclusion: The study recommended that Government need to abolish the free running of education and if not opt in or re-introduce the Parent Teacher Association (PTA levy) to the public secondary school as this will screen out unserious students who constitutes the student population in various schools across the state
تحقیق حاضر به بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر نحوه مواجهه افراد با بیماری کرونا می پردازد. در این پژوهش با درنظرگرفتن دینداری و بی تفاوتی اجتماعی به عنوان مؤلفه های اجتماعی مؤثر بر مواجهه افراد با بیماری کرونا، روی ابعاد رفتاری، احساسی و نگرشی تمرکز شده است. از آنجا که افراد دیندار هنگام روبه روشدن با بحران های انسانی مواجهه عاقلانه تر و توأم با آرامش بیشتری دارند، چارچوب نظری مقاله، براساس نظریه انطباق مذهبی شکل گرفته است. همچنین مطابق رویکرد عقل گرایی دینی، گرایش های دین مدارانه نقش مؤثری بر شکل دهی به رفتار مسئولانه مردم در مواجهه با بیماری کرونا دارند. این مطالعه به روش پیمایشی و با ابزار جمع آوری داده پرسشنامه انجام شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه افراد ساکن شهر تهران هستند و سیصد نفر به عنوان نمونه تحقیق، با روش خوشه ای، متناسب با حجم انتخاب شدند. نتایج آزمون رگرسیون چندمتغیره نشان داد شاخص «مواجهه با کرونا» و متغیرهای مستقل، رابطه معناداری در ابعاد مختلف دارد (427/0=R). یافته های این پژوهش نشان می دهد ارتباط غیرمستقیمی بین بی تفاوتی اجتماعی و مواجهه با کرونا وجود دارد (268/0-B=)؛ به این صورت که با افزایش بی تفاوتی اجتماعی در میان مردم، آن ها کمتر اصول بهداشتی را رعایت می کنند. همچنین دینداری افراد بر نحوه مواجهه آن ها با بیماری کرونا تأثیر مستقیم دارد (242/0B=)؛ به گونه ای که افراد دیندارتر بیش از بقیه سعی دارند در برخورد با این بیماری رفتار مسئولانه ای از خود نشان دهند.