"دربارة کارکردهای رسانه، نقد و نظر، سخن و گفتگو بسیار دیده و شنیدهایم اما بیتردید یکی از مهمترین کارکردهای رسانهها که از دیر باز مورد توجه و عنایت اندیشمندان این حوزه قرار گرفته است، کارکرد آموزشی این فناوری نوین است. سرآغاز بحثهای مربوط به نقش آموزشی رسانهها را باید در دغدغهها و نگرانیهایی جستجو کرد که پس از فراگستری تلویزیون در جوامع مختلف بشری نسبت به تأثیرات منفی محصولات رسانه در زمینههای خشونت، سکس و از خود بیگانگی فرهنگی به ویژه بر روی گروههای سنی خاص از جمله کودکان، نوجوانان و جوانان پدید آمد. در نتیجه اجرای صدها طرح تحقیقاتی در کشورهای مختلف جهان، هر چند اجماعی در خصوص وجود یا عدم وجود، میزان و نحوة تأثیرگذاری غیرمستقیم رسانهها بر مخاطبان در میان اندیشمندان حاصل نشد، نوعی خودآگاهی جمعی نسبت به امکان استفاده آموزشی از عموم رسانهها به ویژه تلویزیون پدیدار گردید که مبنای مطالعات، نظریهپردازیها و اقدامات بعدی در توسعه رسانههای آموزشی به شمار میرود. با این همه، این مهم تحقق نپذیرفت مگر پس از بروز مشکلات و مسائلی چون رشد بیسابقه جمعیت جهان به ویژه در کشورهای توسعه یافته، افزایش سرسامآور هزینههای آموزشی در سیستم سنتی و محدودیتهای منابع مالی دولتها که استفاده از روشهای سنتی آموزش در سطح عام را غیرممکن ساخته بود. از سوی دیگر ظهور انواع جدیدی از فناوریهای ارتباطی از جمله شبکه جهانی اینترنت، سیدی، شبکههای تلویزیونی ماهوارهای و مانند آنها که به تدریج و به طور روزافزون هزینههای بهرهگیری از آنها برای عموم مخاطبان کاهش مییافت، انگیزهای شد برای آن که دستاندرکاران امور آموزشی به ویژه دولتها استفاده از رسانهها برای آموزش را جدی بگیرند. امروزه سرمایهگذاریهای عظیمی خواه از سوی بخش دولتی و خواه از سوی بخش خصوصی در این زمینه به عمل آمده است. این امر به خصوص از آن روست که فناوری رسانهای علاوه بر رفع موانع مالی و فیزیکی موجود بر سر راه سیستمهای آموزشی سنتی، تأثیرات خیرهکننده و غیرقابل انکاری در هر دو بعد گسترش کمی و کیفی آموزش داشته است. مطالعات اثبات کرده است که استفاده فعال از همه حواس پنجگانه در آموزشهای رسانهای یادگیری را تسهیل و جذابیت آموزش را مضاعف میکند. به این ترتیب رسانه وارد حیطه آموزش شد و به تدریج جای خود را در این زمینه باز کرد تا آنجا که امروزه سخن از حذف سیستمهای سنتی آموزش در برخی از نقاط جهان در آیندهای نه چندان دور میرود.
در کشور ما نیز آموزش رسانهای سابقهای به نسبت طولانی دارد و هم اکنون دهه سوم عمر خویش را میگذراند. این فرایند که با فراز و نشیبهای فراوانی مواجه بوده است امروزه به طور عمده از طریق دو نهاد اصلی شبکه آموزش صدا و سیما و دانشگاه پیام نور پیگیری و اجرا میشود؛ هر چند محدود به این دو نهاد نیست و بسیاری از دانشگاههای کشور گامهای نخست و حساس را برای راهاندازی آموزش online برداشتهاند.
پژوهش و سنجش بنا به درخواست مخاطبان و با توجه به نیازهای موجود کشور، شماره حاضر را به بررسی ابعاد گوناگون آموزش رسانهای اختصاص داده است. در بخش اول طی گفتگوهایی با آقایان دکتر بیابانی و دکتر نوروزی وضعیت فعلی کشور در زمینه آموزش رسانهای و دستاوردها و چالشهای پیش رو در این حوزه به بحث گذاشته شده است. بخش دوم که به نظریههای آموزش رسانهای اختصاص یافته است در ده مقاله ابعاد نظری موضوع را مورد مداقه قرار داده است. بخش سوم این مجموعه حاوی مقالاتی در زمینه کاربردهای آموزش رسانهای و نیز دو مقاله مفید در زمینه مطالعات تطبیقی است و در بخش پایانی سه مقاله در باب دستاوردهای فناورانه این حوزه تقدیم میشود.
ضمن تشکر از همه مخاطبان فهیمی که تاکنون فصلنامه را مورد عنایت خویش قرار دادهاند، از همه این عزیزان درخواست میکنیم پژوهش و سنجش را همچنان از دیدگاهها، انتقادها و پیشنهادهای خویش بهرهمند سازند.
"
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مدیریت خشم و استرس بر کاهش خشم و استرس مادران کودکان مبتلا به اختلال های طیف اتیسم انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را کلیه مادران کودکان مبتلا به طیف اتیسم مراجع کننده به مرکز به آرا در سال 94 تشکیل می دادند. به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر از مادران به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه (15 نفره) آزمایش و گواه تقسیم شدند. ابزارهای این پژوهش پرسشنامه های پاسخ به استرس کوه و همکاران (2001) و پرخاشگری گلادو (1991) بود. آموزش مدیریت خشم و استرس روی مادران گروه آزمایش به مدت 8 جلسه هفتگی 90 دقیقه ای اجرا شد. در این تحقیق از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز از طریق آزمون تحلیل کواریانس صورت گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مدیریت خشم و استرس والدگری موجب کنترل خشم و ابعاد آن (کلامی، فیزیکی و تکانش گری) و هم چنین کاهش استرس و ابعاد آن (تنش، پرخاشگری، خشم، خستگی و ناکامی) در مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم می شود.
هدف از این پژوهش، بررسیرابطه بین حمایت اجتماعی ادراک شده با خشونت خانگیوالدین علیه فرزندان است. این مطالعه از نوع پیمایشی است. جامعه آماری آن شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان و والدین آنها درشهر اهواز درسال تحصیلی 93-92 بود. حجم نمونه384 نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شد. در این تحقیق از شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شده است. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه کودک آزاری و ضربه (برنستاین، 1995وپرسشنامه چندبعدی ادراک حمایت اجتماعی (زیمت وهمکاران، 1998) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری درصد، میانگین، انحراف استاندارد، همبستگی پیرسون، آزمونtوتحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که بین کل حمایت اجتماعی با خشونت خانگی والدین علیه فرزندان همبستگی منفیمعنی داری وجود دارد.بین بعد حمایت اجتماعیاز سوی خویشاوندان با خشونت خانگی والدین علیه فرزندان همبستگی منفی معناداری وجود دارد. همچنین، بین بعد حمایت اجتماعیاز سوی دیگران مهم با خشونت خانگی والدین علیه فرزندان همبستگی منفی معنی داری وجود دارد. ولی بین بعد حمایت اجتماعیازسوی دوستان با خشونت خانگی والدین علیه فرزندان همبستگی منفی معنی داری وجود ندارد.
زبان همواره در شکل گیری و ابراز هویت نقش ارزنده و بسیار فعال داشته است و این نقش در عصر حاضر که عصر انقلاب فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی است بسیار بارزتر و پررنگ تر شده است. یکی از دلایل اصلی اهمیت روز افزون زبان در شکل گیری و ابراز هویت از طریق فناوری های مدرن، کم رنگ شدن و حاشیه ای شدن شاخص های سنتی هویت مانند نژاد، رنگ پوست، موقعیت جغرافیائی و غیره است. در عصر حاضر امکان ارتباط الکترونیکی گسترده از طریق اینترنت به همراه پیشرفت های بنیادین در دیدگاه ها و نظریات جامعه شناختی مرزهای فیزیکی و جغرافیائی را در هم شکسته است و بسیاری از عوامل مؤثر در شکل گیری و احراز و ابراز هویت را متحول ساخته است. این تحولات تا حد زیادی ناشی از تأثیرات متقابل زبان، هویت و اینترنت است. هداف این مقاله تبیین روابط چندگانه زبان و هویت در عصر ارتباطات اینترنتی است. به همین منظور، پژوهش حاضر پس از مباحث مقدماتی، ارتباط زبان با هویت را مورد بررسی قرار می دهد. پس از آن عملکردهای اینترنت در شکل گیری هویت و ویژگی های خاص زبان مورد استفاده در دنیای اینترنت بر شمرده می شوند. این تحقیق با مطالعه کمّی استفاده از اینترنت از طریق پرسش نامه و مطالعه کیفی جستجوی مطالب فارسی در صفحات اینترنتی از طریق تحلیل محتوای مطالب، جنبه هایی از ارتباط تبادلات زبانی از طریق اینترنت را با کاربردهای هویتی و تفننی آن بررسی می کند و به ارایه پیشنهادات و راهکارهای ممکن برای بهینه سازی استفاده از اینترنت و تحقیق درباره تأثیرات اجتماعی و فرهنگی آن ختم می شود.
هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل جذب خیرین در ورزش با رویکرد نظریه داده بنیاد است. روش پژوهش کیفی و از نوع اکتشافی است. جامعه آماری شامل کارشناسان، نخبگانی که در مباحث مجمع های خیریه فعالیت داشتند و کارشناسان متخصص وزارت ورزش و فدراسیون ها بودند. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری غیر احتمالی، با انتخاب هدفمند و با حداکثر تنوع یا ناهمگونی استفاده شد. اندازه نمونه در این پژوهش برابر با 16 نفر و ابزار اندازه گیری مصاحبه باز بود که بر مبنای سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد. و مبنای تحلیل داده ها 171 مفهوم اولیه (کدهای باز)، 37 کد محوری و 13 کد گزینشی شناسایی شد. نتایج بدست آمده از تجزیه و تحلیل مصاحبه های کیفی نشان داد که عوامل علی از 4 مقوله اصلی، 9 مقوله فرعی و 39 کد اولیه، عوامل زمینه ای از 3 مقوله اصلی، 7 مقوله فرعی و 37 کد اولیه، عوامل مداخله گر از 2 مقوله اصلی، 5 مقوله فرعی و 24 کد اولیه همچنین راهبردها از 4 مقوله اصلی، 9 مقوله فرعی و 51 کد اولیه و در نهایت پیامدها حاصل از 2 مقوله اصلی، 4 مقوله فرعی و11 کد اولیه تشکیل شده اند.
نداشتن الگوی جامع و مدل کلان کسب وکار برای استفاده حداکثری از ظرفیت بستر گوشی های هوشمند همراه به منظور درآمدزایی سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، از مشکلات نوظهور اما جدی این سازمان است. هدف مقاله حاضر، طراحی یک مدل کسب وکار مبتنی بر گوشی های هوشمند همراه به منظور افزایش درآمدهای سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی بوده است. برای این منظور، بوم مدل کسب وکار استروالدر به عنوان نظریه مختار پژوهش، انتخاب و از روش دلفی کلاسیک استفاده شده است. توسعه همه جانبه زیرساخت ها و پلتفرم، جذب و نگهداشت نیروی انسانی متخصص، ایجاد تنوع و تکثر محتوایی به منظور پوشش دادن به نیاز همه گروه های مخاطب و تولید محتوای فاخر متناسب با این بستر، همکاری با همه بازیگران عرصه تولید، توزیع و سیاستگذاری محتوایی در کنار ایجاد بازار محتوای صوت و تصویر، قرار گرفتن در جایگاه رگولاتور و استفاده از ظرفیت های خاص این سازمان (مانند آرشیو) متناسب با زیست بوم رسانه ای کشور، ازجمله دستاوردهای محوری این پژوهش بوده است. این مدل می تواند مبنایی نظری برای فعالیت سازمان های رسانه ای برودکستر بر بسترهای نوین رسانه ای مانند پلتفرم های همراه باشد.
اکثر سازمان ها برای عملکرد مؤثر در اقتصاد امروز، تبدیل شدن به یک سازمان دانش بنیان را امری ضروری می شمرند اما بسیاری از آنها نمی دانند که سازمان خود را چگونه برای رسیدن به این هدف هدایت کنند. این مطالعه با رویکردی توصیفی پیمایشی و آمیخته روش (کمی و کیفی) درصدد طراحی مدل سازمان دانش بنیان برای رسانه ملی است. به همین منظور، در این تحقیق توسعه ای – کاربردی، 22 مفهوم اصلی سازمان های دانش بنیان، از ادبیات موضوع استخراج و در محیط رسانه ملی، از طریق اجرای روش دلفی و با حضور 40 تن از نخبگان دانشگاهی و خبرگان رسانه ملی، به اجماع گذاشته شد که در نهایت، 26 مفهوم به عنوان ابعاد نهایی سازمان دانش بنیان شناسایی گردید. سپس با دسته بندی برخی مفاهیم، مدل مفهومی سازمان دانش بنیان در رسانه ملی بر اساس 9 مفهوم اصلی شناسایی شده، ترسیم شد. در ادامه، پرسشنامه ای برای آزمون فرضیه ها، تهیه و پایایی و روایی آن از طریق آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی شد و در نهایت 13 فرضیه تحقیق از طریق مدل یابی معادله ساختاری و بر اساس روش شناسی رویکرد مبتنی بر واریانس مورد آزمون قرار گرفت. مدل ارائه شده از طریق 75 نمونه از مدیران ارشد 1 و2 سازمان صداوسیما اعتبارسنجی شد که پس از آن، فرضیه ها و همچنین مدل مفهومی تحقیق مورد تأیید قرار گرفتند. طراحی مدل، سازمان دانش بنیان، عوامل راهبردی، عوامل سازمانی، رسانه ملی
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اعتبار و روایی مقیاس بزهکاری آینده نگر در میان دانش آموزان است. بزهکاری آینده نگر، در مقابل بزهکاری گذشته نگر و به معنای سنجش بزهکاری براساس احتمال انجام رفتارهای بزهکارانه در موقعیتی فرضی است. پژوهشگران، سنجه های آینده نگر را طراحی کرده اند تا به وسیله آنها، پاسخگویان درباره احتمال ارتکاب برخی از جرائم آینده نگری کنند. در پژوهش های داخلی مقیاس بزهکاری آینده نگر، تاکنون به کار نرفته است؛ بنابراین، پژوهش حاضر تلاش می کند ضمن معرفی مقیاس این بزهکاری فایده و سودمندی آن را به صورت عملی و مبتنی بر داده ها و شواهد تجربی نشان دهد. این پژوهش در سال تحصیلی94-1393 به صورت پیمایشی و با استفاده از توزیع پرسش نامه در میان دانش آموزان دختر و پسر پایة سوم دبیرستان شهر تبریز انجام شده است. نمونه گیری با روش طبقه بندی شده انجام شده و حجم آن نیز 835 نفر است. اعتبار این مقیاس با استفاده از اعتبار محتوا، اعتبار سازه نظری و اعتبار سازه تجربی به دست آمده از تحلیل عاملی ارزیابی و پایایی مقیاس نیز با استفاده از آلفای کرونباخ بررسی شده است. نتایج تحلیل عاملی با استفاده از روش مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس و تحلیل عاملی تأییدی نشان می دهد مقیاس بزهکاری آینده نگر، از هفت عامل خشونت، سرقت، وندالیسم، تقلب امتحانی، کج روی جنسی، مصرف مواد و تخلفات منزلتی تشکیل شده است که این موارد حدود 58درصد از واریانس کل مقیاس را تبیین می کنند. ضرایب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس و ابعاد آن نیز به میزان مطلوبی برآورد شده است. مطابق نتایج پژوهش مقیاس بزهکاری آینده نگر، جایگزین مناسبی برای بزهکاری گذشته نگر است. امتیاز مهم این بزهکاری این است که رفتارهای الگودار و پایا را مدنظر قرار می دهد و این مقیاس برای تبیین بزهکاری و همچنین، برای ارائة توصیه های سیاستی در حوزة پیشگیری و سیاستگذاری در نظام عدالت قضایی جوانان مناسب تر است.
هدف این مقاله علاوه بر توصیف ویژگی های مادی، فنی و ساختاری سیاه چادر سنگسری، تحلیل فرهنگی و زیست محیطی فضاهای مختلف آن نیز می باشد که بر اساس یک مطالعه کیفی میدانی با رویکرد مردم نگاری در اقامتگاه های ییلاقی در نه طایفه از عشایر کوچنده و دامدار سنگسری که هنوز به شیوه سنتی زندگی می کنند نوشته شده است. در گرداوری داده ها علاوه بر اسناد از فنون مختلف مردم نگاری شامل حضور سه ماهه در میدان، مشاهده، مشاهده مشارکتی و مصاحبه های گروهی، فردی، باز و نیمه ساختم اند استفاده شده است. این مطالعه به لحاظ نظری چند سویه اما تأکید آن بر محیط و فنون به عنوان مهم ترین عوامل شکل دهنده فرهنگ است. یافته ها به لحاظ محتوا شامل توصیف دقیق ساختار مادی سیاه چادر، فنون سنتی مرتبط با ساخت پوشش آن و تحلیل مردم شناختی فضاهای داخلی و پیرامونی گوت در ارتباط با محیط فرهنگی و طبیعی می باشد. آنچه در این تحقیق در مقایسه با مطالعات توصیفی پیشین یک مزیت محسوب می شود این است که به توصیف و تحلیل تواما پرداخته است. مهم ترین نتیجهٔ این مطالعه این است که تطابق همزمان گوت با محیط زیست و همچنین با سایر عناصر فرهنگی به ویژه سبک زندگی، شیوه معیشت، تقسیم کار، امر قدرت و خویشاوندی موجب شکل گیری نوعی الگو در چیدمان فضایی داخل گوت، اموری که در آن ها جریان دارند و کنشگرانی که در آن ها به فعالیت می پردازند شده است.
شلر به هم زیستی سه نوع معرفت دینی و متافیزیکی و اثباتی در جامعه معتقد بود که هیچ گاه اقدامی تجربی جهت تعیین سهم این متغیرها در فضای معرفتی جوامع صورت نگرفته است. پژوهش حاضر، با هدف دست یابی به سهم و وزن نسبی انواع معرفت در شهر رشت از دیدگاه شلر انجام شده است. در نخستین گام، معرفت متافیزیکی، به دلیل سهم اندکی که نسبت به دیگر انواع معرفت داشته و نیز هم پوشانی نسبی اش با معرفت دینی و نیز فقدان نوعی شکل اجتماعی، به بیان شلری، کنار گذاشته شد. در بخش کیفی، برخی جنبه های حیات اجتماعی طی مصاحبه هایی به دو نماینده شناخته شده از دو نوع معرفت علمی و دینی، یعنی استادان دانشگاه و روحانیان، عرضه شد تا تفاوت های دو گروه در نظام های معنایی مربوط به این حوزه ها مشخص شود. پس از 10 مصاحبه با روحانیان و 17 مصاحبه با استادان دانشگاه، اشباع نظری مطلوب در حوزه هایی نظیر خانواده (ترجیح تعداد فرزندان، تقسیم کار جنسی و روابط جنسی)، دین (وجوه فردی دین و تکثرگرایی)، سیاست، اوقات فراغت، اخلاقیات و باور به علم و انسان حاصل شد. سپس، با انجام پیمایشی با نمونه ای برابر با 394 نفر در سطح شهر، سهم هریک از انواع معرفت در میان مردم مشخص شد. نتایج نشان داد که در ابعادی چون تکثرگرایی دینی، اخلاقیات و نگاه به علم، بیشتر پاسخگویان با استدلال های روحانیان موافق بوده اند و در دیگر حوزه ها غلبه با استدلال های استادان دانشگاه بوده است.
موضوع بنیادگرایی اسلامی یکی از مهم ترین مسائلی است که در حال حاضر جهان اسلام با آن مواجه است. پاکستان یکی از کشورهایی است که در سطحی گسترده گرفتار این مسئله است. گروه های بنیادگرایی افراطی در این کشور فعال می باشند که از لحاظ ایدئولوژی و اعتقادی متأثر از تفکرات وهابیت، به شدت فرقه گرا و ضدشیعی می باشند. تضاد در ایدئولوژی سیاسی این فرقه با مذهب تشیع و همسایگی این کشور با جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور شیعی مذهب بر اهمیت موضوع و نقش وهابیت در پیدایش و گسترش بنیادگرایی مذهبی پاکستان که هدف این مقاله می باشد افزوده است. نتایجی که در این پژوهش بدست آمده است گویای تأثیر تفکرات وهابیت در ایجاد و بنیادگرایی مذهبی در پاکستان بوده است که با پشتیبانی های مالی عربستان سعودی و نفوذ روحانیون مذهبی وهابی در جامعه ی دینی پاکستان به ویژه مدارس دینی این کشور این پدیده تشدید شده است و آن را به سمت فرقه گرایی و خشونت های مذهبی سوق داده است؛ به گونه ای که اکنون پاکستان شاهد بیش ترین درگیری های فرقه ای و مذهبی می باشدکه این موضوع هم عرصه ی داخلی این کشور و هم محیط پیرامون به ویژه کشور های همسایه را تحت تأثیر قرار می دهد.
تأثیر آموزش عالی بر توسعه موضوعی انکارناپذیر است؛ اما به نظر می رسد صرف افزایش لجام گسیخته و بدون برنامه مؤسسات آموزش عالی و تعداد دانشجویان، زمینه ساز دست یابی به توسعه نیست. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین شاخص های کمی (کمیت آموزش کمی) و کیفی (کارآیی و برابری) آموزش عالی با توسعه اقتصادی میان 78 کشور منتخب جهان است. پشتوانه نظری این پژوهش، بر نظریه های سرمایه انسانی، توسعه انسانی و رویکردهای مرتبط با بازده سرمایه گذاری در آموزش متکی است. این پژوهش به لحاظ روش شناسی با اتکا به پارادایم اثباتی و با استفاده از تحلیل ثانویه داده های طولی بین سال های 2010-2016 انجام شد. نتایج نشان دادند گسترش آموزش عالی از شروط لازم برای دست یابی به توسعه اقتصادی است نه شرط کافی. همچنین شاخص های کمی آموزش عالی در ترکیب متوازن با شاخص های کیفی نظیر کارآیی و برابری، ممکن است زمینه ساز توسعه اقتصادی شود؛ درنهایت، در دوره پساتوده ای برای تبیین توسعه اقتصادی، توجه به شاخص های کیفی آموزش عالی، بستر و محیط گسترده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و غیره که دو نهاد آموزش و اقتصاد در آن فعالیت می کنند و همچنین ترکیب پیچیده ای از سایر عوامل ضرورت دارد.
رسانه های جمعی بویژه شبکه های تلویزیون ماهوارهای، نقش مهمی در رشد جنبه های گوناگون زندگی افراد بویژه نوجوانان ایفا میکنند. پژوهش حاضر، با هدف مطالعه تجربیات مادران از اثرات ماهواره بر روی نوجوانان انجام شده است. این مطالعه به شیوه کیفی و به روش پدیدارشناسی با نمونه گیری هدفمند و با استفاده از مصاحبه نیمه سازمان یافته انجام پذیرفته است. مصاحبه ها پس از ضبط، سپس به صورت کتبی اجرا و به روش پیشنهادی اسمیت (1995)
تجزیه و تحلیل شده اند. یافته های حاصل از تجربیات مادران در 5 مضمون اصلی «انگیزش کاربران ماهواره»، «کارکردهای مثبت»، «کارکردهای منفی»، «تغییر سبک زندگی» و «راهحل های پیشنهادی» و چندین مضمون فرعی بیان شده است. این یافته ها میتوانند تصویری روشن از تجربه مادران در خصوص اثرات ماهواره بر روی نوجوان ارائه دهند.
رفتار جامعه پسند نوع خاصی از رفتار هدفمند است که به منظور رفاه دیگران انجام می شود. در کنار تنوع رفتارهای جامعه پسند، نکته حائز اهمیت، شرایط و زمینه تحقق این نوع رفتارهاست. در این پژوهش، رابطه ساختاری تمایزیافتگی خود و ابعاد رفتار جامعه پسند با واسطه گری هویت اخلاقی در قالب یک مدل علی بررسی می شود. ابتدا 239 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشگاه شیراز به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب شدند. سه مقیاس معتبر شامل پرسشنامه فرم کوتاه تمایز خود (DSI-SE) اریک، پرسشنامه رفتار جامعه پسند پنر و همکاران، و پرسشنامه هویت اخلاقی آکویینو و رید برای سنجش متغیرهای مدل به کار گرفته شدند. روایی و پایایی ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، بررسی و تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل مسیر انجام گرفت و برای بررسی معناداری واسطه گری و برازش مدل، از نرم افزار ایموس استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل با داده های این پژوهش، برازش مناسبی دارد. با توجه به یافته ها، تمایزیافتگی به نحو منفی، رفتار جامعه پسند معطوف به دیگران را پیش بینی می کند. هویت اخلاقی نیز رفتار جامعه پسند کمک رسانی را به نحو مثبت و رفتار جامعه پسند معطوف به دیگران را به نحو منفی پیش بینی می کند. همچنین هویت اخلاقی، نقشی واسطه ای در رابطه میان تمایزیافتگی خود و رفتار جامعه پسند ایفا می کند. درمجموع، نتایج این پژوهش نشانگر اهمیت تمایزیافتگی خود و هویت اخلاقی در رفتار جامعه پسند است.
بهبود عملکرد یکی از مهمترین اهداف هر سازمان به شمار می رود. سیستم کنترل کیفیت شش سیگما متدولوژی بهبود مستمر کیفیت است که با کاهش تغییرات ذاتی فرایند انجام می شود. از تکنیک های بهبود فرایند که در پنج دهه اخیر مورد استفاده قرار گرفته، شش سیگما به عنوان مؤثرترین تکنیک بهبود کیفیت مطرح شده است. این تکنیک باعث بهبود عملکرد و افزایش میزان رضایت مشتری می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سیستم کنترل کیفیت شش سیگما بر عملکرد شرکت نفت چشمه خوش دهلران صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش در زمره تحقیقات توصیفی - همبستگی قرار می گیرد. جامعه آماری آن نیز شامل کلیه مدیران، سرپرستان و کارشناسان شرکت نفت چشمه خوش دهلران به تعداد 400 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 196 نفر محاسبه گردید. ابزار گردآوری داده ها نیز پرسشنامه بود که برای بررسی روایی آن از نظر خبرگان و برای بررسی پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ (832/0) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده نیز از طریق مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آموس صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که سیستم کنترل کیفیت شش سیگما بر عملکرد شرکت نفت چشمه خوش دهلران تأثیر معناداری دارد.