با خروج امریکا از توافقنامه برجام، هر کدام از وب سایت های پرس تی وی و سی ان ان برای پوشش خبری این رویداد، در میدان تقابل دیدگاه ها، چارچوب ها، اولویت های رسانه ای ، فضای حاکمیتی و فرهنگی کشور متبوع خود قرار داشته و حجم زیادی از اطلاعات را به صورت قاعده مند، مطابق با ظرفیت های روزنامه نگاری آنلاین و در راستای خط مشی رسانه ای خود به مخاطبان عرضه کردند. بر این اساس هدف مقاله حاضر مقایسه نحوه پوشش اخبار خروج امریکا از برجام در وب سایت های پرس تی وی و سی ان ان است. در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کمی استفاده شده است. جامعه آماری شامل تمام اخبار منتشر شده از تاریخ اعلام خروج امریکا از برجام به فاصله 20 روز است. یافته های مقاله نشان می دهد که هر دو وب سایت، موضوع خروج امریکا از برجام را بیشتر از نگاه سیاسی منعکس کرده اند. جهت گیری وب سایت پرس تی وی بیشتر منفی و جهت گیری وب سایت سی ان ان بیشتر خنثی بوده است. هر دو وب سایت مقامات رسمی کشور متبوع خود را در اولویت برجسته سازی قرار داده اند. پایبندی اروپا به برجام (به میزان 28.7 درصد) در وب سایت پرس تی وی و اقدام غیرقانونی و اشتباه ترامپ در خروج امریکا از برجام (به میزان 30.8 درصد) در وب سایت سی ان ان برجسته ترین موضوعات بوده است. وب سایت سی ان ان از ظرفیت همگرایی چندرسانه ای برای ارائه اطلاعات حداکثری به مخاطب در فضای محدود وب سایت بیشتر استفاده کرده است.
این مقاله در پی تبیین و ارزیابی دیدگاه تامس کوهن درباره گزینش نظریه در علوم طبیعی است. فیلسوفان علم براساس تمایز دوتایی مقام کشف/ مقام توجیه بر آن بودند که چون فرایند کشف نظریه قاعده مند نیست، فرایند گزینش نظریه که مقام توجیه است ناگزیر باید قاعده مند باشد؛ وگرنه عینیت و عقلانیت علم از کف می رود. اما تامس کوهن دلیل می آورد که فرایند گزینش نیز چندان قاعده مند نیست؛ چون ملاک های مشترک گزینش از قبیل دقت، دامنه، سازگاری، سادگی و باروری، کارکرد قاعده های دقیق و سازگار و بسنده ای را ندارند تا همچون برهان، گزینش واحدی را الزام کنند. کارکرد ملاک های گزینش مانند ارزش هاست که اگرچه بر گزینش تأثیر دارند، اما آن را یکسره تعیّن نمی بخشند. وانگهی ارزش ها به مداخله عوامل وابسته به زندگی و منش دانشمند راه می دهند و امکان اختلاف نظر میان دانشمندان را گشوده می دارند. آیا کوهن بدین سان آخرین پایگاه عینیت و عقلانیت علم را ویران نمی کند؟ آیا او نسبی انگار یا ستاینده نابخردانگی است؟ کوهن هرگز چنین اتهام هایی را نپذیرفت.
نشانه شناسی، علم مطالعه نظام های نشانه ای و درواقع، فرایندی تأویلی برای فهم حقیقت پنهان در پس علائم، رمزها، و نشانه ها و نمادهای فرهنگی است. افزون براین، نشانه شناسی به ما می گوید که ساختارها می توانند معنادار باشند؛ به گونه ای که ساختارها مبنایی نشانه ای دارند و به صورت یک نظام عمل می کنند. در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز این ساختارها بسیار گسترده هستند. نظام نشانه ای در جمهوری اسلامی ایران به دلیل خلق یک هویت شیعی جدید و اسلام سیاسی، اهمیت فراوانی دارد. مقاله حاضر از طریق روش ترکیبی تحلیل محتوا و نشانه شناسی، فرایند گذار از نشانه های سیاسی به نشانه های اجتماعی را در تمبرهای بین سال های 1389-1357 به مثابه یکی از ابزارهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، بررسی کرده است. یافته های این مقاله نشان می دهد، فرایند تغییر نمادهای گنجانده شده بر روی تمبرها بین سال های 1389-1357 حکایت از این دارد که نشان های مشروعیتی جمهوری اسلامی ایران بر روی تمبرها، از حکمرانان به جامعه و از سیاسی به اجتماعی گذر کرده اند.
مجموعه عوامل گسترده ای بر انتخاب نوع رسانه های مورد استفاده از سوی مخاطبان تأثیر گذارند. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر، مطالعه تطبیقی دلایل ترجیح رسانه ها در تلویزیون داخلی و خارجی با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) بوده است. اطلاعات پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مقایسه های زوجی از نمونه ای متشکل از 26 کارشناس در حوزه رسانه و 105 نفر از ساکنان شهر تهران در سال 1396 جمع آوری شده است. به منظور مقایسه، ابتدا ماتریس 7×7 تشکیل و سپس، با تخصیص مقادیر جدول ساعتی، معیارهای مختلف دوتایی باهم مقایسه شده اند. در نهایت یافته های پژوهش نشان داده است که بیشترین تأثیر بر ترجیح تلویزیون داخلی و خارجی از سوی مخاطبان، متعلق به معیار اعتماد به رسانه است. پس از اعتماد به رسانه، معیار های رضایت مندی، تنوع برنامه ها، سرگرمی و رفع بی حوصلگی، پاسخگویی به نیاز ها و انگیزه آموزشی در رتبه های بعدی عوامل مؤثر بر ترجیح رسانه تلویزیون داخلی و خارجی از سوی مخاطبان قرار دارند. همچنین شایان ذکر است که معیار هزینه دسترسی، در رتبه بندی یاد شده، در جایگاه آخر قرار دارد.
زمینه و هدف: مسئله بازگشت زندانیان به زندان، همواره یکی از دغدغه های اصلی مسئولان قضایی و انتظامی و مدیران زندان ها بوده است. هدف اصلی تحقیق حاضر، مطالعه زمینه های اجتماعی مؤثر بر بازگشت زندانیان به زندان است. روش : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی و از نظر نوع مطالعه از نوع تحقیقات کیفی مبتنی بر روش داده بنیاد است. جامعه آماری آن شامل همه زندانیان با سابقه بازگشت به زندان در زندان مرکزی کرمان می باشد. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند در دسترس استفاده شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش را 34 نفر از زندانیان با سابقه جرم و بازگشت به زندان مرکزی شهر کرمان در سال 1399 تشکیل می دهند. از مصاحبه نیمه ساختاریافته به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شده و برای رسیدن به معیار قابلیت اعتماد از سه روش «کنترل یا اعتباریابی توسط اعضا، مقایسه های تحلیلی و استفاده از تکنیک ممیزی» بهره گرفته شده است. داده ها بر طبق رویه مبتنی بر نظریه زمینه ای در سه مرحله کُدگذاری باز، انتخابی و گزینشی (محوری) تجزیه وتحلیل شده اند. یافته ها: سرمایه اجتماعی درون گروهی، یادگیری جرم در زندان، عدم حمایت نهادی به عنوان شرایط علّی و مشغله های ذهنی، احساس محرومیت نسبی، یادگیری نامطلوب مهارت های زندگی، به عنوان بسترهای زمینه ساز و وابستگی به مصرف مواد مخدر، فرصت های مجرمانه، بی توجهی مدنی به عنوان شرایط مداخله گر، پشتیبانی حمایتی و عاطفی، متقاعدسازی پس از آزادی، تقویت کارآفرینی حمایتی و خدمات مشاوره به زندانیان پس از آزادی به عنوان راهبردها و از بین رفتن قبح ارتکاب به جرم، تعاملات بزهکارانه و تنهایی و طرد اجتماعی به عنوان پیامدها، شناخته و بررسی شد. نتیجه گیری: نتایج بررسی نشان می دهد که بازگشت مجدد زندانیان به زندان از عوامل متعددی تأثیر می گیرد که دارای منشأ اجتماعی است و با ساختارها و نظام اجتماعی ارتباط وسیع و تنگاتنگی دارد.
برندسازی ملی صورتی از هشیاری ملی است که در قرن بیست و یکم به شکل جدی به آن پرداخته شده است. آفرینش و ارتباطات هویت ملی با استفاده از ابزار و تکنیک ها به خصوص استفاده از رسانه های اجتماعی می تواند بسیار توانمند صورت پذیرد. این تحقیق به شناسایی و تعیین عوامل مهم در بکارگیری رسانه های اجتماعی در برندسازی ملی جمهوری اسلامی ایران از حیث گردشگری مذهبی پرداخته است. با استفاده از نظر خبرگان و دست اندرکاران درسازمانهایی که به نحوی با این مساله به نوعی درگیر می باشند و بسط مدل انهلت [1] در برندسازی ملی به برندسازی ملی در رسانه های اجتماعی و معرفی عوامل دهگانه مرتبط با محتوا در این رسانه ها، مدلی پیشنهاد و برای آزمون مدل، پرسشنامه ای طراحی گردید و پس از آزمون پایایی و روایی آن در اختیار 600 نمونه بدست آمده از جامعه مربوطه قرار گرفت و پس از جمع آوری پرسشنامه ها، 384 پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفت و با استفاده از شاخص های آمار استنباطی (آزمون فیشر و آزمون 2 χ کارل پیرسون) به تأیید یا رد فرضیه ها پرداخته شد. تحلیل نتایج، ده عامل قابلیت دسترسی، قابلیت اجرا و به کارگیری، تخصصی و حرفه ای، الهام بخشی، آموزش دهندگی، ایجاد انگیزه و حس رقابت، قابلیت انطباق و سازگاری، شفافیت، محبوبیت و جامعه پذیری تایید نمود. ایجاد بستر مناسب برای بهره گیری از فناوری اطلاعات در جهت آموزش و بازآموزی در کنار افزایش سواد رسانه ای در جهت استفاده از رسانه های اجتماعی برای برندسازی ملی در داخل و خارج از کشور می تواند زمینه ساز جایگاهی شایسته برای گردشگری مذهبی جمهوری اسلامی ایران باشد.
هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل نظری و انتقادی رویکرد تلفیقی پیر بوردیو است. بدین منظور ابتدا زمینه فکری و اجتماعی تأثیرگذار بر رویکرد تلفیقی بوردیو طرح گردیده است. سپس با توجه به مفاهیم نوبنیادی چون عادت واره و میدان به عنوان مصداق بارز رهیافت تلفیقی بوردیو و رابطه دیالکتیکی این دو مفهوم و برآیند آن یعنی عملکرد به عنوان واحد تحلیل در نظریه بوردیو، مشی جامعه شناسی و نظریه عمل بوردیو تشریح گردیده است. در این راستا، نظریه بوردیو در حوزه زبان و قدرت نمادین (رابطه دیالکتیکی خصلت زبانی و بازار زبان شناختی) و دیدگاه وی در حوزه تمایز و اشکال سرمایه به مثابه رهیافت تلفیقی (ضمنی) وی با توسل به برخی استدلال ها نشان داده می شود. در نهایت در این مقاله، تلاش، معطوف به یافتن پاسخ به این پرسش اساسی است آیا رهیافت تلفیقی بوردیو در تأکید همزمان به ساختار و عاملیت موفق بوده است یا نه؟ نتیجه ای که با بهره گیری از روش استدلال منطقی به دست آمد، این است که رهیافت تلفیقی بوردیو به خاطر تأکید بیشتر بر ساختار، بازتولید و به یک معنا به خاطر طرفداری از قطب عینی و ایمان راسخ او به وجود شالوده سخت واقعیت اجتماعی از قضیه جدلی الطرفین ذهن گرایی و عینی گرایی فراتر نرفته است؛ و در نهایت، رهیافت تلفیقی نامبرده به خاطر تأکید بیشتر بر ساختار و بازتولید با چالش های نظری مواجه است.
حوادث 11 سپتامبر و رویدادهای پس از آن، درمجموع با یک ضربه، تصویری آمرانه را به جهان تحمیل کرد که تقریبا بسیاری از افراد حساس نسبت به مسائل خرد و کلان جاری در جهان را وادار ساخت این مقطع تاریخی را، اگر نه نقطه عطف، که دست کم تکیه گاهی برای آغاز بررسیهای جدید بدانند: حتی آنکه که شروع تازه جدید را بسیار زودتر از این میدانستند، نتوانستهاند اهمیت این مرحله را به کلی نادیده بگیرند.
این مقاله نگاهی است به ساختار تولید، پردازش، انتشار و بازتولید خبر به ویژه بعداز رویدادهای 11 سپتامبر، که لزوم ارجاع به ایدئولوژی و تعمیم و گسترش آن را به خبر، باتوجه به کاربرد خبرایدئولوژیک درجهانی سازی یادآور میشود. در این نگاه، خبر نظامی است فراسازمانی که باید جهانی سازی را در پیشبرد هدفهای خود یاری دهد و روند آن را تسهیل کند.
زمینه و هدف: یکی از مشکلات جوامع امروزی افزایش پدیده بزهکاری و تکرار آن می باشد. یکی از سازمان های مهم در زمینه مبارزه با بزهکاری، سازمان پلیس است. پلیس به دلیل برخورد اولیه با بزهکاران در زمینه پیشگیری از تکرار بزهکاری می تواند نقش بسزایی ایفا کند. یکی از اقدامات پلیس در این راستا، استفاده از برنامه پلیس ترمیمی است. پلیس ترمیمی برنامه ای است که در اختیار پلیس جامعه محور قرار می گیرد تا از طریق عملکرد خاص خود، بتواند به پیشگیری از تکرار جرایم بپردازد. لذا با توجه به این که پژوهش هایی در مورد پلیس جامعه محور انجام گرفته اما پژوهشی در زمینه پلیس ترمیمی صورت نگرفته در این پژوهش به این موضوع پرداخته شده است.<br /> روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی-تحلیلی است. داده ها به شیوه اسنادی و کتابخانه ای از کتاب ها، مقاله ها و ترجمه ها استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.<br /> یافته ها و نتایج: نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که پلیس سنتی با اقدامات سرکوب گرانه خود در تأمین هدف مبارزه با جرایم موفق عمل نکرده است. بدین معنا که اقدامات انجام گرفته توسط پلیس و سیستم رسمی رسیدگی، برچسب مجرمانه ای به بزهکار الصاق می کند که اصلاح و بازگشت وی به جامعه را با مشکل روبه رو می کند در نتیجه، این امر منجر به تکرار جرایم می گردد. در حالی که پلیس، در رویکرد جدید جامعه محوری خود از مشارکت مردم در تأمین نظم و امنیت و مبارزه با جرایم استفاده می کند. در این راستا برنامه جدیدی به نام پلیس ترمیمی به پلیس جامعه محور ارائه می شود در این برنامه پلیس با استفاده از روش های ترمیمی مانند میانجیگری و نشست و با مشارکت جامعه، بزهکار و بزه دیده را در کنار هم قرار می دهد تا از طریق مسئولیت پذیری و ایجاد شرمساری بازپذیرکننده در بزهکار از تکرار جرایم پیشگیری کند.
وضعیت کردها در ایران از نظرگاه تبعیض و نابرابری دهه هاست که موضوع دغدغه ها و مباحثات عمومی در داخل و خارج از ایران بوده است، اما تجربه قومیتی کردها درون میدان های اجتماعی ایران ازجمله دانشگاه به ندرت موضوع بررسی های تجربی بوده است؛ براین اساس، در این مقاله، تجربه زیسته دانشجویان کرد در دانشگاه با رویکردی اکتشافی، با تمرکز بر تجربه های تبعیض و نابرابری قومی در چهار دانشگاه تبریز، تهران، علامه و کردستان بررسی شده است. به این منظور، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با دانشجویان کرد انجام شده است. داده ها با تکنیک تحلیل مضمون تجزیه وتحلیل شده که برآیند آن، 11 مضمون اصلی و 11 مضمون فرعی بوده است. یافته ها نشان می دهند که تجربه دانشگاه برای دانشجویان کرد دربردارنده وجوه قابل توجهی از حس تبعیض، نابرابری و طرد قومی در هر دو ساحت رسمی و غیررسمی دانشگاه است.
این مطالعه با هدف بررسی تأثیر علّی متغیرهای جمعیت شناختی، اقتصادی و اجتماعی بر میزان خام طلاق استان های ایران انجام شد. در این مطالعه، به تحلیل ثانویه داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال های 1390 و 1395، آمارگیری نیروی کار سال های 1397-1390، آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری 1396-1390 و آمارهای ازدواج و طلاق سازمان ثبت احوال کشور با استفاده از روش تحلیل مسیر پرداخته شده است. در این پژوهش، 23 متغیر مورد بررسی قرار گرفت که از میان آنها تعداد شش متغیر شامل نسبت شهرنشینی، میزان باروری کل، نسبت جنسی، میانگین درآمد خانوارهای شهری، نسبت زنان متأهل دارای تحصیلات عالی و ضریب جینی یک سال قبل، معنی دار شد. بیشترین اثر مستقیم، مربوط به متغیر درآمد خانوارهای شهری، سپس میزان باروری کل و سهم زنان متأهل با تحصیلات عالی در جهت منفی است. علاوه بر آن، نسبت شهرنشینی، نسبت جنسی و سهم زنان متأهل با تحصیلات عالی، اثر غیرمستقیم بر میزان خام طلاق دارند. به این ترتیب، تغییرات میزان خام طلاق استان های کشور با تغییرات متغیرهای نامبرده، قابل تبیین است و می تواند تاحدودی تفاوت های استانی طلاق را توضیح دهد.