اغلب تلاش های مکتب انتقادی فرانکفورت در انتقاد از جامعه جدید و اجزای سازنده اش بوده است. می توان امتداد این نگاه را در واکنش انتقادی این مکتب، به تلقی بی طرفانه از تکنولوژی نیز ردیابی کرد. این مکتب، بر نیازمندی هر نوعی از دانستن به نقادی و اصلاح تأکید می ورزد و با همین مبنا، رویارویی انسان با تکنولوژی را نیازمند بینشی انتقادی می انگارد و از این منظر، به نقد تکنولوژی ورود می کند. این پژوهش، با روش تحلیلی اسنادی به انتقادپذیری تکنولوژی از دیدگاه مارکوزه از دانشمندان مطرح این مکتب و شاگردش فینبرگ پرداخته است. نتایج پژوهش حاکی از وجود اشتراک ها و تفاوت هایی میان دیدگاه این دو اندیشمند است؛ هر دو اندیشمند رویکرد ابزارانگاری تکنولوژی یعنی جدایی ارزش از دانش و تکنیک و رویکرد جبرانگاری تکنولوژی یعنی نقدناپذیری و عدم امکان تغییر تکنولوژی ها را نادرست و تکنولوژی را ارزش بار و تغییر پذیر می دانند. اما در راهبرد تغییر یعنی گسترش هنر به سیاست و دموکراتیزه کردن تکنولوژی، سطح تغییر، مجریان تغییر یعنی طبقات محروم و رنج کشیده و یا عموم مردم و میزان امید به تغییر با یکدیگر متفاوتند.
با توجه به افزایش تولیدات علمی و وجود نتایج متناقض در باب تأثیر شبکه های ماهواره ای فارسی زبان بر سبک زندگی، پژوهش حاضر درصدد بررسی پژوهش های انجام شده در ایران با این موضوع، به منظور غلبه برآشفتگی و نتایج متناقض است. روش پژوهش، فراتحلیل و جامعه آماری، شامل پژوهش هایی است که از سال 1380 تا پایان شش ماهه اول سال 1396، با موضوع تأثیر شبکه های ماهواره ای فارسی زبان بر سبک زندگی منتشر شده اند. ازاین رو در نهایت 66 پژوهش انتخاب و تحلیل شده اند. نتایج پژوهش های مرور شده نشان داد که تاکنون 9 مؤلفه سبک زندگی در این حوزه بررسی شده است. همچنین نتایج فراتحلیل نشان می دهد که از بین متغیرهای اثرپذیر از شبکه های ماهواره ای فارسی زبان، مناسبات خانوادگی و نحوه گذران اوقات فراغت، اثرپذیرترین متغیرها هستند. بر این اساس، مناسبات خانوادگی (با اندازه اثر 0/541-) و نحوه گذران اوقات فراغت (با اندازه اثر0/407) بیشترین تأثیر را از شبکه های ماهواره ای فارسی زبان می پذیرند.
«هم باشی» وضعیتی آستانه ای است که تحت عنوان «ازدواج سفید» نمی گنجد؛ بلکه نشانه نوعی آسیب و نابهنجاری در نهاد خانواده ایرانی است؛ نابهنجاری که کنشگران از سر اراده و به منظور نقض قواعد رسمی خانوادگی صورت می دهند. هدف اصلی در مقاله پیش رو، بررسی این آسیب و فهم قواعدی است که از خلال نقض آن توسط کنشگران، ضرورت آنها در حیات اجتماعی آشکار می شود. از این رو، پژوهش به روش اتنومتدولوژی و با تأکید بر وجه پدیدارشناسانه آن سامان یافته است. یافته های پژوهش بر نمونه ها در شهر تهران متمرکزند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که افراد در چنین شرایطی با دامن زدن به نوعی نابهنجاری و سرپیچی از قواعد مرسوم و رایج در خانواده، مطابق میل خود و مبتنی بر آزادی فردی، شرایط متفاوتی را برای خود رقم زده اند؛ در حالی که قواعد ضروری حاکم بر خانواده، بر روابط آنها نیز تسری می یابد و درنهایت، خود را در قالب جدیدی آشکار می کند که در ظاهر ساخته افراد است، اما در واقع مضمر در ضمنی ترین سطوح خانوادگی است. بر این اساس، قواعد خانواده در ایران حتی با نقض توسط افراد در قالب هم باشی، نه تنها از میان نمی رود، بلکه در شکل هایی به ظاهر خودساخته، بیشتر تسری پیدا می کند. این اتفاق حاکی از بنیانی ضروری در پیچیده ترین ابعاد زندگی اجتماعی وابسته به نظم خانواده در ایران است که راه علاج را نیز فقط از خلال آن می توان جست.
گزارش ها و داده های آماری گویای وضعیت بحرانی ایران در رابطه با شادی و شاخص های مربوط به آن هستند. از سوی دیگر، زندگی پرهیاهو در کلان شهرهای عظیم مانند شهر تهران، به دلیل شتاب روزافزون سرعت زندگی و بروز مسائل و مشکلات اجتماعی و اقتصادی فراوان، افراد را مستعد خمودگی، افسردگی و احساس ناخشنودی ساخته و این امر سلامت روانی افراد و درنتیجه سلامت جامعه را از ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مورد تهدید قرار می دهد. این مطالعه از نوع تحقیقات همبستگی و مقطع عرضی بوده که با روش پیمایش در جامعه آماری جمعیت فعال (65-15سال) شهر تهران و با نمونه 371 نفری (نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای) انجام شده است. در این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که میزان اثرگذاری متغیرهای اجتماعی: سرمایه اجتماعی (اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی) و متغیرهای اقتصادی: بیکاری و درآمد بر شادی جمعیت فعال شهر تهران تا چه اندازه ای است؟ برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی، آمار استنباطی و از روش تحلیل مسیر به منظور بررسی فرضیه های تحقیق استفاده شد. بر اساس نتایج، بین انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی و اعتماد اجتماعی، میزان درآمد خانوار و سن با شادی رابطه مثبت معناداری مشاهده شد. بر اساس دیگر نتایج بین میزان تحصیلات، وضعیت اشتغال، جنسیت و وضعیت تأهل افراد با شادی رابطه معناداری وجود نداشت. در نهایت مدل تحلیل مسیر نشان داد که انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و میزان درآمد خانوار اثر مثبت معناداری بر شادی افراد داشته و این متغیرها قادرند 34 درصد از واریانس کل تغییرات شادی را تبیین کنند.
صدور تقریبی بیش از چهارهزار رأی مطبوعاتی در ایران، آن هم در عصری که عصر ارتباطات نام گرفته است، موضوعی است قابل بررسی تا بدانیم مطبوعات ایرانی به واسطه کدام نوشتار، طرح یا کاریکاتور مجرم شناخته شده اند و با چه اتهام هایی در محکمة کیفری مقابل رئیس دادگاه و اعضای هیئت منصفه به دفاع از عملکرد خود پرداختند. بنابراین در این پژوهش با هدف بررسی اتهام ها وارده بر مطبوعات در سال های 1380 تا 1389 با روش تحلیل محتوا پرداخته ایم. به این منظور پروندة تمامی مطبوعاتی که در فاصلة بین سال های 1380 تا 1389 به دادگاه مطبوعات ارجاع شده اند مورد بررسی قرار داده ایم. با توجه به موضوع تحقیق مناسب ترین روش جهت پاسخ گویی به سؤالات تحقیق روش تحلیل محتوا است. در این پژوهش، کلیه مطبوعاتی که طی سال های 1380 تا 1389 مورد اتهام قرار گرفته اند، اتهام های واره بر آنها، شاکی، رأی صادره و ... جزء واحد تحلیل هستند. هر کدام از لحاظ گویه های مربوطه مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که در مجموع طی این دوره 816 پرونده که مربوط به 428 نشریه بوده در دادگاه های مطبوعات مورد رسیدگی قرار گرفته است. پنج نشریه ای که بیشتر از سایر نشریات مورد اتهام قرار گرفته اند به ترتیب روزنامة ایران، همشهری، کیهان، جام جمو صدای ارومیه بوده است. همچنین بیشترین پرونده های مطبوعاتی مربوط به سال 1385 بوده و بیشترین اتهام ها نشر اکاذیب، توهین و افترا، پخش شایعات و مطالب خلاف واقع، اشاعه فحشا و منکرات و انتشار عکس ها و مطالب خلاف عفت عمومی و تخلف مطبوعاتی (عدم انتشار ظرف مهلت مقرر قانونی) بوده است . همچنین مجموعاً 114 نشریه در این ده سال لغو امتیاز و یا به صورت موقت توقیف شدند. (در این سال ها 67 نشریه لغو امتیاز و 47 نشریه نیز به صورت موقت توقیف شدند.)
مهمترین عاملی که به تداوم حیات بشر یاری رسانده، مشارکت میان انسان هاست تا جایی که هیچ فرد یا ملتی بدون کمک دیگران نمی تواند به حیات خویش ادامه دهد. یکی از مؤلفه های بسیار مهم در جهت گیری مثبت رفتاری یک جامعه، در مفهوم مشارکت نهفته است؛ از این رو که مفهوم مشارکت، بویژه از دهه ی هفتاد میلادی به بعد، به عنوان یک موضوع مهم و کلیدی جای خود را در علوم اجتماعی و.. باز کرد. این بررسی به مطالعه ی عوامل مهم مشارکت اجتماعی سالمندان می پردازد. مقاله ی حاضر با هدف شناخت میزان رابطه ی مؤلفه های سبک زندگی با مشارکت اجتماعی شهروندان سالمند شهر گرگان است. روش این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی پیمایشی از شاخه ی میدانی است و جامعه ی آماری این تحقیق، شهروندان سالمند شهرستان گرگان هستند. ابزار گردآوری اطلاعات مبتنی بر پرسشنامه است. برای پایایی ابزار سنجش از روش آماری آلفای کرونباخ و برای سنجش اعتبار تحقیق از روایی صوری بهره گرفته شده است. این پژوهش به شیوه پیمایشی با کمک پرسشنامه درباره 500 نفر از سالمندان در شهر گرگان صورت گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش بین متغیر های سن، جنس، درآمد، شغل با سبک زندگی شهری و مشارکت اجتماعی شهروندان سالمند رابطه وجود دارد. بر اساس نتایج رگرسیون چندگانه از بین کل متغیر های مستقل، شغل، درآمد، کیفیت زندگی، امکانات شهری، سلامت جسمی، فرهنگ توسعه ی شهری، رضایت از خدمات شهری، هویت خانواده و باورهای دینی رابطه و همبستگی مثبتی با مشارکت اجتماعی داشتند و قادر بودند 55 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. متغیر امکانات شهری بیشترین تأثیر مستقیم را بر مشارکت اجتماعی شهروندان سالمند داشت(64%) و بیشترین تأثیر کل متعلق به متغیر فرهنگ و توسعه ی شهری (38%) است که نشان می دهد هنوز فرهنگ و توسعه در شهرها برای مشارکت اجتماعی سالمندان تأمین نشده است.